انقلاب فرهنگی یا فرهنگ انقلابی
فرزانه استوار : بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، با هدف پاكسازي اساتيد، كتابها و دانشجوهايي كه از ديد حكومت غربزده به شمار ميرفتند، به پيشنهاد شوراي انقلاب فرهنگي و با تاييد امام خميني، دانشگاهها از سال پنجاه و نه تا شصت و دو (به مدت بيشتر از دو سال) تعطيل شد. براي آشنايي بيشتر با اين موضوع با برخی از دانشجویان که تحصیلشان به علت این واقعه قطع شد گفتگويي انجام داديم.
احمد نوروزي در دانشگاه ابوريحان بيروني تهران درس ميخوانده است. نام اين دانشگاه امروزه علامه طباطبايي است. بعد از انقلاب فرهنگي دوباره در كنكور شركت ميكند و اين بار در دانشگاه شيراز در رشتهي ادبيات فارسي تحصيل ميكند. او ميگوید: «شاید بعضیها فكر كنند كه چون دانشگاهها دو سال تعطيل بوده به ضرر كشور است اما به نظر من سودش خيلي بيشتر از ضررش بوده. تا قبل از انقلاب فرهنگي دانشگاه محل كار سياسي بود. دانشگاه شده بود محل فعاليتهاي سياسي گروهكهاي مختلف. اين انقلاب بايد انجام ميگرفت.»
محمود نوروزي در رشتهي زمينشناسي دانشگاه تهران درس ميخواند. بعد از تعطيلي دانشگاهها براي كار به دبي ميرود كه به دليل دفاع از انقلاب از آنجا اخراج ميشود. بعد از بازگشت به ايران با دكتر رحماني وارد بسيج و بعد عضو سپاه ميشودو مسئولیت روابط عمومي سپاه را به عهده میگیرد. بعد از حدود شش ماه به فرماندهي سپاه پاسداران جويم منصوب ميشود و بعد هم حدود شش ماه فرمانده سپاه پاسداران اوز بوده است. با بازگشايي دانشگاهها دوباره به دانشگاه تهران بازميگردد و در همان رشتهي زمينشناسي تحصيلاتاش را ادامه ميدهد. محمود نوروزي گفت: «انقلاب فرهنگي واقعا لازم بود؛ چون كار آموزش در دانشگاهها مختل شده بود و اساتيد و كتابها با فرهنگ اسلامي وفق نداشتند.»
حسين انصاري در رشتهي مهندسي مكانيك در دانشگاه صنعتي اصفهان درس ميخواند. بعد از تعطيلي دانشگاهها به گراش ميآيد و به گفتهي خودش وضع آموزش را خيلي خراب ميبيند. به همين دليل شروع به تدريس درس رياضي در دبيرستان ميكند. بعد از باز شدن دانشگاهها دوباره به اصفهان ميرود و شش ماه دير درس ميخواند و فوق ديپلماش را ميگيرد و انصراف ميدهد. دوباره به گراش برميگردد، چون ميگفت: «به نظرم تدريس واجبتر از درس خواندنام بود.» او تاثير اين انقلاب را همهجانبه ميدانست چون «استاد و معلم از همين دانشگاهها بيرون ميآيند. پس از همه نظر در مسائل اعتقادي و عملي تاثير زيادي بر جامعه داشت.» او ميگفت «تا قبل از انقلاب فرهنگي درسها فقط براي روي كاغذ خوب بود. مثلا اگر كسي در رشتهي مهندسي درس خوانده بود، وقتي از دانشگاه بيرون ميآمد هيچ كار عملي بلد نبود.»
از شهيد ناصر سعادت زياد چيزي نميدانيم. همينقدر كه مادرش ميگفت: «در رشتهي رياضي در دانشگاه زاهدان درس ميخواند و بعد از تعطيلي دانشگاهها به گراش برميگردد و مدتي معلم بوده وقتي جنگ شروع شده به مادرش ميگويد رفتن به جبهه مهمتر از دانشگاه است. من تا جنگ است به دانشگاه نميروم. سپس به جبهه ميرود و در بيست آذر مفقودالاثر ميشود.»
مهندس وقارفرد در رشتهی مهندسی مواد دانشگاه صنعتی اصفهان درس میخوانده است. وقتی دانشگاهها تعطیل میشود به گراش میآید و یک سال درس فیزیک را تدریس میکند. حدود یک سال هم در شیراز معلم بوده است. بعد از آن به جبهه میرود و زخمی میشود. از جبهه بازمیگردد و در ادارهی امور تربیتی شیراز مشغول به کار میشود. با باز شدن دانشگاهها اینبار در رشتهی مهندسی اکتشاف مواد در همان دانشگاه تحصیلاتش را ادامه میدهد. مهندس وقارفرد در مورد انقلاب فرهنگی میگوید: «دانشگاهها باید تعطیل میشد. چون تبدیل به محل فعالیتهای سیاسی شده بود. این انقلاب بیشتر سیاسی بود تا فرهنگی و به لحاظ آموزشی و علمی تغییرات زیادی انجام نگرفت.»
دکتر خلیل بهمنی در دانشگاه تهران در رشتهی دامپزشکی درس میخوانده است. با تعطیلی دانشگاهها از طرف جهاد دانشگاه برای کمک به محرومین روستاها به استان کهگیلویه و بویر احمد میرود. با باز شدن دانشگاهها در همان رشتهی دامپزشکی تحصیلاتش را ادامه میدهد. او در مورد این انقلاب گفت: «میشد با زمان کوتاهتری هدف حاصل شود تا کشور از لحاظ علمی عقب نماند. زمان این انقلاب طولانی شد