اول کسي که در لارستان لواي مشروطه برافراشت
آبت الله سيد عبدالعلي آيت اللهي : بعدالحمد و الصلوه ، خلاصه اي از شرح حالات حضرت مستطاب آيت الله فقيد مجاهد کبير بنيان گذار مشروطه مشروعه مرحوم حاج سيد عبدالحسين رضوان الله عليه .
آن حضرت در سال هزار و سيصد و نه به خواهش اهالي لارستان و مرحوم حاج علي شهيد که نابغه عصر بود با احتجاج و سرسختي با علماء نجف اشرف و به دستور آيت الله مرحوم حاج ميرزا محمد حسن شيرازي قدس سره به لار تشريف فرما شدند و در سال 1313 قمري، فتحعلي خان فوت نمود و پسرش حاج رستم خان حاکم شد . ولي يک سال بيشتر دوام نکرد . برادر کوچک تر او حاج عليرضا خان حاکم مقتدر لار شد . در سال 1314 در لار يک نفر يهودي مسلمان شد و او را در مسجد جامع لار به تحليف اسلامي سرفراز. ولي طولي نکشيد از عيالش شکايت کرد که کافور به وي داده اند . حضرت مولايي به واسطه ي اذيت و آزار يهودان لار و شکايت مردم آنها را تنبيه که زلف هايشان نصفه ببريد . طولي نکشيد حضرت مولايي به حج رفتند و در مراجعت به تحريک يهودان و شکايت به سلطان وقت مظفرالدين شاه ، از طرف حکومت، مولايي برگردانيدند به سمت بندرعباس و از آن جا به بندر لنگه تشريف فرما شد و آقا سيد محمد عالم بن شرف بحريني و عده اي لارستاني ، تلگراف هايي به تهران نمودند ، سلطان مجددا فرمان داد مولايي به احترام به لار تشريف بياورند . پس از ورود به لار دستور اخراج جميع يهودان لار که تقريبا سيصد خانوار بودند، صادر نمود ، ولي بدون اذيت باغ ها و خانه هايشان فروخته از لار کوچ کردند و فقط معبدشان که مولايي به صورت مسجد درآورده بود ، اقامه جماعت مي شد که هنوز باقي است و در آن سال مظفرالدين شاه فرمان مشروطه صادر نمود و طولي نکشيد وفات نمود . پسرش محمدعلي شاه به جاي او نشست . اول کسي که در لارستان لواي مشروطه برافراشت در سال 1325 قمري حضرت مولايي بودند که با عده اي تفنگچي لاري و کوهستاني به شيراز عزيمت فرمودند و غلامحسين سردزکي شيرازي و عده اي شيرازي کمک نموده در حضرت شاهچراغ سنگر بندي نموده ، ولي به محاصره افتادند . طولي نکشيد قوام و چند تن از درباريان او کشته شدند ، ولي دو نفر از مجاهدين به نام آميرزا محمدباقر اصطهباناتي و پيرمرد ديگري به نام سيداحمددشتکي آماج گلوله شدند و جسد آن دو نفر را آتش زدند . بالاخره حضرت مولايي ناچار به مراجعت به لار شد و ديري نگذشت در سال 1326 يا اوائل 1327 بود که مجددا حکومت استبدادي به نام حاج علي قلي خان بناي نافرماني نمود، نزاع درگير شد، از لار به سمت شيراز شکايت بردند . قوام الملک ميرزا حبيب الله خان و پسرش به نام حسنعلي ميرزا و دو برادرش محمدخان و حسينعلي خان تجهيز قوا نموده ، فيشوري ، اوزي ، گراشي ، صحراي باغي مکمل شده در برابر مشروطه خواهان قد علم کرده خوشبختانه قشون حاجي آباد و بنارويه که به کمک او آمده بودند ، دفعتاٌ برگشتند به ياري مشروطه خواهان شتافتند به رهبري ابوالقاسم بيگ و حسين يوسف حاجي آبادي که پس از فتح و فيروزي ، منصب سپهسالاري از حضرت مولايي گرفت و بالاخره پس از چند روز جنگ استبداديان مغلوب و قريب هفتاد نفر از خوانين گراش و خواجه محمدصالح اوزي و اطرافيان کشته شدند . ولي با وجودي که مولايي نهي فرموده بود که معترض اموال آنها شوند ، عده اي ماجراجو به غارت اموال و خرابي خانه هاي آنها دست زدند که حضرت مولايي سخت متاثر گرديد ، لذا در اثر داد و بيداد ملت از رفتار آنها ، آنها را مرخص فرمود ، جز تفنگچي محلي در لار نماندند از روي خاطرجمعي ، لذا قوام با قواي سنگين از توپ و غيره با عشاير عرب و بهارلو و بيدشهري و اوزي و گراشي آمدند اطراف لار محاصره. قشوني به تعداد نه هزار _ ده هزار رسيد ، نهايت شهامت از خود نشان دادند . چند نفر از اهالي به نام آقا سيد محمد شهيديان ، محمد سياه ، کريم علاف و حاج علي اکبر محمدنجف و عباس محمد غلام . بالاخره شهر به توپ بسته و مردم فرار نمودند و قواميان بناي قتل و غارت گذاشته 13 شبانه روز ادامه داشت تا بالاخره آقا سيد جعفرلاري که از اعيان مبارز و نامدار بود، دستگير و با حسن تدبير و دادن ده هزار تومان پول به قوام و نصايح زياد که از اين کار چه نتيجه اي بردي. قوام، حاج علي قلي خان و فضل الله خان را به غل و زنجير کشيده با خود برد ، برگشت . يک سال تحت شکنجه و عذاب گرفتارشان کرد و مجدداٌ پس از دو ماه حضرت مولايي، تجهيز قوا نموده، مجاهدين مشروطه خواهان به سرکردگي حسين سالار و عده اي حاجي آبادي و نوايگاني و غيرها، آمدند لار فتح کردند. حاج رستم خان تاب مقاومت نداشت. فرار کرد و عده اي رفتند خور غارت کردند، زيرا آنها اموال زياد غارت نموده بودند . طولي نکشيد حاج سيد بابا فرزند آقا سيد اسماعيل بيرمي و حاج غلامحسين خان وراوري به دستور رهبر ديني آقا ميرفالي که عالم مبرز و مجاهد بود و به تلافي با قشون بيخه بستک را گرفتند و جنگ شديد در گرفت . در زمان حکومت محمدتقي خان بستکي بود و گوشمال بسزايي به اهالي بستک دادند به تلافي نيروهايي که به کمک نصرالدوله قوام شيرازي به لار اورده بودند. بالاخره لارستان به دست مجاهدين مشروطه خواه افتاد، ولي در اثر نفاق و اعتراض به حضرت مولايي و مرخص کردن تفنگچيان و کشته شدن دو رجل نامي مرحوم سيد حاجي بابا و غلامحسين خان، در اثر اتفاق و نامه نوشتن به قوام که به لار بيايد . لذا قشوني از عرب خمسه و بهارلو و کواري و سرباز با توپ و توپ خانه به طرف لار جنگ شديدي در صحراي کورده در گرفت که منجر به غارت کورده و شکست مشروطه خواهان شو و حضرت مولايي در اوائل سال 1331 بود که هجرت به سمت کوهستان ، سپس فيروزآباد نمود و اخيرا در جهرم اقامت فرمود .
منبع: زندگي و مبارزات آيت الله سيد عبدالعلي آيت اللهي، تدوين دکتر محمد باقر و ثوقي، نشر مدارک انقلاب اسلامي. صفحه 205 و 206 .

