از خبرنگاری تا "انتفاضه کفش" / خبر

 

منتظر الزیدی

منتظر الزیدی به قهرمان بعضی از اعراب تبدیل شده است

قاضی رسیدگی به پرونده منتظر الزیدی، گفته است که این خبرنگار عراقی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و صورت و اطراف چشم هایش کبود شده است.

این خبرنگار چندی پیش در نشست خبری جورج بوش، رئیس جمهوری آمریکا در بغداد، کفش هایش را به طرف آقای بوش پرتاب کرد و او را "سگ" خطاب کرد.

قاضی گفت که دادگاه در حال بررسی ادعای ضرب و شتم آقای الزیدی است. این خبرنگار عراقی در حال حاضر در بازداشت به سر می برد و پیش بینی می شود که به جرم حمله به رهبر یک کشور خارجی متحمل دو سال حبس شود.

بوش را تحقیر کردی لنگه کفش

کفش تحقیری بگو باشد چه کفش

تا ابد آن کفش نور چشم ماست

گر امیر حاکمان باشد رواست

عکس بگیرید  و برنده شوید؛ در لارستان

مسابقه ی عکاسی همزمان با همایش

مسئله آب در گذشته و حال، مختصری از سرگذشت سد لار / تاریخ

 حیدر قلی بذر افشان، فرزند آصف قلی و نوه‌ی آقا اسدالله نیکوکار گراشی در اواخر دوره ی قاجاریه است. خاطرات او بسیار جذاب و جالب است. صحبت نو، بسی خرسند است که می تواند باز هم میهمان خاطره‌های او باشد. او متولد 1309 در لار است و هم اکنون در شیراز زندگی می کند. بخش اول تاریخ شفاهی آب‌رسانی در لارستان را با قلم استاد بذر افشان بخوانید:

 سال‌ها است که سؤالی جدی و حیاتی، در مخیله‌ام جا خوش کرده و مرا به خود مشغول داشته که چون قضیه به یکی از رشته های  علوم رابطه‌ی  مستقیم دارد، لذا درباره‌ی چگونگی و پاسخ یافتن، کمیت ما لنگ است و سؤال این است که آیا آباء و اجداد  ما که در این مناطق رحل اقامت افکنده و قسمت وسیعی از خاک لم یزرع و بیابان خشک و سوزان را اشغال و در آن ساکن شده‌اند. این بنی آدم‌های اولیه که حال به هر طریق، اول قدم به این خاک بی‌آب و گیاه؛ یعنی لارستان،  گذاشته‌اند، آیا چه نعمت خداوند، چشمان جست و جوگرشان را به خود کشیده؟ یعنی تماشای دو رشته رودخانه سیحون و جیهون که کله به کله هم گذاشته، می‌غرند و می‌خروشند و همراه با یک هجوم نیک فرجام، به یک‌باره، دشت گسترده و زمین هموار و ناهموار را سیراب نموده و از جانب شرق با همان جلال و جبروت خارج می‌شده! و یا همراه با این آب فراوان زندگی بخش چشمان مشتاق و آرزومندشان تا هر کجا چشم انداز بوده، همه جا سبز و خرم و درختان انبوه سر به فلک کشیده جنگل با گونه‌گون درختان داده و صدای دلنواز جویبار و زمزمه چشمه سارها و بوی خوش عطر گل و گیاه به قول سعدی: بوی گلشن چنان مست کرد که دامنش از کف بداد ! خلاصه بندگانی به یک باره ناغافل به بهشت رسیده و از جان و دل شکر گویای، در این سامان  مسکن گزیده‌اند؟ که البته چنین نبوده و نیست و جای همه این رؤیاهای شیرین و آرزوی دیرین را که بر شمردم آب انبار پر کرده است .

 درمورد برکه؛ یعنی این منبع حیات بخش جداگانه صحبت خواهیم کرد. اما نام آب انبار در این مبحث، این سؤال  را پیش می‌آورد که آیا این بندگان خدای ، اول آب انبار ساخته‌اند، بعداً آشیانه و کاشانه؟ یا نه اول بنای خانه پی افکنده اند، پس از سکونت،  برکه‌ها را  بنا نهاده‌اند. امید است این سؤال ضمنی، در  طی پاسخ کلی بدان اشاره‌ای بشود.

 در این جا نه رود و چشمه ساری، نه دریا و دریاچه وجود داشته که با استفاده از این نعمت خدا داده به شغل  پر خیر و برکت کشاورزی، باغداری، دامداری بپردازند، متأسفانه چنین که نبوده هیچ و برای زنده ماندن و ادامه حیات دادن و نیازمندی‌ها و احتیاجات از برکه استفاده می‌شده که هنوز هم این شیوه مرضیه و سنت دیرینه به طور یکنواخت رواج دارد.

 علی ای حال در این باره گفتنی بسیار است که به موقع سراغ آن خواهیم رفت و حال ضمن تجدید در خواست سردبیر مطلع و اندیشمند، به اصل مطلب می پردازیم.

 اولا خدمات و اختراعاتی که برای تأمین آب مشروب ظرف این شصت سال و اندی صورت پذیرفته و آثار و علائم انجام گرفته باقی است که اینک فهرست‌وار متذکر می‌گردد، اما ماجرای دلخراش و تأسف برانگیز سد کمی بیشتر صحبت می طلبد و به بعد ماکول می‌نماییم:

 اولین اقدام در پی آب‌یابی این بود که در سال 1325 در خیابان باغ ملی؛ سر کوچه‌ی محله شهیدان، چاه عمیقی حفر کردند. طعم آب شیرین و میزان آب دهی زیاد بود. بنابراین با نصب تلمبه روی چاه شروع به بهره برداری نمودند. این چاه آزمایشی که بعداًًٌٍ چاه شماره یک نام گرفت، ابتدا آب‌اش شیرین و قابل شرب بود، حتی ما که در کلاس پنجم مدرسه‌ی صحبت لاری مشغول درس خواندن بودیم. چون مدرسه به چاه نزدیک بود، برای آشامیدن، بچه ها از این چاه استفاده می گردید. بدبختانه پس از استفاده به  مدت یک سال و شاید کمتر، یواش یواش طعم آب به شوری گرایید تا به جایی رسید که از تلخی و نامطلوبی، غیر قابل استفاده شد و درختان منازل نزدیک به چاه که از آب این منبع آب یاری می‌شد برگ‌هایش ریخت و شاخه ها خشک شد. ( بعد از این خدمت نوبت سدسازی پیش می‌آید که چون قرار بر تفصیل بیشتر گذاشتم شرح این خون جگر خوری ، به آخرین قسمت موکول می‌نماییم.)

شکار هر قطعه هوبره، هشت ميليون ريال و شاهين تا 12ميليون ريال جریمه دارد/ خبر

 سه شکارچي غيرمجاز خارجي در بستک هرمزگان دستگير شدند 

بندرعباس –رييس اداره حفاظت محيط زيست بستک از توابع هرمزگان گفت:سه نفر شکارچي غيرمجاز خارجي همراه با تعدادي پرنده شکاري و صيد شده در منطقه تدرويه اين شهرستان دستگير شدند.   

 محمد قلي تاتار، پنجشنبه درگفت وگو با خبرنگار ايرنا افزود: اين سه نفر هنگام دستگيري سه باز شکاري (شاهين) تربيت شده و لاشه دو پرنده شکار شده به نام هوبره را که از پرندگان حمايت شده محسوب مي شوند با خود حمل مي کردند.

وي اضافه کرد: اين سه برادر را که با استفاده از پرنده هاي تربيت شده خود اقدام به شکار هوبره مي کردند، يکي از اکيپ هاي گشتي حفاظت محيط زيست اين شهرستان دستگير کردند و تحويل مقامات قضايي بستک دادند.

رييس اداره محيط زيست بستک بيان داشت: اين سه تن از اتباع يکي از کشورهاي همسايه هستند که بطور قانوني و با هدف ديدار با اقوام خود و تفريح و گردش به بستک سفر کرده اند.

به گفته تاتار، هوبره از جمله پرندگان مهاجر غير بومي، کمياب و حمايت شده اي است که در فصل زمستان از مناطق سردسير بخصوص کشورهاي همسايه شمالي به مناطق گرمسيري کشورهاي همجوار مهاجرت مي کند.

وي اظهارداشت: با توجه به ناياب بودن اين گونه پرنده ، محيط زيست براي حمايت و جلوگيري از شکار غير مجاز ، در مناطقي که اين پرندگان در آنجا زمستان گذراني مي کنند گشت هاي کنترلي مستقر کرده است.

در اطلاعات منتشره اداره کل حفاظت محيط زييست هرمزگان آمده است که شکار هر قطعه هوبره، هشت ميليون ريال و شاهين نيز با توجه به گونه آن بين هشت تا 12ميليون ريال است .

دراين اطلاعات آمده است که شکارچيان متخلف دستگير شده پس از پرداخت جريمه اي که دستگاه قضايي براي آنان تعيين کرده مي توانند با نظر محيط زيست پرندگان شکاري و تربيت شده خود را که داراي شناسنامه هستند پس بگيرند و به کشور مبداء عودت دهند.

در آمارهاي منتشره اداره کل حفاظت محيط زيست هرمزگان آمده است : همه ساله در دو فصل پاييز و زمستان بيش از 320هزار قطعه پرنده مهاجر آبزي و کنار آبزي و ديگر پرندگان روزهاي سرد سال را در مناطقي از اين استان مي گذرانند که در اين مدت دهها گروه سازمان يافته مردمي و دولتي کار حفاظت و همچنين سرشماري آنها را برعهده دارند.

ازبين پرندگان مهاجر تعدادي پرنده حمايت شده از جمله پليکان خاکستري ، هوبره و برخي از گونه هاي پرندگان شکاري نيز وجود دارد که مورد توجه بيشتري قرار دارند.

شهرستان 68هزار نفري بستک در 180کيلومتري غرب بندرعباس مرکز استان هرمزگان قرار دارد که يکي از محل هاي فرود پرندگان مهاجر معرفي شده است. ک/3

برخورد با خرافات در عرصه‌هاي ديني پیشنهاد ایت الله صافی در دیدار با طلاب گراش /حبر

آيت‌الله صافي گلپايگاني نسبت به رواج خرافات در جامعه هشدار داد .

آيت‌الله صافي گلپايگاني در ديدار با طلاب حوزه علميه باقرالعلوم اعلام كرد: متاسفانه هم اكنون شاهد رواج خرافات در عرصه‌هاي ديني در سطح جامعه هستيم .

 خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه فرهنگ: «مسئوليت روحانيت بسيار سنگين و حياتي است و افزايش توانمندي‌هاي آنان در عرصه‌هاي مختلف علمي، جهت پاسخگويي به نيازهاي جامعه غيرقابل انكار است.»

به گزارش مركز خبر حوزه، آيت‌الله صافي گلپايگاني از مراجع عظام تقليد، در ديدار طلاب حوزه علميه باقرالعلوم(ع) شهرستان گراش استان فارس، با اشاره به تفكر متعالي شيعه تصريح كرد: «كينه و عداوت دشمنان اسلام آشكار است، آنان تمام سعي و تلاش خود را براي از بين بردن تفكر و بنيان‌هاي اساسي شيعه، به كار مي‌گيرند و آن را مانعي در رسيدن به اهداف و مقاصد پليد خود مي‌بينند.»‌

اين مرجع تقليد، با تاكيد بر تقويت اصول اعتقادي جامعه به ويژه نسل جوان اعلام كرد: «اعتقادات ديني بايد توسط عالمان شايسته و آگاه و براساس كتاب و سنت و معارف اهل بيت‌ عليهم‌السلام به درستي تبيين و ترويج گردد.»‌

وي با انتقاد از رواج برخي خرافات سست در جامعه اسلامي تاكيد كرد: «متاسفانه هم اكنون شاهد رواج خرافات به ويژه در عرصه‌هاي ديني در سطح جامعه هستيم و طلاب و فضلاي حوزه‌هاي علميه، بايد با حضور مستقيم در جامعه و مجهز شدن به اصول و قواعد علمي، توانايي خود را در زدودن شبهات از اذهان مردم و پاسخگويي به نيازهاي فكري نسل جوان افزايش دهند.»

آيت‌الله صافي گلپايگاني، در بخشي از سخنان خود، امامت را امري الهي دانست و افزود: «علماي اسلامي دلايل فراواني بر لزوم اتصاف امام (ع) به صفت عصمت و انتصابي بودن مقام امامت از سوي خدا را ارايه نموده‌اند و مطالعه و بررسي ادله فوق، انسان را در درك اين حقيقت ياري مي‌كند.»‌

وي يادآور شد: «كساني كه از روي اخلاص، با تمام وجود از اسلام و ولايت اهل بيت‌ عليهم‌السلام دفاع مي‌كنند، داراي مقام والا و جايگاه بلندي در درگاه خداوند هستند.»

روز وحدت حوزه و دانشگاه امسال برگزار نشد/ شاید به وحدت رسیده اند / اجتماع

معصومه نادرپور:  به پيشنهاد دكتر خليل بهمني روز وحدت حوزه و دانشگاه بهانه‌اي شد از سال 1380 دو قشر حوزه و دانشگاه فعاليت خود را با هم شروع كنند. اولين نشست با حضور مسئولين حوزه و دانشگاه علوم آزمايشگاهي( حاج آقا ابوالفضل اسماعيلي مدير حوزه برادران) طاهره قره‌خاني (مدير حوزه خواهران) حليمه محسن‌زاده (معاونت آموزش حوزه خواهران) مهدي محسن‌زاده(معاونت آموزش دانشگاه) يعقوب دلخوش (مدير دانشجويی _ فرهنگي دانشگاه) مهدي خوشبخت(كارشناس فرهنگي دانشگاه) منجر به تشكيل كميته‌اي شد كه عضوهاي آن سه نفر دانشجو و سه نفر طلبه بودند. نشريه نسيم وحدت كار اين كميته است.طي نشست‌هاي بعدي كه دو گروه با هم داشتند برنامه اينگونه شد كه يكسال درميان حوزه و دانشگاه ميزبان باشند.

 در سال 1386 سخنراني، مسابقه، تقديم هدايا به ممتازترين حوزه و دانشگاه و پذيرايي از مدعوين بخش‌های مختلف این برنامه را تشکیل می‌داد. اما سال جاري خبري از اين نشست‌ها و برنامه‌ها نبود به همين دليل به سراغ مسئولين اين دو قشر رفتيم.

 اما چرا امسال خبري از نشست و برنامه براي روز 27 آذر نيست؟ يعقوب دلخوش می‌گوید: «به خاطر ترافيك برنامه‌ها و همزمان بودن با عيد غدير اين برنامه‌ها بطوري كه در سال‌هاي قبل در سالن سراجي و مكان‌هاي ديگر بوده، نيست. اما بدون برنامه هم نيستيم، حتماً برنامه‌اي خواهيم داشت ما در طول سال هم با هم همكاري مي‌كنيم ما دو سرپرست حوزوي و دانشگاهی داريم. رابطه دانشجوها با طلبه‌ها خيلي خوب است. در طول سال مسابقات واليبال و فوتبال داريم در قسمت خواهران هم جلساتي هر دو گروه با هم دارند چه به صورت گروهي و چه به صورت فردي و دانشجوها هم استقبال مي‌كنند و خيلي چيزهاي ديگر.»

 اسماعيلي تنها دليل برگزار نشدن برنامه‌ها به طور مفصل مثل هر سال را مصادف بودن اين روز با عيد غدير می‌داند و  می‌گوید: «هيچ دليل ديگر وجود ندارد. ما با دانشگاه همكاري كرده‌ايم و مي‌كنيم برنامه‌هاي مختلفي در طول سال انجام مي‌دهيم مشاوره و مسابقات و ...»

 در پاسخ این پرسش که هدفتان از اين برنامه‌ها چه بوده است؟ براي بهتر شدن اين وحدت چه بايد كرد؟ مدیر حوزه می‌گوید: «همه ما دنبال يك چيز هستيم، يك چيز مي‌خواهيم، اما نحوه‌ي بيانمان با هم فرق مي‌كند، دانشجو و طلبه هر دو الهي هستند و هر دو خدا را مي‌خواهند اما زبانشان با هم فرق مي‌كند فقط بايد حرف همديگر را فهميد و اين مهم است.» معاون دانشجویی دانشکده پیراپزشکی گراش هم می‌گوید: «اين كه حداقل ديد منفي كه نسبت به دانشگاه وجود دارد از بين برود و تا حدودي هم با كمك مسئولين حوزه و روابط خوبي كه با دانشجوها برقرار شده موفق بوده‌ايم. براي بهتر شدن اين وحدت بايد افراد متخصص وارد شوند.»

شيعه و سني در اصل وقوع حادثه غدير  هم نظرند / خبر

 به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنه اي رهبر انقلاب اسلامي صبح امروز در ديدار هزاران نفر از قشرهاي مختلف ملت، اهميت مسئله حكومت در اسلام و تبيين الگوي حكومت اسلامي را پيام و درس بزرگ غدير خواندند و افزودند: «شيعه» ضمن حفظ عقايد درخشان و مستدل خود درباره واقعه غدير، اجازه نخواهد داد اين اعتقاد در جهان اسلام مايه اختلاف و تفرقه شود.

 حضرت آيت الله خامنه اي با تبريك عيد سعيد غدير به ملت مؤمن ايران و همه ملتهاي مسلمان، درك پيام غدير را موجب حركت امت اسلامي در راه صحيح دانستند و افزودند: مسئله بسيار مهم اعلام جانشيني اميرمؤمنان (ع) از جانب پيامبر اكرم (ص)، آن هم در اواخر عمر پربركت نبي اسلام، در حقيقت نشان دهنده اهميت مسئله حكومت و وحدت دين و سياست در اسلام است و اين درس بزرگ، نياز امروز همه امت اسلامي است.

 ايشان تبيين الگوي حكومت اسلامي را درس ديگر واقعه عظيم غدير برشمردند و افزودند: معرفي شخصيتي همچون حضرت علي ابن ابيطالب (ع) به جانشيني پيامبر مكرم اسلام (ص) نشان مي دهد كه غدير فقط يك خاطره تاريخي مسلمانان نيست بلكه بيان كننده معيارهاي لازم براي اداره جوامع اسلامي و همه جوامع انساني است.

 رهبر انقلاب اسلامي، با اشاره به فهم متفاوت شيعه و سني درباره واقعه غديرخم افزودند: با وجود اين، شيعه و سني در اصل وقوع حادثه غدير و عظمت شخصيت اميرمؤمنان، هم نظرند و آحاد امت اسلامي، حضرت علي ابن ابيطالب (ع) را، نقطه عالي و قله دست نيافتني علم و تقوا و شجاعت مي دانند.

 رهبر انقلاب اسلامي، چاپ كتابهاي حاوي تهمت و بدگويي را در دنياي تشيع و تسنن، كمك به تحقق اهداف امريكا و صهيونيزم دانستند و تأكيد كردند: همه بدانند كه اين گونه كتابها، هيچ شيعه اي را سني نمي كند و دل هيچ يك از اهل تسنن را جذب عقايد شيعه نخواهد كرد.

 حضرت آيت الله خامنه اي با تمسك و استمداد از ولايت اميرمؤمنان تأكيد كردند: انتشار كتابهاي حاوي استدلالهاي مستحكم و منطقي، همچنانكه علماي شيعه در طول تاريخ انجام داده اند و انجام خواهند داد هيچ مانعي ندارد اما اگر كسي تصور مي كند كه با بدگويي و تهمت به اهل تسنن مي تواند از شيعه دفاع كند بداند كه جز برانگيختن آتش دشمني هيچ نتيجه اي نخواهد گرفت و اين كار در واقع دفاع از ولايت نيست بلكه دفاع از امريكا و صهيونيست هاست.

 ايشان همچنين با اشاره به تلاش بيگانگان براي وادار كردن سران برخي دولتهاي عربي به مقابله با حقوق هسته اي و ديگر خواستهاي ملت ايران افزودند: اين، حداكثر كاري است كه دشمن مي تواند بكند ضمن اينكه آن دولتها هم ملاحظه كاريهاي خود را دارند و آماده نيستند در مسئله مقابله با ايران، خود را يكجا در اختيار امريكا و صهيونيستها قرار دهند.

هزاران ایرانی  در آستانه ورشکستگی قرار گرفته‌اند در دوبی

بازار مستغلات دوبی، پس از ده‌ سال رونق بی‌نظیر، ناگهان دستخوش رکود شده است. در این میان، هزاران ایرانی که سرمایه‌های خود را در معاملات ساختمان و مسکن به کار انداختند در آستانه ورشکستگی قرار گرفته‌اند.

دوبی، ظرف ده سال، از یک بندر کوچک در حاشیه خلیج فارس به یک متروپل جهانی برای فعالیت‌های ساختمانی تبدیل شد. اما به نظر می‌رسد که این دوران به پایان خود رسیده باشد.

در ماه اکتبر امسال، امیر دوبی در یک نمایشگاه ساختمانی پرده از طرح جاه طلبانه ایجاد "باغ جمیره" برداشت و اعلام کرد که " ونیز خلیج فارس" با ۷۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری، در ساحل الجمیره بنا خواهد شد. مجمع الجزایری مرکب از آسمان‌خراش‌ها، پارک‌ها و کانال‌های مصنوعی، که بخشی از آن در خشکی و بخشی دیگر از آن در دریا خواهد بود.

همزمان با اعلام این خبر، هشت کشتی خاکبرداری عظیم، در ساحل الجمیره لنگر انداختند. این کشتی‌ها، قرار بود میلیون‌ها متر مکعب خاک و سنگ را از خشکی به دریا بریزند تا باغ جمیره بر آن بنا شود. اما در آغاز ماه نوامبر، کشتی‌ها ناگهان در میان حیرت ساکنان مناطق ساحلی الجمیره ناپدید شدند. حدس و گمان‌ها، درباره علت آمد و رفت کشتی‌ها، ادامه یافت تا این که مسئولان شرکت دولتی توسعه ساختمانی دوبی معما را گشودند. آن‌ها اعلام کردند که طرح ایجاد باغ جمیره، به دلیل سرایت بحران مالی جهانی به دوبی، فعلا اجرا نخواهد شد.

همراه با توقف اجرای طرح عظیم باغ جمیره، طرح‌ ساختمان آسمانخراشی با ارتفاع هزار متر، یک مجموعه بزرگ هتل و بخش بزرگی از ویلاهای لوکس جزیره نخل نیز، متوقف شد. شرکت ناکهید هم، به عنوان مجری این طرح‌ها، ناگزیر ۵۰۰ نفر از ۳ هزار و ۳۰۰ همکار خود را اخراج کرد.

ایام از شما مبارک است

خطابه غدير خم
پس برسانند حاضران غائبان را و پدران فرزندان را تا روز قيامت
www.GhadireKhom.com

شب نامه کار ما نیست

الف. سین : یک روز پس از پخش شب نامه در گراش و لار و گسترده شدن آن در سراسر لارستان و توضیحات فرماندار لارستان جناب آقای منصور محتاجی، کسانی که موقعیت اقتصادی خود را در خطر دیدند، سعی کردند با ارسال پیامک به طور وسیع به تلفن های مردم به مقابله با این شب نامه بپردازند. چیزی که مورد سؤال این جانب است آن است که چگونه می توان با ارسال پیامک حیثیت افراد را به بازی گرفت. در یکی از این پیامک ها، نام از مراکز علمی و محفلی از دبی برده شده بود. با اراسل کنندگان این پیام ها باید گفت: ممکن است نظر این گونه محافل و مراکز با فعالیت بنگاه های اقتصادی در گراش و لار و دیگر شهرهای لارستان موافق نباشد. اما توزیع شب نامه را به آنها منتسب دانستن کاری غیر اخلاقی است. بهترین کار این است که با ارائه گزارش و حرف های مستند به مقابله بپردازند نه با هجو و شوخی. کمی هم خود را در آینه نگاه کنیم شاید اشکال از خودمان باشد و دیگران را از سر جهل متهم نسازیم. و پشت سر هم هر اتفاقی که در گراش می افتد را به دبی و بازرگانان آنجا وصل نکنیم. بله ما با این فعالیت ها که عاقبتی ندارد مخالف هستیم، اما شب نامه کار ما نیست.

اوز نقطه اي براي سفر به اعماق تاریخ / تاریخ

 احمد خضری : شهر اوز در لارستان و استان فارس شهر زیبایی است که وقتی گام بر آن می گذاري گویی به سال هاي بسیار دور وارد شده اي، ولی از قافله پیشرفت و تمدن عقب نیفتاده اي، خانه هاي گلی ولی زیبا و مستحکم با دیوارهاي بلند و سردرب ها و طاق ها با گچ بري هاي بسیار زیبا و میادین بسیار بزرگ و جذاب که زمانی محل داد و ستد و خرید و فروش مایحتاج مردم و اتراق کاروان هاي تجاري بوده و امروز نامی از این میادین باقی مانده است، لردخون، لرد میري، لرد برکه، لرد مسجد حاج نوشاد، لرد مصلی، لرد گاه، لرد دره و.... شهر اوز که امروز مرکز بخش 50 هزار نفر اوز نیز می باشد. شهر زیبایی است که سرك کشیدن به هر منطقه آن ورود به قلب تاریخ است. عبور از میادین یاد شده بالا عبور از میادین شلوغ 200 سال گذشته است. ارتفاع این شهر از سطح دریا به میزان 1050 متر آن را بام لارستان قرار داده بطوري که هواي این شهر در تابستان ها بویژه در شب ها قابل قیاس با سایر نقاط لارستان خنک تر می باشد. سکوت و آرامش محلات و کوچه ها و وجود حداقل یک درخت خرما می گویند. و از moh« مُه » یا fasil « فسیل » که به زبان محلی به آن خانه هاي گلی دیروز و سنگ مرمري امروز بیرون زده و به رهگذران دورد می فرستند.

ادامه

"با ستاره ها" به زندگی شهید " محسن بهمنی "می پردازد / خبر

 تهران - حیات: برنامه رادیویی"باستاره ها" در ادامه برنامه های بررسی زندگی سرداران جنگ، امروز، سه شنبه، 26 آذر به زندگی شهید "محسن بهمنی" می پردازد.

  به گزارش حیات به نقل از سایت نوید شاهد، این برنامه روزهای یکشنبه و سه شنبه ساعت 16 الی 16:30 از شبکه سراسری رادیو فرهنگ روی آنتن می رود.

"باستاره ها" با همکاری اداره کل امور هنری و نمایشی بنیاد شهید وامورایثارگران تهیه و پخش می شود . تهیه کننده ی این برنامه سید هادی موسوی نژاد و سردبیر و نویسنده مجید میرزایی شهرابی است. 

 

بیگدلی از اصفهان به گراش و از گراش به بندر ميناب مي‌رود / خبر

 
در گفت‌وگو با فارس عنوان شد؛
«بيگدلي» براي نگارش رمانش به جنوب سفر مي‌كند

خبرگزاري فارس: «احمد بيگدلي» داستان‌نويس براي نگارش رمان آخرش كه ماوقع آن در جنوب اتفاق مي‌افتد، اذعان مي‌دارد كه حتما بايد به جنوب سفر كنم.


به گزارش خبرنگار فارس، «احمد بيگدلي» كه اكنون در حال نگارش رماني با نام «نيمرخي از آن فلو» است براي ادامه نگارش اين رمان تصميم دارد كه مدتي براي اين‌كه در حال ‌و هواي جنوب قرار بگيرد به يكي از بنادر جنوبي (احتمالا بندر ميناب) سفر كند.
«بيگدلي» اصالتا خوزستاني است ولي سال‌هاست كه در يزدان‌شهر (نجف‌آباد) اصفهان زندگي مي‌كند. اين نويسنده درباره اين‌ سفر مي‌گويد: براي نگارش اين رمان مجبورم كه به جنوب سفر كنم تا باز هم در معرض لنج‌ها و بلم‌ها و بلمران‌ها و ني‌انبان‌نوازها و نخل‌ها قرار بگيرم. مي‌روم تا حال و هواي رمان در بستر حقيقي و اصيلش شكل بگيرد.
اين نويسنده كه با رمان «اندكي سايه» در سال 85 توانست جايزه بخش رمان كتاب سال جمهوري اسلامي را از آن خود كند، اظهار داشت كه مي‌خواهد ماوقع اين سفر را هم در رمان بياورد و آن تجارب را به نوعي به‌مثابه زير ساخت رمان قرار دهد.
«بيگدلي» مي‌گويد كه مساله مرگ و مرگ‌انديشي شاكله اصلي اين رمان را تشكيل مي‌دهد و اظهار مي‌دارد: «فلو» داستاني آرمان‌گرايانه درباره مرگ است و درباره پسري 12ساله به همين‌ نام است كه فكر مي‌كند مرگ براي هيچ چيز و هيچ كس وجود ندارد و همه آدم‌ها جايي آن سوي درياها همديگر را پيدا مي كنند.
به گزارش خبرنگار فارس، فلو اصطلاحي در عكاسي است كه به معناي تيره و تار شدن عكس به كار مي‌رود، اما در مناطق جنوبي به كساني كه پوستي سبزه داشته باشند نيز فلو گفته مي‌شود.
«بيگدلي» مي‌گويد: در مجموعه «آناي باغ سيب» و در سه داستان به هم پيوسته «تابستان» نامي از شخصيتي به نام «فلو» برده‌ام و فلو سر و كله‌اش از آن‌جا پيدا شده است، ولي پس از آن «فلو« دست از سر من برنداشت و مرا مجبور كرد كه او را در رمانم هم به استخدام در آورم! من پيش از اين فيلم‌نامه‌اي هم با نام «پسركي به نام فلو» نوشته‌ام كه قرار بود چند سال پيش براي جشنواره فيلم كودك و نوجوان ساخته شود اما به دليل هزينه‌بر بودن، از ساخت آن صرف‌نظر شد. شخصيت «فلو» مثل «اسحاق» در رمان «اندكي سايه» برايم يك حس نوستالژي دارد.
«بيگدلي» گفت: به محض اين‌كه هوا در جنوب كمي خنك‌تر شود از اصفهان به گراش و از گراش به بندر ميناب مي‌رود تا تجارب و نوستالژي‌هايش را براي نگارش اين رمان برانگيزد.

مجله عربين بيزينس اسامي 50 مرد ثروتمند عرب را اعلام كرد

به گزارش فارس به نقل از شبكه تلويزيوني العربيه، وليد بن طلال با 17 ميليارد دلار دارايي همچنان در صدر اين فهرست قرار دارد.

برپايه اين خبر، ثروتمندان عرب امسال 12 درصد از دارايي خود را از دست داده‌اند و مجموع ثروت آنان به 200 ميليارد دلار مي‌رسد.

 وليد بن طلال نخستين بار جزئيات دارايي‌هاي خود را فاش كرده است. دارايي شركت المملكه كه وليد 95 درصد سهام آن را در اختيار دارد 7 ميليارد و 980 ميليون دلار برآورد شده است. ثروت وليد در دو شركت ال بي سي و روتانا هم به يك ميليارد و 610 ميليون دلار مي‌رسد.وي همچنين سه ميليارد و 200 ميليون دلار سرمايه‌گذاري در بخش مستغلات دارد. ارزش وسائط نقليه وليد بن‌طلال از جمله سه هواپيما و دو بالگرد و چندين خودروي گرانقيمت خصوصي بيش از 800 ميليون دلار است.

 پس از وليد بن طلال، ناصر الخرافي رئيس شركت الخرافي كويت ثروتمندترين مرد عرب است.

ارزش دارايي‌هاي او 9 ميليارد و 600 ميليون دلار اعلام شده است.

 در اين فهرست اسامي مردان ثروتمند عرب كه بيش از يك ميليارد و 100 ميليون دلار ثروت دارند آمده است.

معن الصانع رئيس هيئت مديره شركت السعد عربستان با ثروت 9 ميليارد و 300 ميليون دلار در رتبه سوم اين فهرست قرار گرفته است. از 10 مرد ثروتمند عرب 6 نفر تبعه عربستان هستند.

در ادامه اين فهرست، اسامي شيخ محمد بن عيسي الجابر با دارايي 8 ميليارد و 800 ميليون دلار، محمد العامودي 8ميليارد و 800 ميليون دلار، عبدالعزيز الغرير 7 ميليارد و 800 ميليون دلار، خانواده بن‌لادن 7 ميليارد و 200 ميليون دلار و خانواده العليان 7 ميليارد و 200 ميليون دلار، خانواده كانوي بحرين با 6 ميليارد و 100 ميليون دلار و سعيد خوري ميلياردر فلسطيني با 6 ميليارد دلار قرار دارند.

 

هفته تاريخي لارستان كهن برگزار مي‌شود / خبر

خبرگزاري فارس: دبير همايش زبان‌شناسي و مردم‌شناسي لارستان گفت: هفته تاريخ لارستان كهن، بيستم تا بيست و هفتم اسفند ماه سال جاري همزمان با همايش تخصصي بين‌المللي زبان‌شناسي و مردم‌شناسي و هفته وحدت در لارستان برگزار مي‌شود.

به گزارش خبرگزاري فارس از لارستان، بهزاد مريدي ظهر امروز در جمع خبرنگاران افزود: برنامه‌هاي اين هفته با هدف بازپويايي و پاسداشت فرهنگ عامه (فولكور) جنوب و مشاركت همه اقشار همزمان با كنفرانس تخصصي در پارك شهر لار برگزار مي‌شود.
مريدي با اشاره به ضرورت شناخت فرهنگ مناطق مختلف ايران، اين همايش را در راستاي معرفي فرهنگ و زبان لارستاني به تمام ايرانيان دانست و اضافه كرد: هفته تاريخ كهن لارستان با توجه به اينكه در آستانه نوروز برگزار مي‌شود، نقش موثري در جلب و جذب توريست به اين منطقه از كشور خواهد داشت.
اين فعال عرصه فرهنگ عامه ادامه داد: در اين برنامه غرفه‌هاي ثابت هنرهاي تجسمي سفال و صنايع دستي، خوشنويسي، كودكان و عرضه بلوتوث‌هاي زبان لارستاني و كارت‌هاي ضرب‌المثل‌هاي لارستاني در قالب نمايشگاهي ايجاد خواهد شد.
دبير همايش بين‌المللي زبان‌شناسي و مردم‌شناسي لارستان افزود: هر روز از اين هفته به ميزباني يكي از شهرها و بخش‌هاي شهرستان لارستان شامل گراش، خنج، اوز، لار و مناطق مختلف لارستان كهن شامل بندر لنگه، بستك، بندر خمير و بندرعباس برگزار مي‌شود.
وي اجراي موسيقي و تئاتر فولكور به زبان محلي را از ديگر برنامه‌هاي اين هفته اعلام و اضافه كرد: همايش تخصصي بين‌المللي زبان‌شناسي و مردم‌شناسي لارستان در روزهاي 23 تا 25 اسفند ماه در شهر لار و با حضور 500 نفر از ميهمانان داخلي و خارجي برگزار خواهد شد.

گوجه ی هرمزگان وارد بازار می شود / خبر

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط جهاد كشاورزي هرمزگان، سيد حسن حسيني اظهار داشت: در شرايطي كه اغلب مناطق كشور با سرما روبه‌رو است و كمبود محصولات سبزي و صيفي در بازار محسوس است، كار برداشت محصول گوجه فرنگي از سطح هزار و 500 هكتار از مزارع پارسيان شروع شده است و تا پايان ارديبهشت ماه نيز ادامه دارد.
وي با اشاره به آغاز فصل برداشت گوجه فرنگي در اين استان افزود: سطح زير كشت اين محصول در هرمزگان كه به صورت نوبر به بازار مصرف عرضه مي شود، حدود 15 هزار هكتار است.
معاون توليدات گياهي سازمان جهاد كشاورزي هرمزگان سطح زير كشت محصولات سبزي و صيفي استان را 50 هزار هكتار عنوان كرد و گفت: عملكرد توليد گوجه فرنگي بطور متوسط از هر هكتار 25 تن است و پيش‌بيني مي‌شود كه بيش از 340 هزار تن محصول برداشت شود.
حسيني سطوح عمده كشت گوجه فرنگي هرمزگان را در شهرستان پارسيان، بندرعباس، بندر خمير، ميناب و رودان عنوان كرد.
وي خاطرنشان كرد: 50 درصد مزارع گوجه فرنگي مجهز به آبياري تحت فشار هستند كه به صورت موتور پمپ آبياري مي شوند و تجهيز مزارع به آبياري تحت فشار در افزايش كمي و كيفي توليد اين محصول نقش بسزايي دارد .
محصول گوجه كهورستان و پارسيان استان هرمزگان از كيفيت و مرغوبيت بالايي برخوردار است.
انتهاي پيام/ح30

گريز از شيطان در ارد /خبر

  

 ایسنا : به ابتکار یک روحانی مستقر و با اجرای طرح " گريز از شيطان " در دهستان ارد لارستان ، جوانان این دهستان ، اقدام به جمع آوری و نابودی سی دی های غیر اخلاقی خود کردند.

به گزارش ایسنا از فارس ، به ابتکار حجت الاسلام سيد مرتضي حسيني نژاد روحاني مستقر دهستان ارد شهرستان لارستان، سي دي های غير مجاز توسط جوانان دهستان ارد به خانه عالم اين روستا تحويل و معدوم شد.

حجت الاسلام حسيني نژاد در اين باره گفت: در راستاي برگزاري طرح " گريز از شيطان " در دهستان ارد با موضوع "جمع آوري سي دي هاي غير اخلاقي" اين پيشنهاد در مسجد صاحب الزمان (عج) مطرح شد که به ازاي تحويل هر عدد سي دي مبتذل، دو عدد سي دي خام تحويل داده شود.

وي در ادامه افزود: به دنبال اين پيشنهاد ، جوانان با مراجعه به خانه عالم ارد، سي دي ها را تحويل داده و بعضي از آنان نيز از گرفتن سي دي هاي خام امتناع مي کردند و اظهار مي کردند: براي تحويل سي دي خام نيست که مراجعه کرديم بلکه احساس کرديم هيچ چيز مانند کسب معنويت و نزديکي به خداوند نيست و با داشتن اين گونه سي دي ها انسان از معنويت فاصله مي گيرد.

حجت الاسلام حسيني نژاد در پايان اظهار داشت: با همکاري اداره کل تبليغات اسلامي فارس، هدايايي به تحويل دهندگان اين گونه سي دي ها اهدا خواهد شد.

چهارسو / عزیز نو بهار

بلوار معلم، تونل وحشت

من واقعا ممنونم، از اداره كهربا متشكرم كه با خاموش كردن روشنايي سطح شهر، معابر، و روشنايي بلوارهاي شهر در هنگام شب به ما اين  فرصت را مي‌دهد تا ستاره‌ها رو در تاريكي شب به خوبي نگاه  كنيم و اين طبيعت فراموش شده را دوباره به ياد آوريم و در سكوت و تاريكي شب دل به اين زيبايي ببنديم. حسن اين عمل اداره مذكور به اين است كه ما مي توانيم همانند  اجداد خود ساعات و ماههاي سال را از حركت ماه و ستارگان بفهميم . *

بلوار معلم را ديده‌ايد؟ اسمش به نام معلم است كه بايد نورانيت و روشنايي را ترويج كند. اما انگار تونل وحشت است. پر از تاريكي و تيرگي! من نفهميدم كه كاربرد اين پايه‌هاي برق در وسط بلوار چيست؟ اگر براي روشنايي است پس چرا شب‌ها روشن نمي‌شود؟ چون روزها كه هيچ كاربردي ندارد. از آن طرف كه هزينه روشنايي معابر نيز از اهالي مي‌گيرند. آخه پدر بيامرز لامپ براي شب روشن كردن است؛ به درد روز كه نمي‌خورد؟

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من

آنچه هرگز به جايي نرسد فرياد است.

علم بهتر است يا ثروت

لابد همه‌ي شما كليپ كارتوني وزارت كار وامور اجتماعي را ديده ايد،  كارگري بي سواد آينده روشن خود را در باسواد شدن مي‌داند و   اين ديالوگ با مزه‌ي «واي سواد ، آينده روشن، DVD، LCD، اينترنت...» را بيان مي‌كند. حال سوال، اين طرز فكر در بين جوانان ما چه قدر  حكمفرماست؟ خانواده‌‌هاي گراشي چقدر به سواد و توليد ثروت از طريق  سواد اهميت مي‌دهند؟  نقش نهادهاي آموزشي ما در  القاء كردن توليد ثروت از طريق علم چقدر بوده است؟ آيا دانش‌آموزان و  دانشجويان ما رابطه توليد ثروت و علم را درك كرده‌اند يا هنوز بايد انشاء علم بهتر است يا ثروت را بنويسند؟ افسوس كه هنوز در كتب درسي مي خوانيم  «بابا آب داد، بابا نان داد»*

*پانوشت: نويسنده: سينا  علیمحمدي

حج‌تان مقبول

امسال نيز حجاج شهرمان به طواف كعبه عشق رفتند. انشاالله برگشتني از پهن كردن سفره‌هاي آنچناني و دعوت آدم‌هاي سير دوري كنند. و بهتر است چند حاجي با هم باشند و به عنوان وليمه به اقوام خودشان وليمه بدهند و مابقي آن نيز خرج ايتام و بيوه‌زنان و بي‌سرپرستان كنند كه خدا را خوش‌تر است. اگر ما برويم سیر بخوريم و با شكم‌هاي برآمده آروغ زنان بيرون بياييم، چه دردي را دوا مي‌كند؟

آيا حجاج مي‌دانند كه در شهرمان آدم‌هايي هستند كه با سيلي صورت خود را سرخ نگه مي‌دارند و مي‌دانند كه چند نفري در يك اتاق زندگي مي‌كنند. آيا مي‌دانند كه با هزينه‌هاي بيست و سي هزار توماني در ماه زندگي مي‌كنند؟ باز گلي به جمال موسسه امام علي و كميته امداد كه مرهمي بر درد اين افراد هستند. پس بياييم با جهت دهي هزينه‌هاي پذيرايي مشكلي را حل كنيم. مسكن نباشيم بلكه درمان كنيم.

بنويسيد تا چاپ كنيم...

جوانان دست به قلم ، پيران باتجربه

ما در اين ستون منتظر نظرات انتقادي- اجتماعي و پيشنهادات شما هستيم. هي زنگ نزنيد كه اين بنويس و آن ننويس. همت كرده و قلم و كاغذ را برداشته و بنويسيد تا در اين ستون چاپ شود. منتظر ديگران نباشيد. دست ياري به سويتان دراز. منتظرتان هستيم. من را هم آخر هر ماه مجبور می‌کنند که بنویسم این طوری به من هم کمک کرده‌اید.

آفریقایی‌هادر دوبی پر سر و صداترین هستند

ابوالحسن حسینی :آفریقایی‌ها پر سر و صداترین هستند، بلند بلند حرف می‌زنند و با صدای بلند می‌خندند. انگار که می‌خواهند به همه بگویند که من دارم می‌خندم. هیکل‌های درشتی دارند و از بدن و بنیه بسیار قوی برخوردارند به طوری که با خود می‌گویی«جون می‌ده واسه اینکه ازش کار بکشی». فکر کنم برده‌دارها اینطوری به آنها نگاه می‌کنند. بیشترشان برای تجارت به اینجا می‌آیند تا برای کار. هرچه از اینجا به کشورهای آفریقایی وارد کنند برایشان سودآور است بخصوص کالاهای خوراکی و پوشاک. عاشق عطر هستند، از زیورآلات  کمتر استفاده می‌کنند. نوع زیورآلاتشان نیز در نوع خود عجیب است و از طلا کمتر استفاده می‌کنند، از هیچ چیز هم پروا ندارند  و با هر تیپ و قیافه‌ای در خیابان ظاهر می‌شوند و هرگونه لباسی را می‌پوشند. بعضی از زنها را دیده‌ام که در این هوای گرم چیزی به صورتشان می‌مالند که شبیه دلقک‌ها می‌شوند. شاید برای حفظ پوستشان در برابر هوای گرم باشد. می‌شود گفت نوعی ماسک است که بیشتر می‌توانید در مراکز زیبایی از اینگونه چهره‌ها ببینید. با این حال با همین حالت و داشتن چهره‌ای بامزه و نسبتا زشت به بازار می‌آیند و خرید می‌کنند. فکر نکنم هیچ ایرانی حتی برای یک بار در عمر خود در جلوی عموم این گونه ظاهر شود.

اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها را نمی‌شود از هم تشخیص داد مگر این که با آنها هم صحبت شوی. آن وقت از طرز صحبتشان می‌توانید به ملیتشان پی ببرید. بیشتر برای تفریح و خرید آمده‌اند تا کار و اگر در اینجا مشغول کار هستند پست‌های خوب و مهمی دارند و از سطح زندگی مرفه‌ای برخوردارند و بیشتر در مناطق بالای شهر و جمیرا دیده می‌شوند و زندگی می‌کنند. فقط برای خرید به بازار می‌آیند و همراه خرید از بافت قدیم نیز لذت می‌برند و برایشان جالب است. به خاطر نوع پوششان و متفاوت بودن رنگ پوستشان بیشترین توجه را به خود جلب می‌کنند. آنها به مغازه‌ها خیره شده‌اند و مردم به آنها. با دقت و وسواس خاصی خرید می‌کنند. هر چیزی را نمی‌توان خرید ولی با دیدن چیزهای خاص ذوق زده می‌شوند و با دیدن نرخ پایین آن سریع خرید می‌کنند. چیزهای پیش پا افتاده و به درد نخوری که ما روزانه از کنار آن می‌گذریم و برای ما هیچ اهمیتی ندارد، مثل همان دمپایی معروف هوشین که وقتی راه می‌روند شلپ شلپ صدا می‌دهد. تجربه راه رفتن با آنها برایشان لذت‌بخش است و یا لباس‌های سنتی هندی و پارچه‌ها و شال‌ها و دور سری‌هایی که بیشتر ایرانی‌ها استفاده می‌کنند در میان زنان اروپایی و آمریکایی از محبوبیت خاصی برخوردار است.

ژاپنی‌ها را اغلب در قالب تورهای جهانگردی دیده‌ام و در بازار کمتر با آنها برخورد کرده‌‌ام. جالب اینجاست که با وجود شبیه بودن همه‌ی آنها به هم خیلی راحت می‌توانی تشخیص دهی که اهل کدام کشور هستند، ژاپنی هستند یا فیلیپینی یا چینی و جالب‌تر اینکه آنها به ما ایرانی‌ها می‌گویند که چقدر شبیه هم هستید.

کاش کربلایی کوچک ما را ببخشد / خاطرات 4

سيد محمدحسن آيت‌اللهي: نان مصرفی خانه در منزل پخته می‌شد، زنانی چون ننه برفی، زبده، زن مشهدی عبدالله، ننه کوچک، کل زهرا به تناوب در منزل نان می‌پختند که به تپ‌تپی معروف است.

ننه بگم و کل زهرا و برفی خریدهای خارج از منزل را انجام می‌دادند و قبل از این‌ها ننه قدم بود.

سکینه صفر هم برای خرید، هم برای چرک کردن زنان در حمام، زنی بیوه از خوانین لار به اسم کربلایی کوچک داشتیم که با لباس‌های قدیمی و قد کوتاهی که داشت و بر اثر عدم زایمان و عقیم بودن حالت شاداب و سرزنده‌ی خود را بر خلاف زنان لار حفظ کرده بود، داشتیم و خیلی هم او را دوست داشته و او را برای شوخی و خنده اذیت می‌کردیم (چیزی شبیه شیطنت بچه‌ها) آقا دستور داده بودند که او چون خانه نداشت کنار منزل، خانه‌ای قدیمی و نیمه مخروبه را برایش اجاره کرده و در آنجا زندگی می‌کرد، زندگی ساده‌ای داشت، همیشه نهار برایش می‌بردیم و مدتی به همین بهانه پیشش می‌ماندیم و گوش به قصه‌ها و نقل‌های او می‌دادیم. گاهی خود غذا می‌پخت، اما با وسایل ساده آن روزها، ظرفی گلین و اجاقی قدیمی به نام کِلَکو.

بی‌بی معمولاً مرغ و خروس‌هایی را که هدیه می‌آوردند به خانه او می‌فرستاد تا هم تنها نباشد و هم از آنها سرآوری کند، هنگام عید گاهی صاحب چند جوجه کوچک و زیبا هم می‌شدند. کربلایی کوچک اتاقی داشت که حکم گنجینه سربسته ی او را ایفا می‌کرد، کسی حق نداشت به آن نزدیک شود، همیشه در آن قفل بود، گاهی یواشکی درش را به ترفندی می‌گشودیم و نگاهی به داخل آن می‌انداختیم کنجکاوانه به اشیای درون آن دست می‌زدیم، بیچاره پیرزن تا می فهمید داد و قالش به آسمان می‌رفت و شکایت به بی‌بی که خلاصه بچه‌ها را منع کند، اما کو گوش شنوا؟ بی‌بی هم نه در تأیید ما بلکه به خاطر شیطنت‌هایمان می‌خندید، به هر حال اتاق اسرار مگوی او بود که اشیای که از خوانین و دوران پر رونق زن خان بودن و این قبیل مسایل داشت و به ارث برده بود در آن نگهداری می‌کرد، دامنی داشت پرچین و کشی بود و چادر و چاقچوری با مقنعه‌ای این‌ها را در صندوقچه‌ای در همان اتاق نگهداری می‌کرد. گاهی که به اصرار ما آنها را می‌پوشید بسیار زیبا و شبیه زنان حرم و سوگلی‌های زیبای عهد قاجار می‌شد.

وسمه ای به پیشانی روی ابروها می کشیدند و ابروان را به هم وصل می کردند، نقطه‌ای قرمز رنگ هم در وسط آن می‌گذاشتند که بین دو ابرو قرار می‌گرفت. گونه‌ها و لب‌ها را با سرخاب قرمز می‌کردند، موها را شانه کرده و گاهی رنگ می‌زدند و از فرق سر دو قسمت کاملا مساوی کرده و چارقد سفید رنگی که اطراف آن ملیله دوخته شده بود به سر می‌کردند و زیر آن را با قزن می‌بستند و از دو طرف گونه‌ها موهای مشکی رنگ شده و روغن زده براق مقداری از زیر چارقد بیرون می‌آوردند، چشم‌ها را توتیا می‌مالیدند و بوی خوش مورد یا دیگر گیاهان خوشبو استفاده کرده روی این چارقد را با چادری که چون کیسه بود می‌پوشاندند و آنگاه مقنعه‌ای هم می‌انداختند.

این کربلایی کوچک در آن اتاق اسرارآمیزش و در آن صندوق (یخدان می‌گفتند) اسرارآمیزترش این‌ها را از گذشته نگهداری می‌کرد که گاه به اصرار ما و برای نشان دادن اهمیت خود در زمان های گذشته و این که زن سوگلی فلان خان لار بوده است (معمولاً می‌گفت زن زادان‌خان که از نه سالگی به ازدواج او در آمده و چون بچه‌دار نشده او را طلاق گفته‌اند و سپس زن جد حاج علوی لاری شده و پس از طلاق از او از مخارج مهریه‌اش به کربلا رفته و بعد از آمدن از کربلا چون خانه‌ای نداشته در کنیسای یهودیان لار که حال مسجد شده بود و در محله‌های پشت مسجد جامع و نزدیکی‌های محله کوو قرار داشت زندگی می‌کرد که از میوه درخت آن مسجد که چیزی شبیه سنجد تازه بود برایمان هدیه می‌آورد، میوه لزجی بود، نمی‌خوردیم برای خنده و شوخی به دیوار می‌کوبیدیم، چیزی مثل آب بینی به دیوار آویزان می‌شد و موجب خنده ما بچه‌ها.

از محاسن کربلایی کوچک این بود که هیچ وقت عصبانی نمی‌شد، بلکه همیشه زنی شاد و شنگول بود، اما بگویم برایتان از این که در زمستان به پشت بام منزل که حیاط خلوتی به حساب می‌آمد و گلی بود می‌رفت و پس از آب و جارو گلیمی در آفتاب پهن می‌کرد و در گوشه‌ای از آن می‌نشست و به وصله و پینه لباس و گیوه خود می‌پرداخت و ما هم کنارش می‌نشستیم و او هم قصه‌ها می گفت از وقایع دوران گذشته از زمان سید عبدالحسین لاری یا از منزل خوانین. گاهی هم قصه‌هایی داشت از اذیت کردنش توسط اجنه در شب و گاهی روز که از هیجان‌انگیزترین قصه‌هایی بود که می‌شنیدیم و بسیار هم به آن گوش می‌دادیم، دوست داشتیم همیشه از این قصه‌ها بگوید.

تولکی پارچه‌ای داشت که در آن نخ و سوزن و قیچی و خلاصه وسایل دوخت و دوزش در آن بود، معمولاً انگشتانه‌اش را کِش می‌رفتیم و او هم بیچاره به دنبالش می‌گشت و غصه روی غصه که انگار گم کرده است، اما بعد از مدتی به او پس می‌دادیم و این موجب خنده‌های سرمستانه و کودکانه‌ی ما می‌شد.

کلکوی او هم در کنار این بساط در پشت بام اول خانه در کار بود که معمولاً غذایی داخل دیگ مسی کوچک یا دیزی گلین آن آبگوشت بود از گوشت نذری که بی‌بی فرستاده بود با دو تکه سیب‌زمینی و بادمجان گوجه‌فرنگی اگر بود فبها و اگر نبود که دیگر هیچ.