معماري ،دگرگوني متعالي انديشه ها ست
معماري هنري است كه همه روزه و همه جا ما با آن در ارتباطيم، و هم چون ظرفي است كه ما را در بر گرفته است و تاثير پذيري ما از فضا بيش از تاثير گذاري ما بر فضاست.
هر فعاليتي كه توسط انسان صورت مي گيرد اساسا متكي به فرهنگ است ، و فرهنگ نتيجه مقررات نا مدون ،عادات ، آداب و رسوم ، سنت ها ، سبك ها و شيوه هاي متداول زندگي است.معماري و شهر سازي با فضاهايي سرو كار دارند كه انواع فعاليت ها در چهار چوب هاي متفاوت در آن ها اتفاق مي افتد و در حقيقت به اين فضاها معني و مفهوم مي دهد.
فرهنگ الگوي رفتاري را بوجود مي آورد و الگوي رفتاري چگونگي استفاده از فضاها را مشخص مي كند.از آن جايي كه تغيير فرهنگ نيازمند زمان و تغيير زير ساخت هاست .تغيير الگوي رقتاري نيز به مدت زمان طولاني نيازمند است.
فرهنگ الگوي رفتاري
چگونگي استفاده از فضا
با اين توصيف به نقش بسيار مهم فضاهاي عمومي در تغيير فرهنگ مردم اشاره مي كنيم،معماران و شهرسازان به عنوان طراحان فضاهاي عمومي ،چگونگي استفاده از فضاها را تعيين مي كنند .چگونگي استفاده از فضاها خود به الگوي رفتاري تبديل مي شود و الگوي رفتاري فرهنگ مردم را شكل مي دهد .
چگونگي استفاده از فضا الگوي رفتاري
فرهنگ
با اين مقدمه قصد نشان دادن مسيري را كرده ايم كه از اين مسير برخي از مشكلات شهر را حل كنيم.
به عنوان مثال تعداد زيادي از موتور سواران كه اكثر آنان را جوانا ن و نوجوانا ن تشكيل مي دهند در طول شبانه روز اقدام به خيابان گردي هاي بي مورد مي كنند . اين عمل اثرات اجتماعي ،اقتصادي ،زيست محيطي و ...جبران ناپذيري به همراه دارد . خيابان گردي به مرورزمان بخشي از فرهنگ برخي از جوانان شهر شده است.اين عمل در شان شهري فرهنگي _ مذهبي نيست. در واقع اين عمل را به عنوان يك معضل مي توان مطرح كرد.حل اين معضل با تذكرات و برخوردهاي مستقيم و يا زير سوال بردن فرهنگ موتور سواران صورت نمي گيرد.با توجه با مطالب بيان شده در ابتداي بحث.معماران و شهرسازان مي توانند نقش مهمي در حل اين معضل ايفا كنند. اگر معماردرك درستي از معماري داشته باشد و با نگرشي معمارانه با مسئله بر خورد كند ،آنگاهست كه معماري معمار معجزه مي كند ،ناشدني ها را شدني مي كند ،تصورات را واقعيت مي بخشد و در پايان معماري به عنوان نمود كالبدي بستر خود- فرهنگ ، سنت ،اقليم و ...- نمايان مي شود با اين توصيف معضل اشاره شده را مورد بررسي قرار مي دهيم . براي نمونه عملكرد پارك هاي _ حياط هاي عمومي شهر _ موجود در سطح شهر را در بر طرف كردن بخشي از اين معضل را بررسي مي كنيم.اگر قبل از طراحي پارك ها ،اهداف طراحي ،عملكرد پارك،مشكلات محله ي و شهري و... را مورد بررسي قرار دهيم آنگاه متوجه خواهيم شد كه طراحي پارك تنها در رسم خطوط و ايجاد فضاي سبز و بازي خلاصه نمي شود .پارك كالبدي از معاني و مفاهيم مي شود.اگر قبل از طراحي يكي از اهداف طراحي را، جذب موتور سواران در نظر بگيريم . آنگاهاست كه طراحي ما ،فراتر ار طراحي تداخل چند خطو خطوط مي رود.
طراحي پارك به منظور جذب جوانان ، قبل از هر اقدامي نياز به شناخت نياز ها و خواسته هاي جوانا ن دارد.اگر اين مرحله به درستي انجام نگيرد طراحي ما ،همان طراحيي مي شود كه وجود دارد. براي درك بهتر مطلب نمونه ي موردي از پارك هاي سطح شهر را معرفي مي كنيم و بحث را پيرامون آن ادامه مي دهيم. بوستان ياران را به عنوان نمونه مورد بحث انتخاب مي كنيم ، هر چندشناخت و بيان تمام ويژگي هايش در اين چند سطر نمي گنجد ،لذا سخن را كوتاه كرده و با يك مثال از فضاي پيش نهادي بحث را ادامه مي دهيم.
براي اينكه كليتي از فضا را درك كرده باشيم . فضاي مورد نظر را تحت عنوان آمفي تئاتري در فضاي باز مطرح مي كنيم. اين فضا نياز به سيستم هاي پيشرفته الكترونيكي و هزينه هاي هنگفت يك آمفي تئاتري كه ما از آن تصور داريم ندارد بلكه فضايي ساده و منعطف ،اما فكر شده و بر اساس نياز طراحي شده است.خلق اين چنين فضايي توانايي و دقت طراح را مي طلبد ،در واقع فضايي كه ما از آن صحيت مي كنيم و براي فهم بهتر ،موردي تحت عنوان آمفي نئاتر ي در فضاي باز مطرح كرديم ،خود پيشنهاد استتفاده را مي دهد.
كيفيت هاي فضايي نهفته در طراحي ،فضاي خلق شده ما را غنايي بخشيده است كه سرزندگي و شادابي فضا را به همراه دارد ، فضايي كه از درون غناي فضايي داشته باشد ،گذشت زمان آن را به فراموشي و روزمرگي دچار نمي كند. مصداق اين گفته را مي توان پارك شهر معرفي كرد. هر چند تلاش هاي زيادي صورت مي گيرد كه روح زندگي در آن دميده شود و رونقي پيدا كند اما نتيجه ي اين تلاش ها تداومي ندارد و رونق چند روزه ي پارك جاي خود را به سكوت و فراموشي مي دهد . استفاده از ابزار و وسايل سرگرم كننده نيز نمي تواند تداومي در رونق اين فضاها داشته باشد .در واقع بايد گفت اين وسايل پوششي است بر عدم كيفيت هاي فضايي اين پارك ها.
و ام راه چاره چيست!؟ معماري در بستري شكل مي گيرد كه شناخت درست بستر ،راه را به ما نشان مي دهد ،منظور از بستر تمام عواملي است كه در شكل گيري معماري دخيل اند. بستر شامل:فرهنگ،سنت ، مخاطب ،موقعيت ،اقليم ، مكان و ... است .شناخت هر كدام از اين عوامل ،طراحي ما را سازمان مي دهد . طراحي ،هدف خود را در پاسخ گويي به نياز ها و خواسته ها ي بستر جست وجو مي كند.طرحي كه توانايي پاسخ گويي به نياز هاي بستر را در درون خود داشته باشد ،رونق و تداوم را به همراه دارد . با اين توصيف از عمده ترين عواملي كه سبب شده است . بناها و فضا هاي شهرمان ارزش و مفهومي را در درون خود نداشته باشند عدم توجه به بستر شكل گيري اين فضاهاست .آنگا ه كه طرح از درون خالي مي شود رو به تظاهر مي آورد و با بزك كردن خود ،سعي در ارزشمند كردن خود مي نمايد اما فايده اي ندارد . در مقايسه ي بين بوستان ياران ،به عنوان فضاي ورودي شهر گراش و فضاي طراحي شده ورودي شيراز در مجاورت دروازه قرآن –توسط مهندس ايروانيان- به مفاهيم اشاره شده در بالا بيشتر پي خواهيم برد . اين فضا از سطوحي سنگي در دامنه كوه تشكيل شده است و امروز به عنوان بخشي از هويت شيراز چه در منابع داخلي وخارجي از آن نام مي برند.اما ورودي شهر –بوستان ياران – آنگاه كه از درون خالي مي شود و هيچ نشاني از هويت ،فرهنگ ،سنت و... گراش را در خود نمي يابد .براي جلب توجه ،خود را بزك مي كند و قلعه ي بادي رنگارنگ نمايش مي دهد . مسئولين مربوطه و طراحان مي بايست نگاهي مفهومي به طراحي داشته باشند تا طرح ارزش پيدا كند. نگاه مفهومي به معني تقليد كوركورانه و نگرشي سليقه ي نيست .نگاه مفهومي از بستر شكل مي گيرد و ارزش هاي بستر را مي شناسد و به آن ها كالبد مي دهد واين طرز نگاهاست كه به خلق فضايي همچون ورودي شهر شيراز مي انجامد. در پايان بايد اشاره كرد كه اگر مسئولين و مردم چشم اندازي براي معماري و شهر سازي داشته باشند ،گراش پتانسيل هاي را در خود نهفته دارد كه شهر را مستعد صفات ارزشمندي مي سازد.
مشهد- محمد رضا مهرابي


صحبت نو : در پی نا آرامی در شهر لار دو نماینده مجلس از سوی دکتر سید علاالدین بروجردی رییس کمیته امنیت ملی مجلس شورای اسلامی به شهر لار سفر کردهاند.