آیا مقصر اصلی دکتر نون است؟ / 1 / باگ

بررسی دیدگاه‌های مختلف درباره فرآیند بحران اقتصادی گراش

محمد خواجه پور : از آغاز بهمن اقتصادی در گراش تا اکنون که به انتهای فصل اول واقعه رسیده‌ایم، حلقه گمشده، آشنایی با نحوه فعالیت شرکت اصلی دخیل در بحران بوده است. حتی کسانی که در درون این شرکت نیز فعالیت داشته‌اند نمی‌توانند به خوبی تشریح کنند که چگونه این حجم از نقدینگی در طی مدت کوتاهی جذب شده است. شاید یک متخصص جامعه‌شناسی اقتصادی بتواند درک مناسبی از نحوه چرخش سرمایه در این پروسه ارائه کند. در خالی بودن جای کارشناسان، به عنوان یک خبرنگار تئوری‌های مختلف مطرح شده را مرور می‌کنیم و به بررسی سه تئوری اصلی در این باره می‌پردازیم.

1. آیا این یک بازاریابی شبکه‌ای بود؟

هر چند اصطلاح بازاریابی شبکه‌ای یا «نتورک مارکتینگ» یک اصطلاح قشنگ است، اما بحران اقتصادی گراش حاصل نتورک مارکتینگ نیست. این شیوه اقتصادی دارای مشخصه‌های خاص و تعریف شده‌ای است که از جمله آن معین بودن زیرشاخه‌ها و تقسیم سود بر اساس تعداد افراد جذب شده است. شرکت فعال در گراش از برخی ترفندهای بازاریابی شبکه‌ای استفاده کرده است، اما ساختار آن بر اساس چیزی به نام اعتمادسازی و عملیات اجتماعی-روانی بنا شده است نه بازاریابی شبکه‌ای.

در ساختار شرکت ب.س.م مهم نبود که شما چند نفر زیر شاخه دارید یا پولی را که سرمایه‌گذاری می‌کنید از کجا آورده‌اید. حتی این شرکت دخالتی در تعیین درصد سودی که از سوی سرشاخه‌ها به سرمایه‌گذاران خرد داده می‌شد نداشت.

عملکرد ظاهری شرکت معمولاً به این شکل بود که افراد سرمایه‌گذار در آن باید در قراردادهایی شرکت می‌کردند. معمولاً مبلغ این قراردادهای در حدود 200 میلیون تومان از عهده افراد خارج بود. از سوی دیگر افراد زیادی با سرمایه‌های به نسبت اندک چند میلیونی آمادگی ذهنی یافته بودند وارد معامله شوند. برای رسیدن به سودهای رویایی، ‌آن‌ها مجبور بودند این مبالغ را در اختیار افراد دیگری قرار دهند تا با رسیدن مبالغ به حد نصاب، امکان اخذ قرارداد فراهم گردد. در برخی موارد خود افراد زیرشاخه تمایل بسیار بیشتری برای پرداخت پول داشته‌اند و پول‌ها را به اصطلاح خودشان دودستی در اختیار جمع‌آوری‌کنندگان سرمایه‌ها که بعد به «جاروبرقی» معروف شدند، قرار داده‌اند. در هنگام دریافت سود، سرشاخه‌ها افراد خوشبختی بودند که وظیفه تجمیع سرمایه‌ها را بر عهده داشتند؛ اما بعد از وقوع بحران، سرشاخه‌ها به دلیل ریسک خود متحمل حجم اصلی بدهکاری‌ها شده‌اند. بدهی‌هایی که با توجه به شیوه عملکرد شرکت ممکن بود بر سر هر کسی که کمی بی‌احتیاطی و طمع اقتصادی داشت آوار شود.

برخلاف نتورک مارکتینگ در اینجا این شرکت نیست که نحوه تعامل میان شاخه‌ها را مشخص می‌کند؛ بلکه شرکت فقط پول و میزان آن را می‌شناخت. به همین دلیل رشد فعالیت شرکت نمایی یا حسابی نیست. بلکه دارای یک رشد نامتقارن است. این رشد نامتقارن باعث شد که هیچ کس از ابعاد فعالیت شرکت مطلع نباشد. حتی اگر خود کارگزار فراری شرکت نیز دستگیر شود، او بخش عمده‌ای از مالباختگان را نمی‌شناسد و با آن‌ها ارتباط مستقیم مالی نداشته است. در حالی که در بازاریابی شبکه‌ای بخش مهمی از سرمایه شرکت، سرمایه انسانی و اطلاعاتی آن، شامل شناخت زیرشاخه‌ها و ساماندهی آنان است.

آیا مقصر اصلی دکتر نون است / 2 / باگ

۲. این‌ها از ابتدا کلاهبردار بودند.

اما بحران گراش از نظر اقتصادی چیست؟ در این باره دو نظر دیگر وجود که تنها سرمداران شرکت می‌توانند به آن دقیق پاسخ دهند. در دیدگاه اول این ایده وجود دارد که آغاز فعالیت شرکت از ابتدا به قصد و نیت کلاهبرداری بوده است و انتصاب به اشخاص حقیقی، حقوقی و سیاسی تنها یک بازی برای نشان دادن قدرت و وجه شرکت بود. در این دیدگاه از همان ابتدا اعضای شرکت با یک برنامه‌ریزی دقیق تنها به دریافت پول و انتقال این پول به افراد دیگر در قالب سود می‌پرداختند و هیچ گونه فعالیت اقتصادی وجود نداشته است یا در اصطلاح تنها بخشی از پول‌ها دست به دست می‌شده است. حتی برخی از افراد معتقدند که در انتهای زمان فعالیت شرکت، گروهی در گراش نیز از موضوع کلاهبرداری بو برده‌اند، اما به دلیل منافع شخصی از افشای آن خوددداری کرده‌اند و تنها دست خود را بیرون کشیده‌اند. پذیرش این تئوری باعث می‌شود تمام بار جرم بر دوش دکتر نون بیافتد و نقش دیگران کم‌رنگ شود. اما با توجه به برخی نشانه‌ها، احتمال این که ورود این گروه به گراش از ابتدا به قصد این چنین حجمی از کلاهبرداری باشد بسیار بعید است.

3. با این پول مفت هرگسی کلاهبردار می‌شود.

در دیدگاه بعد که واقع‌گرایانه‌تر به نظر می‌رسد، آغاز فعالیت شرکت و سودهای آن در ابتدای کار بر اساس استفاده از برخی ضعف‌های ساختار اقتصادی و یا رانت‌خواری بوده است. در این مرحله برخی فعالیت‌های اقتصادی انجام می‌شده است، اما چگونگی این‌ فعالیت‌ها برای جلوگیری از به خطر افتادن سرمایه مخفی نگه داشته می‌شد.

به دلیل بالاتر بودن سود از سود متعارف بازار در حدود 50 در برابر 20، تمایل به این نوع سرمایه‌گذاری افزایش یافت. برخی از اعضای شرکت در این مرحله تصمیم می‌گیرند که با توجه به اعتماد مردم با افزایش غیر متعارف سود حتی تا حد 600 درصد پول‌های موجود را جمع‌آوری کنند. این که تا چه مرحله فعالیت اقتصادی انجام شده است؟ در کجا نیت تغییر کرده است؟ و این که چه کسی در نیت این کار شراکت داشته؟ را تنها دکتر نون می‌تواند افشا کند یا این که قانون در طی یک تحقیق طولانی مدت در این مورد به نتیجه برسد.

یک روش ساده ، یک سرمایه بر باد رفته

دو اصل ساده وجود دارد. اول: مردم تنها پول‌شان را به کسی می‌دهند که به او اعتماد دارند. دوم: هر چه سود بیشتر، خطر بیشتر اما چگونه این دو مورد به ظاهر متضاد در این قضیه کنار هم قرار گرفت؟ حضور در فعالیت‌های با سود بالا بی‌تردید همراه با ریسک بالاتر نیز است. همه سرمایه‌گذاران باید در زمان پرداخت پول، در محاسبات خود این ریسک بالا را برآورد می‌کردند. اما شرکت توانسته بود با جلب اعتماد مردم این ریسک بالا را کم جلوه دهد. بیشتر سرمایه‌گذاران به نحوه فعالیت‌ها مشکوک بودند اما وسوسه سودهای ساده در کنار اعتمادسازی موفق شرکت، آنان را مجاب به سپردن نقدینگی خود کرد. وقتی فلانی پولش را گذاشته است چرا من سود نکنم؟ به همین سادگی. در طی یک فرآیند دو ساله به جای این که شرکت مستقیم به جمع‌آوری سرمایه بپردازد، خود افراد مشتاق‌تر به پرداخت سرمایه‌های خود بودند. این کار با یک اعتمادسازی طولانی و نفوذ در ارکان اجتماعی اتفاق افتاد. نحوه اعتمادسازی محتاج مقاله مفصل دیگری است. اما اولین اثر این بحران کاهش شدید اعتماد در بازار گراش است. اعتماد که نه تنها سرمایه‌ای اقتصادی بلکه سرمایه‌ای اجتماعی است.

گزارش مفصل صحبت نو از انتخابات دهم در شماره ی 38

مهدی وفایی فرد، محمد امین نوبهار، حبیبه بخشی، فاطمه حاجی زاده:

21 خرداد:

از ساعت 8 صبح اين روز تبليغات ممنوع است.ساعت که به 12 نیمه شب می‌رسد تازه شور انتخابات به اوج خود می‌رسد. هواداران نامزد‌ها سعي دارند از اين هشت ساعت استفاده بهينه ببرند و به همين خاطر است كه هواداران خود را به خيابان‌ها رسانده‌اند؛ تا آخرين توان تبليغاتي خود را به كار گيرند.

در گراش، ستاد انتخاباتي احمدي‌نژاد و موسوي به صورت فعال به اين كار پرداخته‌اند. گروهي از جوانان به خيابان‌گردي (به لفظ خودشان: رژه موتوري) و شعار دادن اكتفا كرده‌اند و به اين نحو حمايت خود را علني مي‌كنند. اما آنهايي كه مسن‌ترند و با تجربه‌تر، مي‌دانند كه اين روش تاثير زيادي ندارد، پس با مباحثه‌ي رودررو با افراد مختلف قصد اعمال نظر خود را دارند. از ساعت 8 به بعد اين روز اكثر ماشين‌هاي سطح شهر از تبليغات پاک مي‌شوند و براي يك‌روز آرامش به چهره شهر باز مي‌گردد.....

شماره ی ۳۸  دوم تیرماه در گراش توزیع می شود

نامه به رییس جمهور ایران / از قطر قنبر اسدی / 1

صحبت نو: اواخر فرودین ماه جمعی از ایرانیان ساکن خارج از کشور در همایش بزرگ ایرانیان شرکت کردند. دراين همايش سه روزه که از 25 تا 28 فروردين ماه برگزار مي شود ، 800 نفر از ايرانياني که در کشورهاي مختلف دنيا زندگي مي‌کنند بطور رسمي حضور داشتند. محمد اسدی معروف به قمبر اسدی از حاضرین در این همایش بود. او گزارشی از این همایش را به همراه نامه خود که درددل ایرانیان ساکن کشورهای خلیج فارس است برای صحبت‌نو گراش فرستاد.

 

افتخاري براي بنده بود كه يكي از مدعوين در «همايش بزرگ ايرانيان مقیم خارج از كشور»  باشم. همایش از 25 تا 28 فروردين 1388 در تهران به وسيله آقاي رئيس جمهور افتتاح شد. روز دوم آن در گروه كار  اقتصادي در معيت 150 نفري تشريك مساعي داشتم. كل مدعوين همايش قريب 650 نفر بوده كه اكثراً پروفسورها، مخترعين، دكترها، متخصصين و سرمايه‌گذاران ايراني مقيم آمريكا، اروپا غربي و شرقي بودند و در کنار آن‌ها 4 نفر از هندوستان، 2 نفر از دبي، يكي از مسقط و 3 نفر با بنده از قطر حضور داشتند.

حضور در اين كنفرانس براي بنده  بسيار جالب و مفيد بود و چيزهاي زياد یاد گرفتم و با دوستان عزيزي آشنا شدم، خلاصه اين كه برايم گنجينه‌اي از تجربه بود و از حضور  در خدمت آقاي ریيس جمهور بر خود باليده و هزارها مرتبه افتخار  مي‌كنم.

 شب پنجشنبه  27/01/1388 از هتلم كه هتل هما بود، به همشهري عزيزمان آقاي دكتر خليل بهمني زنگ زدم كه ايشان زحمت كشيده و بنده را بردند منزلشان و آغاز سخن شد، كه فرمودند حضورتان در تلویزيون ديدم و تعريف كنيد از اين كنفرانس كه شرحش دادم. دكتر بهمني محبت كرده و راهنمايم شدند كه بنده عريضه‌ای خدمت آقاي رئيس جمهور تقديم كرده و تعهد پاسخ ولو در 2 سطر باشد گرفتم، حال ايشان كي وفاء كنند، خدا داند.

جناب آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور محترم

السلام عليكم و رحمت الله و بركاته

 اولآ از زحمات شما، دولت و معاونين محترمتان مخصوصآ آقاي مشائي مجري اين كنفرانس تشكر كرده و خدا قوت عرض نموده،، نقاطي است كه بايد خدمت شما و حضار محترم عرض شود:

 1- ما ايرانيان ساكن كشورهاي خليج فارس كه بيش از شصت درصد آن از استان فارس و اكثرآ از منطقه لارستان و سواحل ايران هستيم و وجودمان در خليج قدمت صد ساله و بيشتر دارد كه  تعدادي از آنها بمرور زمان تبعيت شدند ولي همه ايراني و ايراني‌الاصل ماندند بدون انقطاع از زادگاه خود

 2- چند سالي است كه در كشورهاي تعاون خليج فارس، قانوني مبني بر اخراج سني،  كه هر خارجي كه  سنش به 61 رسيد بايد اقامه آن باطل و برگردد به وطن اصليش يعني چه كارگر فني، ساده، راننده، مغازه‌دار يا اين كه صاحب مال و منالش باشد، طبق اين قانون وضع شده بايد اخراج شوند هر چند اگر كفيل شخصاً به اداره اقامه مراجعت كرده و مكفول تحت كفالت شخصي‌اش است بدون خواهش برايش بآساني تجديد ولي اگر مكفول تحت كفالت شریكش باشد و تقاضا تجديد كند، مكفول بالاتر از همان سن، براي يك سال ديگر تجديد خواهد شد در صورتي‌كه مهندسين، راننده‌ها و كارگران همه تكفل شركتي هستند كه فعلا عودت مي‌كنند.

3- بايد به عرض برسانم كه تا كنون تعداد 35%  تا 40%  از ايرانيان مقيم خليج مراجعت به وطن كردند و اگر شامل كفالت شخصي‌ها شود بايد منتظر 40% ديگر شد ولي مغازه‌داران فعلاً به عنوان سرمايه‌گذار فعلاً و شايد موقتاً آرامند ضمناً و متاسفانه ويزاي جايگزيني از قبل 2 سال تا حال براي ايرانيان در كشورهاي خليج مطلقاً بند و صادر نمي‌شود به‌جز خانوادگي و بعضي‌ وقت‌ها هم  ويزاي 3 ماهه كه هم براي وجه قانوني ندارد.

نامه ای به رییس جمهور ایران / قنبر اسدی از قطر / 2

4- آقاي رئيس جمهور، ما لارستاني‌های زحمتكش و بنده گراشي مقيم خليج فارس، هر چه  در شهر و روستايمان ساخته شده از قبيل مدارس، مساجد، تكايا، پل‌هاي عام المنفعه، بيمارستاها و مركز بهداشت، كمك به بعضي از شهرداري‌ها و صناديق خيريه، همه و همه از بركت خدا و خليج‌فارس بوده كه تا کنون انجام گرفته  و حال كه آينده روشني براي مقمين اين خليج هميشه فارس مبهم و تاريك مي باشد، آيا فكري برايشان شده و يا كرده‌ايد؟

آقاي رئيس جمهور، اهالي محترم گراش بعد ازمدارس، آبياري و لوله كشي،  مساجد و بيمارستان،  دانشگاهي در زميني بطول 175000 متر و زير بناي 80000 متر به نام نامي حضرت امام جعغر الصادق عليه السلام كه كلنگ آن 15 سال قبل، با اجازه رسمي دولت وقت و زير نظر، نقشه و مهندسين وزارت بهداشت و ذيربط آن در استان فارس،  شروع و به اتمام رسيده كه دولت‌هاي سابق دولت شما همه واقف بر اين ادعا هستيد و اگر حضرتعال شخصاً در اين موضع اطلاع نداريد كه نمي‌دانم بايد  شما كه دلسوزتر و پيگيرترين  اين همه مراكز آموزشي و فرهنگي بوده كه در سفرهاي استاني‌تان براي‌مان ثابت شده هستيد، امر مقرر فرمایيد تا هر چه زودتر يكي از معاونين شما و يا مربوطه بخودتان، سفری براي ديدن بزرگترين دانشگاه استان فارس در گراش «لارستان» انجام داده و تحقيق شود. آقاي رئيس جمهور، همانطور كه عرض شد اين‌ها بوسيله خيرين و خود اهالي محترم گراش ساخته شده  كه تا كنون نه از دولت سابق و نه در اين دولت هميشه پيروز جمهوري اسلامي  مهر محبتي ديده و جاي بسي تأسف است كه چرا اين دولت نيز بي‌مهري ميكند «آيا  دولتمردان زحمتكش ما خداي ناخواسته نظري غير نسبت به اين شهر دارند؟  كه خير ولي علت چیست برايمان غير روشن» و چون به مصداق حديث شريف (ان الاعمال بنيات) خدمات اين مردم يعني اهالي محترم اين شهرها، روستاها و دهستانها لارستان به مردم و دولت، براي رضاي حق تعالی  بوده و بس و أجرش نيز از خدا مي‌گيرند و اگر غير از اين بود، بسيار بسيار تأسف خورده و مي‌خوريم كه چرا ما تا امروز اين همه كمك به دولت كرديم ولي جوابگو كه نشديم هيچ توسري نيز خورديم چون كم لطفي ها هنوز ادامه دارد يا چرا اين دولت كه اين همه كمك به استان ها، شهرستان‌هاي و روستاهي آن استان مي‌كند چيزي به شهرما نمي‌رسد؟

5- آقاي رئيس جمهور، جاي شكرش باقي ست كه تا كنون و ان شاءالله درهاي خليج براي هميشه براي ما باز خواهد بود و همينطور كه اين اهالي روزي و كارگري خودشان هميشه به ايران عزيز آورده و مي‌آورند، به جاي صرف و گردش در كشورهاي آسيا يا اروپایي، در ايران براي آباداني و عمراني شهر و روستا خودشان و صدقات ديگر، سؤال بنده اين است كه اگر خداي ناخواسته  فردا در خليج بسته و يا اگر دستمان كوتاه شد، آيا كمكي از ما بر خواهد آمد يا محتاج هميشه و  بيشتر مهر محبت شما خواهيم شد؟ پس بهتر است آن محبت‌ها از حالا شروع كنيد.

ان شاءالله  لطف و سايه دولت جمهوري  بر سر ما هميشه بر قرار و توفيق روز افزون خدمتگذاران به اين ملت از ايزد منان خواهانم.

الآحقر- قنبر اسدي گراشي- قطر

زندگي در شور شيرين خوش‌تر است / در رديف ساز ويراني مباش / نقد

 سردبير محترم نشريه‌ي صحبت نو ويژه گراش

ضمن عرض سلام و ادب، موفقيت بيش از پيش اين نشريه از خداوند مسئلت دارم. چون سني از من مي‌گذرد و بعنوان يك شهروند گراشي  نشريه فوق‌الذكر مورد علاقه‌ام است لازم دانستم چند نكته‌اي بعنوان اينكه «المومن مرات المومن»- «مومن آيينه مومن است»- به عرض برسانم. اخيراً حس مي‌شود كه تيتر زدن نشريه و بعضي مطالب بسوي انحراف پيش مي‌رود و همه سياه‌نمائي است. بعنوان مثال: «شبي كه مثل هيچ روزي نبود تا روزي كه مثل هيچ شبي نبود» و يا «بيست هزار نفر به دنبال يك نفر». بعضي‌ها هزار عيب رنگارنگ دارند و بلدند همه را بپوشانند و بعضي‌ها هم از كاهي كوهي مي‌سازند. اينجا لازم است در خصوص مشاركت اقتصادي گراش به چند مثل اشاره كنم. پيش از آن بايد بگويم بخاطر عده‌اي كه طمع كرده‌اند و گول خورده‌اند طوري قلم‌فرسائي نشود كه انگار آسمان فرو ريخته است. نمي‌خواهم سرزنش بكنم. وقتي از راه طمع به قولي 17 ميليارد تومان تحويل يك جوان مي‌دهند، مگر نمي‌دانند كه 17 ميليارد معادل 170 خانه يكصد ميليوني مي‌شود؛ و يا آن آقايي كه مي‌گويد 350 ميليون به فلاني داده بدون مدرك و خود را راهي بيمارستان مي‌كند، چرا گناه را به گردن اين و آن مي‌اندازد. در اين بين شما رسالت سنگيني داريد. اين قدر سياه‌نمائي نكنيد. مي‌گويند شخصي رفت پيش پزشك. گفت: دردت چيست؟ گفت موي سرم درد مي‌كند. پزشك گفت چه خورده‌اي؟ گفت: يخ. پزشك گفت: نه دردت مثل آدم است و نه غذايت. نه سرمايه‌گذاري‌شان درست است و نه مطالبه‌شان. مسير بايد عوض شود. عاقلانه بايد نوشت و عاقلانه مطالبه كرد. يكي مي‌گويد: بچه خيابان درمانگاه، ديگري چهارشنبه سوري به راه مي‌اندازد. بخاطر دارم جوان 22 ساله‌اي بودم. با شخصي كه -خدا رحمت‌اش كند- فوت كرده، در دبي شريك شدم. گفتم: از تجربه‌ات برايم بگو. گفت: اگر بخواهيد 100 روپيه قرض بدهيد، به 10 نفر بدهيد. اگر يكي از آنها مرد يا سكته كرد و يا تصادف كرد، 9 نفر ديگر باشند. من برادرانه عرض مي‌كنم و خدا مي‌داند از روي غرض و مرض در اين ساعت كه 12 بعد از ظهر است نمي‌نويسم. از روي تجربه‌اي كه در طول 64 سال پيدا كرده‌ام مي‌نويسم. به جاي كمك خواستن از حسني به مقابله با او برنخيزيد. از او كار بكشيد. ديگر اينكه 2 صفحه به سفر كويت اختصاص ندهيد. اقلاً از فعاليت‌هاي شهردار محترم در گراش بنويسيد تا بدي ديگر مسائل. بالاخره آدمي مي‌ميرد ولي آنچه مي‌ماند نوشته‌ها است.

اين همه زخم پريشاني مباش / اسوه‌ي سر در گريباني مباش

باغ شو باغي پر از روييدني / ذهن متروك بياباني مباش

روزگار سبزه هاي دلكش است / فطرت اين فصل عرياني مباش

شهروند گراشي 25/2/88  

 دوست عزیز بهتر از جان و همشهری گرانمایه

از نقدهای متین و حرف های دلسوزانه ی شما سپاسمندم.

درباره ی تیترها باید گفته آید که ما به عنوان نشریه ای که بازتاب دهنده ی نظرات مردم است باید با توجه دادن به مسئولان امور نسبت به عظیم ترین مشکل مردم که همانا کلاهبرداری در گراش بود واکنش نشان دهیم.در برخی موارد با شما همکلام و همفکر هستم.

درمورد آقای حسنی نماینده نیز حد اعتدال را رعایت کرده ایم هم حرف های مردم و حرف های او را منعکس کرده ایم. صحبت نو با واکنش بموقع توانست جلو ضرر وزیان بیشتر به گراشی ها را بگیرد. مسئله این است که آقای حسنی هم قبل و هم بعد از انتخابات می بایست از مشاورت نخبگان گراشی بهره مند باشد، اما این رویه چندان به چشم نمی آید و نظام درست و درمانی برای مشاوره گیری نماینده ی مجلس با فرهیختگان طراحی نشده است که کارهای کلان واساسی برای این منطقه برنامه ریزی و اجرایی شود تا به نفع همه باشد، نه به نفع عده ای محدود.  همه مسئولان درقبال کاری که انجام می دهند مورد نقد و ارزیابی قرار خواهند گرفت.شهردار، و فرماندار و نماینده ی مجلس در برابر پرسش های مردم باید جوابگو باشند. این جزو آیین علوی است و در عهدنامه مالک اشتر نیز آمده است. به قول حافظ:

 ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

جامه ی کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است

کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم

  بار دیگر از توجه و عنایت شما ممنونم که شاگردان خود را همچنان می نوازی. 

                                       

آمار متوفیان اردیبهشت 1388 در گراش

زينب باقري فرزند محمد،67 ساله، بيماري قلبي

نوزاد خدادادي فرزند حسينعلي،2 روزه

نوزاد  شريفي فرزند احمد، مرده زايي

عجب ناز گستم نيازي فرزند جاني،64 ساله، بيماري كليوي

محمود محسن‌زاده فرزند علي،80 ساله، كهولت سن

فاطمه عباس زادگان فرزند مرحوم علي،95 ساله،كهولت سن

عالم رزاق پور، فرزند مرحوم جهانشاه،65 ساله،سكته مغزي

زينل حسني، فرزند عبدالمجيد،81 ساله،كهولت سن و هيپاتيت

صغري اكبري فرزند اكبر،61 ساله، سرطان

غلامعباس شكاري فرزند حسن،74 ساله، سكته قلبي

غلامحسين پناهنده فرزند محمدرضا،93 ساله،كهولت سن

زينب حسني فرزند عبدالمجيد، 85 ساله، كهولت سن

محمدامين فيوضات فرزند مهدي،دو ماهه، ايست قلبي

جن و دبي؟! احمد علی غفوری

شايد به نظر عجيب باشد، جن و دبي؟! البته آن‌هايي كه حالا اين‌طور بي‌بند‌ و بار مي‌گردند و هيچ پروايي از حساب و كتاب الهي و محشر ندارند، كمتر از جن نيستند؛ ولي خوب، ياد دارم يك سال بعد از آمدن‌ام به دبي سال 1977 پيش بنده خدايي در «سبخه» كار مي‌كردم. آن زمان دايي‌ام مرحوم حاج محمدحسن راستي هم از قطر، بعد از خرابي سوق واقف، راهي دبي شده بود. چند روزي آنجا مشغول بودم. طي آن يك هفته چند بار به شوخي و جدي همكاران به من گفتند: «احمد احتياط كن. توي اين خراب شده جن هم هست.» من هم وقت آشپزي يا كار در انبار، در تخته‌اي دالان را باز مي‌گذاشتم (انبار و منزل و خورد و خوراك و خواب‌مان يكي بود!) از قضا دايي‌ام هر چند شب يك‌ بار جهت حساب و كتاب‌هاي مغازه‌هاي ديگر مي‌رفت؛ يعني در دكان را كه مي‌بستيم، او مي‌رفت و دو ساعتي بعد مي آمد. شبي بلند شدم و ديدم همه خواب‌اند به جز دايي‌ام كه لحاف خالي‌اش را ديدم. احتياج داشتم بروم تجديد وضو. تا وارد حياط و انبار كثيف و پر از كارتن وگوني شدم كه بروم طرف دستشويي، ديدم سفيد‌پوشي دم در دستشويي پشت به من ايستاده و دست‌هايش را تا انتها به طرف آسمان بلند کرده و پاهايش همچين بدنما! با خودم گفتم: «عجب! اين آقا سوراخ دعا گم كرده يا بالا خونه‌اش رو اجاره داده؟! جاي ديگه‌اي نبود، حتما بايد دم در دستشويي اين‌طور حاجت طلبيد؟ اين ديگه چه صيغه‌ايه؟» وحشت‌زده شدم و برگشتم كه بخوابم. ولي مگر مي‌شد؟ از شما چه پنهان دايي‌ام هم هميشه لباس سفيد عربي مي‌پوشيد. فكر كردم او باشد. حدود نيم ساعت با هر بدبختي سپري كردم. ديدم دايي آمد و لباس عربي را از تن در آورد و رفت دستشويي و آمد كه بخوابد. مقابلش نشستم و پرسيدم: «پس قبلا كي بود؟» گفت: «مگر صداي در را نشنيدي؟ من همين الان آمدم و جز اين سه نفر كه خوابيده‌اند كسي نبوده و در هم لنگر بود.» گفتم جريان از این قرار ... لبخندي زد و گفت: «احمد! قبلاً كه گفته بوديم ....» آن‌ شب به هر زحمتي كه بود صبح شد. رفتم «قِصِيص»، جايي كه برادرم كار مي‌كرد. ظهر دايي زنگ زد و با عصبانيت گفت: «بی‌شعور نفهم! چرا كار مردم را معطل گذاشتي؟ برگرد حقوق‌ات را پانصد درهم بيشتر مي‌دهم.» گفتم: «دايي! دست از سر كچل‌ام بردار كه اون آقايي كه من ديشب دم در مستراح ديدم، اگه ماهي دو هزار و پانصد درهم هم زيادتر بدهي ديگر جرأت ندارم به اون خراب شده‌تان برگردم» و گوشي را گذاشتم. يك بار ديگر هم در «جافيله» برُ دبي بودم پيش مرد مومني كه شصت و پنج سال داشت و بقال منطقه بود. او موقع اذان صبح مرا مي‌فرستاد كه در مغازه را باز كنم و نيم ساعتي بعد خودش مي‌آمد. يك ماهي به زحمت طاقت آوردم. تا اينكه صبحگاهي همين‌طور كه مي‌رفتم طرف مغازه -كه روي بلندي هم واقع بود- در كمال بيداري و شعور حس كردم چند نفر آدم‌هاي جورواجور و زشت روي سكوي جلو دكان نشسته‌اند و با طرز مسخره‌اي خنده مي‌كنند. رديف دندان‌های زرد و زشت‌شان را به هم نشان مي‌دادند و هي غش‌غش مي‌خنديدند. طوري كه انگار زبان حال‌شان اين بود: «حالا ما جن‌ايم، شما كه آدم‌ايد ببينم حالا موقع مغازه باز كردنه؟! هنوز کسی توي خيابان نيست كه گراشي‌هاي عجول و دست‌پاچه در مغازه را باز مي‌كنند!» خدا شاهد است كه زانو‌هایم به شدت لرزيد. سراسيمه برگشتم منزل. ارباب كه مي‌دانست يتيم هستم با پوزخندي زهرآلود پرسيد: «چيه؟ چرا در مغازه رو باز نكردي؟ خبر مرگ بابات رو آوردند؟» گفتم: «بيست و دو ساله که بابام زیر گله. لازم نيست دوباره خبر بيارن. الهي كه خبر مرگ تو باعث بشه كسي چون من گرفتار مغازه تو نشه.» اتفاقا نفرين‌ام گرفت و يادم است يك سال بعدش خبر فوت آن مرحوم را شنیدم و عزاي سه روزه‌ي ايشان را در خانه امام شاهد بودم. خدا رحمت‌اش كند، ولي جريان را كه برايش گفتم با تندي جواب داد: «من هم چند بار اين‌ها رو ديدم. آدم كه نبايد بترسد.» ولي نمي‌فهميد كه مرد شصت‌ و پنج ساله‌ايي چون او كجا و نوجوان نوزده ساله‌ايي چون من كجا؟ به هر حال، اين دو بار جن را به چشم عيني خودم در دبی ديدم و هر دو بار هم در عالم بيداري و هوشياري كامل بود. سرانجام از آن منطقه «جافليه» هم پا به فرار گذاشتم و رفتم سوپرماركت آقاي حسيني در ميدان جمال عبدالناصر. البته اين دو قضيه‌اي كه برايم پيش آمده بود مي‌توانم با صراحت قسم بخورم كه واقعيت محض بود و قصد انتقاد يا شوخي و يا تفصیل كلام نداشتم و دروغي در كار نيست كه بخواهم صحنه‌سازي كنم.

و اما در رابطه با تغيير كار گراشي‌هاي مقيم حاضر در دبي بايد گفت از ده سال پیش به اين طرف تمامي زحمات و مشقات تحمل‌ناپذير كار الحمداله تغيير كرده است و ديگر خبري از كارهاي سخت و طات‌فرسا، همچون بيچاره گراشي‌هايي كه مدام پشت فرغون بودند، نيست. هيچ بقالي و سوپري در دبي نيست كه مجبور باشد كيسه آرد و شكر را به رستوران‌هاي هندي‌ها بكشاند. كلاً نطام معامله فرق كرده و تا حدودي همه‌ چيز سهل و آسان شده است. سراسر دبي و ساير شهرها چون شارجه، ابو‌ظبي و ... ديگه خبري از «ثله» و «كباد» و بيختن و پختن غذا جهت فروش و دوخت كيسه و كارتن و گونی به دوش كشيدن نيست. ياد گرفته‌اند همچون اوزي‌ها و ساير اچمي‌ها و لاري‌ها مغازه را بچرخانند. در كل حالا كه رو به بهبودي است و سختي‌هاي دبي تمام شده، متأسفانه مشكل «جواز» و ويزای دائم پیش آمده و يك نوع كمبود كار و حقوق پايين همه را درگیر کرده؛ و موضوع ترافيك سنگين هم قوز بالا قوز شده است. اين چهار مورد باعث گرديده عزيمت گراشي‌هاي جديد كه قصد كار در دبي را دارند كم‌رنگ و به سطح پايين‌تري برسد. به قول مولوي رحمت‌اله علیه:

آن يكي خر داشت پالان‌اش نبود / یافت پالان، گرگ خر را در ربود.

مطبوعات لارستان

 میلاد لارستان در شماره 564، هفته چهارم اردیبهشت، از عیادت استاندار فارس و رییس دانشگاه علوم پزشکی شیراز از حضرت آیت‌اله آیت‌الهی، امام جمعه‌ی لار خبر داده است. ایشان در پی شکستگی استخوان پایشان در بیمارستان شهید چمران شیراز بستری هستند. دست‌نیان، مدیر کل نوسازی و تجهیز مدارس فارس هم در لار گفته است تعداد مدارس ساخته شده و در حال ساخت در سه سال اخیر در فارس سه برابر شده است. ا

عضای هیات اجرایی انتخابات ریاست جمهوری لارستان هم مشخص شدند. عملیات پروژه‌ی 40 واحدی مسکن اقشار کم‌درآمد در لارستان هم در آستانه سال‌روز سفر مقام رهبری به لارستان آغاز شد. در صفحه 8، مجید بامدادی، خبرنگار میلاد، مصاحبه‌ای چالشی انجام داده است با فرماندار لارستان در خصوص انتشار صحبت او که گفته بود 85 درصد مصوبات سفر رییس جمهور به لار محقق شده است. آقای فرماندار هم جواب‌هایی داده است که به نظر این خبرنگار قانع‌کننده است. مقاله‌ای هم به قلم اکبری از گراش چاپ شده است که لارستان را موفق‌ترین شهرستان استان فارس در امر ساخت و ساز پروژه‌های ورزشی معرفی کرده است.

شماره 565 میلاد، هفته اول خرداد، خبر از «آغاز عملیات آخرین مرحله از طرح آب‌رسانی از سد سلمان فارسی به لارستان» می‌دهد. تا شش ماه آینده، مخزن اولیه و 15 هزار متر مکعبی ذخیره آب از طریق خط رینگ به مخازن آب شهر قدیم و شهر جدید متصل خواهد شد. فرماندار لارستان هم آمادگی کامل برای برگزاری هرچه بهتر و سالم‌تر انتخابات را اعلام کرده است. او گفته است: «142 شعبه اخذ رای شامل 74 شعبه روستایی و 68 شعبه شهری، آرای 141 هزار نفر واجدین شرایط رای‌دهی را در روز انتخابات جمع‌آوری خواهند کرد.»

برگزاری جلسه کمیسیون مبارزه با قاچاق کالا و ارز و سوخت شهرستان لارستان هم خبر دیگر این شماره است. زارع‌پور، دبیر مبارزه با قاچاق کالا و ارز و سوخت استان فارس گفته: «لارستان به عنوان [یکی از] گلوگاه‌های مهم استان بوده که به دلیل کشفیات زیاد نیروی انتظامی انبارها جواب‌گوی کشفیات نیست که باید تصمیمات لازم اتخاذ گردد.» سیاحی، سرپرست گمرک استان فارس، هم گفته است: «یک‌چهارم پرونده‌های مطرح کالاهای قاچاق در استان فارس مربوط به لارستان [است].» سبحانی، رییس دادگاه انقلاب شیراز نیز اظهار امیدواری کرده است که با راه افتادن واحد واردات گمرک لارستان، بخشی از این مشکلات حل شود.

 

عصر اوز در شماره 103، خرداد 88، بعد از یک تیتر بزرگ برای فرا خواندن تمام مردم در انتخابات ریاست جمهوری، تیتر زده است: «یکی به داد اقتصاد اوز برسد». نویسنده مقاله سعی کرده است با بررسی بازار اوز و مقایسه آن با بازار شهرهای اطراف، خوانندگان را برانگیزد که باید فکری به حال وضعیت کرد. انتخاب ابراهیم احمدی از بیمارستان امیدوار اوز به عنوان پرستار نمونه کشوری هم دیگر خبر جالب این نشریه است. در صفحه اجتماعی، یادی از حکام اوز به چاپ رسیده است، و البته چند صفحه بعد یک مطلب انتقادی درباره‌ی مدگرایی جوانان. گفتگو با بهادر بخشی، داور ملی فوتبال کشور و جشن بیست‌سالگی باشگاه گراش جوان هم در صفحه ورزش آمده است. ضمناً عصر اوز اولین نشریه‌ای است که از جنوب در مرکز ملی شاپا (سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران) به ثبت رسیده است. این موفقیت را به همکاران‌مان در این نشریه تبریک می‌گوییم.

 

سید محمود علوی از تهران به مجلس خبرگان رهبری راه یافت

سید محمود علویصحبت نو : حجت‌الاسلام و المسلمين دكتر سيد محمود علوي، نماينده ولي فقيه و رئيس سازمان عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ايران که برای حضور در مجلس خبرگان کاندیدا شده بود .  به مجلس خبرگان رهبری راه یافت.

او که چند دوره تجربه‌ی انتخاب در مجلس شورای اسلامی  از حوزه‌ی انتخابیه‌ی  لارستان و لامرد را داشته است. در دوره پیشین مجلس خبرگان او از حوزه استان فارس در انتخابات شرکت کرد، اما امکان ورود به مجلس خبرگان را نیافت. اقبال او برای ورود به مجلس خبرگان بیشتر از گذشته است.

در استان تهران سید محمد علی امین فرزند سید علینقی، سید هاشم بطحائی فرزند سید عباس، محمد علی تسخیری فرزند علی اکبر،  سید محمود علوی فرزند سید رضا، میرفخرالدین موسوی ننه کران فرزند میرمحمد، مهدی هادوی مقدم فرزند رضا نامزد راه‌یابی به مجلس خبرگان رهبری هستند.

میلاد لارستان در آتش سوخت

صحبت نو: دفتر نشریه هفتگی میلاد لارستان سحرگاه امروز در شهر جدید لار در آتش سوخت.

ابوالحسن مویدی مدیر مسئول نشریه میلاد لارستان ضمن تایید این خبر گفت: دلایل این حادثه برای من روشن نیست و احتیاج به بررسی های بیشتر دارد.  تمام تجهیزات و کامپیوتر سوخته است. آخرین شماره ی این نشریه در دست چاپ است.  میلاد لارستان باسابقه ترین نشریه لارستان است.

صحبت نو باورمند است که این گونه برخوردهای فیزیکی با نشریات که در فضای خبری فعالیت دارند، ناصواب است  و از نظر صنفی از همکاران خود در نشریه میلاد لارستان حمایت می کند.

صحبت شما  صحبت ماست

 يوسف اسدي لاري: با آمدن تابستان و گذراندن اوقات فراغت خانواده‌ها، آيا لازم نيست كه شهردار پارك‌هاي محله‌اي و بوستان شهر را به امكانات مجهز كند تا به شهر‌هاي اطراف براي گذران اوقات فراغت نروند.

نجاتی: به مسوول محترم اداره برق بفرماييد، خاموشي معابرشهر قابل توجيه نيست.

یک معلم: با توجه به فرارسيدن تعطيلات تابستان از هم اكنون به فكر برنامه ريزي جهت استفاده ي صحيح ا زتعطيلات تابستان باشيم.

يكي از كاركنان بيمارستان: يك سال و هفت ماه مي‌شود كه مزايا و حقوق پرسنل بيمارستان پرداخت نگرديده در صورتي كه بودجه را از دانشگاه و بيمه طرف قرارداد دريافت كرده‌اند اما متاسفانه جاي ديگري هزينه شده است.

شهروند: براي تعويض دفترچه‌ي بيمه‌ي خدمات درماني؛ كداميك عادلانه‌تر است؟ استقرار يك نيرو و يك كامپيوتر يا مراجعه‌ي 20000 نفر به مركز شهرستان؟

آقاي بهزادي: كاركنان بيمارستان رسيدگي چنداني به مراجعه‌كنندگان ندارند لطفا پيگيري شود.

خانم ابراهيمي: از خانم حاجي‌زاده(جهت‌يابي قبله) و آقاي سپهر(هيچ‌كاره) به خاطر نوشته‌ي مفيد و جالبشان تشكر مي‌كنم.

ناصری: چرا شب‌ها چراغ‌هاي واقع دربزرگراه گراش – لار روشن نيست؟ پس صرف اين همه هزينه براي چه بوده است؟

خواننده شما: شاید امکان مراجعه برای اشتراک وجود نداشته باشد. اگر فرم اشتراک در نشریه چاپ شود بد نیست.

صحبت ما

خوانندگانی لطف می‌کنند و مطالب خود را برای ارسال می‌کنند. برای چاپ مطالب خود لطفاً چند نکته را رعایت فرمایید. نخست این که نوشتن نام خود را فراموش نکنید از جمله در این مدت دو مطلب با موضوع «اصلاح الگوی مصرف» و «علم یا عقلانیت» به دست ما رسید که بدون نام نویسنده بود. دوم در نوشتن مطالب خود مسائل شهر گراش را مدنظر قرار دهید این گونه نوشته‌ها در اولویت چاپ قرار می‌گیرند و سرانجام این که در نوشته‌های خود منبع بخش‌هایی را که از جای دیگری گرفته‌اید ذکر کنید.

ستون کنج تاریخ شماره گذشته از مقدمه دیوان شیدا نقل شده بود. متاسفانه در صفحه‌آرایی منبع این نوشته جا افتاد. همان‌طور که ستون آشپزی شماره گذشته نیز تکراری منتشر شده بود.

در فضای انتخابات معمولاً حساسیت‌های سیاسی افزایش می‌یابد. صحبت‌نو محدودیتی برای حمایت آشکار از هیچ کدام از نامزدها نداشت. اما اعضای تحریریه ترجیح دادند که عقاید  و آرای خود را ـ از هر گونه ای ـ در نوشتن گزارش‌ها دخالت نداده و سعی کنند اطلاعات موردنیاز مردم را در اختیار آن‌ها قرار دهند. گذشتن اعضای صحبت‌نو از حق طبیعی خود برای اظهارنظر هم برخی از افراد را راضی نکرد. با این وجود ما همچنان تلاش می‌کنیم که در راستای منافع عمومی شهر به اطلاع‌رسانی بپردازیم هر چند که به حقوق اجتماعی و آزادی‌های خود نیز آگاهی داریم.

در تشکر از روابط عمومی‌های ادارات نام دوست همکاری ما حجت عابدی از قلم افتاده بود. چون او را بیشتر به عنوان یک همکار خبرنگار می‌شناسیم تا روابط عمومی بخشداری امیدواریم همچنان همراه باشند. بد نیست از روابط عمومی فعال کمیته امداد امام (ره) که خبرهای خود را سایت امدادگران فارس به طور منظم منتشر می‌کنند نیز یاد کنیم.

تقديم به همه ی مادران   /   اسماعيل اخگر

مادر، نامي مقدس و زيباست، برنشسته در كنار نام خداوند مهرباني‌ها

مادر، سرچشمه‌ي همه خوبي‌هاي زلال و گواراست. مادر، مثل بهار است با خنكاي نسيم نوازش دستاني كه چشم‌هايمان را به روي زندگي باز مي‌كند و سبزمان مي‌دارد با اميد و اشتياق كه در رگ‌هامان جاري مي‌سازد و تماشامان مي‌كند تا به برگ و بار نشستنمان را به جلوه بنشاند. مادر، مثل تابستان، با خوشه‌هاي سرشار از انگور و شهد ميوه‌هاي شيرين و پاك مي‌رسد از راه تا كام زندگيمان را سير و سيراب كند و آنگاه خود نور مي‌خورد و رايحه مي‌نوشد و عاطفه و مهر مي‌نوشاند. مادر مثل پاييز، شاعرانه است، با جشنواره‌اي از رنگ‌ها و درنگ‌ها او بي‌شكوه و شكايت برگ و بار لحظه‌هاي عمر خويش را به پاي ما مي‌ريزد تا كه از زندگيمان تابلويي بسازد زيبا و تماشايي. مادر مثل زمستان مي‌شود تا كه همه‌ي وجود خويش را ببارد و با جامه‌اي سفيد و پاك به سروقت خدا برود. مادر بوسه‌ زدن به تك تك جاي پايت كم است من مي‌خواهم ديوانه‌ات شوم تا كه در شوره‌زار اشك‌هايت لاف زنم و گريه‌ها و چين‌ها‌ي عمرت را به تار و پودي از شفافيت شانه زنم. عشق را نمي‌توانم به تو تقديم كنم زيرا گل، آنقدر زيباست كه خار برايش عار نيست مادر به جان تو سوگند كه جان مني، قرار دل بي‌قرار مني نفس صبح من از دعاي شب توست، به جان تو سوگند مادر بعد از خدا، خداي مني.

                                                                           

گریز از پذیرش مسئولیت در گراش ، یک معضل اساسی

مهدی  عالمی : تحليل رفتار اجتماعي مردم به ويژه جوامع در حال گذار مشكل و نيازمند تخصص و صرف نيروي زياد است يكي از اين جوامع، جامعه‌ي در حال گذر گراش هست گراشي كه تا سي‌سال قبل مردم جهت تامين آب مورد نياز روزانه‌ي خود مجبور به حمل آب با «كندر» از آب‌انبارها بودند، مردمي كه هيزم مصرفي خود را از كوهاي اطراف تهيه مي كردند، در طول سه دهه تغييرات زيادي را در نحوه‌ي زندگي، كيفيت آن، امكانات در‌دسترسي و طرز تفكر مشاهده كرده‌اند.

بعد از وقوع انقلاب اسلامي، اغلب مردم كه زراعت و دامداري پيشه اصلي آنها بود، به دليل پيدايش نفت در كشورهاي حوزه خليج فارس و رونق اقتصاد آنها، راهي ديار غربت شده  شغل آنها به تجارت تبديل شد. حس وطن‌دوستي و مذهبي بودن آنها انگيزه‌ي انجام كارهاي خير را باعث شد به نحوي كه هم‌اكنون در كشور زبانزد است البته اين موضوع خارج از حوصله‌ي اين نوشتار است هرچند كيفيت زندگي در بعد مادي و امكانات زندگي رشد زيادي داشته و به نسبت ديگر شهرها در زمره‌ي شهرهاي مرفه معرفي گرديده، ولي در بعد علمي، فرهنگي، هنري نتوانسته است رشدي شبيه رشد امكانات مادي را شاهد باشد.

به نظر مي‌رسد بخش عظيمي از تغييرات علمي و فرهنگي ريشه در تغيير وضعيت مالي مردم داشته باشد. به عبارت ديگر تغييرات ابعاد علمي و فرهنگي جامعه نتوانسته هم‌پاي تغييرات بعد مالي و مادي جامعه به پيش برود. به ذكر چند مثال بسنده مي‌كنيم. موارد زيادي وجود دارد كه والدين تمام امكانات را در اختيار فرزندان خويش قرار داده ولي از وضعيت تحصيلي وي بي‌خبرند و يا مواردي را شاهديم كه منازلي با صرف هزينه‌هاي بسيار بالا ساخته مي‌شود ولي در تميزي وآسفالت كردن جلو منزلشان كه استفاده‌ي بسيار زيادي از آن مي‌شود با شهرداري همكاري لازم را ندارند. مثال‌ها از اين دست بسيارند و خواننده تعداد زيادي را از آن در ذهن مرور مي‌كند.

هر‌چند قصد نويسنده، ايجاد روحيه‌ي منفي‌نگري نيست، مع‌الوصف پنهان‌سازي و پوشاندن مشكلات جامعه، آن را حل نخواهد كرد، ضمن اين كه ارتباط گسترده‌ي مردم با خارج از كشور و آشنايي با فرهنگ‌ها و ملل مختلف انتظارات مردم را بالا برده، خواهان شهر و جامعه‌اي در حد و كيفيت آن شهر‌ها هستند. مقايسه‌ي هميشگي بين گراش و شهر‌هایي مثل دبي دليل بر اين مدعاست. پر‌واضح است كه مقايسه‌ي اين دو قياسي مع‌الفارق است. ولي انتظارات مردم به ويژه آن‌هايي كه با اين نوع  جوامع در ارتباط هستند از ادارات و خانه‌ها وحتي مردم و مقايسه‌ي بين اين دو، نماينگر اين قياس مي‌باشد.

يكي از مشكلات جامعه‌اي مثل گراش عدم مسئوليت‌پذيري افراد جامعه در همه‌ي ابعاد آن است پديده‌ي گريز از مسئوليت هم در بعد مسئوليت‌هاي دولتي و هم در بعد مسئوليت‌هاي شخصي به معضلي براي شهر تبديل شده است. نمونه‌هاي بارز آن را مي‌توان در ادارات دولتي مانند آموزش و پروش، شهرداري وبسياري از ارگان‌هاي ديگر مشاهده كرد. چند دليل ديگر براي اين پديده مي‌توان متصور شد:

الف: قريب به اتفاق مردم عافيت‌طلب هستند و به سري كه درد نمي‌كند دستمال نمي‌بندند به عبارت بهتر وقتي مي‌توان با عدم قبول مسئولت جلو بسياري از انتقادات به‌جا و نا‌به‌جا مردم را گرفت چه نيازي به قبول مسئوليتي است كه نفع قابل توجه‌اي را نصيب شخصي نمي‌كند؟ با سربا زدن از قبول مسئوليت، اينگونه افراد هميشه خوش‌نام مي‌مانند.

ب: عدم نفع مادي قابل توجه براي مسئولين در مقايسه با دردسر‌هاي آن.     

ج: ناراضي بودن تعداد زيادي از مسئولين از وضعيت شغل‌شان.

د: ديد ترحم‌آميز بخش از افراد جامعه خصوصا طيف سنتي، این است كه شاغلان در ادارات دولتي با اين نگاه، كارمند دولت، شخص ضعيف از نظر مادي ديده مي‌شود كه مي‌بايست به او صدقه هم داد، كه البته اين ديدگاه ضعيف و در حال نابودي است.

و: تفاوت بي‌مورد افراد و انتظارات نا‌به‌جا از مسئولين، با توجه به آشنايي افراد با همديگر و در بسياري موارد قوم وخويش بودن افراد جامعه، انتظارات نا‌به‌جاي افراد از مسئولين افزايش يافته، مسئولين را در دو‌راهي انجام وظيفه‌ي قانوني خود و عمل به درخواست نا‌به‌جا‌ي افراد، دوست و آشنا يا قوم و خويش خود قرار مي‌دهد. دراين‌گونه موارد مسوول و مدير دولتي با توجه به روحيه‌ي تعارف موجود مي‌بايست بر خلاف قوانين، در‌خواست ايشان را اجابت كنند و از طرفي بنا‌بر وظيفه‌ي قانوني، مي‌بايست در مقابل اين‌گونه در‌خواست‌ها مقاومت نمايند كه اين باعث به وجود آمدن كدورت‌ها خواهد شد.

صحبت نو  حضور گسترده و حماسی مردم را به همه ی همشهریان تبریک می گوید

صحبت نو: محمود احمدی نژاد با اکثریت آرا برای دومین بار رییس جمهور ایران شد.

ضمن تبریک به مردم گراش و خرسندی از حضور حداکثری پیروزی مجدد احمدی نژاد را اراده ی خداوند و عشق و علاقه ی مردم به رهبر انقلاب می داند. 

 معمولاً به طور میانگین سالانه یک انتخابات در ایران برگزار می‌شود. حضور مردم در انتخابات نیز چشم‌گیر و در شهر گراش بسیار فراوان است. هر کدام از هم‌وطنان معیارهایی را برای انتخاب نامزد مورد نظر خود دارند که بر اساس سلیقه و خواست خود رای آن‌ها را تعیین می‌کند. تبلیغات انتخاباتی در کنار گروه‌های مرجع دو عامل موثر برای جهت‌دهی به آرا مردم هستند.

مساله‌ای که در این میان وجود دارد این است که هر کدام از انتخابات شرایط و ویژگی‌های خاص خود را دارد. اما دیده می‌شود که مردم در انتخاب خود کمتر به این مسائل توجه دارند. در هر کدام از انتخابات سطوح مدیریتی متفاوتی برگزیده می‌شوند. همانگونه که در انتخابات شورای شهر بیشتر مسائل شهری و محلی مطرح هستند و کمتر نگاه مردم سیاسی است برعکس در انتخاباتی همانند ریاست‌جمهوری باید نگاه مردم به مسائل ملی و با آگاهی سیاسی باشد. حال که دولت توجه خود را به مناطق محروم بیشتر کرده است می توان از این راهبرد و سیاست دولت بهترین استفاده را برد.

امید که مردم منطقه لارستان و خنج و گراش و دیگر بخش ها بتوانند مطالبات حقه ی خود را از دولت اسلامی در سایه ی قانون طلب کنند.

اوز ی ها بیشتر به موسوی رای دادند: 9 هزار و 59 رأي

اهل تسنن شهر اوز:احمدي‌نژاد را دومين انتخاب خود برگزيدند.

خبرگزاري فارس: بنابر اعلام بخشدار اوز نتايج آراي اين شهر تسنن‌نشين واقع در جنوب استان فارس، حاكيست احمدي‌نژاد دومين گزينه در انتخابات دهمين دوره رياست‌ جمهوري اهل تسنن اين شهر است.

 اصغر فرودي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در اوز گفت: 18حوزه اخذ راي در شهر و روستاهاي اين بخش كار اخذ آرا مردم را به‌عهده داشتند. وي اظهار داشت: 400 نفر عوامل انساني اجرايي، امنيتي، نظارتي، بازرسي و تداركاتي انتخابات بخش اوز را انجام دادند كه در ساعت يك بامداد روز شنبه نتايج آن به‌دست آمد. ميرحسين موسوي خامنه 9 هزار و 59 رأي، محمود احمدي‌نژاد 4 هزار و 321 مهدي كروبي 95 رأي و محسن رضايي 77 رأي را به‌دست آوردند. بخشدار اوز افزود: ميزان مشاركت مردم بخش اوز افزون‌بر 58 درصد بوده است و 13 هزار و 693 نفر در رأي‌گيري شركت داشتند.

آمار لارستان به طور کلی

به گزارش خبرگزاري فارس از لارستان، محمد جعفري ظهر امروز در جمع خبرنگاران اظهار داشت: انتخابات شهرستان لامرد با شور و هيجان خاصي در 142 حوزه برگزار شد.
وي ادامه داد: مردم در روز انتخابات با هيجان و شوق خاصي در حوزه‌هاي مربوطه حاضر و در دماي افزون‌بر 39 درجه آرا خود را به صندوق‌هاي رأي ريختند.
فرماندار لارستان گفت: حدود 83درصد از واجدان شرايط در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري ايران در اين شهرستان شركت كردند.
وي با اعلام نتايج انتخابات افزود: محمود احمدي‌نژاد 76 هزار و 840 راي، ميرحسين موسوي 37هزار و 134راي، مهدي رضايي يك هزار و 22رأي، مهدي كروبي 850 رأي و تمام آرا مأخوذه در حوزه انتخاب لارستان116هزار و 738 رأي بوده است.

24 میلیون برای محمود احمدی نژاد

آمار رسمی وزارت کشور: ستاد انتخابات جديدترين نتايج شمارش آرا در ساعت 8:45 بامداد 23 خرداد را به اين شرح اعلام كرد:
از مجموع تعداد 37420 صندوق‌ شمارش شده (81.85 درصد كل صندوق‌ها)، 30 ميليون و 506 هزار و 422 راي شمارش شده، محمود احمدي‌نژاد 19761433 راي معادل 64.77 درصد، ميرحسين موسوي خامنه با 9841056 راي معادل 32.25 درصد، محسن رضايي ميرقائد 633048 راي معادل 2.07 درصد، مهدي كروبي با 270885 راي معادل 0.88 درصد حائز آراي راي‌دهندگان شدند.

احمدی‌نژاد پیشتاز بی رقیب انتخابات در گراش

 اختصاصی صحیت نو: شمارش آرا انتخابات در بخش گراش استان فارس به پایان رسید و محمود احمدی‌نژاد 86 درصد آرای این بخش را به دست آورد.

در 27 صندوق این بخش از مجموع 20727 آرای شمرده شده، محمود احمدی‌نژاد 17911 رای معادل 86 درصد آرا را به خود اختصاص داد. میرحسین موسوی خامنه 2517 رای معادل 12 درصد آرا را کسب کرد. مهدی کروبی و محسن رضایی نیز به ترتیب 155 و 144 رای را به دست آوردند. که کمتر از یک درصد آرا را تشکیل می‌داد.

ساعت ارسال خبر: سه و ده دقیقه

صحبت نو:‌ در حالی که تنها دو صندوق روستاهای گراش شمارش نشده است. محمود احمدی نژاد 86 درصد آرای بخش گراش را کسب کرده است.

بر اساس نتایج غیررسمی موجود از محموع 19250 رای ریخته شده به 25 صندوق بخش گراش، محمود احمدی نژاد 16552 رای را به خود اختصاص داده است. میرحسین موسوی نیز 2405 را کسب کرده است. این آمار غیررسمی و مقدماتی بوده و آمار رسمی باید از سوی فرمانداری لارستان منتشر شود.

ساعت ارسال خبر: یک و سی دو دقیقه نیمه شب

خبر مقدماتی

صحبت نو: بر اساس آمار بخشی از صندوق‌های رسیده به بخشداری گراش، محمود احمدی نژاد 85 درصد آرای شهروندان گراشی را کسب کرده است.

بر اساس این نتایج غیر رسمی از 14270 رای شمرده شده تاکنون، محمود احمدی نژاد 12161 رای معادل 85 درصد را کسب کرده است. میر حسین موسوی نیز 1880 رای را به دست آورده است. این آمار غیررسمی و مقدماتی بوده و آمار رسمی باید از سوی فرمانداری لارستان منتشر شود.

طرفداران محمود احمدی‌نژاد آماده برگزاری جشن پیروزی در خیابان‌های گراش می‌شوند.

ساعت ارسال خبر: یک نیمه شب

صحبت‌نو: حوزه‌های رای‌گیری دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در شهر گراش همانند انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی است. 

حوزه کانون فرهنگی آینده سازان (فانی‌ِزاده) در محل سابق بخشداری واقع در بلوار سپاه حوزه‌ای که امسال به محل‌های رای‌گیری افزوده شده است. یک صندوق سیار نیز به مجموع حوزه‌های رای‌گیری افزوده شد تا تعداد حوزه‌های رای‌گیری از 25 حوزه به 27 حوزه افزایش یابد.

سایت گراش من به نقل از اطلاعیه بخشداری حوزه‌های رای‌گیری این دوره انتخابات را اعلام کرده است:

شعبه شماره يك واقع در شهر گراش به نشاني بلوار جانبازان دبستان بانو حقاني.
شعبه شماره دو واقع در شهر گراش به نشاني خيابن شهيد محقق 
دبستان شهيد محقق.
شعبه شماره سه واقع در شهر گراش به نشاني خيابان حضرت ابوالفضل (ع) 
مدرسه راهنمايي عاليان.
شعبه شماره چهار واقع در شهر گراش به نشاني خيابان آبياري 
دبستان آشفته.
شعبه شماره پنج واقع در شهر گراش به نشاني خيابان امام خميني‌(ره) حسينيه ولي عصر(عج ) برق روز
شعبه شماره شش واقع در شهر گراش به نشاني خيابان درمانگاه 
مدرسه راهنمايي سليمي.
شعبه شماره هفت واقع در شهر گراش به نشاني مدرسه علميه چهارده معصوم 
دبستان شادروان ابدي.
شعبه شماره هشت واقع در شهر گراش به نشاني خيابان امام خميني‌(ره) مدرسه راهنمايي نرجس خاتون(س)
شعبه شماره نه واقع در شهر گراش به نشاني محله بيدله مسجد مهديه 
شعبه شماره ده واقع در شهر گراش به نشاني بلوار سپاه كانون اينده سازان ( فاني زاده )
شعبه شماره يازده واقع در شهر گراش به نشاني بلوار شهداء خيابان اميركبير هنرستان اميركبير.
شعبه شماره دوازده واقع در شهر گراش به نشاني خيابان شهيد غلامي 
دبستان شادروان قائدي.
شعبه شماره سيزده واقع در شهر گراش به نشاني شهرك شهيد بهشتي خيابان دانشگاه 
دبستان شهيد عالمي.
شعبه شماره چهارده واقع در شهر گراش به نشاني شهرك شهيد بهشتي بلوار امام حسين‌(ع) مدرسه راهنمايي شاهد (ابوريحان)
شعبه شماره پانزده بصورت 
سيار در بيمارستان، كلانتري، دانشگاه، صحراي بيغ، صحراي اناغ دشت پائين و تنگ لاغر
شعبه شماره شانزده بصورت 
سيار در كنار زيارت، دره پلنگي، دشت رحماني، چك چك و دشت بالا.
شعبه شماره هفده بصورت 
سيار در روستاهاي زينل آباد، گزدان، علي آباد و عشاير اطراف.
شعبه شماره هجده واقع در روستاهاي ارد به نشاني 
حسينيه ارشاد.
شعبه شماره نوزده واقع در روستاي ارد به نشاني محله اسلام آباد 
دبستان سلحشور.
شعبه شماره بيست واقع در روستاي ارد به نشاني آموزشگاه امام رضا(ع)
شعبه شماره بيست و يك بصورت 
سيار به نشاني روستاي آغصه و ارد و عشاير اطراف ارد .
شعبه شماره بيست و دو واقع در روستاي
فداغ حسینیه وحدت.
شعبه شماره بيست و سه واقع در روستاي
فداغ حسينيه جامع.
شعبه شماره بيست و چهار بصورت
سيار در روستاهاي كنگ‌ريشه، محمدزينا و عشاير اطراف.
شعبه شماره بيست و پنج بصورت
سيار در روستاهاي حسين ‌آباد، بشيرآباد، حيدرآباد، لب اشكن و محمد عباسي.
شعبه شماره بيست و شش واقع در روستاي خليلي حسينيه مالك اشتر 
شعبه شماره بيست و هفت بصورت
سيار در روستاي خليلي، پشت پري، تنگ خور و عشاير اطراف.

انتخاب با شماست / سیاست