شعر به گویش جمسی جناحی ازحاج احمد درود / از وبلاگ عنایت الله نامور

ا دفه خیلی عجیبن اگه ببرم جن ا دور

 از فراق صنم چهره گل سیما حور

 پار تابه امکه که نکنم بش از اچش و کسی

 رز عید و رز جشن ام نشم از خونه ا دور

 تابه مشکه و چشی زیر پلی امکه و تی

 عقلم اش واسه و روح از بدنم اشکه ا دور

 تام اشدی که سراسیمه و بیهوش بدم

 مخرور  اشکه بچ خنخی و اشگت ته چرا اش

 امگت ای ماهرخ خوروش سیم بدن

 ساعتی اذن ام آده تا وسیم ته حضور

 اشگت ای بله نادون. ته اشه از دم کارت

 مده دلو کسی که لگد کوب و گرفتار توی بده چن مور

 اشگت ای هرزه نادون مگر دازدم مم

 ام که مهر ته مدل نن نه و صلح و نه روز

مشهد چه قشنگ است ولی نیست گراشم / شعری از ابراهیم مهرابی

 

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

   این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست

این شهرک نو این وطن و دانش و صنعت

هـرگـز به دلــاویزی آن شـــهر کهن نیست

من عاشـــق آن خــاک پر از نخل بلنــدم

هرچــند که بسیار در آن دانش و فن نیست

در مشــهد و یزد و قم و کاشـان و لرستان

خوب است ولی بودن بی رنج و محن نیست

در بابل و گرگان و خراسان و بروجرد

دشتی است ولی بهر دل من چو دمن نیست

در پیـــکر گــل های دلــاویز گراشــی

عطری است که در نافه آهوی ختن نیسـت

آوارگی و خانه بدوشی چه بلایـیـسـت

دردیست که همتاش در این دیر کهن نیست

آواره ام و خســته و سرگشته و حیران

هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست

من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ

در شهر غریبی که در آن فهم سخن نیست

هرکس که زند طعنه به همشهری خوبم

بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن  نیست

مشهد چه قشنگ است ولی نیست گراشم

والله به دلاویـزی آن شهــر کهن نیســت

این تپـه بلند است ولی نیست کلاتم

اینجا که شهادتگه هفتاد و دو تن نیست

این شهر عظیم است ولی شهر غریبی است

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست

هرچند که سرسبز بود دامنه شهر

چون دامن بام مرکش چین و شکن نیست

هفت حوض و کلات و طرق و طرقبه زیبا

امـا به صفـای کنر پیـر و کهـن  نیست

سنگ است همه کوچه و دیوار بلندش

کاه و گل  دیـوار خدا هیـچ خـفـن نیست

هیچ البالو و سیب و هلو و شله نذری

چون دمبازک و تاس زک بی بی ختن نیست

صد شهرت و آوازه در این شهر فراوان

والله چو فراموشی ابناء وطن نیست

ششلیک فراوان سر هر کوچه مشهد

لیتک طلبم گرچه در آلمان و عدن نیست

آن سنت دیرینه و ان صدق گرشی

رسمی است که در روسیه و چین و یمن نیست

زاوین و قره سو اگه چون الخ بهشتن

اما چون چکچک تکش اهوی ختن نیست

هرچند که محصور شده با دو سه تا کوه

شهری است که در قیمت آن هیچ ثمن نیست

در مشهد اگر جسم رضا خاک مکان شد

روحش به گراش است گرش جسم وبدن نیست

 

 

 

 

 

 

ای مردم دیندار و وفادار گراشی

چون شهر شما خوب در این دیر و وطن نیست

شهرم که شده مامن گلهای بهاری

دانید که بستان همه بی خار و لجن نیست

روزی اگرش جبه چوپان به خطا رفت

باشید که دایم همه شیطان و شطن نیست

دیروز پر از گل شده بود و همه بلبل

سالاری دلها همه با زاغ و زغن نیست

چون بال پرستوی دل ما بشکستند

کاریم بجز عشق نوازی به چمن نیست

کو کاه گل و رایحه کوچه خاکی

دیوار وجودم بجز آن کاه و کمن نیست

گر در حرم امن رضا بال کشیدم

من مقبره ام هیچ کجا مثل وطن نیست

آنگه که زمان سفر آخرتم شد

جز قرب خدا آرزویم هیچ عدن نیست

محراب دلم طاق ز هجرت بگرفتست

در طاق دلم مهر بجز مهر وطن نیست

    این قصیده به اقتفای شعری از  دکتر خسرو فرشیدورد سروده شده است

ادامه نوشته

خاطرات آینده وبلاگ سعید رایگان / دنیای مجازی

khaterateayandeh.blogfa.com

خاطرات آینده وبلاگ سعید رایگان است. «همیشه از اولین‌ها هراسانم/ اولین‌ها خاطرات گذشته‌ام را ربودند/ و این است اولین شروع خاطرات آینده‌ام...» با این یادداشت در اردیبهشت 1387 وبلاگ خاطرات آینده آغار شده‌است و اکنون در یک سالگی خود قرار دارد. نویسنده نوشته‌های خود را با عنوان night silence شماره‌گذاری می‌کند. در چهل و سومین یادداشت این وبلاگ می‌خوانیم: « حالا دیگر نبودنت/ یعنی کسی/ بودن خود را/ در زمین عزادار است.../ تولدت مبارک ، حتی اگر نیستی!» نویسنده فرم خاصی بین شعرهای کوتاه و طرح را برای نوشتن انتخاب کرده‌است. ثابت بودن شکل نوشته‌ها باعث شده خواننده تکلیف خود را با این وبلاگ بداند. تنها 44 در طول یک سال نشان می‌دهند که نویسنده در انتخاب آنچه می‌گوید دقت زیادی داشته است. وبلاگ خاطرات آینده این‌ روزها قالب ساده‌ای دارد. رنگ خاکستری صفحه به نوشته‌های دلگیر وبلاگ همخوان است. نوشته‌هایی که با کمی دقت و مطالعه بیشتر می‌تواند شعرهایی فراموش‌نشدنی شود. یکی از خواندنی‌ترین پست‌های این وبلاگ را ببنید:

یادم باشد

در آینه

رفتنت را نگاه کنم

که می‌آیی...

دوبیتی های صحرایی از صادق رحمانی / شعر

درخت کنار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 کنار زیارت

نشسته بر سر راهم کناری

نوشته برتن آن یادگاری

به یاد گلنساء افتادم آنجا

زیارت کردم و آمد سواری

 صادق رحمانی گراشی

ادامه دوبیتی های صحرایی 

 

عرضه چاپ سوم "در این شب آهسته" در نمایشگاه کتاب
 
 

   
 

فرهنگی: چاپ سوم مجموعه شعر در این شب آهسته که حاصل فعالیت های بیست سال اخیر صادق رحمانی است، به نمايشگاه كتاب مي رسد.

صادق رحمانی، شاعر، به خبرنگار شبستان گفت: مجموعه ای از اشعار من که در حدفاصل سال هاي 64 تا 86 سروده شده به تازگي به چاپ سوم رسیده است.

رحمانی افزود: این مجموعه شعر که چاپ اول آن در سال 86 توسط نشر توسعه کتاب ایران به بازار عرضه شد در قالب هاي غزل، قصیده، شعر نو و نیمایی سروده شده است.

وي در پایان خاطرنشان كرد: مضمون اشعار این مجموعه اجتماعی، طبیعت و دفاع مقدس است که در نمايشگاه كتاب تهران عرضه مي شود.

پایان پیام/

صادق رحمانی: بسیاری از سنت ها، تبدیل پذیر نیستند

  

 

 

 

 

صادق رحمانی: بسیاری از سنت ها، تبدیل پذیر نیستند

 

 

فرهنگی: در ورود به مسایل دینی، دقیقه ای است که شاعران و هنرمندان باید بدانند که بسیاری سنت ها، تبدیل پذیر نیستند.

 

صادق رحمانی گراشی

 

  

نقد رباعی‌های نیمایی "صادق رحمانی" در حوزه هنری  
فرهنگی: رباعی های نیمایی صادق رحمانی در تالار اندیشه مورد نقد و بررسی قرار میگیرند.
 

 

  

صادق رحمانی: رسانه می تواند افکار قدسی و معرفتی را ترویج دهد  
فرهنگی: می توان با استفاده به جا از ظرفیت های رسانه ای در راستای ترویج افکار قدسی و معرفتی، حرکت کرد.

 

 

 

صادق رحمانی گراشی

 

  

صادق رحمانی: شاخصه های فرهنگی انقلاب رشد داشته است  
فرهنگی: شاخصه های فرهنگی در سینما، ادبیات و کتاب نسبت به زمان انقلاب پیشرفت داشته است.
 

 

  

ادبیات در حوزه های علمیه/ صادق رحمانی: ادبیات حوزه از ادبیات معاصر ایران جدا نیست  
گروه ادب: صادق رحمانی گفت: ادبیات حوزه از ادبیات معاصر ایران جدا نیست. در حقیقت کسانیکه به کار ادبیات مشغولند فارغ از صنف و دسته شغلی شان به عنوان شاعر یا هنرمند مطرح هستند.

 

 

 

هفت سین صحبت نو /

در آستان بهاریم و باز  فرصت نو

بهار و شور شکفتن بهار و رحمت نو

 

  به پاس همدلی پاک و همزبانی ها

گرفته ایم   دگر باره  راه همت نو

 

گذشت سال شکوفایی و شکوفاییم

هنوز از نفس روشن عنایت نو

 

اگر چه رسم محبت نمی شود کهنه

بیا که تازه شویم از گل محبت نو

 

به آسمان پر از آفتاب عشق و امید

که نیست در سر ما جز هوای خدمت نو

 

جنوب بوی خدا می دهد به یکرنگی

پر از نماز و نیایش پر از حکایت نو

 

به هفت سین سعادت دعایمان این است :

صفای صبح  بهار و صفای صحبت نو

گویش گراشی در انار و بادگیر

صادق رحمانی گراشیجناب آقای رحمانی

کتاب زیبا و ارزشمند انار و بادگیر که لطف فرموده بودید بسیار مورد استفاده قرار گرفت. گویش های فارس با زبان پهلوی دوره ی ساسانی هم خانواده هستند و بعضی نکات مبهم این زبان را می توان به کمک گویش های امروزی روشن کرد. عده ای از محققین این گویش ها را مطالعه کرده اند، اما لغات و اصطلاحات و ساختار دستوری در بافت های طبیعی بهتر مفهوم می شوند و چه چیز طبیعی تر از ترانه ها و قصه ها. انار و بادگیر حاوی مقدار ترانه ی لطیف به گویش گراشی از شاخه های گویش لاری است که فارغ از لطافت شعری آن در بردارنده ی مقداری از لغات اصیل مناطق جنوبی ایران و بعضی تلفظ هایی است که در فارسی دری تحول یافته اند. مثلا کلمه ی پُس به معنی پسر که با تلفظ پهلوی این کلمه یکسان است یا شمبِد Sambed به معنی شنبه که همان شنبد (یا شنبذ ) متون اولیه ی فارسی است، یا تِک tek به معنی ته که در متون فارسی به صورت تَک به کار رفته است. ای کاش در چاپ بعدی مقداری بر این اشعار می افزودید تا تعداد بیشتری از واژه ها و ساخت های دستوری گویش گراشی را در بر داشته باشند. این کتاب برای بنده به عنوان یک زبان شناس، نکته های فراوان دارد. یقین دارم متخصصان فولکور نیز از آن بهره خواهند برد.

توفیق روزافزونتان را خواهانم.

علی اشرف صادقی

15/.4/87

صادق رحمانی به سیمرغ  رسید / شعر

 

خبرگزاري فارس: 30 شاعر پيشكسوت در بخش شعر انقلاب و 80 شاعر در بخش شعر امروز انقلاب اسلامي در سومين جشنواره بين‌المللي شعر فجر مورد تجليل قرار گرفتند.


به گزارش خبرنگار فارس، 30 شاعر به عنوان شاعران پيشكسوت عرصه شعر انقلاب در سومين جشنواره بين‌المللي شعر فجر مورد تجليل قرار گرفتند كه اسامي آنها به ترتيب حروف الفبا به شرح زير است:
حسين آهي، خسرو احتشامي، حسين اسرافيلي، ساعد باقري، عباسعلي باقري، محمدعلي بهمني، پرويز بيگي حبيب آبادي، مصطفي رحماندوست، محمدرضا سهرابي‌نژاد، بهمن صالحي، قادر طهماسبي، احمد عزيزي،‌عليرضا قزوه،‌محمود شاهرخي، مشفق كاشاني، عبدالجبار كاكايي، محمد جواد محبت، جواد محقق، محمدرضا محمدي نيكو، محمدعلي معلم دامغاني، بيوك ملكي، سيد علي موسوي گرمارودي، يوسفعلي ميرشكاك، سيمين‌دخت وحيدي، فاطمه راكعي، ضياءالدين ترابي، زكريا اخلاقي، حميد سبزواري، سهيل محمودي و محمدرضا عبدالملكيان.
فهرست اسامي برگزيدگان بخش عرصه شعر امروز انقلاب اسلامي نيز به شرح زير است:
جعفر ابراهيمي (شاهد)، بيژن ارژن ، محمدرضا اكرامي فر، صابر امامي، مرتضي ابراهيمي اسنفدقه، اسماعيل اميني، علي انساني، عباس براتي‌پور، راضيه بهرامي، سعيد بيابانكي، موسي بيدج، محمدرضا تركي، محمد حسين جعفريان، حبيب الله چاپچيان، عباس چشامي، سعيد حداديان، كاووس حسنعلي، ابوالقاسم حسيني، سارا حيدري، هادي خورشاهيان، محمود دستپيش، احد ده بزرگي، خليل ذكاوت، نرگس رجايي،  صادق رحمانيان، غلامرضا رحمدل شرف شاهي، محمدرضا رستم‌پور، عبدالرضا رضايي‌نيا، محمد رمضاني فرخاني، محمدرضا روزبه، ابوالفضل زروئي نصرآباد،‌مجيد زماني اصل، فاطمه سالاروند، سيد محمود سجادي، هادي سعيدي كياسري، محمدحسين سعيدي مهدوي، عبدالرحيم سعيدي راد، مريم سقلاطوني، محمود سنجري، افسانه شعبان نژاد، ضياء الدين شفيعي، حميدرضا شكارسري، غلامرضا شكوهي، رضا صفريان، كيومرث عباسي قصري، افشين علا، محمد كاظم عليپور، مصطفي عليپور، محمد جواد غفورزاده، ابوالفضل فاضل نظري، امير فخر موسوي، ناصر فيض، شكوه قاسم‌نيا، ايرج قنبري، محمدباقر كلاهي اهري، شيرينعلي گلمرادي ، عليمحمد مودب، مصطفي محدثي خراساني، محمدكاظمي مزيناني، شهرام مقدسي، هادي منوري، محمدرضا مهدي‌زاده، سيد عبدالجواد موسوي، سيد علي اكبر ميرافضلي، سعيدعلي ميرباذل، اكبر ميرجعفري، محمد سعيد ميرزايي، زهره نارنجي، پروانه نجاتي، مجيد نظافت، عرفان نظر آهاري، مرتضي نوربخش ، منصوره نيكوگفتار، حميد هنرجو، علي هوشمند، صديقه وسمقي،‌ قربان وليئي، بهروز ياسمي و سعيد يوسف‌نيا.

شاعران لارستان در شب شعر بهمن

فاطمه حاجی‌زاده: شاعران لارستان در شب‌شهر بهمن گردهم آمدند.

صادق رحمانی گراشیشب شعر بهمن به همت معاونت پرورشی مرکز آموزشی فرزانگان پانزدهم بهمن ماه در سالن ضمن خدمت لار برگزار شد. شاعران نامداری همچون، نوروزی، رحیمی نژاد، جهانگیری، زارع، رویینا از بین آقایان و خانم ها بهمنی و دستوری شمع های احساس این محفل را فروزان کردند.

موضوع این شب شعر، پیروزی انقلاب اسلامی بود و شاعران سروده های خودشان را با مظلومیت امام حسین و دهه عاشورا تلفیق کردند که بر زیبایی آثار آن افزوده شده بود.

سعیدی نژاد، معاون پرورشی این مرکز گفت: شعر زبانی ست گویا که احساسات را در قالب خود نگه می‌دارد و خیلی بهتر می‌تواند مفهوم حرف را برساند، بدین جهت ما برنامه شب شعر را به نمایشگاه‌ها ترجیح دادیم، باشد که قدمی در راستای گسترش شعر برداشته باشیم. این مرکز قصد دارد در آینده با برپا کردن شب شعرهای دیگر استعدادهای جوانان و نوجوانان خوش ذوق را شکوفا سازد.

معصومه بهمنی، تنها نماینده گراش در بین شعرای لار بود. او با دو سروده‌ی خود محفل را به سمت و سوی عاشورای حسینی کشاند که مورد توجه حضار قرار گرفت.

سی شماره صحبت نو، در سی امین سال انقلاب اسلامی /  صادق رحمانی

 

 

۱

 امسال مبارک است این صحبت نو

با شور حماسه همنشین صحبت نو

در سایه ی انفجار نور آمده است

سی سال قیام و سی امین صحبت نو

 

 ۲

شور و شر سازندگی ات کهنه مباد

حتی نفسی زندگی ات کهنه مباد

تازه ست هوای کهنگی از کلمات

ای صحبت نو تازگی ات کهنه مباد

 

 ۳

ای در ورق تو جلوه گر   آیت نو

هر صفحه ی تو تجلی فرصت نو

در خویش نگر که خویش را دریابی

ماییم و همین آینه ی صحبت نو

 

 ۴

در هر ورق تو آبرویی ست گرو

اندیشه کن از عاقبت فصل درو

از چشم زمانه هیچ زخمت مرساد

ای صحبت نو صحبت نو صحبت نو !

یک شعر تازه از یدالله رویائی / شعر

نیامده رفته

دیر ترین هائی از دور
کنار لحظه می افتند
بی که حالایم را آشفته کنند

آینده ها شمال اند
و رفته ها جنوب
حیران ِ حالایم
از بالا
حالای من سئوالی ست
در ادامه های
فرود

ادامه های عمودی :
درنگ
درنگِ ادامه
وقتی همیشه لحظه لحظۀ پیش است و بعد ِلحظه منم .

هفت رباعی نیمایی از صادق رحمانی درباره ی بارش برف در گراش / شعر

صحبت نو : بیست و ششم دی ماه، وقتی مردم گراش از خواب بیدار شدند، خاطره ی سال های دوری را به یاد آوردند. آن ها به وضوح دیدند که فرشتگان سپید بال برف بر ارتفاعات لانه کرده اند. بدین سبب موجی از شادی و سرور کودکان و بزرگ سالان را فرا گرفت. گراش به دلیل واقع شدن در منطقه ی گرم و خشک جغرافیایی، همواره دچار کم آبی و بی آبی است. این رویداد در نوع خود نادر و شگفت انگیز است. علاقه مندان به کوه و طبیعت، برای دیدار نزدیک با برف به کوه های اطراف شتافته اند تا  این نعمت خداوندی را برای دیگران به ارمغان بیاورند. صادق رحمانی هفت رباعی نیمایی را به مناسبت این رویداد کم نظیر سروده و به مردم گراش تقدیم کرده است.

برف بی سابقه در گراش

 

 

 

۱

ای برف تر  از برف ، صفا آوردی

در گوشه ی این کویر

                              هرچند که دیر

 

 برف بی سابقه در گراش

 

 

 

۲

یک شعر سپید بود

با جوهر برف

 شعری که خدا بر سر آن کوه سرود  

 

برف بی سابقه در گراش

 

 

 

۳

یک فوج فرشته عازم حج بودند

در کوه سیاه

                    راه را گم کردند !

 برف بی سابقه در گراش

 

 

 

۴

 

 

برفی شد و روی شانه ی کوه ...

                                             هما

ننشست به روی شانه ی شهر چرا ؟!

 

 برف بی سابقه در گراش

 

 

 

۵

بر کوه گراش برف ها آب شدند

ای شادی بسیار

                  کمی می ماندی !

 

 برف بی سابقه در گراش

 

 

 

۶

روباه به دنبال شکار خرگوش

شب

کاغذ برف خط خطی خواهد شد

 

 

برف بی سابقه در گراش

 

 

 

۷

از چشمه ی کوه 

                   آخرین

                         اشک

                                  افتاد

.....

پایان سفرنامه ی آدم برفی !

خیمه های ظهر عاشورا / غزلی از صادق رحمانی

gerash

 

 

 

 

 

 

 

کاش می گشتم فدای دست تو

تا نمی دیدم عزای دست تو

خیمه های ظهر عاشورا هنوز

تکیه دارد بر عصای دست تو

از درخت سبز باغ مصطفی

تا فتاده شاخه های دست تو

اشک می ریزد ز چشم اهل دل

در عزای غم فزای دست تو

گلشنی از لاله های زخم شد

ابتدا تا انتهای دست تو

یک چمن گل های سرخ نینوا

سبز می گردد به پای دست تو

 رود شد دریا شد اقیانوس شد

چشمه ای از ماجرای دست تو

می توان آن سوی اقیانوس رفت

تا خدا با ناخدای دست تو

در شگفتم از تو ای خون خدا

چیست آیا خونبهای دست تو؟

عزای عظما /  یک رباعی از بهمن طاهری

 

شد بار دگر عزای عظمای حسین (ع)

عالم همه سوگوار مولای حسین(ع)

شد آب خجل نبود در دشت بلا

جانم به فدای تشنه لبهای حسین(ع)

شعر آیینی شعر حماسه و حقیقت است / شعر

 صادق رحمانی

 خبر گزاری مهر : صادق رحمانی پژوهشگر و مدرس دانشگاه معتقد است که شعر دینی و مذهبی از دیرباز در ادبیات ایرانی حضوری مستمر داشته و حضور خود را در اشعار حماسی نشان داده است.

این شاعر و پژوهشگر ادبی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به حضور مستمر شعر آیینی در ادبیات ایران گفت: این روزها، اصطلاح شعر آیینی به جای شعر دینی و مذهبی به کار می رود که به نظر می رسد هر کدام تعریف خاص خود را داشته باشند. با این حال برای هیچکدام از این ژانرها حد و رسم منطقی و تعریف جامعی پیشنهاد نشده است. یعنی ما نمی دانیم حد و مرز شعر آیینی چیست و تعریف شعر دینی و مذهبی کدام است.

وی در این مورد ادامه داد: شعر دینی اگر از نگاه ادبی درونمایه‌ای در خود نداشته باشد به شعار تبدیل می‌شود. هر چند در خصوص ایجاد ارتباط، اینگونه شعرها توانسته اند راضی کننده باشند، اما شعر مذهبی باید علاوه بر ایجاد حس قدرتمند، سمت و سویی عقلانی نیز داشته باشد.

این مدرس دانشگاه گفت: علاوه بر اینکه باور دارم آثار ارزشمندی از ادبیات آیینی در طول این سالها عرضه شده است اما سخت معتقدم که شعر آیینی را باید باز تعریف کرد و با نگاهی نوتر و زبانی زلالتر و حسی قویتر شعر دینی گفت.

رحمانی افزود: دین همواره فریادگر حقیقت و عدالت بوده است و شاعران امروز باید با نگرش چند بعدی ضمن توجه به مسایل فنی شعریت با رویکردی دینی با حس و حماسه و حقیقت شعر آیینی بسرایند.

عقل و دل / نوحه ای به گویش گراشی

 

دِلُم   اُمگُتای   بُگه   مَچِه  مَچِه  مَچِه  اَبُم   عزادار

تِه  همه، دار  و ندارُمش  مچه مچه مچه   رِئدِ وفادار

****

اَدَنم وَ پَس نِذاش، جون دِلُم، مچه مچه یارِ علمدار

اَدَنم محضِ چِذَه، صبر و تَحمُّلُت، تَمون سرو سپیدار

****

عل اکبرِ خُمِش ، همدَمِ خُم ، مچه مچه اَبَم مئه بیمار

دِگَه اِز داغِ غَمُت ، چَشُم چودریا اَبهِ و همیشه بیدار

****

اَمَنِه  اِ ز لَئهِ  نو، رسولِ  حق فدا  بذای ، اَبم  گرفتار

اَدَنم کُشتَه اَبِش ، سِر اِز تَنُت جُدا اَبِه ، اَچِش سِرِ دار

****

اَگَه کُشتَه خُت بِبِش ، زینت دِگَه اِز کَف اَچِه ، اَبُم همه خوار

دِل و جُوم تَمو اَبِه ،  نای و رمق مِز تَن اَچِه ، اَبَم چو مُردار

****

یَک دِل اُمگتای مچه ، صددل  اگه  بُرِه بُرِه ، خُم اَم گرفتار

وَلِه  دین در  خطرِن ،  تَوه  چِذَه  بُرِه  بُرِه ،  خدا  نگهدار

****

دل و دین و عقل و هِشُم ، هَمَه یَکچی اُمگُتان ، بِبَش فداکار

تِه  عزیز ِ دِلُمُش  ، وَلِه  فدایِ  دین  بِبَش ،   خدا نگهدار

****

اَگَه تَای اِچِش بُرِه، یَواش یَواش ،یَواش بُرِه ، امیر و سردار

بِئی چَش بِکنی ، که حیدر وَسپاهِ حق بُذن ، لَئدُه جلودار

****

قَدوبالای تِه چُن ، یوسفِن و خدا خوشم ، بُذن خریدار

دِگَه  دیدارِ  مُئه  وَ تِه  و َقِیُومَت ،  اِرِئزِن آخرِ  دیدار                               

                                              حمزه مهرابی

                                               

 

دو شعر کوتاه از مصطفی کارگر

 

غزه

 باران می بارد

 زیر چترشان

 

 غزه

 بذر درد می پاشند

 با ضجه ی مادران آبیاری اش می کنند

 خون و حماسه

 پلک چشمان مان را

 در وضوی اشک می بوسند

نینوای غزه / سوگسرودی از سعید یوسف نیا

 سعید یوسف نیا

سال ، سال قلب های داغدار

سال زخم های بی شمار غزه است

فصل فصل سرد سینه های پر غم است

فصل تا همیشه زنده ی محرم است

ماه ماه ماتم است

****

ای شما که گریه های بی صدایتان

وسعت طنین ناله هایتان

از تبار زخمهای بدر

ازقبیله ی غریب اشکهای کربلاست

بر سر شما اگرچه دست های مهربان خاک نیست

تا هماره سایه ی یگانه خداست

سرزمین لاله خیز قلبهای ما

با شما و اشک های دردبارتان

آشناست

****

دشمن پلید و زشت

دشمن پلشت و غافل از حضور سرنوشت

با تمام بمب های آتشین خویش نیز

در برابر شما حقیر و خوار گشته است

مثل ابرهای مبهم سیاه

تار و مار گشته است

****

ای شما که سال های سال

در نبرد بی امان مرگ و زندگی

پا به پای عشق رفته اید و می روید

ای رهاتر از شهاب های سرخ بی نشان

ای فراتر از ستارگان آسمان

ما هم از تبار نینوای غزه ایم

آشنای زخم های کهنه و عمیقتان

آشنای کودکان بینوای غزه ایم

همصدای گریه های بی صدای غزه ایم

 1430 سوم محرم الحرام

سیاه می پوشم به نو شدن ماه / صادق رحمانی

 اندوه سرودی برای کودکان غزه  به

مهدی وفایی فرد

که فلسطین را دوست تر دارد

 

 

به شکل ستاره های خسته ؛ دست هایش

به رنگ سیب رسیده ؛ چشم هایش

تعبیر زخم های شکفته ی خواب من است در بیداری

 

به جست و جوی آینه ای دیگرند

ستاره های شهید از این شباهت بی مورد

 

هزار و چهارصد و سی امین حیرانی اش را می چرخد  ماه

پشت پلک های بسته ی پنجره ها

به نو شدن سیاهی بر آمده است گویی؛

چاقویی بر آواز پرندگان

 

 سیاه می پوشم به نو شدن ماه .