مقدمه ی صادق رحماني بر گفت و گو با استاد احمد اقتداری
1. ورود به مباحث اختلاف زا، همواره تنش ها و نگرانی هایی را به همراه دارد، اما وقتی یک صد سال از آن گذشته باشد، می توان با سعه ی صدر بیشتری بدان پرداخت. آن گونه که هیچ اختلافی را جز بر صفحه کاغذ ، نينگيزد. آیت الله العظمی سید عبدالحسین شوشتری لاری( جد آیت الله سید عبدالعلی آیت اللهی) ، حسنعلی خان (جد استاد احمد اقتداری) و ملاعلی نقی جویمی (جد نگارنده این سطرها) در روزگار زندگانی خویش و براساس اقتضاآت زمانه ی خود ، هر کدام آرا، عقیده و ایده ی مخصوص به خود داشته اند و بسیار بدان چه باور داشته اند پایبند بوده اند . روزنامه ی استخر شیراز، در شماره ی 1751 ، درباره ی آیت الله سید عبدالحسین لاری چنین آورده است:
« سید در پیشوایی و ترویج احکام دین و در زهد و تقوا و پرهیزگاری در سراسر فارس شهرتی بسزا داشت و لاری ها در هر کجا بودند نسبت به مقام او طوری با ایمان و علاقه مند بودند که در راه اجرای احکامش از بذل جان و مال دریغ نداشتند. خصوصیتی که سید را از سایر پیشوایان دینی ممتاز ساخته بود، سرسختی و دشمنی آشتی ناپذیری بود که با حکام و خوانین محلی و دار و دسته های آنان داشت و این صفت در او ساختگی نبود. نشست و برخاست و معاشرت و حتی دیدن شکل و قیافه ی آنان را کفر و گناه می دانست. مساعدتی که به مشروطه طلبان نمود قصدش قیام بر ضد ظلم، جور و استبداد بود.»
2. مرگ فتحعلی خان گراشی(حاکم لارستان و بنادر) باعث شد چهار فرزند او یعنی علیرضا خان، علی قلی خان، حاج رستم خان و حاج فضل الله خان بر سر تقسیم اموال و املاک او با هم به دشمنی برخیزند.
حکومت لارستان، در آستانه ی مشروطیت، در دست فرزندان فتحعلی خان بود، اما فرزندان او که هر کدام عهده دار حکومت بر بخش های مختلف لارستان بودند، نتوانستند استقلال و قدرت پدر را تداوم بخشند. آنان برای حفظ موقعیت خود ناگزیر به جلب حمایت قوام الملک شیرازی بودند و این وابستگی در آستانه ی انقلاب مشروطیت، قدرت آنان را با موانع زیادی روبه رو ساخت.
3. از جد نگارنده، یعنی ملاعلی نقی جویمی در حوادث دوران مشروطه اطلاع زیادی در دسترس نیست، اما به خوبی می دانیم که او در جناح سید عبدالحسین لاری یعنی مشروطه خواهان بوده است ، و سید را در ستیزعلیه مستبدان حکومت قاجاری، همراهی و مساعدت کرده است.او پس از پیروزی سید به مدت چهل روز نایب الحکومه ی جویم بوده است. بیشترین اطلاعی که از او داریم آن است که - به احتمال - در روزنامه ی حبل المتین، علیه قوام الملک شیرازی قصیده ای بلند بالا منتشر کرده است و در آن شعر حکومت قاجار، حاکمان شیراز و شخص قوام الملک شیرازی و حاکمان لارستان را نکوهش کرده است.
در سفری که قوام به لار داشته همین شعر باعث شده است ملاعلی نقی، را دستگیر کنند و او را در مقر حکومتی لار ؛ یعنی باغ نشاط و در معرض نگاه مستبدان حکومت قاجار به باد شلاق بگیرند و از او بخواهند که به آیت الله سید عبدالحسین توهین کند، اما او با ذکر دعا و یاد خداوند از دشنام به سید پرهیز می کند.
4. نسل پس از اجداد بزرگوار ما، یعنی مرحوم آیت الله سید عبدالمحمد آیت اللهی، مرحوم مرتضی قلی خان( پدر احمد اقتداري ) و پدر من مرحوم شیخ علی اصغر رحمانی، نیز آرا و عقاید خاص خود داشته اند، آیت الله سید عبدالمحمد با بخشی از خان های محلی که پایبند دین و آیین بوده اند همراه و همگام بوده اند، از جمله با زادان خان که علیه حکومت مرکزی رضا خان در سال 1309 شمسی شورید . حضرت آیت الله سید عبدالعلی آیت اللهی نیز با ویژگی هایی که از او سراغ داریم، همواره جانب حق و حقیقت را داشته اند و هميشه در دفاع از انصاف و عدالت همت گمارده اند. کما این که اوایل انقلاب اسلامی، الله قلی خان مقتدری، فرزند زادان خان را حمایت کرد و باعث آزادی او از حبس شد. پدر من( شيخ علي اصغر رحماني) نیز با خان های محلی گراش، از جمله مرحوم الله قلی خان و دیگران مراوده و مرابطه داشت و دوستان صمیم و عمیم بودند، همان گونه که با احمد خان اقتداری، رابطه داشت و او را گرامی می داشت.
.... و امروز این نوه ی مرحوم ملا علی نقی که چهل و سه سال دارد و در نسل سوم قرار می گیرد، هم آیت الله سید عبدالعلی آیت اللهی را از بُن جان دوست دارد، و هم دکتر احمد خان اقتداری را.
آیت اللهی را می ستایم که هیچ گاه تن به ظلم و بیداد نداده و همواره در کنار مردم بوده است و خشتی بر خانه ی کاهگلی اش نیفزود و دل همه ی لارستانی ها با یاد او می تپد و ....
احمد خان را نیز دوست دارم که قلب او به نوعی دیگر علیه بی عدالتی ها مي تپید و بی ملاحظه و بی پرده از ناروایی ها سخن می گوید و ....
5. آنچه احمدخان اقتداری در سؤال و جوابی که در پی می آید، نگاشته است، از نظر نوه ی ملاعلی نقی جویمی ( که من باشم) به عنوان یک خبر تاریخی، قابل قبول است که هر خبری را احتمال صدق و کذب مي رود. ما از اتفاقی که همین دیروز در جایی از کشور روي داده است، ده ها روایت مختلف و گاه متضاد می شنویم، چه رسد به صد و اندی سال پیش که در پرده اي از ابهام و پيچدگي فرو رفته است. استاد احمد اقتداری در این گفتار درباره ی رفتار حاکمان لارستان با مردم و تجار و وضع مالیات های سنگین بر مال التجاره ها ی بازرگانان لارستانی که در نهایت منجر به حادثه ای تلخ شده ، سخنی نرانده و فقط اصل ماجرا را روایت کرده و از ذکر پيشدادهاي آن حادثه کمتر سخن گفته است.
به هر روی، نسل امروز آن اندازه درایت و هوشمندی دارد که از تاریخ عبرت بگیرد و راه صلح و دوستی و مجانبت در پیش گیرد. نگاه به پشت سر جز حسرت و اندوه چیزی را به یاد نمی آورد. باید به آینده نظر انداخت.