نامه رسیده از همایون هوشیار: الانصاف زينت الامرا. انصاف ورزيدن زينت و زيور فرمانروايي و حكومت است. (از سخنان صريح وگهربار علي عليه السلام ) مومن حتي با كسي كه نسبت به او انصاف به خرج نميدهد هم با انصاف عمل ميكند (علي عليه السلام) وقتي از جانب انصاف خارج شويم، به بيراههي تعصب پاي گذاشتهايم و از حق و عدالت فاصله ميگيريم و مرتكب جرم و گناه ميشويم. در روايتها و احاديث و آيات مبين قرآن مكرر به عدل و انصاف و حق سفارش شدهايم، تا جايي كه رعايت عدالت و انصاف از امور واجب و رعايت آن بر مومنان لازم شمرده ميشود. شخص منصف هم عادل است و هم حقگرا. ولي شخص غير منصف نه عادل است نه حق گرا. ظالمتر آنكه از مردم انتظار انصاف داشته باشي، اما خود با مردم با انصاف عمل نكني. انصاف علامت بزرگواري وكرامت است! و بي انصافي ريشه در بيعدالتي و ظلم و فقر عقلي و ضعف وجودي انسان را دارد.
اگر مي خواهي مردم تو را دوست داشته باشند، انصاف را پيشه خود كن (از سخنان گهربار پيامبر اكرم)، اخلاص و انصاف واجب است و سخاوتمندي و بخشش مستحب.
آيا انصاف و واجب بود كه سرمايههاي مردم گراش در دست عدهاي محدود جمع شود و اين سخاوتمندان بانفوذ و ذينفع در سرمايههاي عمومي مردم و درآمدهاي حاصل از اقتصاد را به نفع خود و اطرافيان خود ببخشيد و بذل كنيد؟!
بيپرده ميگويم چون تحمل اينهمه بيانصافي را نداريم.
حق و عدالت آن است كه به نفع خود و بستگان خود، چشمهايمان را به روي واقعيت ببنديم و اصرار داشته باشيم تا ديگران هم خود را قانع سازند كه واقعيتها را نبينند و نشنوند؟!
امضاي قراردادهاي ميلياردي و بستن آنچنان قراردادها توسط کسی كه در واقع هيچ سمت و عنواني در اساسنامه ثبتي شركت نداشته است قانوني و به حق بوده است؟
لازم نبود تا با تراكم فعاليتها و ميلياردي بودن قراردادها ريیس مسئولانهتر عمل ميكرد تا از لحاظ وجاهت شرعي و قانوني فعاليتها اقتصادي شركت دچار مشكلات موجود نشود. مردان و زنان زحمتكش گراش، بيوهزنان و خانوادههاي شهيد، جوانان و آيندهسازان گراش همه و همه مالباخته شدند.
مالها را باختيم، قافيهي آنچه سالها سروديم را هم باختيم، اما تجربهاي گران و پربها را يافتيم. تجربهي اينكه ديگر در هيچ شرايطي تحتتاثير شعارها و تفرقهافكنيها و جوسازيهاي قلابي قرار نگيريم.
اگر متهم كلاهبردار و خاطي را به زندان بياندازيد، خلاف قانون عمل شده است؟!
بازرسي، بازپرسي، بررسي و كارشناسي و در آخر اجراي حكم همه در جهت اجراي عدالت و گسترش عدالت كه همان دفاع از حق و حقوق مظلوم و برخورد با ظالم و متعدي است، ميباشد.
مردم زحمتكش و مومن شهر گراش به جهت غيرقانوني بودن عملكردهای شركت و افراد مرتبط و ذينفع در شركت دچار فقر شديد و فشارهاي روحي و رواني شديد شدهاند. آيا مدعيالعموم با اختيارات ويژهاي كه دارا هستند براي رسيدگي و پيگيري از حق ضايع شدهي مردم كه به سبب تخطي و زيادهخواهيهاي عدهاي محدود انجام شده و در حال خاص كه مدعيالعموم در جهتي كه به نفع مردم و استرداد حقوق مردم ميباشد حركت مي كند چون به ضرر ديگران است، خلاف قانون عمل ميكند؟!
اما متاسفانه هيچ خلافكار و مجرمي حد تقصير خود را قبول نميكند و گردن به تيغ تيز قانون نميسپارد. قاطعيت و اجراي عدالت توسط قاضي محترم سبب احياي قوانين اسلامي، ايجاد فضاي سالم و مطبوع و بالا بردن اعتماد مردم به نظام حكومتي جمهوري اسلامي و دولت محبوب و برخاسته از متن مردم ميباشد.
در نظام حقوقي و اسلامي قانون، با تعريف از آزاديها و حقوق افراد، تعيين حدود و بایدها و نبايدها و كيفر دادن كساني كه از آن حدود پا را فراتر گذاشتهاند، امنيت اجتماعي و فردي را پاسباني ميكند. اجراي قانون حمايت از فرد و جامعه در برابر قانونشكنان و خاطيان ميباشد.
لذا مردم گراش در جهت كسب حقوق از دست رفته و ضايع شدهي خويش و برخورداري از امنيت اجتماعي و التيام دردها و فشارهاي روحي و رواني مستقيم و غيرمستقيم كه خانواده ها را تحت فشار قرار داده است همچنان اصرار داريم تا با فضاي تعاملي و سازنده و همكاري با بازپرس محترم پرونده جناب آقاي محسن رستگار، از حق و حقوق ما مردم دفاع ميكند، در روند اصولي پرونده و قانوني آن خللي ايجاد نكنند.
آگاهان و مسئولين خدمتگزار و وظيفه شناس بنابر تعهدات شغلي و اخلاقي خود عمل كنند و از ايجاد فضاي تفرقهافكنانه يا بحث و گفتارهاي توهينآميز و غيراخلاقي در مجالس و جلسات و يا جرايد و روزنامهها جلوگيري به عمل آيد. هرگونه توهين به بازپرس محترم پرونده كه مدعيالعموم و منصوب از سوي رياست محترم قوهي قضائيه ميباشد به مراتب توهين به نظام و دستگاههاي حكومتي و قضايي كشور و در آخر توهين به مردم است. تا به حال از زبان مقصرين و مسببين و مرتكبين و عاملين جرم كلاهبرداري در گراش نوشتيد، آنها كه خود در اين واقعه به نحوي دست داشتهاند. آيا روزنامه صحبت نو هدف زيبا و بهتري را دنبال نمي كند؟!
مثلا همدردي با مردم به جاي پرگويي و لاف؟ آيا به دنبال موقعيت و جايي مردمي و پايگاهي مردمي براي خود نميباشد؟ آيا حاضريد براي يك بار هم از مردم و خواستههاي مردم براي مقصرين فاجعهي دردناك كلاهبرداري و فشارهاي غالب روحي و رواني و اقتصادي آن و ناامني اجتماعي آن بنويسيد؟ چنان چه در شروع فاجعه مسئولين و عاملين امر خود را مبري و يا بيخبر از موضوع تلقي كردند. حال بعد از قريب يك سال تلاش مستمر و آگاهانه قاضي محترم و كارشناسي مجربانه و اصولي پرونده همه چيز آشكار و بررسي شده است ولي همچنان لافهاي گزاف و ادعاهايي واهي و موهوم بيان ميشود. اما والشرط و الانصاف غيرت را به خرج داده و در جهت عدالت و امنيت اجتماعي و عمومي شهر گام برداريد، نه در جهت حفظ مقام و منفعت شخصي، از فضاي رسانهاي در جهت غيرقانوني و ايجاد تفرقه استفاده نكرده و با گفتارها و بحثهاي هنجارشكن فضاي تعامل سازنده و اصولي را براي پيشرفت و پيگيري روند قانوني پرونده خراب نسازيد.