از  دوحه قطر به لامرد  چه اتفاقی افتاده بود

خبرگزاري فارس: رئيس شركت هواپيمايي آسمان منطقه لامرد پيرامون اتفاقات رخ داده در پرواز شماره 6542 آسمان از مبدا دوحه قطر به لامرد گفت: بر خلاف اظهارات برخي مسافران مبني بر كم‌كاري از سوي اين شركت، تمام اتهامات وارده را تكذيب مي‌كنم.

 فاسم كريمي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در لامرد اظهار داشت: اين هواپيما به دليل نقص فني قادر به پرواز نبوده كه با دستور كاپيتان نصر‌الله نصر فرد رئيس شركت هواپيمايي آسمان در منطقه جنوب، هواپيماي ديگري جايگزين هواپيماي قبلي شد و تمام مسافران بدون هرگونه مشكلي به كشور وارد شدند. وي در مورد تاخير مجدد دو ساعته پس از رسيدن هواپيماي جايگزين گفت: به‌دليل آنكه هواپيما قصد داشت به‌صورت فوق‌العاده پرواز كند، از اين رو بايد مجددا مراحل امنيتي را طي مي‌كرد كه به‌حتم اين كار نيز زمان‌بر است.

وي ادامه داد: در مورد عدم پذيرايي شام از مسافران نه تنها كوتاهي انجام نشده است، بلكه بر خلاف ادعاي مسافران شام با توجه به ذائقه و پيشنهاد خود آنها تهيه و در اختيار آنها قرار داده شد. اين مسئول شركت هواپيمايي آسمان گفت: مسافران به دليل آنكه مهر خروجي بر روي گذرنامه آنها درج شده بوده است، امكان بازگشت مجدد به فرودگاه را نداشته‌اند و آنها در قسمت چك كردن گذرنامه منتظر بوده‌اند و كسي اجازه خروج از آنجا را نداشته است.

وي گفت: متاسفانه بعضي از افراد به‌خاطر جلب توجه سايرين به خود، اقدام به تحريف و بزرگ‌نمايي اين اتفاق كرده‌اند. كريمي پيرامون اتفاق روز دوشنبه نيز اعلام كرد: مسافريني كه مدعي هستند با وسايل شخصي خود راهي شيراز شده‌اند، كساني هستند كه مهر كنسلي روي بليط آنها خورده بود و كساني كه بليت خود را كنسل نكرده بودند با هواپيما راهي شيراز شدند. كريمي گفت: شركت هواپيمايي آسمان در اين دو مورد تمام وظايف خود را به‌نحو كامل انجام داده است و هرگونه سهل‌انگاري در اين زمينه را تكذيب مي‌كنيم.

طرح انجمن معماران گراش برای اصلاح معابر

آیا حذف باند کُندرو بلوار شهید سعادت (ورودی سمت لار) صحیح و منطقی است؟ سیاست‌گذاران برای اجرای این طرح چه ایده‌هایی دارند و چه اهدافی را دنبال می‌کنند؟ آیا حذف بلوار کندرو در تنها بلوار چهار بانده شهر گراش یک گام به جلو است یا عقب‌گرد؟ برای پاسخ به این سوالات و سوالاتی از این قبیل در بحث معابر و گذرگاهها و همچنین بریدگی‌ها و اتصالات بلوارها با ما در این نگاشته همراه باشید.

بی‌شک بحث وجود بلوارهای کند‌رو از پیچ و خم‌هایی گذشته تا در نهایت کارشناسان معماری و شهرسازی به این نتیجه رسیده‌اند که این نوع بلوارها کارایی بسیار داشته و علاوه بر آرامش و امنیتی که برای ساکنین اطراف آن به وجود آورده‌اند، در بحث ترافیک ناشی از خودروهایی که قصد شروع حرکت از سرعت صفر را دارند و همچنین ترافیک ناشی از عبور وسائط نقلیه از اصلی به فرعی و بالعکس کمک‌های شایانی خواهد داشت. گفتنی است بلوار شهید سعادت (تنها بلوار چهار بانده گراش) به علت اینکه جاده پر رفت و آمد منتهی به شهر لار را به شهر گراش وصل می نماید، کاملا بجا و حساب‌شده چهار بانده طراحی شده است که البته اجرایی ناقص داشته و از کارایی آن کاسته است و عملاً به پارکینگ تبدیل شده است. علت آن هم اتصالات غیر اصولی با بلوارهای همجوار، و نبود یک رابطه منطقی بین تقاطع ها و بریدگی ها و محل دور زدن وسایل نقلیه است.

در حال حاضر مسئولین و گردانندگان امور شهر از این مهم غفلت نموده و امتداد بلوار چهار بانده‌ای که می‌توانست امنیت ترافیک وسایل نقلیه عبوری و ساکنین شهرک‌های مجاور را تامین نماید را به شدت به مخاطره انداخته و متاسفانه شنیده‌ها حکایت از احداث بلوار عریض ۹ متری در وسط آن دارد! ایده مدافعان این طرح ایجاد یک فضای سبز جهت استراحت و تفریحگاه مسافران و شهروندان است که با یک نظر ساده و اجمالی متوجه ساده‌انگاری در این ایده خواهید شد. اولا دسترسی به این مکان تفریحی به علت سرعت وسایل نقلیه و کامیون‌های عبوری در بزرگ‌راه مشکل و غیرممکن است. در ثانی با کمی دقت متوجه می‌شوید اگزوز تمام وسایل نقلیه عمومی به سمت بلوار وسط است. حال این سوال مطرح است کدام شهروند حاضر است جان خود را به خطر بیاندازد و تفریح با دود و آلودگی را تجربه کند؟ با این ایده‌ها، آیا هزینه‌های هنگفتی به شهروندان تحمیل نمی‌شود؟

متاسفانه این طرح پیشرفت فیزیکی داشته و بایستی هر چه سریع‌تر برای این معضل راه حلی پیدا کرد. البته طرح این موضوع دال بر حمایت انجمن معماری و شهر سازی گراش از احداث این بلوار به صورت چهار بانده در شرایط فعلی نیست، بلکه نظر انجمن اولویت دادن به ادامه بلوار وحدت و اتصال شهر گراش به شهرک صنعتی آن می باشد.

بلوار صیاد شیرازی

بازگشایی محل اتصال بلوار صیاد شیرازی به شهید سعادت امری کاملا اشتباه و غیرعلمی است و برای اثبات این ادعا می‌توان به تمامی خیابان‌ها و بلوارهای متصل به بلوار مدرس شیراز اشاره کرد که در هیچ کدام از آن‌ها این اتفاقات و معضلات مشاهده نمی‌شود. کارشناسان معماری و شهرسازی متفق‌القول هستند که وسایط نقلیه‌ای که از خیابان متصل به بلوار چهار بانده در حرکت هستند بایستی در ابتدا حداقل ۵۰ متر طول بلوار کندرو را طی کنند تا به بلوار اصلی برسند.

شکل ۱- وضعیت فعلی بلوار صیاد شیرازی

   

شکل ۲- وضعیت بولوار چهاربانده مدرس شیراز

   

بریدگی بلوارها نقاط حادثه‌خیز

از جمله مهم‌ترین موضوعات شهری بریدگی‌ها هستند؛ که در صورت عدم توجه به آن عامل اصلی حوادث گوناگون از جمله آمار بسیار بالای تصادفات و مرگ و میر ناشی از آن است. به نظر می‌رسد در شهر گراش توجه کافی به این مسئله نشده و با افزایش جمعیت به آن مشکلات افزوده شده است. اکنون وقت آن رسیده است که متولیان امر با مشاوره از کارشناسان در این زمینه به ساماندهی آن بپردازند. برای آشنایی با این قسمت از بحث به یک مثال بسنده خواهد شد.

بریدگی بلوار سرداران روبروی بلوار کوثر به لحاظ مکان‌یابی اشتباه است، به گونه‌ای که وسیله نقلیه‌ای که از بلوار کوثر قصد ورود به بلوار سرداران مسیر منتهی به فلکه شهید برزگران را دارد، به جای حرکت به سمت راست وارد این بریدگی می‌شود. این اشتباه ناشی از نزدیکی بریدگی به بلوار فوق می‌باشد. چنانچه در بحث بالا آمده می بایستی بلوار سرداران تا حدود ۵۰ متر طول از طرفین بلوار کوثر بسته باشد و بریدگی در فواصل مساوی ذکر شده احداث گردد. در شکل نحوه صحیح احداث بلوار و ایجاد بریدگی مطابق آخرین متد دانشگاهی ارایه گردیده است.

شکل ۳- وضعیت تقاطع بولوار کوثر و بولوار سرداران

   

   

شکل ۴- طرح پیش‌نهادی تقاطع بولوار کوثر و بولوار سرداران

   

احداث زیرگذر شهید برزگران:

تنها راه حل رفع گره کور تقاطع خیابان شهید محقق، بلوار سردارن، بلوار شهید سعادت و بلوار معلم به نظر این انجمن احداث زیر گذر فی‌مابین بلوار سرداران و شهید سعادت می‌باشد. در این محل احداث زیر گذر یک مسئله ضروری و حیاتی است و با آن می توان تصادف‌های دایمی این نقطه را مهار و به روان شدن ترافیک شهری و همچنین جلوگیری از توقف خوروها در انتهای بلوار معلم جهت ورود به خیابان شهید محقق در این مکان ناامن و ممنوعه کمک نمود. در صورت درخواست، انجمن معماری و شهرسازی گراش آمادگی طراحی طرح تفصیلی در این زمینه را دارد.

   

خیابان یک طرفه

مشکل دیگر اتصال کوچه هفت برکه به خیابان امام در محله ناساگ است. به نحوی که وسایط نقلیه از این کوچه وارد خیابان امام شده و بصورت خلاف وارد خیابان شهید رجایی(تمیز) می‌شوند.

با وضعیت فعلی پیشنهاد می شود ورودی کوچه (خیابان هفت برکه) از سمت خیابان امام بصورت یک طرفه در نظر گرفته شود تا مشکل حرکت وسایل نقلیه از این دو خیابان به خیابان شهید رجایی که در هیچ شرایطی قابل حل نیست بر طرف گردد. وضعیت مشابه این جریان در کوچه مسجد سیدالشهداء به طرف بیت الزهراء و خیابان امام وجود دارد. در وضعیت موجود، حرکت وسایط نقلیه مشکل بوده و به کندی انجام می‌شود.

لذا پیشنهاد انجمن یک طرفه شدن این کوچه از سمت خیابان امام و مسجد سید الشهداء (حسینیه برق روز) به سمت بیت الزهراء است. از مزایای اجرای این طرح روان شدن ترافیک خیابان امام و کاهش مشکلات شهری است که به بالاتر رفتن نمود و پرستیژ شهری و قانونمند شدن رفت و آمدها و کاهش هرج و مرج در عبور و مرورها منجر خواهد شد.

بحث در این گونه گذرها و گذرهای مشابه آن بحث مفصل و پر دامنه‌ای است و وقت آن است تا در مورد تک‌تک آنها با حضور کارشناسان مختلف از جمله کارشناسان معماری و شهرسازی و ترافیک همچنین کارشناسان راهنمایی و رانندگی به نتیجه برسد.

منتقدان صحبت‌نو را دلسوز می‌دانم

رسیدهایم به شماره چهل و چهار و صادق رسیده است به چهل و چهار سالگی. تا حالا که قدم به چهار سالگی نشریه میگذاریم، کمتر از خودمان نوشتهایم. همیشه خواستهام که صادق با آن قلم خواندنی بیشتر بنویسد و بیشتر سخن بگوید. اما او بیشتر ترجیح میداد که بقیه بنویسند. اما سرانجام برای شماره چهل و چهار راضی شد که به حرف بیاید. از خودش، شهرمان و صحبتنو بگوید.

هنوز فکر میکنم آذر ۸۵ است که زنگ زد تا نشریهای را راه بیاندازیم. سری به عبدالحمید غریبنواز زدیم و در چند روز صحبتنو راه افتاد. از آن اول فکر نمیکردم که چهار سال طول بکشد کلاً نشریات گراش عمر کوتاهی داشتهاند. اما آن تعهدی که از اول به خود و مردم دادیم این بود که تا جای ممکن نشریه را منظم منتشر کنیم و این تعهد هنوز دامنگیر ماست.

حالا هر چند من به ضرورت دانشجویی و صادق به ضرورت کار در تهران هستیم. اما هر روز به این فکر میکنیم که چه چیزی را میشود درباره گراش نوشت. گویی دچار یک زندگی دوگانه شدهایم. یک زندگی دوگانه گاه سخت ولی همیشه دوست داشتنی.

صحبت کردن با صادق سخت نیست. اما برای من سخت است زیرا در این سالها که با هم کار میکنیم میتوانستم پاسخ بیشتر این سوالها را که میپرسیدم حدس بزنم. اما این سوالهایی بود که مردم میپرسیدند و باید جواب داده میشد. گفتم حالا بعد از چهار سال نوبت توست که باید جواب بدهی. مثل همیشه لبخند زد و گفت که دیوار من همیشه کوتاه بوده است.

 

تولد چهل و چهار سالگی‌ات مبارک. فکر نمی‌کنی دیگر پیر شده‌ای؟

حدود چهل و چهار سال پیش در خانهای که الان تابلو فروشگاه تکتاز را بر پیشانی خود دارد، در خانوادهای روحانی به دنیا آمدم. الان وقتی به گذشتهها نگاه میکنم، میبینم که خیلیها نیستند. خیلیهایی که آنها را دوست میداشتیم، حتی آن کوچههای قدیمی را هم باید در خاطرات خود جست و جو کنیم. نمیخواهم خیلی از خاطرات کودکی بگویم، در این روزگار چهل و چهار سالگی که به تعبیر شما در آستانهی پیریام. اما من در میانه میانسالیام و احساس میکنم از دنیای احساس و عاطفه به سمت تدبیر و احتیاط وارد شدهام. البته این خوشحالی را نمیتوانم پنهان کنم که چهل و چهار سالگیام با شماره چهل و چهار صحبت نو ویژه گراش گره خورده است. عمری که بیست سال آن در گراش، چهارده سال آن در قم و ده سال آن در تهران گذشته است. اما هیچگاه از یاد و نام گراش نکاستهام.

« گرم یادآوری یا نه/ من از یادت نمیکاهم…» نیما گفت.

مردم گراش تو را به عنوان یک شاعر می‌شناسد. آیا هنوز هم به سراغ شعر می‌روی؟

اولین باری که سراغ شعر رفتم، عصر روزی بود که از معلم تاریخ و جغرافیای سال دوم راهنمایی، عصبانی شدم. در کنار کتابخانهی پدر ابیاتی بیسر و ته گفتم که در آن از آقای بدیعی اظهار ناراحتی کرده بودم. حالا به سراغ شعر نمیروم. آن قدر صبر میکنم تا او به سراغم بیاید. هر چند پرگویی در شعر شاعر را در فضای شعر نگاه میدارد، اما من در طی این بیست و چند سال شاعری، کم گفتهام. اما سعی کردم موثر باشد.


با توجه به این که صحبت‌نو ویژه شهر گراش است چرا خبرها و مطالب شهر لار هم در آن منتشر می‌شود؟

شما اگر کالایی را تولید کنید، آیا سعی نمیکنید که بازار فروش ان را توسعه دهید؟ مثلا اگر در گراش دفتر چهل برگ تولید شود یا دمپایی یا محصولات مختلف خرما، آیا تولیدکننده سعی نمیکند علاوه بر بازار فروش در خود شهر آن را به دیگر شهرها نیز ارسال کند. ما نیز سعی میکنیم این گونه عمل کنیم، ما یک محصول فرهنگی را که- اتفاقا متمایز و متفاوتتر از محصولات دیگر در نوع خود است- با فکر و تلاش بومی تولید میکنیم، اما میخواهیم شهرهای دیگر هم با آراء و فکر ما آشنا شوند. این موضوع چه ایرادی میتواند داشته باشد؟ هر چه یک نویسنده بتواند بر افراد بیشتر و شهرهای بیشتری موثر باشد، نشان از والایی تفکر او دارد. سه شهر همجوار در این منطقه یعنی اوز، گراش و لار سالهاست که سعی میکنند فاصلهی خود را از همدیگر حفظ کنند. همدیگر را نشناسند و با هم تعامل فکری نداشته باشند. این عدم شناخت به ترس از همدیگر منجر میشود. چگونه است که در حوزه منافع و مطالبات مالی این فاصله کمتر است؟ مثلا اوزی، گراشی و لاری سعی میکند کالاهای خود را در شهرهای دیگر توسعه دهند یا مثلا غرفه‌‌های میوه و تره بار را پیشخرید کنند، اما حاضر نیست چند خبر و خاطره و نظر را از اوز یا لار تحمل کند؟ ما میخواهیم مردم دیگر شهرها با بزرگواریها، مشقتها، زلالیها و پاکیها، نیکیهای مردم گراش آشنا شوند. برای همین باید چند خبر و نظر از دیگر شهرها، در نشریه گراش چاپ شود تا اقبال و استقبال دیگر شهرها از نشریه گراش بیشتر شود. مگر نشریه میلاد لارستان یا عصر مردم اوز، خبرها و اشعار و نوشتههای گراشیها را چاپ نمیکند؟ هر کدام از کلمات این نشریه مثل سربازی است که در ذهن خواننده رسوخ میکند. هر کلمه سربازی است که در اسب کاغذی نشریه پنهان میماند تا ذهن مخاطب را فتح کند. بنابراین از این که نوشتههایی درباره شهرهای همجوار چاپ میشود نباید ما را هراسناک کند. به ما اعتماد کنید. خوشبختانه صحبت نو در طول این سه چهار سال هویت فرهنگی گراش را به رخ رقبا کشیده است. تنوع در موضوعات، زاویههای دید بسیار ظریف، نوع پرداختن به موضوعات وورود به عرصههای محلی و بومی از این نشریه هویتی ساخته است که طبق آخرین نظرسنجی، هر یک نسخه را حداقل پنج نفر با دقت مطالعه میکنند.

 

متن کامل مصاحبه با صادق رحمانی سردبیر صحبت‌نو را در سایت این نشریه بخوانید.

نامه رسیده: هم مال‌ها را باختم هم قافیه را

 نامه رسیده از همایون هوشیار: الانصاف زينت الامرا. انصاف ورزيدن زينت و زيور فرمانروايي و حكومت است. (از سخنان صريح وگهربار علي عليه السلام ) مومن حتي با كسي كه نسبت به او انصاف به خرج نمي‌دهد هم با انصاف عمل مي‌كند (علي عليه السلام) وقتي از جانب انصاف خارج شويم، به بيراهه‌ي تعصب پاي گذاشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ايم و از حق و عدالت فاصله مي‌گيريم و مرتكب جرم و گناه مي‌شويم. در روايت‌ها و احاديث و آيات مبين قرآن مكرر به عدل و انصاف و حق سفارش شده‌ايم، تا جايي كه رعايت عدالت و انصاف از امور واجب و رعايت آن بر مومنان لازم شمرده مي‌شود. شخص منصف هم عادل است و هم حق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گرا. ولي شخص غير منصف نه عادل است نه حق گرا. ظالم‌تر آنكه از مردم انتظار انصاف داشته باشي، اما خود با مردم با انصاف عمل نكني. انصاف علامت بزرگواري وكرامت است! و بي انصافي ريشه در بي‌عدالتي و ظلم و فقر عقلي و ضعف وجودي انسان را دارد.

عدالتاگر مي خواهي مردم تو را دوست داشته باشند، انصاف را پيشه خود كن (از سخنان گهربار پيامبر اكرم)، اخلاص و انصاف واجب است و سخاوتمندي و بخشش مستحب.

آيا انصاف و واجب بود كه سرمايه‌هاي مردم گراش در دست عده‌اي محدود جمع شود و اين سخاوتمندان با‌نفوذ و ذينفع در سرمايه‌هاي عمومي مردم و درآمد‌هاي حاصل از اقتصاد را به نفع خود و اطرافيان خود ببخشيد و بذل كنيد؟!

بي‌پرده مي‌گويم چون تحمل اينهمه بي‌انصافي را نداريم.

حق و عدالت آن است كه به نفع خود و بستگان خود، چشم‌هايمان را به روي واقعيت ببنديم و اصرار داشته باشيم تا ديگران هم خود را قانع سازند كه واقعيت‌ها را نبينند و نشنوند؟!

امضاي قرارداد‌هاي ميلياردي و بستن آن‌چنان قرارداد‌ها توسط کسی كه در واقع هيچ سمت و عنواني در اساس‌نامه ثبتي شركت نداشته است قانوني و به حق بوده است؟

لازم نبود تا با تراكم فعاليت‌ها و ميلياردي بودن قرارداد‌ها ريیس مسئولانه‌تر عمل مي‌كرد تا از لحاظ وجاهت شرعي و قانوني فعاليت‌ها اقتصادي شركت دچار مشكلات موجود نشود. مردان و زنان زحمت‌كش گراش، بيوه‌زنان و خانواده‌هاي شهيد، جوانان و آينده‌سازان گراش همه و همه مالباخته شدند.

مال‌ها را باختيم، قافيه‌ي آنچه سال‌ها سروديم را هم باختيم، اما تجربه‌اي گران و پر‌بها را يافتيم. تجربه‌ي اينكه ديگر در هيچ شرايطي تحت‌تاثير شعار‌ها و تفرقه‌افكني‌ها و جوسازي‌هاي قلابي قرار نگيريم.

اگر متهم كلاهبردار و خاطي را به زندان بياندازيد، خلاف قانون عمل شده است؟!

بازرسي، بازپرسي، بررسي و كارشناسي و در آخر اجراي حكم همه در جهت اجراي عدالت و گسترش عدالت كه همان دفاع از حق و حقوق مظلوم و برخورد با ظالم و متعدي است، مي‌باشد.

مردم زحمت‌كش و مومن شهر گراش به جهت غير‌قانوني بودن عملكرد‌های شركت و افراد مرتبط و ذينفع در شركت دچار فقر شديد و فشار‌هاي روحي و رواني شديد شده‌اند. آيا مدعي‌العموم با اختيارات ويژه‌اي كه دارا هستند براي رسيدگي و پيگيري از حق ضايع شده‌ي مردم كه به سبب تخطي و زياده‌خواهي‌هاي عده‌اي محدود انجام شده و در حال خاص كه مدعي‌العموم در جهتي كه به نفع مردم و استرداد حقوق مردم مي‌باشد حركت مي كند چون به ضرر ديگران است، خلاف قانون عمل مي‌كند؟!

اما متاسفانه هيچ خلافكار و مجرمي حد تقصير خود را قبول نمي‌كند و گردن به تيغ تيز قانون نمي‌سپارد. قاطعيت و اجراي عدالت توسط قاضي محترم سبب احياي قوانين اسلامي، ايجاد فضاي سالم و مطبوع و بالا بردن اعتماد مردم به نظام حكومتي جمهوري اسلامي و دولت محبوب و برخاسته از متن مردم مي‌باشد.

در نظام حقوقي و اسلامي قانون، با تعريف از آزادي‌ها و حقوق افراد، تعيين حدود و بایدها و نبايدها و كيفر دادن كساني كه از آن حدود پا را فراتر گذاشته‌اند، امنيت اجتماعي و فردي را پاسباني مي‌كند. اجراي قانون حمايت از فرد و جامعه در برابر قانون‌شكنان و خاطيان مي‌باشد.

لذا مردم گراش در جهت كسب حقوق از دست رفته و ضايع شده‌ي خويش و برخورداري از امنيت اجتماعي و التيام درد‌ها و فشار‌هاي روحي و رواني مستقيم و غير‌مستقيم كه خانواده ها را تحت فشار قرار داده است همچنان اصرار داريم تا با فضاي تعاملي و سازنده و همكاري با بازپرس محترم پرونده جناب آقاي محسن رستگار، از حق و حقوق ما مردم دفاع مي‌كند، در روند اصولي پرونده و قانوني آن خللي ايجاد نكنند.

عدالتآگاهان و مسئولين خدمتگزار و وظيفه شناس بنابر تعهدات شغلي و اخلاقي خود عمل كنند و از ايجاد فضاي تفرقه‌افكنانه يا بحث و گفتار‌هاي توهين‌آميز و غير‌اخلاقي در مجالس و جلسات و يا جرايد و روزنامه‌ها جلوگيري به عمل آيد. هرگونه توهين به بازپرس محترم پرونده كه مدعي‌العموم و منصوب از سوي رياست محترم قوه‌ي قضائيه مي‌باشد به مراتب توهين به نظام و دستگاه‌هاي حكومتي و قضايي كشور و در آخر توهين به مردم است. تا به حال از زبان مقصرين و مسببين و مرتكبين و عاملين جرم كلاهبرداري در گراش نوشتيد، آن‌ها كه خود در اين واقعه به نحوي دست داشته‌اند. آيا روزنامه صحبت نو هدف زيبا و بهتري را دنبال نمي كند؟!

 مثلا همدردي با مردم به جاي پرگويي و لاف؟ آيا به دنبال موقعيت و جايي مردمي و پايگاهي مردمي براي خود نمي‌باشد؟ آيا حاضريد براي يك بار هم از مردم و خواسته‌هاي مردم براي مقصرين فاجعه‌ي دردناك كلاهبرداري و فشار‌هاي غالب روحي و رواني و اقتصادي آن و ناامني اجتماعي آن بنويسيد؟ چنان‌ چه در شروع فاجعه مسئولين و عاملين امر خود را مبري و يا بي‌خبر از موضوع تلقي كردند. حال بعد از قريب يك سال تلاش مستمر و آگاهانه قاضي محترم و كارشناسي مجربانه و اصولي پرونده همه چيز آشكار و بررسي شده است ولي همچنان لاف‌هاي گزاف و ادعاهايي واهي و موهوم بيان مي‌شود. اما والشرط و الانصاف غيرت را به خرج داده و در جهت عدالت و امنيت اجتماعي و عمومي شهر گام برداريد، نه در جهت حفظ مقام و منفعت شخصي، از فضاي رسانه‌اي در جهت غير‌قانوني و ايجاد تفرقه استفاده نكرده و با گفتار‌ها و بحث‌هاي هنجار‌شكن فضاي تعامل سازنده و اصولي را براي پيشرفت و پيگيري روند قانوني پرونده خراب نسازيد.

اصلاحیه ی محسن رستگار درباره‌ی خبر آزادی علی حسنی

با سلام
متأسفانه انتشار اخبار غير واقعي اين روزها باز داغي پيدا نموده در اين خبر (مورخه 17/9/88)بجز عنوان خبر که همان آزاد شده آقاي علي حسني باشد مابقي خبر ناصحيح و غلط است. اولاً ادعاي نقل شده از آقاي علي اصغر حسني کذب محض است که لازم است همين متن به عنوان تکذيبيه مطابق قانون مطبوعات در همين وب سايت درج شود.

در ثاني قرار تأمين آقاي علي حسني از همان ابتدا وثيقه بود وهيچگاه بازدشت موقت نبود نويسنده مطلب يا مفهوم بازداشت موقت را نمي داند يا خبر ناصحيح دريافت کرده است. ثالثاًمبلغ وثيقه ذکر شده غلط است وبه آساني مي توانستيد با پرسش از خود آقاي علي حسني يا خود اينجانب جواب صحيح آن را بيابيد.
لذا شايسته است عين همين متن جهت تنوير افکار عمومي در صفحه اصلي وبسايت قرار گيرد.
محسن رستگار
بازپرس ويژه دادسراي عمومي وانقلاب لارستان
رئيس شعبه 101 دادگاه عمومي جزايي لارستان
و مستشار دادگاه کيفري استان مستقر در لارستان

 

صحبت نو:  با پیگیری علی‌اصغر حسنی فرزند او با قرار وثیقه 12 میلیاردی آزاد شد.

 گفتگوی علی‌اصغر حسنی با صحبت‌نو بازتاب‌های متفاوتی داشت اما این بازتاب‌ها در سایه آزاد شدن علی حسنی قرار گرفت. علی حسنی با شکایت یکی از شاکیان پرونده شرکت برگ سبز مطهر چند ماهی را در بازداشت موقت گذارند. علی‌اصغر حسنی در شماره پیش از تلاش‌های خود برای آزادی فرزندش گفته بود و این که معتقد بود بازپرش پرونده برای فشار بر او با آزادی علی حسنی موافقت نمی‌کند.

 چند روزی از انتشار شماره 43 صحبت‌نو نگذشته بود که سرانجام علی حسنی آزاد شد. این در حالی است که هنوز چند نفر از متهمین پرونده در بازداشت مانده‌اند و منتظر اعلام نظر بازپرس پرونده هستند.

 عرفانی‌زاده معاون بیرمی‌تبار دادگستری فارس در این ماه سفری به گراش داشت. اما این سفر برای او خوش‌یمن نبود و بعد از بستری شدن به دلیل سکته مغزی در بیمارستان گراش، به شیراز منتقل شد. به گفته‌ی سید احمد عسکری، از فعالین اجتماعی بیرم، حال شیخ عیسی عرفانی‌زاده رو به بهبود است. عرفانی‌زاده در مصاحبه‌ای با خبر جنوب گفته است که پنجاه میلیارد از حساب شرکت برگ سبز مطهر در دسترس نیست و خرج شده است. او پیش از این از مبلغ هفت میلیارد سخن گفته بود.

 خوانندگان صحبت‌نو نیز به مصاحبه حسنی واکنش نشان دادند. خانم هوشیار به عنوان مخالف خواسته است که صدای منتقدان و مالباختگان بیشتر به گوش برسد و از بازپرس پرونده برای طی شدن روند قانونی حمایت شود. علی محسن‌زاده در یادداشتی دیگر به حمایت از حسنی برخاسته است. این دو نامه را در صفحه‌ی خوانندگان این شماره می‌خوانید.

این خبر در شماره ی چهل و چهار منتشر شده است

انقلاب فرهنگی یا فرهنگ انقلابی

فرزانه استوار : بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، با هدف پاك‌سازي اساتيد، كتاب‌ها و دانشجوهايي كه از ديد حكومت غرب‌زده به شمار مي‌رفتند، به پيشنهاد شوراي انقلاب فرهنگي و با تاييد امام خميني،‌ دانشگاه‌ها از سال پنجاه‌ و ‌نه تا شصت‌ ‌و ‌دو (به مدت بيشتر از دو سال) تعطيل شد. براي آشنايي بيشتر با اين موضوع با برخی از دانش‌جویان که تحصیل‌شان به علت این واقعه قطع شد گفتگويي انجام داديم.

احمد نوروزي در دانشگاه ابوريحان بيروني تهران درس مي‌خوانده است. نام اين دانشگاه امروزه علامه طباطبايي است. بعد از انقلاب فرهنگي دوباره در كنكور شركت مي‌كند و اين بار در دانشگاه شيراز در رشته‌ي ادبيات فارسي تحصيل مي‌كند. او مي‌گوید: «شاید بعضی‌ها فكر كنند كه چون دانشگاه‌ها دو سال تعطيل بوده به ضرر كشور است اما به نظر من سودش خيلي بيشتر از ضررش بوده. تا قبل از انقلاب فرهنگي دانشگاه محل كار سياسي بود. دانشگاه شده بود محل فعاليت‌هاي سياسي گروهك‌هاي مختلف. اين انقلاب بايد انجام مي‌گرفت.»

 محمود نوروزي در رشته‌ي زمين‌شناسي دانشگاه تهران درس مي‌خواند. بعد از تعطيلي دانشگاه‌ها براي كار به دبي مي‌رود كه به دليل دفاع از انقلاب از آنجا اخراج مي‌شود. بعد از بازگشت به ايران با دكتر رحماني وارد بسيج و بعد عضو سپاه مي‌شودو مسئولیت روابط عمومي سپاه را به عهده می‌گیرد. بعد از حدود شش ماه به فرماندهي سپاه پاسداران جويم منصوب مي‌شود و بعد هم حدود شش ماه فرمانده سپاه پاسداران اوز بوده است. با بازگشايي دانشگاه‌ها دوباره به دانشگاه تهران بازمي‌گردد و در همان رشته‌ي زمين‌شناسي تحصيلات‌اش را ادامه مي‌دهد. محمود نوروزي گفت: «انقلاب فرهنگي واقعا لازم بود؛ چون كار آموزش در دانشگاه‌ها مختل شده بود و اساتيد و كتاب‌ها با فرهنگ اسلامي وفق نداشتند.»

حسين انصاري در رشته‌ي مهندسي مكانيك در دانشگاه صنعتي اصفهان درس مي‌خواند. بعد از تعطيلي دانشگاه‌ها به گراش مي‌آيد و به گفته‌ي خودش وضع آموزش را خيلي خراب مي‌بيند. به همين دليل شروع به تدريس درس رياضي در دبيرستان مي‌كند. بعد از باز شدن دانشگاه‌ها دوباره به اصفهان مي‌رود و شش ماه دير درس مي‌خواند و فوق ديپلم‌اش را مي‌گيرد و انصراف مي‌دهد. دوباره به گراش برمي‌گردد، چون مي‌گفت: «به نظرم تدريس واجب‌تر از درس خواندن‌ام بود.» او تاثير اين انقلاب را همه‌جانبه مي‌دانست چون «استاد و معلم از همين دانشگاه‌ها بيرون مي‌آيند. پس از همه نظر در مسائل اعتقادي و عملي تاثير زيادي بر جامعه داشت.» او مي‌گفت «تا قبل از انقلاب فرهنگي درس‌ها فقط براي روي كاغذ خوب بود. مثلا اگر كسي در رشته‌ي مهندسي درس خوانده بود، وقتي از دانشگاه بيرون مي‌آمد هيچ كار عملي بلد نبود.»

از شهيد ناصر سعادت زياد چيزي نمي‌دانيم. همين‌قدر كه مادرش مي‌گفت: «در رشته‌ي رياضي در دانشگاه زاهدان درس مي‌خواند و بعد از تعطيلي دانشگاه‌ها به گراش برمي‌گردد و مدتي معلم بوده وقتي جنگ شروع شده به مادرش مي‌گويد رفتن به جبهه مهم‌تر از دانشگاه است. من تا جنگ است به دانشگاه نمي‌روم. سپس به جبهه مي‌رود و در بيست آذر مفقود‌الاثر مي‌شود.»

مهندس وقارفرد در رشته‌ی مهندسی مواد دانشگاه صنعتی اصفهان درس می‌خوانده است. وقتی دانشگاه‌ها تعطیل می‌شود به گراش می‌آید و یک سال درس فیزیک را تدریس می‌کند. حدود یک سال هم در شیراز معلم بوده است. بعد از آن به جبهه می‌رود و زخمی می‌شود. از جبهه باز‌می‌گردد و در اداره‌ی امور تربیتی شیراز مشغول به کار می‌شود. با باز شدن دانشگاه‌ها این‌بار در رشته‌ی مهندسی اکتشاف مواد در همان دانشگاه تحصیلاتش را ادامه می‌دهد. مهندس وقارفرد در مورد انقلاب فرهنگی می‌گوید: «‌دانشگاه‌ها باید تعطیل می‌شد. چون تبدیل به محل فعالیت‌های سیاسی شده ‌بود. این انقلاب بیشتر سیاسی بود تا فرهنگی و به لحاظ آموزشی و علمی تغییرات زیادی انجام نگرفت.»

دکتر خلیل بهمنی در دانشگاه تهران در رشته‌ی دام‌پزشکی درس می‌خوانده است. با تعطیلی دانشگاه‌ها از طرف جهاد دانشگاه برای کمک به محرومین روستاها به استان کهگیلویه ‌و ‌بویر‌ احمد می‌رود. با باز شدن دانشگاه‌ها در همان رشته‌ی دامپزشکی تحصیلاتش را ادامه می‌دهد. او در مورد این انقلاب گفت: «می‌شد با زمان کوتاه‌تری هدف حاصل شود تا کشور از لحاظ علمی عقب نماند. زمان این انقلاب طولانی شد

مرور نشریات آبان ماه لارستان / مسعود غفوری

شماره 583 میلاد لارستان، هفته چهارم مهرماه، دو خبر مهم را به روی صفحه‌ی اول برده است. تیتر اول «سهم 32 میلیارد ریالی لارستان از اعتبارات خشک‌سالی و حوادث پیش‌بینی نشده» است. فرماندار لارستان گفته است کشاورزان لارستانی پیش از خشک‌سالی‌های سراسری از حدود 15 سال پیش با خشکسالی دست و پنجه نرم می‌کنند، و از استاندار و مدیران ارشد استانی تقاضا کرده است به معضل وام‌های معوقه بانکی کشاورزان لارستانی رسیدگی کنند. تیتر مهم دیگر، انتصاب مسئول راه‌اندازی دانشگاه علوم پزشکی لارستان است. دکتر علی‌زاده از سوی دکتر ایمانیه، رییس دانشگاه علوم پزشکی شیراز، به این سمت منصوب شده است.

بهره‌برداری از نخستین جایگاه عرضه سی. ان. جی. در لارستان، تیتر اول میلاد در شماره 584 است. این جایگاه دارای 4 پمپ است و با هزینه‌ی هشت میلیارد ریال ساخته شده است که البته هفت میلیارد آن از طریق وام بانکی و تسهیلات بلاعوض تامین شده است. در صفحه اعتقادی این شماره هم خبری آمده مبنی بر این که شصت درصد کالاهایی که در اروپا حلال اعلام می‌شوند در واقع حلال نیستند و به همین علت تعدادی از شهروندان مسلمان اروپایی تصمیم گرفته‌اند کمیته‌ی محصولات حلال تشکیل دهند.

شماره 585 میلاد خبر می‌دهد که حجت‌الاسلام محمدی گلپایگانی،‌ رییس دفتر رهبر معظم انقلاب از سوی مقام معظم رهبری با حضور در بیت آیت‌اله آیت‌الهی امام جمعه لار در شیراز از ایشان عیادت نمود و پیام رهبر را به ایشان ابلاغ کرد. آیت‌اله ایمانی امام جمعه شیراز و حجت‌الاسلام تقوی رییس شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه کشور هم در این دیدار حضور داشتند. خبر مهم دیگر هم این که فرماندار لارستان در سفری که به تهران داشته است، با معاونین وزارت کشور جلسه‌ای داشته است و اهم درخواست‌های شهرستان و موضوع اعطای فرمانداری ویژه به لارستان را در این جلسه مطرح کرده است. رزمایش بزرگ رهروان ولایت با حضور گردان‌های عاشورا لارستان نیز به مدت دو روز برگزار شده است.

تیتر یک شماره 586 میلاد لارستان به همایش بزرگداشت خیرین لارستان اختصاص دارد که در روزهای هفتم و هشتم آبان هم‌زمان با میلاد امام رضا (ع) برگزار شد. روز نخست این همایش به خیرین لار اختصاص داشت و روز دوم به خیرین برتر از تمام شهرستان. خیرین لارستان در این همایش تعهد داده‌اند که بیش از شانزده میلیون تومان دیگر را هم در جاهای مختلف، از قبیل ساخت بزرگترین واحد مرغداری خاورمیانه در لار، دانشگاه علوم پزشکی لارستان، آبشار اندیشه‌ی گراش، و تجهیز بیمارستان امام رضا (ع) لار، هزینه کنند. شورای اداری شهرستان لار هم این بار با حضور رییس دانشگاه علوم پزشکی شیراز برگزار شده است. دکتر ایمانیه بر ضرورت تشکیل دانشگاه علوم پزشکی لارستان تاکید کرد؛ دکتر علی‌زاده را به عنوان سرپرست جدید شبکه بهداشت و درمان لارستان و مسئول پیگیری راه‌اندازی دانشگاه معرفی کرد؛ و آقای سخن‌دانی را به عنوان رییس جدید دانشکده پرستاری لار و دکتر عبدالهی را به عنوان رییس جدید دانشکده پیراپزشکی گراش منصوب کرد.

 

عصر اوز در شماره 108، آبان‌ماه 88، برگزاری جشنواره فرهنگی - ورزشی از طرف انجمن نسل پویا را به عنوان تیتر یک خود برگزیده است و در صفحه 14 گزارش کاملی از این جشنواره ارائه کرده است. تعداد رشته‌های دانشگاه پیام نور اوز هم به 29 رشته رسیده است. دکتر قاسم‌علی مقتدری اعلام کرده است که از سال جدید، چهار رشته‌ی مهندسی مدیریت پروژه، مهندسی منابع طبیعی، اقتصاد نظری و کتاب‌داری به رشته‌ های دانشگاه افزوده شده است. صفحه سه این شماره به یادواره هفته دفاع مقدس اختصاص داده شده است. این نشریه خبر می‌دهد که با بهره‌برداری از قطعه اول محور ورودی خنج-لامرد،‌گردنه حادثه‌خیز تخم مرغی به طور کامل حذف می‌شود.

 

شماره 56 پسین دهکویه با چند خبر کوتاه و چند مطلب بلند جلب نظر می‌کند. شناسایی آب‌های زیرزمینی دشت‌های دهکویه و کورده توسط آبفای فارس، محکوم کردن حمله تروریستی در سیستان از طرف آیت‌اله آیت‌الهی و همچنین اهل تسنن لارستان، و راه‌اندازی مرکز فروش بلیط هواپیمایی آسمان در لارستان از جمله‌ی این خبرهایند. همچنین مطلبی درباره‌ی علم بی‌کران امام صادق (ع)، مطلبی درباره ویژگی‌های شخصیتی مقام معظم رهبری، برگی از دفتر خاطرات شهید ماشاءاله صفری و داستان کوتاه زیر درخت سرو از مطالب بلند این شماره‌اند.

حسنی قصد خدمت دارد

نامه شهروند / علی محسن‌زاده : پیشرفت در زندگی از جمله در مسائل اقتصادی از مقوله‌های مثبت است و افراد به هر دری می‌زنند تا پیشرفت مورد نظر خود را حاصل کنند. بعضی افراد حاضرند این پیشرفت را به هر قیمتی چه از راه‌های حلال و چه خدای ناکرده حرام به دست بیاورند. حال بعضی از کارها یا افراد فاعلِ آن کار از نظر مشروعیت ناشناخته‌اند و تا زمانی که عدم مشروعیت آن ثابت نشده است سرمایه‌گذاری ظاهراً بلامانع است. البته تحقیق تا جایی که امکان داشته باشد لازم است. در حوادث اخیر نیز هیچ‌کدام از سرمایه‌گذاران و یا حتی دلالان از کم و کیف کار و سودهای حاصله اطلاع نداشته‌اند و امر را بر کارای اقتصادی متشبه می‌کردند، تا زمانی که مساله لو رفت و جوانب کار بر همگان آشکار گشت. حال از این گذرگاه، سودهای کلان عاید بعضی از افراد اعم از دلالان و سرمایه‌گذاران گشت، که با توجه به نبود هیچ‌گونه کار اقتصادی حرمت آن نیز محرز گردیده است؛ که حتی کسب یک ریال از آن نیز از نظر شرعی اشکال دارد.

ظاهراً با پیگیری‌هایی که دادگاه محترم و بعضی از افراد دل‌سوز شهر انجام می‌دهند این سودها به سرمایه‌گذاران مسترد می‌گردد. در این میان بیشترین ضرر متوجه شهر ولایی ما گردیده است که بعضی افراد دانسته یا نادانسته این اختلاس و کلاه‌برداری را متوجه نماینده محترم مردم می‌دانند که خود نیز به طور غیرمستقیم از این هجمه در امان نمانده است. در یک جمع اگر یک نفر کار ناصواب انجام داد نمی‌توان آن را به جمع یا دیگران تعمیم داد. نماینده‌ای که حتی در مسئولیت‌های قبل از نمایندگی تام وقت خود را صرف خدمت به شهر و شهروندان کرده است. ما باید به خاطر داشته باشیم این فرصت نمایندگی که پس از قریب به سی سال انتظار به دست آورده‌ایم، آن را همانند بدخواهان به باد توهین و افترا نبندیم. بلکه باید با سعه صدر و طیب خاطر با کمک به ایشان در حل مسائل و مشکلات شهر و منطقه نقشی مثبت از کسوت نمایندگی شهرمان در خدمت به منطقه در اذهان مردم شهرستان ترسیم نماییم که صد البته خیلی‌ها آن را برنمی‌تابند. اما نباید ندانسته آب به آسیاب نااهلان بریزیم.

ما نگویم بد و میل به ناحق نکنیم

جامه‌ی کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

جوابیه به جوابیه خانه‌ی فرهنگ درباره‌ی کلاس‌های موسیقی

مدير محترم جريده وزين صحبت نو

با سلام

اين‌جانب تقاضا دارم طبق وظيفه قانوني مطبوعات و حقوق مدني شهروندان خاصه افرادي كه به طريقي شامل مطلب مندرج در آن رسانه مي‌باشند، مطلب زير را در صفحه مربوطه درج نمائيد.

در ماه‌نامه صحبت نو شماره 43 آبان ماه صفحه 3 مطلبي پيرامون فعاليت خانه‌ي فرهنگ گراش درج فرموده‌ايد كه آن قسمت كه مربوط به آموزش سنتور مي‌باشد، چندان به واقعيت نزديك نيست. مگر مي‌شود هنر‌جو يا هنر‌دوست كه مي‌خواهد شروع به آموختن هنري نمايد، شرط بگذارد كه مربي بومي نباشد؟ در صورتي كه استاد گلستاني در سراسر لارستان استادي بي‌بديل است و حقير نيز (كه شاگرد ايشان بوده‌ام) همين الان هم هنر‌جوياني دارم كه در آينده افتخار شهر خواهند شد. وانگهي اگر از تجربه كم و اطلاع ناقص، هنر‌دوستي چنين شرطي بگذارد وظيفه اخلاقي رئيس خانه فرهنگ مي‌باشد كه ايشان را توجيه نمايند و موجب بيشتر شدن اشتياق هنر‌جو گردد. بگذريم از اين كه در بيان خدمات خانه فرهنگ هرگز به اجراهاي موسيقي سنتي كه در مراسم مختلف اجرا شد (اولين و دومين جشنواره موسيقي لارستان، افتتاح انجمن خوشنويسي و چندين بار در سالن سراجي، و كنسرت موسيقي سنتي در سينما) و در لارستان شناخته شده و مورد تاييد جامعه موسيقي و پسند مردم منطقه مي‌باشد، اشار‌ه‌اي نفرموده‌ايد و هنر‌جويان رشته ويولون كه در جشنواره سوم به عنوان هنرمندان گراش به صحنه رفتند و شادروان جواد فيروزي در شهر لار به عنوان هنرمند برتر معرفي شد. مطمئناً اينان مربي بومي داشته‌اند.

اسد حسین‌شیری

اوز و گراش همانند آران و بیدگل

ابراهیم احمدی – اوز  / در صفحه یک شماره 43 صحبت نو ویژه گراش سخنانی از حسنی نماینده مردم لارستان و خنج در مجلس شورای اسلامی و فتحی رییس شورای اسلامی شهر گراش چاپ شده بود که قابل تامل بود. حسنی از تخریب خود توسط عده‌ای، تبعات ناشی از مشکلات اقتصادی گراش و اینکه گراشی‌ها وی را تنها گذاشته‌اند گلایه داشت و برخی از فعالیت‌های خویش و تلاش در راستای ارتقای شهرستان را یادآور شده و دکتر فتحی رییس شورای اسلامی شهر گراش نیز از کم‌رنگ شدن امید به ارتقای گراش و برخورد با سد محکم سخن می‌گوید. فتحی در ادامه می‌افزاید: «امیدواریم مسئولینی که با نگاه انسجام لارستان به کل منطقه می‌نگرند این امر را در نظر داشته باشند که ارتقای هر یک از بخش‌های لارستان در نهایت به شکوفایی، گسترش و توسعه همه منطقه می‌انجامد. ما برای کل منطقه لارستان کهن با همه‌ی مردم خوبش احترام قائلیم و بدون توجه به تقسیمات ظاهری، آنان را بزرگوار و شایسته‌ خدمات‌رسانی و رفاه بیشتر می‌دانیم.»

نگارنده اعتقاد دارد سخنان فوق نه تنها سخن رییس شورای اسلامی شهر گراش بلکه سخن بخشی از مردم سایر بخش‌های شهرستان بوده و با پای‌بندی عملی به آن و تقویت وحدت و انسجام بیشتر و پرهیز از بخشی‌نگری می‌تواند حلال مشکلات بر سر راه ارتقای اوز و گراش باشد. گرچه رییس شورای اسلامی شهر گراش با اشاره به نفوذ دست‌های قدرتمند در نظان اداری کشور از مشکل اصلی در ارتقای گراش به وضوح سخن نگفته اما بی‌تردید دلایلی مانند: فاصله کم گراش تا مرکز شهرستان، جمعیت و بخش‌های محدود تحت پوشش بخش گراش، امکان نارضایتی مردم سایر بخش‌ها، سابقه طولانی بخشداری در اوز و فاصله کوتاه آن تا گراش و ... در این امر بی‌تاثیر نبوده است. بر این اساس ارتقای مشترک گراش و اوز زیر نظر یک فرمانداری مشترک و استفاده کارشناسانه از پتانسیل، طرفیت‌ها و ادارات موجود در هر دو شهر با استفاده از تجربه شهرستانی مانند آران و بیدگل در استان اصفهان پیشنهاد می‌گردد. در صورت تحقق این امر علاوه بر کاسته شدن از ضریب نفوذ دست های قدرتمند در ارتقای گراش، وحدت منطقه‌ای تقویت شده، عدالت‌محوری ملموس‌تر گشته، مطالبات دیرینه‌ی مردم هر دو بخش در جهت ارتقا برآورده شده، با استفاده از پتانسیل‌ها و امکانات موجود در هر دو شهر در بیت‌المال صرفه‌جویی شده و بسیاری از مشکلات را با خود حل خواهد کرد و سد محکمی که دکتر فتحی از آن نام می‌برد سست خواهد شد.

اوز با سابقه دیرینه بخشداری و امکانات گسترده و خواسته‌های مکرر مردم و مسئولین آن در زمینه ارتقا که حتی به دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی می‌رسد از یک سو و گراش با ظرفیت‌ها و پتانسیل فراوان خود هر دو مستحق ارتقا هستند. اما با شرایط موجود به نظر می‌رسد ارتقای هر یک از آنان به تنهایی امکان‌پذیر نیست. با نگاهی کلان‌نگر و اعتقاد و پای‌بندی عملی به سخنان رییس شورای اسلامی شهر گراش، پرهیز از بخشی‌نگری و تلاش در جهت اقناع کردن افکار عمومی ارتقای مشترک امکان‌پذیر است و نقش نماینده مجلس در این امر بسیار تاثیرگذار بوده و بخشی از دغدغه‌های وی نیز از بین خواهد رفت.

پیش‌زمینه تحقق این ارتقای مشترک اعتقاد و آمادگی پذیرش توسط نماینده مجلس، مسئولین و معتمدین هر دو بخش، پرهیز از تفکرات بخشی‌نگر و تعصب‌های رایج، تلاش در جهت آماده‌سازی افکار عمومی و تشکیل هیات مشترک جهت پیگیری امور است. نقش نماینده مجلس در این امر بسیار اساسی است و در صورت تحقق این پیشنهاد نه تنها مردم گراش بلکه مردم بخش اوز و مرکز شهرستان نیز او را تنها نخواهند گذاشت زیرا لارستان با سابقه طولانی خود می‌تواند یک قدم به ارتقا و فرمانداری ویژه نزدیک‌تر شود و زمینه تحقق یکی دیگر از برنامه‌های نماینده مجلس که می‌گوید: «برای فرمانداری ویژه داریم فعالیت می‌کنیم و همین هفته با وزیر کشور جلسه داشتیم». به عنوان یکی از خواسته‌های دیرینه مردم و مسئولین شهرستان فراهم خواهد شد.

پنجاه میلیارد تومان سر به نیست شده است

عرفانی زاده در مصاحبه با خبر جنوب گفت:

صحبت نو- مسعود غفوری: هیات اجرایی رسیدگی به تخلفات مالی کارگزاران «برگ سبز مطهر» با حضور کارشناسان خبره موسسه مالی و اعتباری مهر فارس در مرکز استان تشکیل شد.

عرفانی‌زاده، معاون قضایی دادگستری فارس، درگفتگو با سرویس اقتصادی روزنامه خبر جنوب، گفت: «با بررسی‌ها و کارشناسی‌های به عمل آمده توسط کارشناسان امور بانکی مشخص شد حدود پنجاه میلیارد تومان از اصل پول سرمایه‌گذاران حیف و میل شده و وجود خارجی ندارد، که توسط کارگزاران این شرکت صرف فعالیت‌های جانبی از جمله پرداخت بدهی در جاهای دیگر و امور تبلیغاتی شده و بخشی از آن نیز به خارج از کشور منتقل شده است.» عرفانی‌زاده پیش از این مبلغ حیف و میل شده را هفت میلیارد اعلام کرده بود.

او در مصاحبه خود افزود: اقدامات قضایی درباره جمع‌آوری صورت اموال اعم از اموال منقول، غیر منقول و وجوه نقدی سرشاخه‌ها در بانک‌ها انجام شده و باید مبادلات مالی در حساب‌های کارگزاران و سرشاخه‌ها مورد ارزیابی دقیق قرار گیرد. با توجه به تجربه موفق موسسه مالی و اعتباری مهر استان درباره صندوق‌های بحرانی رودبال و دیگر صندوق‌های بحرانی، ارزیابی دقیق مسایل بانکی کارگزاران و سرشاخه‌ها به این موسسه واگذار شده است.

عرفانی‌زاده که برای بررسی مسائل این شرکت به لارستان سفر کرده بود، در حین مسافرت دچار حمله قلبی شد و ابتدا به بیمارستان لار و سپس برای ادامه درمان به شیراز منتقل شد.

طرح تهاتر هم‌اکنون زیر نظر بازپرس ویژه، محسن رستگار، و با همکاری کمیته تهاتر با اعضایی همچون مرتضی فتحی، قاسم وقارفرد، کریم جعفری، محمد کریمیان، امراله مهروری در محل شورای حل اختلاف واقع در ساختمان دادگاه در حال انجام است. طبق گفته‌ی معاون حقوقی دادستان تاکنون مشکل حدود دویست خانوار از طریق تهاتر اموال بدهکاران حل شده است.

نو بهار در دفاع از بخشدار : آیا تنها بخشدار مقصر است؟

عزیز نوبهار:‌ خبر برکناری مهروری، بخشدار گراش، از سوی استاندار غیرمنتظره و شوک‌آور بود. 

این‌خبر باید از جهات مختلف مورد کنکاش و بررسی قرار گیرد که چرا این عزل سریع پس از بازدید استاندار جدید که هنوز شناخت کاملی از مسئولین زیردستش ندارد صورت پذیرفته است. گمانه‌زنی‌های اولیه حاکی از آن است که شکایت جمعی از اهالی ساکن خیابان آبیاری و ارجاع آن به استانداری فارس عامل اصلی این برکناری غیرمنتظره است.-البته صحبت‌نو در شماره قبل خود به مشکلات اهالی آن محله پرداخته بود-. 

قابل حدس است که با عزل بخشدار گراش به احتمال زیاد مشکل اهالی ساکن این خیابان حل نشود زیرا تعطیلی کارگاه موردنظر همان‌گونه که برای تشکیل آن، مجوز از نهاد‌های مختلف و صرف زمان زیادی نیاز هست، روند تعطیلی آن نیز لزوما مستلزم مجوزهای و طی‌شدن روند خاص خود و شاید حکم محاکم قضایی می‌باشد. اگر دقت کنیم خواهیم فهمید که برای تهیه مجوز لازم هر نوع کارگاه و شرکتی، نیاز به مجوز نهادهای بالادست‌ می‌باشد، همچنین برای کارگاه نام‌برده مستلزم اخذ مجوز و همکاری نهادهای مختلفی چون استانداری، فرمانداری، منابع‌طبیعی، جهاد‌کشاورزی و بخشداری است. حال این سوال پیش می‌آيد که در اعطای مجوز فقط بخشداری و شخص بخشدار مقصر است یا نهادهای بالادست نیز همچون فرمانداری، منابع‌طبیعی و … باید مقصر قلمداد شوند؟ در هر حال سوالات بسیاری وجود دارد که جوابی پیدا نکرده است. نگارنده دراین‌باره اعتقاد دارد بخشدار بخشی از پازل اخذ مجوزهای لازم است که به خودی‌خود مقصر به تمام معنا نباید قلمداد شود بلکه باید حلقه‌های دیگری را نیز جستجو و به بررسی اشتباه آن‌ها پرداخت. در هر حال فکر نمی‌کنم ساکنین آبیاری از خبر عزل بخش‌دار خوشحال شده باشند. فقط امیدواریم که پشت این قضیه، قضایای دیگری نباشد و استفاده ابزاری از مشکل ساکنین این خیابان برای عزل یک مقام‌بومی نشود.

این نوشتار حمایت از بخشداری نیست و صرفا به خاطر به چالش‌کشیدن چگونگی اعطای مجوز و نقش نهادهای مختلف و بالادست در احداث غیرکارشناسانه کارگاه و در نهایت ایجاد مشکل برای جمعی از مردم می‌باشد تا بدانیم که بخشداری حلقه‌ای کوچک از این زنجیره است.

صحبت نو: امیدواریم بتوانیم نظر حسین مهروری و ساکنین خیابان آبیاری را نیز بخوانیم.

آرامش آبیاری زیر چرخ‌ کامیون‌ها

سید علی مجلسی : خيابان آبياري يكي از خيابان‌هاي قديمي گراش است. اين خيابان چون در مسير چاه آبياري قرار داشته به خيابان آبیاری معروف گشته است. این خیابان از يك طرف به محله‌ي فخرآباد و از طرف ديگر به خيابان بسيج وصل مي‌شود. اين محله به مرور زمان و با افزايش جميعت شهر گراش به وجود آمد. خياباني نه چندان بزرگ اما با مشكلات زياد كه گريبان‌گير ساكنين اين محله است. خيابان آبياري در قديم نخلستان و پيزاب نخلستان‌هایی  بوده است که متعلق به حاج حسينا، حاج محمود نسبت‌دار، جعفري، شاه‌محمدي، حاج اسد اسدي و افراد دیگر است. از ساكنين قديمي اين محل مي‌توان به خانواده حاج حسينا، مرحوم حاج هاشم متين، حاج محمد برزگران، حاج ابوطالب سپهر، حاج عبدالله شاه محمدي، خانواده‌ي نسبت‌دار و ... اشاره كرد. تعداد زيادي از كودكان ديروز اين محل، امروز هر كدام به نوعي گوشه‌اي از مسئوليت‌هاي اين شهر را به دوش گرفته‌اند: امرالله مهروري، حسين مهروري، قاسم وقارفرد، حاج محمد كريميان، عباس سپهر، دكتر عبداللهي، دكتر دارا، دكتر حسن نژاد، دكتر حسيني، دكتر سرخي، عبدالله صلاحي، مصطفي خورشيدي، خلبان متين، حاج علي موغلي داور ملي شهرمان كه خود از افتخارات داوري فوتبال گراش هستند. عده‌اي از همان كودكان ديروز اين محل هم به درجه‌ي رفع شهادت رسيدند. شهيدان ابراهيم و موسي برزگران، شهيد متين، شهيد اماني، شهيد مهيايي، شهيد بهادري و شهيدان زينل، احمد و اصغر جعفرزاده كودكي‌های خود را در اين محل گذراند. آقاي علي سپهر، مهدي جباري، جواد حسن نژاد، محمد علي شاه محمدي، مهدي آینه‌افروز، كيوان محسني و ... كه هر كدام به نوعي در كارهاي فرهنگي و هنري شركت دارند نیز در این محله سکونت دارند.

پس از دو سال ناگزير رفتيم فرمانداري و استانداري و شكايت خودمان را به آنجا برديم

سید علی مجلسی : وقتي وارد خيابان آبیاری مي‌شويم، اولین چیزی که توجه ما را به خود جلب مي‌كند خانه هاي قديمي است. دبستان شادوران آشفته و دبستان بانوحيدري و خانه‌ي معلم در اين خيابان واقع شده است. كوچه‌هاي اين محل، به خصوص کوچه‌های  اطرف فخرآباد، بسيار باريك و تنگ و تو در تو هستند. حتی  شايد كسي که براي اولين بار قدم در آنجا می‌گذارد در تشخيص مسير دچار مشكل شود. مسجد قمر بني هاشم در دل اين كوچه‌هاي تنگ واقع شده است. حسينيه‌ي حسينا هم توسط اهالي محل ساخته شده است. خيابان آبياري در زمان شهرداري حسين مهروري با كمك اهالي این منطقه آسفالت شد تا چهره‌ي بهتري به خود بگيرد.

به ديدار چند تن از اهالي اين محل رفتيم تا درباره‌ي مشكلات محل زندگي‌شان صحبت كنند. يادم آمد چند ماه قبل آقاي بصيري به نمايندگي از اهالي خيابان آبياري در شبكه‌ي استان فارس به بيان مشكلات خودشان پرداخت و اعتراض اهالي محل را در مورد عبور و مرور ماشين‌هاي سنگين نیز بيان كرد. در آن برنامه، مجري شبكه ابراز اميدواري كرد که با پيگيري مسئولين، اين مشكل براي مردم اين منطقه حل شود. وقتي از بصیری خواستيم درباره‌ي مشكلات صحبت كند، او گفت: همه‌اش مشكل است. وي مشكل اصلي را تردد ماشين‌هاي سنگين عنوان كرد و با در آوردن پرونده‌ی پيگيري‌های ساکنین محله، در اين مورد گفت: «به خاطر رفت وآمد ماشين‌هاي سنگين، مشكلات متعددي داشته‌ايم. در گذشته که لوله‌ها فرسوده بودند، با عبور ماشين‌ها خراب مي شدند. در اثر روکش نداشتن سطح خیابان و بدون پوشش بودن بار ماشین‌ها گرد و خاك به هوا بلند می‌شد. دو تا مدرسه‌ي ابتدايي در این محله وجود دارد و اين ترددها براي دانش‌آموزان نیز خطرناك بود. از ساعت 5 صبح حركت مي‌كردند و تا 12 شب سرو صداي زيادي راه می‌انداختند و مردم آسايش نداشتند. مشکلات زیادی داشتیم و از همين رو ما در تاريخ 4/86 شكايت كرديم. دادگاه گفت اين مسئله مربوط به شهرداري است.

ما نيز به شهرداري مراجعه كرديم. اين موضوع ادامه داشت تا اینکه در تاريخ 9/86 در بخشداري قديم گراش اولين جلسه تشكيل شد. مشكلات‌مان را بيان كرديم و در آنجا قرار شد اقاي ش. در مدت 45 روز جاده را جا به جا كند و ايشان تهعد دادند كه اين كار را انجام دهند. اين كار را انجام ندادند.

دفعه‌ي بعد مدرسه هم شاكي شد كه ما هم مشكل داريم و والدين دانش‌آموزان از تردد ماشین‌های سنگین در کنار مدرسه مي‌ترسند و نگران فرزندانشان هستند. دو ماه بعد در تاريخ 12/11/86 ايشان را دعوت كرديم منزل و گفتيم شما گفتيد در عرض 45 روز جاده را جا به جا مي كنيد، ولي الان دو ماه گذشته است و كاري صورت نگرفته است.  بار ديگر قول دادند که حداكثر در مدت 90 روز، آن هم به خاطر ايام عيد، اين كار را انجام دهند و گفتند در طول اين مدت، در وقت و زمان مشخصي حركت مي‌كنيم و خيابان را هم تميز مي‌كنيم تا گرد و خاك كمتر شود. باز هيچكدام از اين كارها به صورت مداوم صورت نگرفت. ما مردم محل هم ناگزير رفتيم فرمانداري و استانداري و شكايت خودمان را به آنجا برديم. استاندار نامه‌اي نوشتند براي فرمانداري و فرمانداري هم نامه زدند براي بخشداري و بار ديگر جلسه‌اي برگزار شد. این بار با حضور بخشدار و نماينده فرمانداري قرار بر اين شد كه ايشان تنها از ساعت7:30 صبح تا11:30 و12:30 تا 5 بعد از ظهر حرکت‌هایشان صورت بگيرد و 200 متر از جاده را هم آسفالت كنند. در صورت جلسه نیز ذكر شد كه در صورت عبور بيش از حد برخورد خواهد شد. ما ديگر نمي‌دانيم باید چه کار کنیم. رفتيم شهرداري شكايت كرديم جواب نداد، شوراي شهر رفتيم جواب نداد، رفتيم بخشداري شكايت كرديم جواب نداد، تومار نوشتيم رفتيم فرمانداري شكايت كرديم جواب نداد. استانداري رفتيم جواب نداد. از شبكه ي استاني آمدند و حرف‌هايمان را فرياد زديم جواب نداد. از آن روز تا به حال بيشتر از 10 جلسه تشکیل شده و هميشه وعده داده‌اند و عملي نشده است. من نمي دانم چرا يكي اين مشكل را حل نمي كند. به آقاي قائدي شهرداري جديد هم مراجعه كرده‌ايم و ايشان هم قول داده‌اند به مشكلات‌مان رسيدگی کنند، ولي هنوز اكثر مشكلات حل نشده باقیمانده است و ساكنين محل همچنان رنج مي برند. سوال من اين است از تاريخ 4/86 تا به امروز چيزي در حدود دو سال و نيم گذشته است. ما به مراکز مربوطه زیادی مراجعه کرده‌ایم، ولي تغيير چنداني مشاهده نكرده ايم. چرا؟ شهرداري حاضر است پول بيت‌المال را بدهد و يكي بيايد هر روز خيابان آبياري را تميز كند كه آقاي ش. نفع‌اش را ببرد. به جز خيابان آبياري، تردد ماشين هاي سنگين در سطح شهر هم مشكل ايجاد مي‌كند.»

 

آرامش آبیاری زیر چرخ‌ کامیون‌ها

سید علی مجلسی: ... در لابه‌لاي حرف‌هايش تومار، اسناد و مدارکی که حاکی از مراجعه آنها به مسئولین بود را دیدیم. از وي خداحافظي كرديم و سراغ علي سپهر، از ساكنين قديمي آبياري رفتیم. وي نيز در بيان مشكلات محل حرف‌هاي بصيري را تكرار كرد و گفت: «مشكل سر اين است كه محله‌ي تميز مال آقاي فلاني‌ست و اينجا مال آ قاي ش. مردم كه نمي‌توانند به پاي دو سرمايه‌دار بسوزند. شما برويد و زمین‌های كشاورزي و نخلستان‌هاي آقای پوركريمي را از نزدیک ببینید که چطور به خاطر اينها خسارت ديده است. مردم چقدر طاقت بياورند؟ من خودم شخصاً فرزندن را با ترس و لرز به مدرسه مي‌فرستم. آخر از ساعت 5 صبح كه الله اكبر را گفتند صداي ماشين‌ها مي آيد تا ساعت 12. اين يكي از اصلي‌ترين مشكلات مردم است. نه صبح آرامش دارند نه ظهر و نه عصر. اينجا يك منطقه‌ي مسكوني است و آرامش مردم باید در اولويت باشد، نه اينكه هر روز سر و صدا و گرد و خاك باشد.

آسفالتي كه بودجه‌ي آن از پول مردم و بيت المال است خراب مي‌شود. ترس بچه‌هاي دانش آموز كه آنجا هستند هم يك طرف. اينها مشكلاتي است كه اخيرا به وجود آمده است. يكي از مشكلاتي كه اين محله‌ها يعني از بيدله تا بند و شيخ دارند، نبود یک فضای سبز یا پارک است. ما براي استفاده از فضاي سبز بايد به آن سر شهر برویم. چيزي به نام فضاي سبز يا پارك يا محل تفريح در اینجا وجود ندارد. يك قطعه زمين مناسب كنار مدرسه‌ي بانو حيدري وجود دارد كه شهرداري مي‌تواند آن را به پارك يا فضاي سبز تبديل كند. قرار بود خيابان كريميان در سال جديد كشيده شود كه هنوز تکلیفش مشخص نیست.»

خبر عزل بخشدار؛ شایعه در مورد فرماندار

صحبت نو: خبرگزاری ایرنا و سایت استانداری استان فارس رسماً خبر عزل بخشدار گراش را اعلام کردند و شایعاتی درباره برکناری فرماندار نیز شنیده می‌شود.

سایت استانداری فارس نوشت: به دنبال سفر چند روز قبل استاندار فارس به بخش گراش شهرستان لارستان و شكايات مردم منطقه نسبت به مزاحمت معدن تنگ بادام، دكتر احمدزاده دستور تعطيلي اين واحد معدني را به بخشدار اين بخش صادر كرد كه به دليل عدم اجراي دستور استاندار فارس از سوي بخشدار، وي از سمت خود عزل گرديد.

در حكم عزل بخشدار گراش از سوي استاندار فارس آمده است:

با توجه به دستور صريح اينجانب مبني بر تعطيل كردن معدن تنگ بادام به دليل ايجاد مزاحمت براي اهالي محله و بي‌تفاوتي شما نسبت به استيفاي حق مسلم مردم، بدينوسيله از سمت بخشداري گراش عزل مي‌شويد.

خبرگزاری دولتی ایرنا  و نیز ایسنا فارس همین خبر را منتشر کرده است.

با عزل ناگهانی بخشدار گراش زمزمه‌هایی در مورد برکناری فرماندار لارستان نیز شنیده می‌شود. از عسکری‌زاده رییس آموزش و پرورش به عنوان جانشین محتاجی نام برده می‌شود هر چند این خبر هنوز رسماً اعلام نشده است.

حسین مهروری به خاطر خیابان آبیاری از کار کناره گرفت


بخشدار گراش به دستور استاندار فارس از کارکناره گرفت .امروز از سوی استاندار فارس حکم بخشداری حسین مهروری لغو شد. در سفر ابتدای هفته استاندار فارس با توجه به نامه‌های مردمی، وی از خیابان آبیاری بازدید داشت و به بخشدار دستور داد. از تردد کامیون‌ها در این خیابان جلوگیری شود. در پنجمین روز از صدور این دستور شفاهی و عملی نشدن آن، روز پنجشنبه روح‌اله احمدزاده لغو حکم بخشداری حسین مهروری را به فرمانداری لارستان اعلام کرد.

روح‌الله احمدزاده با سی سال سن جوان‌ترین استاندار دولت دهم است. با توجه به رفتار استاندار جدید فارس امید کمی وجود دارد که حسین مهروری به بخشداری گراش بازگردد. بر اساس شنیده‌ها ابراهیم مهروری رییس اداره آموزش و پرورش گراش نیز اعلام کرده است که در حمایت از برادر خود استعفا خواهد داد.

احمدزاده در انتخابات دوره دهم ریاست‌جمهوری به عنوان رابط ستادهای استان فارس با ستاد مرکزی احمدی‌نژاد همکاری داشت. با روی کار آمدن وی ستادهای احمدی‌نژاد در شهرستان‌های استان فارس امیدوار شدند که او بیش از رضازاده از حامیان احمدی‌نژاد در پست‌های مدیریتی استفاده کند. حالا باید دید اگر رایزنی‌های برای بازگشت حسین‌ مهروری به نتیجه نرسد چه کسی پنجمین بخشدار گراش خواهد بود.

باران دانشگاه آزاد لار را تا جمعه تعطیل کرد

صحبت نو: سه روز باران پیاپی باعث آب گرفتگی خانه‌ها و معابر در شهر گراش شد.


بعد از باران در نیمه شب هشتم آذرماه، از یکشنبه ۱۵ آذرماه بارش باران دوباره مردم گراش را به وجد آورد. این بارش در روزهای دوشنبه و سه‌شنبه نیز ادامه داشت تا بعد از مدت‌ها برکه کل دوباره لبریز شود.

باران چون همیشه همراه با آبگرفتگی شدید خیابان امام و برخی از معابر دیگر بود. گذشته از خانه‌هایی که دچار آبگرفتگی شد، بسیاری از مردم ترجیح دادند با وسایل نقلیه خود به خیابان و دشت‌ها سر بزنند و این مساله در چند مورد باعث ایجاد ترافیک‌های شدید شد.

همچنین به گفته دانشجویان، دانشگاه آزاد اسلامی لارستان به دلیل آبگرفتگی تا جمعه این هفته تعطیل اعلام شده است.

بارش باران باعث شد مردم دوربین به دست این واقعه را ثبت کنند.

عکس‌های فرزانه نادرپور، عکس‌های علی اصغر امانی، عکس‌های کاربران انجمن رایانت

باید یک اتوبوس گدا جمع‌آوری کنیم

صحبت نو- مسعود غفوری: بسیاری از شهروندان از مواجهه با یک متکدی پرهیز می‌کنند. شاید احساس دوگانه‌ای که متکدیان در آنها برمی‌انگیزند باعث این رفتار باشد. از یک طرف، انسان‌ها وظیفه‌ی اخلاقی خود می‌دانند که حتی داوطلبانه به نیازمندان و تهیدستان کمک کنند. ولی از سوی دیگر، وظیفه‌ی شهروندی و اجتماعی آنها حکم می‌کند که در مقابل این حرکت به عنوان یک شغل واکنش نشان دهند و اجازه ندهند تکدی‌گری در جامعه رایج شود. نارضایتی شهروندان از حضور متکدیان در شهر دلایل دیگری هم دارد. برخی از شهروندان گلایه می‌کنند که گداها وقت استراحتی برایشان نگذاشته‌اند. آنها موجب مزاحمت برای شهروندان را چه در خانه و چه محل کار فراهم می‌کنند. برخی دیگر هم تکدی‌گری را برای مردان و زنانی که قادر هستند کار کنند و درآمد شرافت‌مندانه‌تری داشته باشند کاری مذموم می‌دانند. مثلاً می‌گویند حاضریم در ازای شستن حیاط خانه‌مان به آنها پول زیادی هم بدهیم، ولی آنها حاضر به کار کردن نیستند و گدایی را راه آسانی برای پول در آوردن یافته‌اند. برخی دیگر از شهروندان هم روی جنبه‌ی اخلاقی مسئله تاکید می‌کنند و حضور گاه و بی‌گاه دختران جوان متکدی جلوی در خانه‌ها را زمینه‌ساز انحراف می‌دانند.

 داستان‌های متعددی درباره‌ی پرسود بودن شغل تکدی‌گری در میان مردم وجود دارد؛ همچنین داستان‌هایی درباره‌ی این که اینها از کجا می‌آیند و به کجا می‌روند. بعضی‌ها می‌گویند زنان و بچه‌های متکدی را صبح‌ها با مینی‌بوس از جاهای دیگر به گراش می‌آورند و شب آنها را برمی‌گردانند. بعضی‌ها می‌گویند داستان‌هایی را که این متکدیان سر هم می‌کنند از بر شده‌اند. خیلی‌ها هم از زیاده‌خواهی متکدیان امروزی نسبت به قدیمی‌ها گله دارند. آنها می‌گویند گداهای امروزی با 50 تومان و 100 تومان راضی نمی‌شوند، و حتی پول را بر می‌گردانند!

 تا چندی پیش، تعداد متکدیان در گراش کم‌تر از قبل شده بود. ولی موج تازه‌ای از کوچ این افراد در چند ماهه اخیر اتفاق افتاد، که اکنون دوباره تا اندازه‌ای فروکش کرده است. می‌شنیدیم که شهروندان از مراجعه‌ی گاه و بی‌گاه متکدیان به خانه‌ها و مغازه‌ها گلایه دارند، و دنبال ارگانی می‌گردند که مسئولیت جمع‌آوری و سامان‌دهی به این افراد را به عهده بگیرد. به دلیل این که متوجه دخالت بخش امور شهر شهرداری در این مسائل شده بودیم، از شهرداری و مسئول روابط عمومی‌اش شروع کردیم تا جواب سوال شهروندان را بیابیم.

 رستم‌پور در ابتدا جواب دل‌گرم کننده‌ای به ما می‌دهد. او می‌گوید ماشین امور شهر و سد معبر شهرداری در تمام طول روز در صورت مشاهده گداها در کوچه و خیابان‌ها، آنها را جمع‌آوری می‌کنند و به کلانتری تحویل می‌دهد. رستم‌پور اضافه کرد شهروندان هم می‌توانند همکاری کنند و اگر گداهایی را در کوچه و محله‌شان مشاهده کردند به شهرداری تلفن بزنند تا امور شهر برای جمع‌آوری آنها اقدام کند. در جواب سوال ما که کلانتری با این افراد چکار می‌کند، او گفت کار شهرداری فقط جمع‌آوری است و ما کاری به قضاوت درباره‌ی آنها نداریم.

جمع‌آوری متکدی افغانی فعلاً از طرف دولت ممنوع اعلام شده است

ولی ظاهراً کارها به این راحتی پیش نمی‌روند. امیر بامری، مسئول امور شهر شهرداری، گلایه داشت که کلانتری این متکدیان را از ما تحویل نمی‌گیرد و ما را به فرمانداری ارجاع می‌دهد؛ و فرمانداری هم به نوبه‌ی خود ما را به اداره‌ی گذرنامه می‌فرستد. مسئول روابط عمومی برای روشن‌تر شدن موضوع، با آقای غلامی در بخشداری تماس می‌گیرد تا سهم بخشداری را هم در این بین مشخص کند. آقای غلامی اظهار می‌کند بخشداری هم در صورت خبردار شدن، اقدام به جمع‌آوری این متکدیان می‌کند و آنها را با همکاری کلانتری به فرمانداری تحویل می‌دهد.

 بحث جمع‌آوری این متکدیان از طرف دو ارگان شهرداری و بخشداری را با آقای مهروری، بخشدار گراش، نیز در میان می‌گذاریم. توضیحات بخشدار جامع‌تر است: «اگر متکدیان ایرانی باشند، طبق قانون شهرداری موظف به جمع‌آوری آنهاست. ولی اگر متکدیان خارجی باشند، امورات آنها مربوط به دفتر اتباع خارجه فرمانداری است، و بخشداری با همکاری کلانتری از طرف آن دفتر اقدام می‌کند. در مجموع، چندین ارگان در جمع‌آوری این متکدیان دخیل هستند.»

 بخشدار در جواب این سوال که نقش اداره بهزیستی در این میان چیست می‌گوید: «اگر متکدیان افراد و کودکانی بی‌صاحب و خیابانی باشند، اداره بهزیستی سرپرستی آنها را به عهده می‌گیرد.» می‌پرسیم بعد از جمع‌آوری با آنها چکار می‌کنند. بخشدار جواب می‌دهد: «یا آنها را به اداره گذرنامه معرفی و اخراج می‌کنند، و یا از آنها تعهدی می‌گیرند که دوباره اقدام به تکدی‌گری نکنند. اگر مورد قضایی هم داشته باشند، نظیر دزدی و موضوعات اخلاقی، آنها را به دادگاه معرفی می‌کنند.»

 آقای بخشدار پیشنهاد می‌دهد صحبتی هم با مسئول دفتر امور اتباع و مهاجرین خارجی فرمانداری، آقای حزنی، داشته باشیم. تماس با حزنی پیچیدگی کار جمع‌آوری را بیشتر نمایان می‌کند. او بیشتر این متکدیان را پاکستانی یا ایرانی می‌داند و می‌گوید: «دفتر اتباع بیگانه مسئول جمع‌آوری متکدیان پاکستانی است. ما از طریق کلانتری این کار را انجام می‌دهیم و حتی هزینه‌های برگرداندن آنها به کشورشان را هم می‌پردازیم.» نکته‌ای که این وسط وجود دارد این است که متکدیان پاکستانی از این دفتر به لب مرز فرستاده می‌شوند تا از آنجا با اتوبوس به کشورشان برگردانده شوند. ولی از آنجا که این امر هزینه‌ی بالایی دارد (حدود هشتصد هزار تومان)، باید حتماً یک اتوبوس پر شود تا به هزینه کردن‌اش بیرزد. آقای حزنی اضافه می‌کند: «جمع‌آوری متکدی افغانی فعلاً از طرف دولت ممنوع اعلام شده است.»

 با همه‌ی این پیچیدگی‌های اداری، خوشبختانه حضور متکدیان در شهر کم‌رنگ‌تر شده است. هرچند مشخص نیست این وضعیتی موقتی است یا اینکه باز هم باید شاهد موج دیگری از هجوم متکدیان به شهر باشیم.