صحبت نو: کتاب زندگی و مبارزات آیت الله حاج سید عبدالعلی آیت اللهی، تدوین دکتر محمدباقر وثوقی، هر چند پیرامون شخصیت و تلاش های اجتماعی و فرهنگی آیت الله آیت اللهی شکل گرفته است، اما نکات مهم و زوایای پنهان تاریخ معاصر لار را نیز در خود جای داده است. یکی از این وقایع که در منابع تاریخی بدان پرداخته نشده است، قیام عشایر غیور لر و نفر یک سال پس از قیام تاریخی پانزده خرداد سال 1342 است. این کتاب را مرکز اسناد انقلاب اسلامی در 242 صفحه، در سال 1386 چاپ کرده است. آن چه در پی می آید از صفحات 45 تا 48 کتاب انتخاب شده است:«لارستان» از معدود مناطقی است که در جریان نهضت 15 خرداد، حمایت قطعی و علنی خود را با حرکت اعتراضی علیه دستگاه سیاسی وقت نشان داده است. متأسفانه در نوشته ها و تحقیقات داخلی به انعکاس رویدادهای این دوره ی مهم  از تاریخ منطقه توجه کمتری شده است و اساساً مبارزان و شهدای این واقعه هنوز در مظلومیت قرار دارند و آن طور که باید و شاید درباره ی این واقعه ی مهم که پایان غم انگیزی داشت، توجهی صورت نگرفته است.

آقای آیت اللهی با آغاز نهضت امام خمینی (ره) در قم درصدد حمایت جدی و همه جانبه از قیام بر آمد.

حضرت آیت اللهی درصدد راه اندازی قیام عمومی در منطقه ی لارستان علیه رژیم پهلوی بر آمد و از این رو، ابتدا مخفیانه جلساتی با بزرگان و تجار لار تشکیل داده و قصد خود را اعلام کرد. معاریف شهر، از این طرح استقبال چندانی نمی کردند.

حضرت آیت اللهی در این مورد می نویسد:

« آ«چه در تمکن بود، انجام گرفت که در لار مردم قیام کنند، اما چون مردم لار از دوره ی مشروطه، زمان مرحوم جدم و نیز در زمان پدرم با رضاخان و نیز در زمان مرحوم عم فقید، مبارزه های سرسختی نموده بودند و به حسب ظاهر به شکست منتهی شده بود و در نتیجه، مبارزات روحانی خود را از دست داده بودند و ضررهای مالی و جانی و غیره زیاد متحمل شده بودند و مخصوصاً در زمان مرحوم جدم در قضیه ی مشروطه و استبداد صغیر، 14 شبانه روز ، لار که مرکز تجارت بوده به دست عمال استبداد قوام شیرازی و قشون وی به غارت رفته بود، خاطره ی خوبی از قیام نداشتند و نمی شد از آنان توقع بیش از آن داشت. از طرفی، زلزله ی سال 1339 ش هم موجب خرابی و ویرانی شهر و در به دری مردم شده بود و شرایط آنان به قدری سخت و طاقت فرسا بود که انتظار نمی رفت در این قیام بتوانند همراهی های لازم را بکنند.

علیرغم عدم همراهی تجار لارستان ، حضرت آیت اللهی که خود را موظف به همراهی با قیام امام (ره) می دانست، ابتدا با سران عشایر منطقه ی لارستان تماس گرفت، ارتباط با سران عشایر به وسیله ی «مرحوم حاج شاه میرزا» رئیس طایفه ی «دولخانی» که در آن ایام ساکن «لار» بودند، انجام پذیرفت. آقای محمد کریمی فرزند «مرحوم حاج شاه میرزا» در این باره می گوید:

«حضرت آیت اللهی از مرحوم پدرم خواسته بود تا بعضی نامه ها و اعلامیه ها را به عشایر منطقه برساند و از آنان برای قیام عمومی دعوت به عمل آورد. پدرم نیز با «راهدار دولخانی» و «اکبر فرج پور» دو نفر از سران طایفه ارتباط برقرار کرد و همچنین با یکی از سران طوایف «ایزدخواست» به نام «باباخان قلات» نیز تماس گرفته و پیام حضرت آیت اللهی را به ایشان رسانید، طوایف دولخانی و «ایزدخواستی» و «لر و نفر» حاضر به همراهی با حضرت آیت اللهی شدند.»

حضرت آیت اللهی در این مورد می فرماید:

«در آن ایام، همه ی عشایر لارستان موافقت خود را اعلام کردند و حتی آقای «محمد قائدی» نیز حاضر شدند با یک صد نفر چریک در این قیام شرکت کنند و بارها پیام فرستاد که من و طایفه ام حاضرم علیه دولت قیام کنیم. در این بین، عشایر لارستان مراوده هایی با حقیر می نمودند و اظهار آمادگی می کردند، اما چون قیام عشایر مستلزم بودجه ی سنگین و تبعات طاقت فرسا بود و بعد از قیام کنترل آنان برای حقیر نه تنها مشکل بلکه برای حقیر در آن وضع اختناق آور ناممکن بود، لذا یک نفر روحانی امین به نام جناب ثقه الاسلام آقا سید عبدالرحیم طاهری پسر عموی پدرم که حدود 70 سال یا بیشتر از عمر شریفش گذشته بود به حضور امام (ره) و بعضی دیگر از مراجع فرستادم و شرح حال را معروض داشتم.»

حضرت آیت اللهی با شناخت کامل از موقعیت سیاسی و اجتماعی لارستان و با توجه به سابقه ی قیام های سه گانه پیش از سال 1342 ش مصمم شدند که با متحد کردن عشایر لارستان این بار قیام را نه در شهر «لار» بلکه در مناطق عشایری شکل دهند. مهم ترین نیروهای عشایری منطقه ی لارستان در آن دوره، عبارت از طوایف زیر بودند.

طایفه ی لر و نفر، طایفه ی قائدی، طوایف ساکن منطقه ی یزدخواست

حضرت آیت اللهی در اولین گام به بعضی از نزدیکان خود دستور دادند تا اعلامیه های منتشر شده از طرف آیات عظام علناً در منابر و مجامع عمومی قرائت شود و همه ی مردم از آن مطلع شوند. حضرت آیت اللهی در این مورد می فرماید:

«اعلامیه هایی که از قم و تهران به طور مخفیانه می رسید، بعضی افراد و از جمله مرحوم سید عبدالرحیم طاهری و سید عبدالله شجعان و یوسف اعتمادی مأمور شدند تا اعلامیه ها را در مجامع عمومی بخوانند.»

طرح اولیه ی حضرت آیت اللهی آنچنان که پیش از این ذکر شد، این بود که وحدتی همگانی بین تیره ها و طوایف مختلف عشایر منطقه ایجاد کند و پس از سنجیدن و ارزیابی تمامی جوانب قیام را علنی سازد. این امر به تدریج در حال شکل گیری بود که حادثه ای ناخواسته نقشه ها و طرح های ایشان را با مشکل مواجه ساخت و قیام پیش از موعد آغاز شد و عواقب ناگواری را شکل داد. حضرت آیت اللهی در این مورد می فرماید:

«پس از این که مرحوم سید عبدالرحیم طاهری از قم برگشت و پیغام حضرات آیات در تأیید قیام را رسانید شبی دو نفر از طایفه ی لر و نفر به نام های منوچهر و الله یار آمدند و نتیجه را جویا شدند و گفتند که از طرف زادان خان و رستم خان رؤسای طایفه ی لر و نفر برای ابلاغ نتیجه آمده ایم، بلافاصله خواستم تا سید عبدالرحیم طاهری حضور پیدا کند. مرحوم سید عبدالرحیم هم آمد و جریان ملاقات با امام و دیگر علمای قم را به طور مفصل توضیح داد و در پایان گفت که امام فرمودند قیام علیه ظلم واجب است «ولو بلغ ما بلغ» یکی از آقایان عشایر پرسید که «ولو بلغ ما بلغ» یعنی چه که سید عبدالرحیم طاهری جواب داد یعنی « هر چه بادا باد» همان فرد رو به من پرسید که ایشان درست می گوید و بنده هم تأیید کردم. پس از آن آقایان عشایر بلند شده و رفتند و من حتی به ذهنم هم خطور نمی کرد که اینها بلافاصله قیام کنند.»

یکی از وقایع نگاران معاصر در این مورد می نویسد:

«در سال 1342ش، همزمان با قیام های ایل قشقایی، ایل سرخی، لرهای  ممسنی که در منطقه ی وسیعی در فارس به وقوع پیوست، ایل «لر و نفر» نیز با مأمورین دولتی بنای مخالفت نهادند، زیاد خان بیگلری و رستم خان از سران این قیام بودند. درگیری با مأمورین پاسگاه «عمادده» از توابع لارستان روی داد که به کشته شدن چهار نفر از نیروهای دولتی منجر شد.»

آغاز قیام در حالی که آمادگی لازم و کافی برای آن وجود نداشت و پیش بینی های اثرات و تبعات آن انجام نگرفته بود از همان ابتدا مشکلاتی را به وجود آورد که تا پایان تداوم یافت.

از آنجایی که شروع حرکت طایفه ی «لر و نفر» بدون هماهنگی با دیگر عشایر انجام گرفته بود و از طرفی برای مقابله با عواقب آن پیش بینی های لازم انجام نشده بود، شرایط حادی به وجود آمد که کنترل آن غیر ممکن می نمود.

با علنی شدن اخبار کشته شدن نیروهای دولتی در منطقه و انتشار سریع اخبار به مرکز دولتمردان، درصدد تدارک گسترده ی نیروهای نظامی بر آمدند. از همان ابتدا، اخبار و شایعاتی دال بر دخالت حضرت آیت اللهی در جریان قیام در سطح منطقه و استان پراکنده شد. وی در شرایط بسیار سختی قرار داشتند. حفظ و حراست مردم در مقابل تهاجم گسترده ی نیروهای امنیتی و نظامی، حمایت غیر علنی و مخفیانه از طایفه ی «لر و نفر» تأمین امنیت خانواده های عشایر در منطقه از مهم ترین دغدغه های ایشان بود.