گفت و گو با دکتر محمود جعفری استاد دانشگاه صنعتی خواجه نصیر تهران
محمد صادق رحمانیان : جمعه بیستم اردیبهشت ماه، ساعتی مانده به ظهر ، خیابان قبادیان غربی، منطقه میرداماد تهران، دکتر محمود جعفری، در طبقه پنجم آپارتمانی منتظر ما بود تا به درخواست بسیاری از همشهریان با او مصاحبه ای انجام دهیم. دکتر محمود جعفری فرزند عباس، استاد 49 ساله دانشگاه خواجه نصیر، تحصیلات خود را پس از دریافت دیپلم از شیراز، برای فراگیری فیزیک در فرانسه متمرکز ساخت و تا دوره ی دکتری به پیش برد. او هم اکنون علاوه بر مسئولیت اداره ی تحصیلات تکمیلی در دانشگاه خواجه نصیر، در دیگر دانشگاه های صنعتی تهران نیز تدریس می کند. در این گفت و گو، محمد خواجه پور ، محمدعلی شاه محمدی و محمود باقری که برای حضور در بیست و یکمین نمایشگاه کتاب ، به تهران آمده بودند، شرکت داشتند.
پیش از گفت و گو درباره ی زندگی و تحصیلات در گراش، شیراز و فرانسه از حضور تاریخی رهبر معظم انقلاب در لارستان و نقش مهم مطبوعات و مسئولیت سنگینی که این حرفه بر عهده دارد صحبت کرد. او گفت: «من چند شماره از نشریه صحبت نو را خوانده ام، یک شماره آن اوایل و نیز شماره های اخیر را، پیشرفت محسوس و قابل تقدیری دارید و مردم گراش باید برای چنین نشریه ای که با زحمت و مشقت تهیه و چاپ می شود ، به خود ببالند. وجود نشریه در جامعه نشان بالندگی و پویایی و پیشرفت است. همان گونه که وجود مراکز علمی و مؤسسه های آموزشی فراوان، نشان دهنده ی جامعه ای رو به تکامل است. همین که صحبت نو، علاوه بر گراش به شهرهای مهمی چون لار و اوز و خنج نیز می پردازد، قابل ستایش است و نشانگر هدف والایی است، زیرا ای بسا، فرهیختگان دیگر شهرها نیز آرا و نظریات مثبت و با اهمیتی داشته باشند که قابل استفاده باشد.»
- آقای دکتر جعفری، دوست داریم، برای ورود به بحث اندکی درباره ی تحصیلات آغازین خود برای خوانندگان نشریه صحبت کنید:
- من در سال 1338 در گراش متولد شدم، منزل ما در حوالی مسجد رئیس قرار داشت و بالاخره تا قبل از ورود به مدرسه، با دوستان هم سن و سال همبازی بودم. مهمترین حادثه در کودکی، ورود به کلاس اول است. ما در آن موقع در دبستان اسدی (مدرسه علمیه چهارده معصوم فعلی) درس می خواندیم. البته پس از آن هم به مدرسه ی ابدی رفتیم. در آن سال ها ما شش سال در دوره ی دبستان درس می خواندیم و شش سال هم دوره ی دبیرستان و مثل امروزه دوره ی راهنمایی نداشتیم. یک سال پس از فارغ التحصیلی و دریافت دیپلم، نظام آموزشی، سه دوره ای شد. من از سال نهم به شیراز رفتم ، زیرا در گراش دیگر کلاس های بالاتر نبود. چهار سال شیراز بودم و در آن جا دیپلم گرفتم.
- هم دوره ای های خودتان را به یاد می آورید؟
- البته، ولی ممکن است نام خیلی ها از قلم بیفتد. امیدوارم که عذر مرا بپذیرند. قدرت مهیایی، مرتضی محسن زاده، رحمت چترآذر و دوستان خوب دیگر.
_ پس از دریافت دیپلم، باز هم دوست داشتی تحصیلات خود را ادامه دهید؟
- بله، عزم خودم را جزم کرده بودم که برای تحصیلات تکمیلی به امریکا بروم. من سال 1356 دیپلم گرفتم و مقدمات کار را برای اعزام به خارج از طریق دانشگاه شیراز آماده کردم. از دانشگاه او . آی . یو آمریکا پذیرش داشتم. تا کارها آماده شد، عقربه ی زمان به تیرماه 1357 رسید و مردم در اوج انقلاب بودند. من هم چون از این همه خروش و جوشش مردمی به وجد آمده بودم، روی برگه ی پذیرش دانشگاه نوشتم : «مرگ بر آمریکا». و تصمیم خود را برای اعزام به آمریکا عوض کردم و عازم فرانسه شدم. دلیلش هم این بود که در آن روزگار امام در فرانسه حضور داشتند و من علاقه مند بودم که به کشوری بروم که با مردم ایران هماهنگ باشد، هر چند فقط همان یک سال کشور فرانسه با ایران دوستی و مهربانی داشت و از آن زمان تا اکنون یکی از مخالفان در سایه است.
- آیا ورود به کشور فرانسه در آن مقطع زمانی آسان بود؟
- سفارت فرانسه، به دلیل تقاضای بیش از حد، ایرانی ها _ برای دیدار با امام _ به سختی ویزا صادر می کرد. بالاخره با یکی از کارمندان سفارت مشاوره کردم و به من مسیر ورود به فرانسه را یاد آور شد. من از طریق کنسولگری فرانسه در اصفهان اقدام لازم را انجام دادم و موفق شدم در کمتر از دو هفته ویزا را دریافت کنم و به فرانسه بروم.
_ پس از ورود به فرانسه به کدام دانشگاه رفتید؟
_ وارد دانشگاه سوربن شدم. اول از همه باید زبان فرانسه را یاد می گرفتم. پس از فراگیری زبان فرانسه که یک سال طول کشید، باید کنکور می دادیم تا رشته ی مورد علاقه خود را انتخاب می کردیم، من به پزشکی علاقه مند بودم. در کنکور زبان و پزشکی هم پذیرفته شدم، اما آن را ادامه ندادم و تمام وقت خودم را برای تحصیل در رشته ی فیزیک متمرکز کردم. بنابراین، من از سال 1357 تا اواخر 1370 در فرانسه بودم و پس از دوره ی دکتری، وارد ایران شدم و عضو هیئت علمی دانشگاه خواجه نصیر.
_ در دوران تحصیل در دانشگاه فرانسه مشکلاتی نداشتید؟
_ برای اقامت مشکل داشتیم، ما در فرانسه دانشجو بودیم و کارت اقامت ما باید به طور سالانه تمدید می شد، در این زمینه معمولاً سخت گیری هایی می شد و ما مجبور بودیم سه ماه قبل از پایان زمان اقامت برای تمدید اقدام کنیم و سه ماه بعد از تاریخ مقرر، کارت اقامت به ما تحویل می شد، اما دیگرانی هم بودند که به راحتی تابعیت گرفتند و کاری به کار آنان نداشتند.
_ محل تحصیل شما در کشور فرانسه چه شهری بود؟
_ دوره ی لیسانس را در شهر امین amyan در شمال پاریس خواندم. همچنین دوره های تکمیلی را در دانشگاه تکنولوژی کامپین گذراندم. دوره های تخصصی مهندسی و مکانیک کاربردی و مواد را در آن جا خواندم تا مقطع دکترا. پایان نامه ی من کار روی مواد کامپوزیت بود که در بدنه ی سفینه های فضایی استفاده می شد. دوره ی دکترای من سه سال و نیم طول کشید و با رتبه عالی و با تشویق هیئت داوران همراه بود. به همین دلیل پس از پایان درس، فرانسوی های دوست داشتند که در آن جا بمانم. اما من حاضر بودم پس از تحصیلاتم برای خدمت به شهرستان های دور افتاده ی ایران بروم. دوست داشتم به سیستان و بلوچستان بروم تا مفید بودن برای کشور را در خودم احساس کنم. بالاخره دانشگاه خواجه نصیر، امکان جذب مرا فراهم کرد و اکنون هفده سال است که عضو هیئت علمی این دانشگاه مهم کشور هستم.
_ آیا علاوه بر تدریس فعالیت دیگری هم دارید؟
_ هم اکنون که مسئولیت اداره ی تحصیلات تکمیلی را به عهده دارم و در دو دوره نیز مدیر گروه فیزیک د انشکده علوم این دانشگاه بوده ام. یکی دو سال پس از ورود به ایران، علاقه مند بودم که از توانایی هایی که د ارم استفاده شود و طرح ساخت مواد کامپوزیت را به یکی از مراکز دادم، اما چندان علاقه ای نشان ندادند. البته پس از ده سال، نسل پس از ما این طرح را پیاده کردند. مواد کامپوزیت ، بسیار سبک ولی مستحکم است که برای بدنه ی هواپیما کاربرد دارد. در محیط های اداری ایران، معمولاً آدم با سرسختی هایی مواجه می شود که یک جستجوگر را به حالت انفعال می کشاند. با این حال حضور دوستان و هم دوره ای هایم در دانشگاه همواره مشوق و دلگرم کننده بوده است. در این زمینه باید از دکتر مهدی واعظ زاده، دکتر مجید واعظ زاده در دانشگاه خواجه نصیر و دکتر امیر عراقی در دانشگاه پلی تکنیک نام ببرم.
_ آقای دکتر جعفری آیا برای همکاری با مراکز علمی در لارستان با شما صحبتی شده است؟
_ تا اکنون نه، هیچ ارتباطی برقرار نشده است ولی اگر بتوانم کمک و خدمتی کنم با کمال میل می پذیرم. شاید برای رشته های ما در منطقه ظرفیت آموزشی وجود نداشته باشد.
_ الان در منطقه ی لارستان، دانشکده های متعددی در حال تأسیس است، به نظر شما به فضای علمی آن منطقه کمک می کند یا خیر؟
_ یکی از شاخصه های جامعه ی در حال پیشرفت، وجود دانشگاه است، اما باید به صراحت باید بگویم که کیفیت را نباید فدای کمیت کرد. در دوره ی کنونی و با افزایش بیش از حد چنین مراکزی ، تأکید بر کمیت است تا کیفیت.
حرف های ما همچنان ادامه دارد، اما فرصت اندک است، محمدعلی باید به فرودگاه برود و محمود و محمد به نمایشگاه بین المللی کتاب.
سؤال آخر از دکتر جعفری می پرسیم:
راستی چند فرزند دارید؟
_ پیش ازپاسخ به پرسش شما باید از پدر و مادرم که در طول این سال ها همه گونه مساعدت کردند تا فرزندشان با فراغت فکر به درس هایش برسد، سپاس گزار وسلامتی آنان را از درگاه خدا خواستار باشم. و اما سه فرزند دارم، مریم(رزیتا) الان سوم دبیرستان است و در فرانسه به دنیا آمده است. رضا چهارده ساله و در سال سوم راهنمایی درس می خواند و روشا، شش ماه دارد. روشا، به زبان کردی یعنی روشنایی.