از دکتر احمد اقتداری، پیر استاد لارستانی مورخ و محقق و جامعه شناس جوامع خلیج فارس و دریای عمان نویسنده ی سی مجلد کتاب علمی و تحقیقی در مباحث گوناگون خلیج فارس طی مصاحبه ای کوتاه و تلفنی خواهش کردیم از نظرگاه علم و تحقیق تاریخی به ما بگوید : چرا لاری ها و گراشی ها با هم اختلاف نظر دارند؟»

سوال  : استاد عزیز، شما که همشهری ما لاری ها هستی و عمری دراز و پر بار در تحقیق و تاریخ جوامع جنوب ایران طرح کرده اید و سی مجلد کتاب علمی دانشگاهی نوشته ای بفرمایید چرا لاری ها و گراشی ها با هم اختلاف نظر دارند؟

استاد اقتداری : در ایران زمین بزرگ نظر به اختلاف منافع اقتصادی و روابط تولید کننده و مصرف کننده در بیشتر نقاط بین شهرهای بزرگ و روستاهای کوچک و شهرهای کوچک در هر ولایت همواره اختلاف وجود داشته است : شهری تصور می کند، روستایی با تولید مواد غذایی و راهداری و تهیه سوخت گیاهی و مواد دامی او را استثمار می کند و روستایی گمان دارد، شهری او را در خرید و فروش و سلطه ی اداری و حکومتی برای توسعه  ی قدرت و ثروت او را می چاپد و به او ظلم می کند، اما این رویه ی عام در مورد روابط مردمان لار و گراش، علل و اسباب تاریخی دیگری هم دارد :

به طور خلاصه می دانیم که از زمان ایلخانان مغول که بازرگانان ونیزی و وهایی (بندری در ایتالیا )  تجارت با هند و چین از راه خلیج فارس در پیش گرفته اند، شهر لار به صورت یک مرکز بازرگانی بین المللی و مرکز تجار ونیزی در آمد . ونیزی ها عده ی زیادی از یهودیان شیراز و اصفهان را به لار آوردند و ساکن ساختند تا رابط تجاری و دلال و واسطه ی تجاری و ارتباط با مردم لار باشند اما مردم لار مسلمان بودند و تفاهم مناسبی با فرنگیان نداشتند، رفته رفته اکثریت فعاليت تجاری شهر لار به دست همان یهودیان مهاجر افتاد و می توان گفت نبض اقتصادی جنوب را در دست گرفتند .

پیش از این مردم لارستان و بخصوص شهر لار و حومه (براک ، خور، کرمسته  و شهرهای اوز، خنج و بستک و ...) سنی شافعی مذهب و هم حکام و امرای میلادی لار که گهگاه به استقلال بر لارستان حکومت می کردند (اسامی این حکام میلادی در مقدمه ی کتاب لارستان کهن و فرهنگ لارستانی به تفصیل ثبت شده است .) طبیعی است که تا زمان شاه عباس صفوی نیز حکومتی شیعي دولت صفوی در این دیار نفوذی نداشت و مردمان یهودی و سنی لار مورد اعتماد دولت مرکزی صفوی نبودند با فتح لار به وسیله ی الله وردی خان امیرالامرای شاه عباس و سقوط حکومت میلادی لار و تبعید علاءالملک لاری شاه ابراهیم خان میلادی و تبعیدش به چمن باد غیس بلخ و وفات او در آنجا شاه عباس صفوی می بایست با یک سیاست مدبرانه شیعه اثنی عشری بتواند نفوذ و اقتدار خود را بر مناطق مهمی مورد تصرف غاصبانه اروپاییان ( پرتقالی ها هلندی ها و سپس انگلیسی ها) قرار گرفته بود استحکام بخشد. سنی ها و یهودی های لار مورد اعتماد پادشاه صفوی شیعه نبودند. پس باید یک مرکز شیعه در جنوب ایران به وجود آورد. با این سیاست پس از شکست شاه ابراهیم خان میلادی لاری سنی شافعی قاضی ابوالقاسم نامی از مردم کاشان را به حکومت لار برگزید، ولی این قاضی کاشانی از عهده ی اداره ی این مناطق مهم تجاری و سیاسی بر نیامد . دولت صفوی با تدبیری عاقلانه یک گروه قزلباش شیعه سپاهی را در قلعه ی گراش که دژی بازمانده از دوره ي ساسانی بازمانده بر فراز تپه ی کوهی در پانزده کیلومتری شهر لار بر فراز روستای گراش داشت، مستقر کرد که از سپاهیان الله وردی خان امیر الامرای حاکم اصفهان و فارس بودند و بدین ترتیب امور حکومت و سپاهی و قدرت نظامی و نظارت حکومتی را در اختیار قلعه گراش قرار داد تا از عدم اطاعت و احیانا دسیسه های مردمان سنی و یهودی لار بکاهد . نادر شاه افشار نیز پس از صفویه مردی از خاندان  بلوک سبعه جات را به عنوان بیگلربیگی لارستان انتخاب کرد و به دنیا اعزام داشت که او نیز شیعه بود و در همان قلعه گراش مستقر شد.