رضا. د  و غلامرضا. الف با قرار وثیقه دو ونیم میلیاردی و یک میلیاردی روانه ی زندان شدند

صحبت‌نو: به گفته ی یکی از آگاهان پرونده ی مالی گراش در حالی که علی حسنی با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد ، آقایان رضا. د  با قرار وثیقه دو ونیم میلیاردی و غلامرضا الف با قرار وثیقه  یک میلیاردی از جمله متهمان پرونده ی مالی گراش هستند که امروز شنبه سی ام آبان ماه  روانه ی زندان  شدند.

پیش از این گفته شده بود که :  بر اساس برخی گزارش‌ها حداقل چهار نفر از مرتبطین گراشی پرونده شرکت برگ سبز مطهر به دلیل عدم تامین وثیقه‌های سنگین در زندان به سر می‌بردند. چهار نفر از گراشی‌ها فعال در این پرونده از سوی مراجع رسیدگی کننده با قرارهای 30، 10 و یک میلیاردی روبه‌رو شده‌اند.  ـ ع.ح ـ ح.ف ـ ح.ح  و  ح.هـ  متهمانی هستند که برای انجام مراحل دادرسی در حال حاضر زیر نظر مقامات قضایی قرار دارند. برخی افراد دیگر نیز با تامین قرار وثیقه آزاد شده ‌‌اند. این در حالی است که متهم اصلی نیز در شیراز تحت بازجویی قرار دارد. متهم اصلی این پرونده در 19 خرداد ماه سال جاری سرانجام دستگیر شد.

از سوی دیگر برای حل مسائل مرتبط با این پرونده رایزنی و پیگیری‌هایی با شخصیت‌های حقوقی و قضایی در حال انجام است. 

دادستان لارستان در اطلاعیه شماره پنج خود که پس از دستگیری متهم اصلی منتشر شد. قول داده بود اطلاعات تکمیلی متعاقباً اعلام خواهد شد. دادستان لارستان  پیش از این  و در شهریور ماه هفتمین اطلاعیه خود را انتشار داد و مردم گراش همچنان منتظر اطلاع رسانی در این باره هستند.

روبوسی‌های حج مهمترین نگرانی ماست.

فرزانه استوار : آنفولانزای (یا همان آنفلوآنزای) خوکی، آنفولانزای نوع A، Swine Flu یا H1N1 Flu و یا هر اسم دیگری که برایش بگذاریم، بیماری نه‌چندان خطرناکی است؛ که البته برای افرادی با شرایط خاص می‌تواند خطرناک باشد و باعث عفونت‌های شدید ریوی، گوشی و سینوسی و حتی مرگ شود. این بیماری برای افراد زیر پنج سال و بالای شصت سال، خانم‌های باردار، افرادی که دچار بیماری‌های زمینه‌ای مانند بیماری‌های قلبی-عروقی و آسم هستند و در کل برای کسانی که سیستم ایمنی بدن‌شان به هر دلیلی نرمال نباشد، خطرناک است.

علائم بیماری شبیه به آنفولانزای معمولی (فصلی) است، البته کمی شدیدتر. قدرت بیماری‌زایی و تسری ویروس نیز از آنفولانزای معمولی بیشتر است. ویروس H1N1 از طریق هوا منتقل می‌شود، یعنی از طریق عطسه، ‌سرفه، تنفس و ترشحات دهان و بینی. نود ‌و ‌هشت درصد افرادی که دچار این بیماری می‌شوند نیاز به بستری شدن در مراکز درمانی ندارند و با استراحت در منزل و مصرف داروهای معمولی طی پنج تا هفت روز بهبود می‌یابند. اما دو درصد دیگر افرادی هستند که سیستم ایمنی بدن‌شان به هر دلیلی نرمال نیست و نیاز به بستری شدن در مراکز درمانی و مراقبت‌های ویژه دارند. این‌ها اطلاعاتی بودند که از دکتر مصطفی حسینی،‌ مسئول مرکز بهداشتی درمانی گراش گرفتیم.

به گفته‌ی دکتر حسینی این بیماری در حال حاضر در مرحله‌ی «پاندمیک» یعنی همه‌گیری جهانی قرار دارد و با توجه به این که فصل زمستان در راه است مطمئناً به گراش هم می‌رسد.

حالا از مسئول مرکز بهداشتی درمانی گراش این سوال را می‌پرسیم که اگر فردی با این علائم به شما مراجعه کرد، با او چه می‌کنید؟ «قرار است مرکزی برای نمونه‌گیری در لار تأسیس شود. فرد مشکوک باید برای نمونه‌گیری از ترشحات دهان و بینی به آنجا مراجعه کند. بعد این نمونه‌ها برای آزمایش به شیراز فرستاده می‌شود. جواب آزمایش مشخص می‌کند که فرد دچار این بیماری هست یا نه.»

به گفته‌ی دکتر حسینی افراد عادی نیازی به دارو ندارند و با استراحت بهبود می‌یابند ولی افرادی که بیماری برایشان پرخطر است، باید از داروهای ضد ویروس استفاده کنند. داروهای این بیماری نیز در حد نیاز در شهر موجود است.

این روزها بحث تعطیلی مدرسه‌ها به خاطر شیوع این بیماری بالا گرفته است. نظر دکتر حسینی در مورد تعطیلی مدارس این است: «ما تمام این‌ها را پیش‌بینی کرده‌ایم. اگر ده درصد دانش‌آموزان یک مدرسه مبتلا شوند، آن مدرسه تا ده روز باید تعطیل شود. پزشکان نیز این اجازه را دارند که اگر دانش‌آموزی علائم بیماری را داشت، به او یک هفته مرخصی دهند. برای آگاهی بیشتر دانش‌آموزان،‌ با مربیان بهداشت در مقطع ابتدایی و مدیران در مقاطع راهنمایی و دبیرستان جلسه‌ای برگزار کردیم و این بیماری را برای آن‌ها شرح داده‌ایم. برای آگاهی مردم هم چهل‌ و ‌پنج رابط بهداشتی از محله‌های مختلف، آموزش دیده‌اند و در مکان‌های مختلف مثل مساجد برای راهنمایی مردم حضور دارند. رابطین اجتماعی افراد عادی هستند که به صورت داوطلب در بعضی از روزها در درمانگاه در زمینه‌های مختلف آموزش می‌بینند. این افراد باید در اجتماعات مردم حاضر شوند و به آن‌ها اطلاعات لازم را بدهند.»

دکتر در پاسخ به سوال من که از او پرسیدم «اگر یکی از اعضای خانواده دچار این بیماری شد با او چه کنیم؟» گفت: «فرد مبتلا باید تا بهبودی کامل در اتاقی قرنطینه باشد. پنجره‌های اتاق را باز بگذارید تا هوا جریان داشته باشد. تا حد ممکن فقط یکی از اعضای خانواده برای مراقبت از آن فرد وارد اتاق‌اش شود. بهتر است بیمار تلفنی با دیگران در ارتباط باشد تا حضوری. فردی که از بیمار مراقبت می‌کند حتماً از ماسک استفاده کند و زیاد به بیمار نزدیک نشود. در صورتی که علائم بیمار تغییر کند باید سریع او را به مرکز درمانی برسانند. لیوان و دیگر وسایل شخصی بیمار حتما باید جدا از دیگران باشد. چون این ویروس حدود بیست ‌و ‌چهار ساعت در محیط زنده می‌ماند، باید برای ضد عفونی کردن جاهایی که استفاده از آن با بیمار مشترک است، مثل حمام، دستشویی، سطح میز و دستگیره‌ی در، از الکل یا وایتکس رقیق استفاده کرد.»

دکتر آخرین سوال من را که پرسیدم «چه کنیم تا به این بیماری دچار نشویم؟» این‌طور پاسخ داد: «رعایت بهداشت فردی،‌ شستن مکرر دست‌ها به مدت بیست ثانیه با آب و صابون،‌ استفاده از ماسک، البته از این ماسک‌های معمولی بیشتر از یک ساعت نمی‌شود استفاده کرد چون مرطوب می‌شوند و ویروس را به خود جذب می‌کنند. اگر به توصیه‌های دکتر عاطفه می‌رسیدی که شب‌ها از خبر ساعت بیست‌ و ‌یک پخش می‌شود گوش کنید، به این بیماری دچار نمی‌شوید.»

نگرانی دکتر حسینی این بود که چون این بیماری خیلی سریع انتقال می‌یابد ممکن است در صورتی که تعداد افراد مبتلا زیاد شود، نیروهای درمانی هم به آن دچار شوند یا تخت‌های بیمارستان پر شود و با کمبود نیروی  درمانی مواجه شویم. نگرانی دیگر این است که چون مراسم حج تمتع امسال در فصل زمستان قرار دارد، احتمال این که افرادی که از حج برمی‌گردند دچار این بیماری باشند بسیار زیاد است.

و در پایان دکتر گفت: «در کل چون این بیماری ویروسی است، زیاد نمی‌توان از قبل درموردش صحبت کرد. باید بیاید تا ببینیم چه می‌شود. ما تا حد ممکن آمادگی برای مقابله با آن را داریم.»

بعد از دکتر حسینی به اداره آموزش ‌و ‌پرورش رفتیم. اتاق فرامرز دهنوی،‌ کارشناس بهداشت مدارس. گاهی لابه‌لای تلفن‌ها و مراجعه‌کننده‌ها ما هم مجالی برای سوال پرسیدن پیدا می‌کردیم. فرامرز دهنوی که آخرین روز‌های خدمت‌اش در این سمت را می‌گذراند، از جلساتی می‌گوید که در شیراز و لار برای کارشناسان بهداشت مدارس برای توجیه در مورد آنفولانزای خوکی گذاشته شده و همچنین جلسه‌ای که در اداره‌ی آموزش‌ و ‌پرورش گراش برای مدیران و مربیان بهداشت مدارس با هدف تجهیز اتاق بهداشت مدارس برگزار شده‌ است. به گفته‌ی او قرار است اتاق بهداشت مدارس تجهیز شود؛ یعنی یک اتاق ایزوله در هر مدرسه که تخت برای این اتاق از آموزش ‌و ‌پرورش به مدارس داده شود، تا اگر به دانش‌آموزی مشکوک بودند، تا انتقال او به مراکز بهداشتی، در آن‌جا بماند. از دیگر کارهای انجام شده برای جلوگیری از شیوع این بیماری، معرفی فروشگاه‌های تعاونی مطمئن برای تأمین مایع دستشویی مناسب برای مدارس و تهیه‌ی بروشور برای آگاهی مسئولین مدارس است. به گفته‌ی او اگر حدود پانزده درصد دانش‌آموزان یک مدرسه مبتلا شوند، آن مدرسه تعطیل خواهد شد. قرار است در سال تحصیلی جدید، امیری‌نیا، رئیس اداره تربیت بدنی گراش، کارشناس بهداشت مدارس شود.

از ابتدای گفت‌و‌گو اصرار داشت که نوشته‌هایمان ایجاد وحشت نکند. شما نگران نباشید زیاد خطرناک نیست. ما هم سعی می‌کنیم وحشتناک ننویسیم. در ضمن تا تاریخ بیست ‌و ‌نهم شهریور به گفته‌ی دکتر حسینی کسی در گراش به این بیماری مبتلا نشده است.

هر چند یکی از پزشکان محلی در گفتگو با صحبت‌نو اعلام کرد در لارستان تاکنون دو نفر به این بیمار مبتلا شده‌اند.

 

دکتر امیر حمزه  مهرابی  در بستر بیماری است

صحبت نو : شنیدیم برادر امیر حمزه ی مهرابی به دلیل ناراحتی قلبی در بیمارستان قم بستری شده است برای سلامتی این همشهری گرامی آرزوی سلامت داریم. دکتر مهرابی از آغاز فعالیت نشریه صحبت نو تا اکنون با ما همراه و همدل بوده اند. برای یادآوری یکی از نوشته های او را با افتخار باز چاپ می کنیم.

حاشیه ای برصحبت نو شماره نوزده  به قلم  دکتر امیر حمزه مهرابی

به نام خالق زیبایی ها

صادق جان دستمریزاد

همواره غالب قسمت های هر شماره نشریه را با دلم می خواندم ، اما گلبرگ نوزدهم صحبت نو را دلم خودش خواند (آن هم همه اش را ) به طوریکه در اوج اشتغال علمی  و دلمشغولی های فکری و تراکم برنامه های ریز و درشت کاری که بینشان جای سوزن انداختن نبود ، این ویژه نامه،  راه خودش را باز کرد و مرا با خود به کوچه باغ های دیار خاطره برد .

گفتگوی نو» این هفته با دکتر محمود جعفری و اطلاع از وجود چنین سرمایه های ارزشمندی مرا تا بلندای بام افتخار و غرور برد .

-توصیف زیبا ، شیوا و عاشقانه مهدی وفایی فرد از لحظه دیدار با مولا و مقتدایمان ، دیدگانم را تر کرد. ( مهدی عزیز بیشتر بخوان و بنویس که دستت رو شد و نشان دادی که استعدادش را داری )

-خبر رفتن برادر فرهیخته خسرو حسن زاده از شورای شهر غصه دارم ساخت و جایگزینیش را با برادر دلسوز و فرهنگی دیگر ، برایم التیام بخش بود .

-  از سادگی و طعم لذیذ آش شلمه قلمکار عزیز(هشت روز هفته)  لذت بردم .

 - پرتو افشانی های بذرافشان به کوچه های تاریک تاریخ برایم مثمر ثمر بود.

-  با «هیمه » تان دلم گُر گرفت و فیلش هوای «همساده» کرد .

-   از صفحه آرایی حرفه ای و رو به رشدش  به وجد آمدم و از انبوه تبلیغاتتان «تب» کردم .

 - طرح مشکلات شهری و باز طرح آن در قالب پاسخ شهردار محترم به فال نیک گرفتم .

- طَبَق تقدیمی اخلاصِ پزشکیِ دوست عزیزم دکتر ایزدی به همشهریان،  ستودنی است .

-  کالبد شکافی بافت شهر مان  از سوی مهندسی جوان،  شروع نگرشی علمی به مشکلات را نوید می دهد .

- هنرنمایی مصطفی در هر پلان جانم را صفا می دهد .

- زمزمه محبت درس های  ناصری امثال منِ گریز پای را به محضرخویش فرا می خواند .

- سر انگشتان ناپیدا و هنرمندانه خواجه پور ، در همه ی تاروپود این نفیسه ، اظهر من الشمس است

 - ای کاش خستگی ناپذیری شما در حفظ و نشر فرهنگ منطقه بیش از این پذیرا بودیم و  از آن پذیرایی می کردیم .

بپایید هدفمند باشید ، به روز مرگی نیفتید ، به اختلافات دامن نزنید و با نام گذشته و به هدف آسیب شناسی ، به ترویج ناصوابی ها نپردازید .

قم- امیر حمزه مهرابی

مرتضوی جانشین اسماعیلی در حوزه شد

گراش من- حجت عابدي: حجت الاسلام مرتضوي جانشین حجت‌الاسلام ابوالفضل اسماعیلی در حوزه علمیه باقرالعلوم(ع) گراش شد.

در مراسم تودیع و معارفه جانشين و معاون اول حوزه علميه باقرالعلوم (ع) گراش در سالن اجتماعات حوزه،حجت الاسلام والمسلمين سيد جواد معصومي گفت: حوزه‌های علمیه و به ویژه روحانیت رسالت خطیری در حراست از عقاید حقه مسلمانان دارند. وي در بحث تبليغ دين گفت بهترين و شايسته‌ترين كار در نزد خداوند تبليغ و ارشاد در راه دين و اسلام است وي از چهره اسماعيلي مدير حوزه به عنوان فرد موفق در امر تبليغ دين و جذب طلبه و پرورش طلاب ياد كرد

اسماعيلي مدير حوزه علميه گراش نیز بالاترين و بيشترين نعمت را نزد خدا تبليغ دين و يكي از خصوصيات طلبه و روحاني تواضع و مردمي بودن او دانست. حلاجي امام جمعه گراش در ادامه با قدرداني از تلاش‌های حجت الاسلام اسماعيلي مدیر حوزه علمیه گراش، حجت الاسلام مرتضوي را به عنوان جانشين و معاون اول این مرکز علوم اسلامی معرفی کرد.

کیفیت پایین آب سد سلمان به دلیل کمبود بارش است

حجت عابدي: الماسی رییس اداره آبفا جای خود را به محمدصادق جباری سپرد.

مراسم توديع و معارفه الماسي رئيس قديم و جباري رئيس جديد اداره ابفا گراش با حضور مهندس سیف‌اله انصاري فرد رئيس هيئت مديره و مديرعامل شركت آبفا در سالن اجتماعات شهيد برزگران شهرداري گراش برگزار گرديد .

مهندس انصاري فرد رئيس هيئت مديره ومديرعامل شركت آبفا فارس در اين مراسم گفت: خشكسالي‌هاي پي‌درپي در استان فارس سبب تغييرات كمي و كيفي آب شرب شده است. وي خشكسالي‌هاي فارس را يكي از مهمترين چالش‌ها درخصوص منابع آب استان دانست و افزود با اين وجود ما در شهر گراش از تاسيسات آب‌رساني خوبي برخوردار هستيم. انصاري فرد تاسيسات آبي شهر گراش را به عنوان تاسيسات آبي استاندارد كشوري عنوان كرد و اظهار داشت با حضور وزير نيرو در منطقه و درخواست بخشدار گراش نسبت به سازماندهي طرح فاضلاب شهري گراش اين كار را دنبال مي‌كنيم. چون نمي‌توان از طريق اعتبارات استاني هزينه طرح را آماده كرد بايد از طريق ديگري اين اعتبار را جذب كنيم و ما پيگير اجرايي نمودن اين طرح مهم هستيم.

مدير عامل شركت آبفا فارس در مورد كيفيت آب سد سلمان فارسي به شهر گراش گفت: امسال سال اول آبگيري از سد سلمان فارسي بود و به دليل كمبود بارش باران آب سد از كيفيت بالايي برخوردار نبود كه اميدواريم با بارش باران كيفيت آب سد به نحو مطلوبي تغيير كند. مهندس انصاري فرد در بخشي ديگر از سخنان خود به اصل تغيير در نظام طبيعت اشاره و افزود اصل جابجايي اصل پذيرفته شده طبيعت است و مخلوقات آفرينش جلوه اين تغيير را در گردش فصل‌ها مشاهده و پذيرفته‌اند.

وي در ادامه تاكيد كرد اگر پذيرفته باشيم كه در هر مقام و پست بايد پاسخگو و آماده واگذاري آن باشيم تلاش صادقانه و بي‌ريا در انجام صحيح و اصولي وظايف از مولفه‌هاي موثر در ساختار تفكرات ما خواهد بود. وي فعاليت‌هاي مهندس الماسي را تاثيرگذار و راهبردي خواند و براي جباري رئيس جديد آرزوي توفيق نمود.

مهروري بخشدار گراش ضمن گراميداشت هفته دفاع مقدس از خدمات وزارت نيرو و عملكرد اين وزارتخانه از بعد انقلاب تقدير و به ايراد سخن پرداخت وي منابع آبي كشور را به عنوان منابع آبي پيشتاز ياد كرد و افزود با تغييراتي كه بعد از انقلاب در منابع تجهيزات و دانش در كار توليد و توزيع آب به وجود آمده بسياري از مشكلات در اين راه برطرف شده و با ورود كادر فني امور به شكل علمي پيش مي رود.

الماسي رئيس پیشین اداره آبفا گراش بهينه‌سازي ايستگاه پمپاژ از نظر فني و تهجيزات استاندارد، اصلاح و توسعه شبكه آب‌شهر ، ساخت مخزن ده هزار متر مكعبي، خريد ماشين آلات و توسعه ناوگان موتري اداره ، نوسازي شبكه‌هاي آبي و جذب و افزايش سه هزار و دويست اشتراك جديد از سال 83 تاكنون از مهم‌ترين اقدامات اداره آبفا در دوره مديريت خود عنوان کرد .

در پايان اين مراسم جباري ، به عنوان رئيس جديد آبفا گراش معرفي و با اهداي لوح تقدير از خدمات مهندس الماسي رئيس سابق اين اداره قدرداني شد .

دو کتابخانه عمومی می‌خواهیم


حبیبه بخشی: مهدی آیینه‌افروز دبیر انجمن کتابخانه عمومی می‌گوید: در سال ۱۳۴۸ حاج زین‌العابدین محبی بنا به وصیت پدرش، کتابخانه‌ای مقابل شیخ عبدالله به متراژ ۱۵۰ متر مربع ساخت ، و در سال ۱۳۷۸ با درخواست وزارت ارشاد یک انباری و دو سرویس بهداشتی به آن اضافه شد و تعمیرات جزیی در کتابخانه صورت گرفت. در این مدت چهل سال ساختمان به علت این که بر روی قبرستان قدیمی ساخته شده بود نشست کرد و ترک خوردگی بیشتری در ساختمان به وجود آورد که امکان تخریب داشت. با وجود مکاتباتی که بین اداره‌ی ارشاد و نهاد کتابخانه در جهت تعمیر ساختمان کتابخانه انجام شد، ولی انجمن کتابخانه قبول نکرد به دلیل این که ساختمان باید از نو بنا می‌شد.

از طرفی دیگر، زمینی به وسعت ۴۸۰۰ متر واقع در خیابان گلزار شهدا توسط دکتر محبی و نماینده‌ی ایشان حاج اسدالله فانی لاری جهت ساخت کتابخانه جدید به نام اداره‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی از زمین شهری در سال ۱۳۷۴ تحویل گرفته شد. ساخت ساختمان جدید را هم خود آقای محبی متقبل شدند ولی به دلیل اینکه پروژه ورزشگاه شروع به کار کرد، ساخت کتابخانه به تاخیر افتاد.

اکنون دو قطعه زمین در اختیار کتابخانه عمومی است: محل ساختمان تخریب‌شده‌ی قدیمی و زمین واقع در خیابان گلزار شهدا. با هماهنگی‌هایی که توسط دکتر فتحی رئیس شورا و صلاحی عضو شورا صورت گرفته، قرار است دکتر محبی ساخت کتابخانه‌ی عمومی را در مکان قبلی کتابخانه متقبل شوند. زمین واقع در خیابان گلزار شهدا نیز به عنوان طرح نیمه‌تمام و تکمیل پروژه ساخت کتابخانه عمومی طی نامه‌نگاری‌ها با استانداری و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی جدید به دولت معرفی گردیده است و این پروژه هم تحت بررسی است.

آینه‌افروز افزود: امیدواریم که شهر گراش هر چه زودتر صاحب دو کتابخانه عمومی در دو نقطه از شهر به صورت هم‌زمان گردد. مکاتباتی نیز با بخشداری گراش و فرمانداری لارستان و نماینده ی محترم مردم لارستان صورت گرفته است که در همین جا خواهشمندیم مسئولین مربوطه در ساخت کتابخانه عمومی هر چه سریع‌تر اقدام نمایند.

صحبت ما

شماره آینده صحبت نو وارد سومین سال انتشار خود خواهد شد. انتشار منظم صحبت‌نو و ارائه خوراکی فرهنگی به همشهریان حاصل تلاش گروهی اعضای پرشمار تحریریه صحبت‌نو و همراهی مدوام خوانندگان است. در شماره آینده نتایج نظرسنجی از خوانندگان صحبت‌نو را خواهید خواند. همچنین سعی می‌کنیم که تغییراتی را در طراحی صفحه‌های نشریه انجام دهیم. همچنان فرصت دارید که نظرتان خود را درباره صحبت‌نو برای ما بفرستید. توقع ما این است که شما مشارکت بیشتر در مطالب صحبت‌نو داشته باشید.

بعد از برگزاری کارگاه روزنامه‌نگاری در تابستان امسال، بیشتر نویسندگان صحبت‌نو وبلاگ‌های خود را در اینترنت فعال کرده‌اند. وبلاگ‌ها در کنار تمرینی برای نوشتن و بیان دغدغه‌های خصوصی، امکانی برای این است که مطالب منتشر نشده در نشریه در اختیار مخاطبان قرار دهد.

دبیران عزیزان معمولاً اولین کسانی هستند که با دانش‌آموزان با استعداد روبه‌رو می‌شوند. از دبیران تقاضا داریم دانش‌آموزانی که فکر می‌کنند دارای قلم خوب و دید مناسب هستند را معرفی کنند. یکی از هدف‌های اولیه صحبت‌نو فراهم کردم فرصتی برای آغاز کار نسل آینده نویسندگان گراشی است. بسیاری از اعضای تحریریه کار نوشتن را سنین نوجوانی در صحبت‌‌نو آغاز کرده‌اند و مطمئناً در آینده بیشتر از آن‌ها خواهید شنید.

از این شماره برای تشویق نویسندگان و ارائه الگوی نوشتاری یک مطلب به انتخاب سردبیر به عنوان مطلب برگزیده انتخاب می‌شود. این مطلب جایزه بیست هزار تومانی «به انتخاب سردبیر» را دریافت خواهد کرد. و در این ستون معرفی می‌شود. سوژه جذاب، پرداخت مناسب و استاندارد، تلاش و پیگیری در تهیه مطلب و راه‌یافتن به تیترهای صفحه اول معیارهای سردبیر در انتخاب خود است.

در شماره 42، گزارش آنفلونزای خوکی از «فرزانه استوار» و در شماره 41، «دختر چهار وجبی» نوشته «فاطمه حاجی‌زاده» و «شناسنامه‌اش می‌گوید او فرزند ما است» نوشته «فاطمه و راضیه یوسفی» به انتخاب سردبیر جایزه بیست‌هزار تومانی را دریافت می‌کند.

دوست همیشگی میرشکار، برکه‌ها و نخل‌ها

زین‌العابدین مهرابی : حاج عبدالله مهرابی سنی بیش از هشتاد و هشت سال دارد، پای صحبت او درباره‌ی زندگی و فرهنگ مردم و شیوه زندگی و کسب درآمد در زمان قدیم نشستیم.


حاج عبدالله فرزند حسن است. حسن در جوانی بینایی خود را از دست می دهد ولی به نقل‌ دارای شنوایی بسیار قوی بود‌ه‌است که حتی یک‌بار از طریق گوش خود توانسته بود محل لانه زنبورعسل را در منطقه‌ایی که عبور می‌کرده پیدا کند. این حسن نیز فرزند محراب است که این هم خود حکایتی دارد.

حاج عبدالله می‌گوید که در جوانی به خاطر شرایط بد اقتصادی کشور و وجود جنگ جهانی دوم و قحطی که در منطقه بود زحمات زیادی کشیده. در گذشته شغل او به فراخور فصل و شرایط تغییر می‌کرده، در فصل زراعت بیشتر وقت خود را صرف کار زراعت و در موقعیت دیگر به باروت سازی، هرس نخل، کاشت نخل،
بنایی، برکه‌سازی و از همه مهمتر چاروداری (حمل کالا با قافله). هروقت باب صحبت را با حاج عبدالله باز کنی امکان ندارد از خاطرات شیرین خود از دوران چاروداری و قافله‌های بزرگی که از گراش به راه می‌افتاد صحبتی به میان نیاورد. حاج عبدالله مدام از دوستی یاد می‌کند که و خاطرات شیرینی از او دارد و هر از چند جمله‌ایی از مردانگی، غیرت، پاکی، مدیریت عالی و بزرگ منشی این دوست دوران جوانی‌اش یاد می‌کند این شخص کسی نیست جزء حاج عوض استوار معروف به مشکال (میرشکار).

حکایت‌های میرشکار

بیاد دارد که کمتر قافله‌ایی بود که توسط میرشکار به راه بیافتد و او در کنار میرشکار نباشد. البته حاج عبدالله بیشتر به عنوان یک چارودار خبره پیشاپیش قافله حرکت می‌کرده و میرشکار و حدود پانزده نفر دیگر به عنوان تفنگچی وظیفه حفاظت و تامین قافله را بر عهده داشته‌اند. رهبر همه این گروه‌ها بر عهد شخص میر شکار بودهو او کارون‌سالار آنان بود. به طور قاطع این تفنگچی‌ها از بهترین تیراندازهای گراش و یا حتی منطقه بودند.

حاج عبدالله می‌گوید اگرتاجری اطلاع پیدا می‌کرد میر شکار قافله به راه انداخته آن قدر سفارش حمل بار به آن‌ها زیاد می‌شد که گاهی تعداد مال‌های حمل بار (خر و قاطر) به صد راس هم می‌رسید این هم به خاطر اطمینان از به سلامت رسیدن بار‌ها واموال از دست دزدان وراهزنان بود. بخصوص دزدان اطراف کوهای بیخه (لامرد و مهر) که بسیار خطرناک و بی‌رحم بودند. قافله بیشتر مسافرانی که به منطقه‌ی حوزه خلیج فارس می‌رفتند را همراه با بارشان از گراش به آنجا می‌برد. از سوی دیگر آن‌ها بارهایی را که توسط لنج‌ها به بندر چارک می‌رسید به گراش حمل می‌کردند. این کالاها بیشتر شامل برنج، شکر، پارچه، ادویه‌جات وگاهی هم وسایل منزل بود.

او در یکی از خاطرات خود می‌گوید که در یکی از سفرها میر شکار مرا خواست و گفت که به خاطر ناامن بودن منطقه شما جلوتر از قافله حرکت کن و اگر به چیزی مشکوک شدی با یک علامت بمن اعلام کن. در طول سفر یک لحظه که من حرکت می‌کردم به چیزی مشکوک شدم و میرشکار سریع خودش را با اسب خود به من رساند، با دوربین نگاه کرد متوجه شد که کل کوه در تسخیر راهزنان است. تعدادشان به حدود ۲۵ نفر می‌رسید و همه آن‌ها مسلح و ترک‌زبان بودند. سریع میر شکار به تفنگ‌چی‌ها دستور داد که در موضعی مستقر شوند و گفت که من با حاج عبدالله به سراغ سران راهزنان می‌رویم و همین کار را کردیم. ابتدا راهزنان به محض مشاهده ما شروع به تهدید کردند، ولی سران راهزنان از دور میرشکار را شناختند و در یک لحظه حساب کار خود را کرده و دستور سکوت و عدم تیراندازی دادند. بعد از مدتی به نوعی مذاکره، با دستور میرشکار چند راس میش کوهی را که شکار کرده بودیم به همراه با مقداری کال به آن‌ها دادیم. با این تدبیر میرشکار از جنگ و خون‌ریزی جلوگیری شد که این حرکت میر شکار شاید همان سمبل و نماد صلح طلبی و اخلاق مداری گراش و گراشی باشد. این کار نه از موضع ضعف بلکه دقیقاً از موضع قدرت و برتری تیراندازهای گراشی بود.حس انسان‌دوستی و ایمان این افراد به آن‌ها اجازه نمی‌داد که دست به خونریزی بزنند خوب شاید شرایط بد اقتصادی و فقر و قحطی و همچنین عدمرسیدگی دولت مرکزی به مردم منطقه این افراد را وادار به راهزنی کرده بود.

مهارت تیر اندازی این تفنگچی‌ها به حدی بود که در سراسر منطقه مشهور بود تا جایی که یک بار میرشکار باری را از چارک برای تاجری لاری برده بود که مسئول اداره امنیه (کلانتری وقت) که البته کاملاً از فعالیت و کار میرشکار شناخت داشت حالا یا از روی حسادت و یا به طور غیر مستقیم درخواست رشوه کرده بود. میر شکار زیر بار نرفته بود. در بین راه با کمین و گماشتن سربازان تحت امر در محل حرکت قافله در یک شب جمعه با تفنگچی‌های میر‌شکار درگیر می‌شوند. جالب است که امنیه‌های آن زمان دست کمی از راهزنان نداشتند. به هر حال درگیری سختی رخ داد ماه در آسمان نبود و دید کافی وجود نداشت،تیرگی شب همه جا را فرا گرفته بود تیراندازی شدید بود که ناگهان صدایی بلند شد که سروان تیر خورد و درگیری تمام شد. صبح که شد به نقل از خودش متوجه شدیم میر شکار به خاطر نبود دید کافی از روی جهت صدای سروان که به سربازانش دستور می‌داده تیری شلیک کرده و درست به پای او اصابت کرده. حاج عبدالله به یاد دارد که بعد از مداوا این سروان با هلیکوپتر از تهران آمد به لار فقط برای دیدن میرشکار و می‌گفت من باید حتماً چنین تیر اندازی را ببینم و البته میر شکار هم دعوتش را پذیرفت.

برکه‌ها و نخل‌ها

به مرور زمان حاج عبدالله و میر شکار دست از این حرفه برداشتند و یا به نوعی دیگر در گراش کسی حاضر نبود به چنین شغل خطرناکی ادامه دهد و حاج عبدالله خود را به حرفه بنایی مشغول ساخت و به تدریج به یکی از معروف‌ترین اوستا بناهای گراش بدل شد و البته برادر کوچکتر خود یعنی حاج تقی مهرابی نیز همین شغل را برگزیده بود. آنها در کار ساختمانی و همچنین برکه‌سازی مهارت فراوانی به‌دست آوردند که خود حاج عبدالله می‌گوید خانه‌های زیادی به سبک و معماری گراشی ساخته است. همچنین در برکه‌سازی فعالیت چشمگیری داشته و شاید قریب به بیست برکه در منطقه ساخته است. برکه با مصالحی مانند سنگ، ساروج و مقداری گچ و این اواخر هم سیمان ساخته می‌شد. او می‌گوید: اگر گود برداری تمام شده بود من در یک هفته دور چینی برکه همراه با سقف گنبدی شکل آن را تمام و کمال تحویل خیر و بانی برکه می‌دادم. خوب شاید شکل و فرهنگ کار ساختمانی با الان کمی متفاوت بوده و مثل زمان حال نبوده که کارگران لحظه شماری می‌کنند که زمان کاری تمام شود و زودتر به خانه بروند. بلکه در گذشته بیشتر پیشرفت کار و جلب رضایت صاحب کار مهم بوده که البته استاد بنا در گذشته به نوعی پیمانکار و معمار و همه کاره بوده و صاحب کار هم البته حسابی از خجالت اوستا بنا در می‌آمده است.

صاحب کار معمولاً سه وعده غذایی آماده می‌کرده است. صبحانه بیشتر نان تنور با مهوه، حلوا ترکی، نان پلئزی، خرما و ارده بود. نهار بیشتر آبگوشت بوده با نان تنور گرم و یا فتیر و شام چلو خورشت غذای معمولی بود. در پایان کار هم صاحب کار هدایای فراوانی به معمار و استاد بنا پیش‌کش می‌کرد.

حاج عبدالله در باغ‌داری و نخیلات هم دستی داشته به همین خاطر نخلستان نسبتاً بزرگی دارد که این اواخر بخش مرغوب آن که مجاور جاده اصلی گراش و لار بود را فروخت و توانست مدرسه ابوریحان را خریداری کند و به آموزش و پرورش اهدا نماید. نام این مدرسه به شاهد تغییر یافت. ایشان این کار خیر را توفیقی از طرف خداوند می‌داند و رضایت قلبی خود را از این کار خیر بیان می‌دارد.

حاج عبدالله گاهی به‌یاد ندارد که دچار سستی و تنبلی شده باشد و خودش می‌گوید من از کار خسته نمی‌شوم بلکه از یک‌جا نشستن خسته می‌شوم و گاهی هم که با خانواده به صحرا می‌رود حاضر به نشستن نمی‌شود. با وجود این که چند سال قبل تمام مسئولیت این درختان را به فرزندان خود واگذار کرده با رسیدگی به نخل‌ها و درختان خود را مشغول می‌کند در روزی که نخل‌های زمین فروخته شده توسط صاحب جدیدش قطع شد چنان ناراحت بود که گویی عزیزی را از دست داده است. شاید هم حق با او باشد که عمر و جوانی خود را صرف رسیدگی به این نخل‌ها کرده و در سرمای زمستان و گرمای تابستان با دول بزرگ و کندر که بر دوش می‌کشیده به این درختان آب داد و حال دل کندن از آن برایش مشکل است. تا این اوخر سفارش به رسیدگی به نخل‌ها می‌کند و برای این که اهمیت نخل را برساند می‌گوید که خداوند باقی مانده خاکی که انسان را از آن آفرید به نخل تبدیل کرد.

خانه‌ها به جای نخل‌ها روییده‌اند

سیدعلی مجلسی: خیابان تمیز محله‌ای چندان قدیمی نیست. خیلی‌ها آن را هنوز به نام محله‌ی نو یا به گویش گراشی «محله نِه» می‌شناسند. پایین محله‌ی پاقلعه و پاسگاه قدیم خیابان تمیز قرار دارد و محله نو به شکلی مثلثی بین خیابان‌ تمیز، بولوار سرداران و بولوار سپاه قرار گرفته است. به گفته‌ی یکی از اهالی در زمان شهرداری ابراهیم مهروری، شهرداری از خانواده‌های تمیز درخواست می‌کند که برای کشیدن خیابان از منازل و زمین‌های خود عقب‌نشینی کنند و برای این کار قول می‌دهند که این خیابان را خیابان تمیز بنامند، اما بعدها ظاهراً این قول زیر پا گذاشته شده و این خیابان به نام خیابان شهید رجایی نام‌گذاری می‌شود. از این رو خانواده‌ی تمیز نیز کمی از این قضیه دلگیر شده‌اند، هرچند هنوز در بین مردم گراش همان خیابان تمیز شناخته شده‌تر است. محله‌ در قدیم نخلستان‌هایی متعلق به افراد مختلف بوده و آب باران‌های فصلی از طرف کوه سرخ (کوی دانشگاه فعلی) به این سمت راهی می‌شده است. در عرف مالکین قدیم محله‌ی بنیاد فعلی پیزاب نخلستان‌های این محله بوده است. در حال حاضر اکثر این نخلستان‌ها به منازل مسکونی و خیابان تبدیل شده است محله دیگر از محلات مرکزی شهر محسوب می‌شود.


توسط رودخانه‌ای به نام رودخانه‌ی ( مِن خَره) آب‌های باران از دامنه‌های کوه سرخ به این محل می‌رسید. تنها آثار باقی مانده از این رودخانه در بولوار کوثر به طرف محله‌ی تمیز مشاهده می‌شود که توسط پلی از زیر خیابان کمربندی عبور می‌کند. خیابان تمیز، خیابان اصلی شهر را به کمربندی متصل می‌کند و از این جهت اهمیت زیادی دارد. طرح و اقدامات اولیه برای خیابان‌کشی در این محل در زمان شهرداری ابراهیم مهروری شروع شد که مدتی متوقف شد و سپس در زمان ریاست مهندس مظفری این طرح پایان یافت و کار آسفالت و خیابان‌کشی صورت گرفت. این روزها کم‌کم خانه‌های دو سوی خیابان نوسازی می‌شود و مغازه‌های این خیابان رونق می‌گیرد.

از خانواده‌های قدیمی ساکن این محل می‌توان از خانواده‌ی حجت الاسلام والمسلمین مرحوم آقارضا معصومی، شکرالله فرجی، حاج محمدعلی آذرکیش، فرج‌الله تمیز وخانواده‌های فتحی، نوشادی خواجه‌پور و جعفریان نام برد.

موازی با خیابان تمیز، خیابان شهید رسول‌نژاد قرار دارد. چندی پیش این خیابان با همکاری مردم و شهرداری آسفالت شد و مردم این خیابان وضعیت بهتری پیدا کردند هر چند که هنوز هم با مشکلاتی روبه‌رو هستند.

قبل از گشت زدن در محل با چند تن از اهالی محل هم صحبت شدیم که همه‌ی آنها روی مشکلی مشترک تاکید داشتند. در میانه‌های خیابان تمیز نخلستانی قرار دارد که به قول اهالی به نام (بس مطلب نوشاد) معروف است که ظاهرا مالکیت آن به چندین نفر تعلق دارد و حتی اداره‌ی اوقاف هم بر روی آن ادعاهایی دارد. اما ظاهراً سندی درست در دست نیست.

جوانی که با وی هم صحبت شده بودیم گفت: ما چند سال است برای رفع این مشکل به خصوص این نخلستان که صاحب آن قطعی نیست به شهرداری و شورای شهر مراجعه کرده‌ایم هم به شهردارهای قبلی و هم آقای قائدی و شورای شهر فعلی، متأسفانه در گذشته هیچ اقدام مفیدی برای رفع این مشکل صورت نگرفت اما چندی پیش با مراجعه‌ی اهالی به شهرداری و شورا، جلسه‌ای تشکیل شد که شورا پیشنهاد داد اگر مردم همکاری کنند این مشکل را حل خواهند کرد. مبلغی که برای رفع این مشکل بیان شد ۱۴۰ میلیون تومان بود که به صورت ۵۰ و ۵۰ بین شهرداری و مردم تقسیم شود. ما برای پرداخت این مبلغ مشکلی نداریم ولی چه تضمینی وجود دارد که بعد از این کار هم باز مشکل به صورت کامل حل شود زیرا این نخلستان مالکیت درستی ندارد.

در میان صحبت‌های این جوان یکی دیگر از اهالی که در کنار ما بود گفت: البته چند وقت قبل شهردار جدید یک سری کارهایی برای بهتر شدن این مشکل انجام داد. زیرا در موقع بارندگی مشکلات زیادی گریبانگیر مردم بخصوص منازل اطراف این قسمت می‌شد. ولی باز این اقدامات اگر چه خوب بود و دست‌شان هم درد نکند ولی این موقتی است و بعد چند مدت باز روز از نو روزی از نو خواهد شد.

کمی جلوتر رفتیم که با یکی از دوستان روبه‌رو شدیم و از قضا او در همین محل زندگی می‌کند. از وضعیت محل زندگی‌اش پرسیدیم که با خوش‌رویی و خنده گفت: این محل یک شهردار مستقل دارد، آقایانی که خود ماشین‌های سنگین دارند هر وقت و هر کجا دل‌شان خواست تغییر ایجاد می‌کنند. گاهی وقت‌ها شهرداری یک قسمتی را خاکبرداری می‌کند تا راه عبور آب باز شود فردایش دوباره بر می‌گردانند سر جای خودش. چندین بار هم اعتراض کرده‌ایم ولی فایده‌ای نداشت. از مشکلاتی که ما داریم پارک ماشین‌های سنگین از ۵ تن و ۱۰ تن گرفته تا گریدر خودتان می‌بینید که الحمدالله روشنایی مناسبی هم نداریم یک شب چراغ‌ها روشن هستند و دو یا سه شب خاموش. نمی‌دانم رئیس اداره‌ی برق شب‌ها از اینجا عبور می‌کند که ببیند یا نه؟ شب‌های بدون نور عبور از این خیابان خطرناک هست زیرا هم ماشین‌ها اینجا پارک می‌کنند و هم روشنایی درستی نداریم. از طرفی عبور و مرور در این خیابان زیاد است که این می‌تواند مشکل ساز بشود. انگار ما نشسته‌ایم که وقتی مشکلی پیش آمد یا حادثه‌ای رخ داد بعدا فکری بکنیم. هر سال شاهد چندین تصادف شدید در این خیابان هستیم.

با فردی به نام علی هم صحبت شدیم که شغلش آزاد بود و می‌گفت در همین شهر مغازه دارد نکته‌ی جالب در بین صحبت‌هایش این بود که وقتی پرسیدیم چه مشکلاتی دارید؟ گفت: مشکلات؟! ما ده سال است داریم در مورد مشکلات‌مان نه حرف بلکه فریاد هم می‌زنیم و کسی به دادمان نمی‌رسد. الان با آمدن شهردار جدید که واقعا هم دستشان درد نکند چهره‌ی شهر را زیبا کرده‌اند و خوب تلاش می‌کنند بگذارید حالا که تشریف آورده‌اید به جای بیان مشکلات چند پیشنهاد بدهم، والا نمی‌دانم هم اثری دارد یا نه. آیا شهردار و مسئولین این حرف‌های ما را می‌خوانند یا نه، از آن‌ها‌ تقاضا دارم اگر این مطالب را می‌خوانند و فریادهای ما را شنیدند لطف بکنند از همین روزنامه هم پاسخ ما را بدهند متشکر خواهیم شد.

پیشنهاد اول: مانند بسیاری از محله‌های گراش این محل هم در کوچه‌ها مشکل آسفالت دارد.

۲. مشکلات آب و فاضلاب محل که بیشتر مواقع در یک محل جمع می‌شود و مشکلات بهداشتی به وجود می‌آورد.

۳. همه‌ی محله‌های جدید شهر دارای یک پارک کوچک محلی هستند یعنی ما جزء مردم این شهر به حساب نمی‌آییم که حتی در کل این محل و محله‌های قدیمی اطراف حتی یک پارک محله‌ای کوچک برای تفریح فرزندان‌مان وجود ندارد؟ پیشنهاد من این است که یکی از نخلستان‌های هنوز تخریب نشده خریداری و با همان شکل نخلستان به پارک تبدیل شود.

از کوچه‌های محله که می‌گذریم هنوز می‌شود در برخی نقاط نخل‌هایی را دید که آخرین روزهای عمر خود را می‌گذرانند. مسیر آب آن‌ها بسته شده است و خیابان‌ها نفس آن‌ها را گرفته‌اند. محله تمیز نام قشنگی دارد. اما در کوچه‌ها کمتر می‌شود نشانی از این نام پیدا کرد. برخی از کوچه‌ها هنوز خاکی است.

سایت صحبت نو

شورای شهر اولویت‌های شهرداری را اعلام کرد

صحبت‌نو: ساماندهی باغ ملی، اجرای طرح فاضلاب در خیابان بسیج و احداث خیابان در دور کلات به عنوان اولویت‌های شهرداری تعیین شد.

شورای اسلامی شهر طی نامه‌ای به شهرداری اولویت‌های عمرانی شهر را تعیین و شهرداری را ملزم به اجرای این اولویت‌ها کرد. 16 طرح در اولویت قرار گرفته است که اجرای برخی از این طرح‌ها آغاز شده است. احداث خيابان دروازه، زيرسازي ورودي از سمت لار، زيرسازي ورودي از سمت اوز، ادامه بولوار شهدا، زيرسازي كمربندي روبه‌روی دانشگاه، ادامه بولوار آزادي، اصلاح رودخانه بندشيخ، طراحي و بازگشايي خيابان ساحلي، بازگشايي خيابان كريميان، تجهيز پارك شهر و پاركهاي محله‌اي، اتصال خيابان شهيد رجايي به بولوار سرداران، احداث پارك سلامت جنب پارك شهر از دیگر طرح‌های مهم شهرداری هستند. اجراي طرح هفت‌بركه و پنج‌بركه نیز باید در اولویت کاری شهرداری قرار بگیرد.

گراشی ها من را تنها گذاشته اند

چهار ساعت پای درددل‌های نماینده مردم لارستان و خنج در مجلس:

محمد خواجه پور : زنگ زده بود معلوم بود که دل پری دارد از تنهایی در تهران و این که فکر می‌کند کسی در کنار او نیست. علی اصغر حسنی شانزدهمین ماه حضور خود را در ساختمان هرمی شکل مجلس می‌گذراند. دیدن نمایندگان در ساختمان مجلس ‌آن چنان کار ساده‌ای نیست. باید از ورودی شمل شرقی بهارستان شماره بگیرید و پس از تحویل وسایل وارد مجلس شوید.

دفتر حسنی در طبقه پنجم ساختمان نمایندگان قرار دارد. نماینده کوار و یکی از دو دستغیب شیراز هم اتاقی او هستند اما برخلاف حسنی آنان را کمتر می‌شود در دفترشان دید. وارد دفتر که می‌شویم محمد منفرد و دکتر برازنده هم حضور دارند و در طول گفت‌وگو همراه ما هستند. روزی که با او دیدار می‌کنیم. جزوه‌ای بر علیه نماینده مردم لارستان و خنج برای برخی از نمایندگان و مقامات ارسال شده است. تاریخ جزوه مربوط به حدود یک ماه پیش‌تر است. حسنی می‌گوید امروز جباری نماینده بستک من را دید و گفت این را دیده‌ای؟

سیزدهم مهرماه همزمان با مخالفت طرفداران دولت با لاریجانی و بحث داغ مدرک تحصیلی رحیمی معاون اول رییس‌جمهور این جزوه موضوعی نبود که توجه نمایندگان را جلب کند اما برای مردم لارستان می‌توانست موضوع بسیار مهمی باشد. در جزوه که امضای جمعی از اصول‌گرایان لارستان را بر پیشانی دارد برخی از اتهامات گذشته تکرار شده است و نویسندگان از نمایندگان مجلس خواسته‌اند که حسنی را از نمایندگی عزل کنند. اتفاقی که وقوع آن در مجلس‌شورای اسلامی در سال‌های اخبر سابقه ندارد. از سوی دیگر حسنی اتهامات وارد شده را بی‌اساس می‌داند و می‌گوید از مقامات امنیتی خواسته است تا توزیع‌کنندگان این شب‌نامه را شناسایی کنند هر چند با توجه به سوابق این تخریب‌ها امید چندانی به نتیجه‌بخش بررسی‌ها ندارد.

اما این تنها موضوعی نیست که ذهن حسنی را مشغول کرده است. علی حسنی چند ماهی است که زندان است و پدر به دنبال جور کردن مبلغ چند میلیاردی وثیقه اوست. می‌گوید: « آقای افتخار جهرمی که بزرگترین وکلای ایران است نظر داده که بازداشت علی حسنی غیر قانونی است. با وجود این برای جور کردن وثیقه به هر دری زده‌ام. این همه ملک در گراش است و کسی جلو نیامد که کمک کند. آقای استوار هم که جلو آمد بعد از این مشکل سندش را حل کردم. تهدیداش کردند و پا پس کشید. جوری است که مجبور شده‌ام برای ضمانت، ضامن از شیراز بخرم. اما هنوز بازپرس با آزادی به قید وثیقه مخالفت می‌کند.» می‌پرسیم شما که خانواده و اقوام متمولی دارید چرا از پدر زن یا عموهای خود کمک نمی‌گیرد. حسنی با حسرت می‌گوید:‌ »دست روی دل نگذارید که خون است. چند بار باید تقاضا کنم؟»

مثل بسیاری از محافل خصوصی در جمع پنج نفره ما هم بحث بحران اقتصادی گراش داغ می‌شود. «در ماه‌های پایانی کارها و پرداخت‌ها از طریق شرکت برگ سبز مطهر نبوده است و افراد مستقیماً مبالغ را به حساب نجفی واریز می‌کردند. اما گویی جهت‌گیری پرونده تغییر پیدا کرده است و تحقیقات کمتر از فرد اصلی انجام می‌شود. باید تکلیف آن چند میلیاردی که می‌گویند حیف و میل شده است و تکلیف آن مبلغی که به طلبکاران سابق متهم اصلی پرداخت شده است معین شود. من هم کل حساب‌های خودم و پسرم را در اختیار قوه قضاییه قرار داده‌ام. کل املاک من چیزی بیش از هشت قطعه نیست که بیشتر آن‌ها را هم سال‌های قبل خریده‌ام و مالک آن بوده‌ام. از جمله خانه‌ام در بنیاد و یا خانه‌ای که از سال‌ها قبل قرار بود در خیابان درمانگاه بسازم و هنوز آماده نشده است.» درد دل‌های حسنی گویی پایانی ندارد. از تنهایی‌اش در تهران هم می‌گوید که انرژی او را گرفته است. 

می‌گوید با وجود همه دردسرهایی که داشته و برایش به وجود آوردند زیاد کار کرده است اما روابط عمومی مناسبی ندارد که این کارها را منعکس کند. می‌گوید برای لار حتی بیشتر از نمایندگان گذشته کار کرده است. «برای فرمانداری ویژه داریم فعالیت می‌کنیم و همین هفته با وزیر کشور جلسه داشتیم. مساله استان شدن خیلی آرمانی و دور از دسترس است استان شدن نیاز به جمعیت یک میلیونی دارد که لارستان فاقد آن است. باید برای فرمانداری ویژه کار کنیم. البته اگر طرح تقسیم فارس همانند خراسان مطرح شود آن وقت است که می‌شود برای استان شدن تلاش کرد. این طرح هم تنها در حد یک نظر است و نه بیشتر»

می‌پرسیم چرا دفتر خود در لار را تعطیل کرده است؟ می‌گوید: «به خاطر هزینه‌های زیاد و این که مراجعه کننده نداشت. برای دفتر گراش ماهانه هفتصد هزار تومان هزینه می‌شود و مجلس هم جوابگوی هزینه دفاتر نیست. اگر کسی کاری داشته باشد می‌تواند نامه بنویسد و یا به دفتر گراش مراجعه کند رابطه من با مردم قطع نشده است. دفتر خنج هم قرار است به زودی راه بیافتد.»

از طرف مردم لار می‌پرسیم که چرا حسنی در لار حضور کمتری دارد. حسنی این مساله را رد می‌گوید: «من در بیشتر جلسات شورای اداری شرکت داشته‌ام. هر وقت هم دعوت کرده‌اند رفته‌ام. در هر سفر به

توقع من این است که بخشدار گراش همکاری بیشتری بامن انجام دهد

 

حوزه انتخابیه تعامل خوبی با فرماندار داشته‌ایم و برنامه‌ها را با هم رفته‌ایم. در مورد نماز جمعه به صلاح نیست و ممکن است برخوردی پیش بیاید و حرمت نماز جمعه شکسته شود. البته حساسیت‌هایی در این زمینه وجود دارد و من حتی در نماز جمعه گراش موفق به سخنرانی نشدم و همان ساعت‌های آخر مخالفت کردند.»

از گراشی‌ها گلایه دیگری هم دارد که درخواست‌های خودشان را مطرح نمی‌کنند. مراجعه‌کنندگان لاری در دفتر بیشتر از گراشی‌ها هستند و بیشتر هم برای کارهای شخصی مثل انتقالی دانشگاه و محل‌ کار یا مشکلات خدمت سربازی مراجعه می‌کنند. بیشتر نامه‌ها از جویم و بنارویه است و ده و بیست نامه شورای شهر بنارویه را که همان روز رسیده است را نشان می‌دهند. بحث از شوراهای شهر به شورای شهر گراش می‌رسد. حسنی می‌گوید هر بار که اعضای شورای شهر گراش به تهران سفر کردند برای آن‌ها از وزارت کشور مبالغ مختلفی کمک گرفتم. اما این مساله در نشریه شهرداری و یا گفته‌های آن‌ها انعکاس پیدا نکرده است. حسنی می‌گوید با اعضای شورای شهر رابطه دوستانه‌ای دارد هر چند به خاطر برخی مسائل از دکتر فتحی دلگیر است.

حسنی به نظر خودش رابطه مناسبی با مسئولین و روحانیون شهرستان دارد. می‌گوید: «هر وقت به منطقه وارد می‌شوم فرماندار تماس می‌گیرد و به عنوان نماینده مردم پیگیر مسائل است مثلاً اگر نیاز به خودرو یا محافظ باشد همکاری دارد. این حساسیت‌ها در فرماندار خیلی بیشتر از بخشدار شهر گراش است که من به عنوان یک گراشی توقع دارم او همکاری و همراهی بیشتری داشته باشد.»

  می‌خواهد از کارهای انجام شده بیشتر بگوید و آن را حواله می‌کند به انتشار کتاب عملکرد یک ساله‌اش. می‌گوید خیلی کارها شده است که باید به تفکیک برای مردم شرح داده شود. اما درباره آخرین کارها می‌گوید: «در طی این مدت 48 سالن ورزشی در منطقه ساخته شده است. دو درصد بودجه نفت و گاز برای تمامی بخش‌های لارستان پخش شده است. بعد از سال‌ها پیگیری دادگاه اوز به راه افتاده است. دانشگاه علوم پزشکی لارستان سرانجام نهایی شد و با آغاز به کار آن هر سه بیمارستان لار، گراش و اوز آموزشی می‌شوند و وجود دانشگاه می‌تواند در نزدیکی بیشتر این سه شهر مجاور موثر باشد چون در هر شهر یک دانشکده قرار خواهد گرفت.» من کار علوم پزشکی را پیگیری کردم اما فرماندار خبر آن را داده و گویی به نام او تمام شده است.

درباره یک که برخلاف پیش‌بینی‌ها کمتر در مجلس دیده می‌شود هم پرسیدیم. حسنی عضو فراکسیون انقلاب اسلامی یا همان اصولگرایان حامی رییس‌جمهور است. درباره رای اعتماد به وزرا می‌گوید: «من برای چند وزیر ثبت‌نام کردم. اما تعداد متقاضیان زیاد بود و قرعه‌کشی انجام شد. قرار شد به عنوان موافق وزیر مسکن سخن بگویم اما با انصراف مخالفان وزیر، موافقان از جمله من نیز صحبت نکردند. کمیسیون تخصصی ما با وزیر بهداشت ارتباط دارد. من خانم دکتر وحید دستجردی را از قبل می‌شناختم و به ایشان هم گفتم که بین زنان معرفی شده تنها شما هستید که رای می‌آورید و همین‌طور هم شد.» حسنی معتقد است در بررسی لوایح باید بحث کارشناسی کرد و لایحه جا برای بحث داشته باشد به خاطر همین تاکنون لایحه‌ای مطرح نشده است که او احساس کند لازم است درباره آن در صحن علنی سخنرانی داشته باشد.

پای صحبت بهنام ثابت، اولین خادم گراشی امام رضا (ع)

فاطمه یوسفی : دعای مردم از هر چیزی برایم با ارزش‌تر است

مي‌گويند غريبه است. يك عده با گنبد طلايي‌رنگ و بارگاه امن و هميشه آبادش خو گرفتند. بعضي‌ها  ضامن آهو صدايش مي‌كنند و كبوتر‌هاي حرمش را مي‌شناسند. خوب كه گوش كنيم صداي هزار آرزو و اميد زائر‌هايي را مي‌شنويم كه كنار پنجره فولادي‌اش دخيل بسته‌اند، خيلي‌ها به خادماني كه بدون هيچ منت و با افتخار در صحن و سرايش مشغول خدمت‌اند غبطه مي‌خورند. مي‌توانيم بگوييم بسیاری از ما حداقل يك بار تجربه رفتن به مشهد را داشته‌ايم و تصور اين تصوير‌ها و خاطرات روحاني براي‌مان كار سختي نيست.

بهنام ثابت متولد گراش و دارای مدرك دكتراي دارو‌سازي و عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي پزشكان ايران از سال 78 به خاطر موقعيت‌ شغلي خود به مشهد مهاجرت كرد و در حال حاضر ساكن آن‌جاست، دليلي كه باعث شد او نظر ما را جلب كند تا تلفني با او صحبتي داشته باشيم ارتباط‌اش با امام رضا(ع) است. بهنام ثابت اولين گراشي است كه توفيق سه سال خادم بودن در حرم امام رضا(ع) را دارد. او روز‌هاي يكشنبه ‌(كشيك دوم صبح) در بخش ويلچر خدمت مي‌كند. مي‌گفت اين افتخار را مديون يكي از دوستان‌اش به اسم مهندس صمدي (رئيس هواپيمايي آسمان استان) است كه با پيشنهاد‌هاي مكرر و اعتبار خودش زمينه‌ي مساعد براي خادم شدن‌اش را فراهم كرد.

اوايل از قبول پيشنهاد‌ دوست‌اش مي‌ترسيد و فكر مي‌كرد شايد وقت كافي و لازم را نداشته باشد اما بالاخره قرعه‌ي فال به نامش مي‌خورد و او با پر كردن يك فرم و تكيه بر اعتبار مهندس صمدي مي‌شود يكي از خادمان امام رضا(ع).  بعضي از زائر‌ان گراشي گاهي اوقات منزل او را در مشهد براي اقامت چند روزي‌شان انتخاب مي‌كنند، و بعضي مواقع هم به طور اتفاقي در حرم يا در مواقع خدمت‌اش گراشي‌ها يا آشناهايي را مي‌بيند كه از ديدن‌شان خوشحال مي‌شود. آن‌جا با خانواده‌هاي دكتر ابراهيم مهرابي، دكتر مقدسي، اصغر و احمد عظيمي، نوروزپور و... ارتباط دارد. مي‌گفت «مي‌دانم كه خيلي‌ از گراشي‌ها آرزوي خدمت به امام رضا(ع) را دارند. اگر مدرك تحصيلي‌شان ليسانس به بالا باشد راحت‌تر پذيرفته مي‌شوند و همچنين داشتن معرف هم يكي از الزامات است كه آن‌ها مي‌توانند در اين مورد روي من حساب كنند.»

او برخورد‌هاي مردم را متفاوت مي‌دانست. تعريف مي‌كرد يك روز زائرهايي خارجي به سمت‌ام آمدند و به خيال محتاج بودن‌ام مقداري پول به من دادند. آن‌ها فكر مي‌كردند به خاطر منافع مادي‌ آن‌جا هستم، وقتي فهميدند به صورت افتخاري خدمت مي‌كنم شرمنده شدند و عذر‌خواهي كردند. بيشتر اوقات افرادي كه با ويلچر مي‌رسانم‌ دعايم مي‌كنند و اين از هر چيز ديگري برايم باارزش‌تر است. اين كار روي روحيات و رفتارش تاثير زيادي داشته تا جايي كه سعي مي‌كند مواقعي كه در حرم خدمت نمي‌كند هم باز خادم امام باشد. مي‌گفت نبايد از افكار معتقد مردم سوء استفاده كرد. اين كه امامان مي‌توانند كارهاي خارق‌العاده انجام دهند يا به تعبيري معجزه كنند امري عادي است چون آن‌ها امام‌اند، ولي من هميشه اين نظر را داشتم كه هيچ‌گاه نبايد فقط با معجزات ذهن مردم را با امام رضا(ع) نزديك كرد، شايد مهم‌تر اين باشد كه با خواندن زندگي‌نامه و آشنا شدن با اخلاق و سيره‌ي امام در زمينه‌هاي مختلف خودمان را به او نزديك كنيم تا ويژگي‌هايي كه باعث شده به آن مقام برسد را الگو قرار دهيم.

در ادامه‌ي حرف‌هايش گفت حتي خادم بودن هم بهانه‌اي است براي رسيدن به خودشناسي و بعد از آن خداشناسي. هزار‌ها سال خادم بودن بدون رسيدن به خودشناسي چه فايده‌اي مي‌تواند داشته باشد؟ او سالي يك بار و معمولا فروردين به گراش مي‌آيد و بيشتر با اقوام‌اش به صورت تلفني ارتباط دارد. مي‌گفت از مادربزرگم مرحوم فاطمه ملايي خيلي تاثير گرفته‌ام. مهم‌ترين خصيصه‌‌ي او كتاب‌خواني بود. من هيچ‌گاه نمي‌توانم اين جمله‌اش را فراموش كنم «نه‌نه كتاب مونس مائن، اگه كتاب نوا اَمردم». اين موضوع تلنگري شده است برايش كه به فكر ساختن يك موسسه فرهنگي كتاب به اسم او در گراش باشد. وابستگي‌اش به گراش بيشتر است اما نمي‌تواند از موقعيت مساعد شغلي و اجتماعي‌اش در مشهد بگذرد.

فاطمه يوسفي

حذف انگشت‌نگاری از زنان زایر ایرانی

نورپردازی شهر باید با توجه به ارزش بصری باشد

یادداشت- انجمن معماران گراش : در دنیای نوین نقش نور در طراحی شهرها  همواره مورد توجه بوده است. در ابتدا لازم است به ارزش نور پردازی در فضای شهری پرداخته شود. با توجه به پتانسیل‌های موجود در هر فضا و ارزش و قابلیت موجود در آن، نوع رنگ، نحوه تابش و شدت آن تعیین می‌گردد. مثلا نور پردازی این توانایی را دارد که یک فضای بی‌ارزش و کم اهمیت را پررنگ نماید تا جایی که ارزش آن فضا تا چند برابر افزایش یابد. وجه دیگر این قضیه نیز صادق است که نورپردازی می‌تواند باعث تخریب یا بی‌ارزش نمودن یک فضای مهم و با ارزش شود. به عنوان نمونه، در میدان مدرس شهر لار درخت بید بزرگ و بدفرمی وجود دارد که در روز هیچ نمودی ندارد، در حالی که در شب با نورپردازی ساده اما کاملاً آگاهانه وحرفه‌ای از آن میدانی ساخته‌اند که تحسین همگان را برانگیخته است. یا نمونه دیگر دروازه قرآن شیراز است که با نورپردازی خوب و مناسب شاهد رونق فضای اطراف آن هستیم. در این رابطه می‌توان مثال‌های بی‌شماری را ذکر نمود. اما در این شهر به عنوان مثال در بلوار سپاه گراش این امر محقق نشده است.

در این بلوار شاهد اشیایی با ارزش‌های بصری متفاوت مانند نخل‌ها ودرختان فراوانی هستیم که در نورپردازی آن کمترین توجه‌ای به این عناصر بصری و ارایه یک استراتژی قابل قبول در هنگام طراحی و اجرای آن نشده است.  نکته قابل تامل عرض بسیار کم بلوار است که نورپردازی می‌تواند آن را گشاده‌تر نماید و از طرفی ارزش و عظمت واقعی نخل را متجلی نماید. متاسفانه کاری که در حال حاضر انجام گرفته چیزی جز نورپردازی خطی و به صورت افقی و با رنگ‌های متضاد، گرم و رنگارنگ نمی‌باشد که خود از ارزش آن فضا به طورمحسوسی کاسته است، به گونه‌ای که فرم کلی نخل کاملاً از بین رفته و از حالت طبیعی و آرامش‌بخش خود فاصله گرفته است و عابرین تنها تنه رنگین شده نخل را مشاهده می‌نمایند در حالی که قسمت بالای آن که از اهمیت و زیبایی فوق‌العاده بیشتری به نسبت تنه آن برخوردار است، گم شده است. آن چه در اینجا دیده می‌شود واضحانه از عدم طرحی مناسب و هوشمندانه حکایت دارد. نورپردازی صحیح می‌تواند شکل کلی نخل را نمایان و عظمت و زیبایی آن را چندین برابر نماید.

البته بحث تعیین استراتژی نورپردازی شهر بحث مفصل و پیچیده‌ای است که در این مقال نمی‌گنجد. در آینده سعی خواهد شد به ابعاد دیگر موضوع پرداخته شود.

خیلی خیلی خیلی خاطرت مَوه

فاطمه حاجی‌زاده: چشمان‌اش از نوعی تشویش حرف می‌زد. زندگی‌اش با دوسال پیش صد و هشتاد درجه تفاوت داشت. دو سال پیش به خاطر هر یک از کارهایش تحسین می‌شد. اما حالا ساکت بود، تنها می‌شنید و انجام می‌داد. شکایتی نداشت. فکر می‌کرد اگر چیزی بگوید، وقتی او رفت پشیمان خواهد شد. با آن رفتارها مقابل مردم، اما دوست نداشت ناراحت‌اش کند.

غالباً می‌بینیم که پس از دو سال زندگی مشترک، رفتار عاشقانه  و حتی احترام در بین زوجین کمتر شده است. پیرامون مسئله عاشقانه رفتار کردن با خانواده‌ها و افرادی به گفت و گو نشستیم یا تلفنی با آنها تماس گرفتیم که بپرسیم تا چه حد برای اطرافیان خود از کلمات محبت‌آمیزی نظیر عزیزم، گلم و ... استفاده می‌کنند و تا چه حد اطرافیان خود را با این کلمات مورد خطاب قرار می‌دهند.

دختر 27 ساله، دیپلمه می‌گوید: رفتار محبت‌آمیز من بستگی به برخورد دیگران دارد. اطرافیان کلمات محبت‌آمیز استفاده نمی‌کنند، اما لحن صحبت‌شان خوب است. به نظر من در این زمانه که ثروت مردم زیاد شده، آنها مغرور شده‌اند و در نتیجه کمتر رفتار محبت‌آمیز از خود نشان می‌دهند. دختر 29 ساله، دیپلم: خانواده را بسیار زیاد مورد خطاب قرار می دهم، اما آشنایان را کمتر و دلیل‌اش عاشق بودن پدر و مادرم می باشد که آنها نیز محبت‌آمیز و عاشقانه رفتار می‌کنند. اما در گراش استفاده از این کلمات به نحوی نا به جاست، چرا که دید مردم نسبت به این مسئله بسته  است، و این ریشه در دوران کودکی افراد دارد.

پسر  18 ساله، دیپلم: چون رویم نمی‌شود، کمتر از این کلمات استفاده می‌کنم. اما بعضی از اطرافیان استفاده می‌کنند.

زن  27 ساله، دیپلم:  تا جایی که بتوانم سعی می‌کنم استفاده کنم، اما در بین جمع بستگی به حاضرین دارد. من و شوهرم هفت سال است با هم ازدواج کرده‌ایم، اما در جمع ابراز محبت نمی‌کنیم، شوهرم بیشتر با کارهایش محبت‌اش را نشان‌ام می‌دهد.

زن  26 ساله، دیپلم:  نه سال است ازدواج کرده‌ایم. در محفل دو نفره، هم عملی و هم گفتاری ابراز محبت می‌کنیم اما جلوی جمع رویمان نمی‌شود. بچه‌ی هفت ساله‌ام را هم با محبت‌هایم تشویق می‌کنم. اما کمتر پدر و مادر را مورد خطاب قرار می‌دهم.

زن  24 ساله، لیسانس حسابداری: پنج سال است که ازدواج کرده‌ایم، بیشتر پسر چهار ساله‌ام را مورد خطاب قرار می‌دهم، چراکه همسرم هم این کار را نمی‌کند. این برمی‌گردد به رودربایستی بین افراد و بد جا افتادن این فرهنگ در عرف. زن و مرد به ابراز علاقه نیاز دارند، اما به خاطر شرایط فرهنگ، آن را سرکوب می‌کنند. باید از بچه‌ها شروع کرد تا نسل بعدی بهتر شود.

زن  27 ساله، لیسانس حوزه: برطرف کردن نیازهای عاطفی و احساسی همسر وطیفه‌ی شرعی و اخلاقی هر زن و مردی است. من و شوهرم تا حدی که به لوس‌بازی نرسد، ابراز محبت می‌کنیم، او گراشی نیست و بیشتر هم محبت‌آمیز رفتار می‌کند. شش سال است ازدواج کرده‌ایم و دو بچه داریم اما تغییری در رفتار او مشاهده نکرده‌ام. به نظر من در ماه رمضان که جلسات عمومی فراوان برگزار می شود، باید بیشتر روی این موضوع تاکید کنند.

مرد 32 ساله، سیکل: زیاد عاشقانه رفتار نمی‌کنم، اما فرزندم بر همسرم ارجحیت دارد، چراکه او بیشتر نیاز دارد. خودم هم معمولا فقط از طرف همسر مورد خطاب قرار می‌گیرم، چون در جامعه‌ی ما این فرهنگ وجود ندارد.

طبق آمار گرفته شده از ویدیوکلوپ ها، آقایان معمولا فیلم‌های خشن و خارجی می‌بینند، خانم‌ها بیشتر فیلم‌های عاشقانه و هندی و بچه‌ها فیلم‌های خنده‌دار و خشن.

برای گفت و گو پیرامون این بحث چند روانشناس و جامعه‌شناس را در دفتر صحبت نو گرد هم آوردیم تا این بحث مهم و در عین حال فراموش‌شده را ریشه‌یابی کنیم تا از طریق افزایش آگاهی، مشکلات را کاهش دهیم. برای این منظور ابتدا باید رفتار عاشقانه و محبت‌آمیز را برای خود تعریف کنیم. رفتار محبت‌آمیز یا عاشقانه  یک سری عمل‌های فراتر از کارهای عادی هستند، همراه با احترام و محبت که درقالب کلامی و غیرکلامی اتفاق می‌افتند.  به طور کلی رفتار عاشقانه در رفتارهای بصری، شنیداری و لمسی گروه‌بندی می‌شوند. در عین حال که هر فرد متناسب با افکار و فرهنگی که با آن زندگی می‌کند، یکی از این سه را بیشتر می‌پسندد، رفتار عاشقانه‌ی موثر تلفیقی است از هر سه رفتار. یک رفتار قطعاً اگر با گفتاری حاوی بار عاطفی همراه باشد، راحت‌تر می‌تواند به هدف نزدیک شود.

نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن یک نیاز فطری است که باید ابتدا شناخته شود. وقتی افراد نیاز خود را شناختند و به دنبال کسب آگاهی و آموزش رفتند و به خودشناسی رسیدند، به دنبال شناخت علایق و نیاز طرف مقابل‌شان می‌روند و در پی برطرف کردن نیازهای خود و طرف مقابل برمی‌آیند. طبق نظر حاضران جلسه اغلب مشکلات از عدم شناخت این نیازسرچشمه می‌گیرند. در درک نیازهای عاطفی، تعامل طرفین حرف اول را می‌زند. افراد باید با صحبت کردن علایق و تنفرات خود را برای یکدیگر شفاف‌سازی کنند.

خیلی خیلی خیلی خاطرت موه

پس از روشن شدن نوع نیازها، زن و مرد باید وظایف و حقوق خود را بدانند. باید بدانند که چه رفتاری باید انجام دهند و چه رفتاری باید از طرف مقابل برای آن‌ها صورت گیرد، که این خود از شناخت متقابل افراد می‌آید. حضرت محمد (ص) می‌فرمایند: «اگر سجده بر کسی جز خدا امکان داشت، قطعاً گفته می‌شد که زن‌ها بر شوهرهایشان سجده کنند.» یعنی به نوعی شوهر خدای دوم هر زن است. اما این زن هم حقوق‌هایی دارد که در مقابل باید رعایت شود. در صورتی زنی شوهر خود را خدای خود خواهد شمرد که مرد توانایی درک احترام‌ها و اجرای حقوق او را داشته باشد.

مثالی که در ابتدای این مطلب آورده‌ام گویای همین امر است که زن‌های گراشی اغلب شوهر خود را خدای خود می‌شمارند اما مردها کمتر به حقوق آنها توجه می‌کنند. یکی علل این رفتار را می‌توان در سفرهای مردها به خارج از کشور و سختی‌هایی که در آن جا متحمل می‌شوند و دوری‌های پی در پی از خانواده دانست.

دوری پدر از محیط خانواده از طرفی سبب به هم ریختن شیرازه‌ی خانواده و از بین رفتن نزدیکی‌ها و آسایش‌ها و آرامش‌ها می‌شود. تا جایی که حتی ممکن است بچه، پدر خود را نشناسد. و از طرفی آن قدر مشغول کار می‌شوند که روح‌شان سخت و اخلاق‌شان به خودی خود خشک می‌شود. این باعث می‌شود که سمت شناسایی نیازهای خود نروند و رسم و رسومات محبت‌آمیز رفتار کردن خود را فراموش کنند و یا هرگز نیاموزند و طبق آنچه از پدران خود آموخته‌اند، همواره سعی می‌کنند رفتار سلطه‌جویانه ی خود را تثبیت نمایند. برای این افراد ابراز علاقه نوعی لوده‌بازی تعریف می‌شود که باعث پایین آمدن غرورشان می‌گردد. اما حتی این افراد هم گاه رفتارهایی از خود نشان می‌دهند که به طور غیرمستقیم ثابت‌کننده‌ی وجود این نیاز در آن هاست.

معیار و استاندارد عشق‌ورزی برای هر فرد متفاوت و متناسب با فرهنگی که در آن قرار دارد و دیدی که نسبت به این مسئله دارد شکل می‌گیرد. می‌توانیم در گراش خانواده‌هایی ببینیم که در آن مرد هر ماه یک سرویس طلا به همسر خود هدیه می‌دهد، اما هنوز پس از سال‌ها زندگی جمله‌ی «دوستت دارم» را بر زبان نیاورده است، یکی هر روز یک شاخه گل با خود به خانه می‌برد، یکی در گفتارهای خود از جملاتی که حاوی بار عاطفی هستند بیشتر استفاده می‌کند و ....

این خانواده‌ها در صورتی دچار مشکل نمی‌شوند که خانم خانه هم همین انتظارات را در عشق‌ورزی از طرف مقابل‌شان داشته باشد. یعنی هر دو از طبقات فرهنگی نزدیک به هم و با سطح درک و فهم مساوی باشند.

گاهی اوقات خانواده‌ها آن‌قدر در فعالیت‌های اقتصادی خود گم می‌شوند که فرصتی برای اعمال مورد علاقه‌شان ندارند و از نظر روانی خسته می‌شوند. جالب است بدانید این دلیل فقط متعلق به گراش نیست، بلکه ارتباط کلامی زوج ها در کلان‌شهرها به دلیل برآورده کردن نیازهای اقتصادی خود، 17 دقیقه در روز است!

همان‌طور که معیار ابراز علاقه فرهنگ نهفته است، یکی دیگر ازدلایل عاشقانه رفتار نکردن را می‌توان در خود گراش جست و جو کرد. سیستم سنتی و بسته‌ی گراش باعث کاهش رفتار عاشقانه و یا عدم وجود آن رفتارها در جمع شده است. گاهی اوقات شرم و حیا مانع از ابراز علاقه می‌شود که این خود ریشه در افکاری دارد که منشا آن را می‌توان فرهنگ حاکم بر جامعه دانست.

زندگی فرزندان در خانواده‌هایی که ابراز محبت بین والدین وجود ندارد، باعث می‌گردد تا آنها در این مورد چیزی یاد نگیرند و جامعه بعدی ما در صورت عدم کسب آگاهی بسیار به مانند جامعه قبلی شود.

روانشناسان یکی دیگر از عوامل را مذهبی می‌دانند که افراد با توجه به دید خود آن را شکل داده‌اند، در عین حال که دین مبین اسلام در حقیقت رفتار عاشقانه را لازمه‌ی یک زندگی خوشبخت می‌داند. در جامعه مدنی ما دین با تعصب همراه شده و ابراز محبت مساوی با سبک نمودن مقام دین می‌نماید.

و دلیل دیگر فیریولوژیکی که همه‌ی شهرهای جنوب با آب و هوای گرم را شامل می‌شود. همان گرمی هوا است. گرمی هوا باعث بلوغ می‌شود، در نتیجه افراد زودتر بالغ شده و زودتر کار و ازدواج می‌کنند و از یک طرف فرصتی برای کسب آگاهی ندارند و از طرف دیگر باعث خشن شدن روحیه و خشک شدن رفتار می‌شود که در حقیقت مانعی خواهد بود بر سر راه محبت‌آمیز رفتار کردن.

اگر از دلیل فیزیولوژیکی فاکتور بگیریم، طبق آمار به دست آمده خواهیم یافت که در این جامعه‌ی در حال پیشرفت، وضع بهبود یافته است و به همان نسبت امید بیشتری برای نسل‌های بعدی وجود دارد.

برای آخر هفته با آرزوی روزهایی خوش تر

بابا نوئل

داداش کوچولو: کاکا چرا فقط 5000 تومن عیدی بهم دادی؟ پارسال بیشتر دادی.

من: پارسال دوران فراوانی بود و امسال به خاطر نجفی قحطی شده.

داداشی: این نجفی کیه همه امروز اسمشو می‌برن؟ عیدی هم می‌ده به بچه‌ها؟

 

 

فرصت‌طلب

امروزها از تهران تماس مي‌گيرند خانه‌ها براي كپسول آتش‌نشاني دادن به آن‌هایی كه ماشين دارند.

خانمه تماس گرفته بود خانه یکی از دوستان

آن خانم: الو سلام شما ماشين دارين؟

دوستم: بلهه ماشين هم داريم. كجايي بيام دنبالت؟

 

 

غلت

پسر داییم جهرمی است و  10سالی سن دارد. آمده بود خانه ما .شب هم می‌خواست بماند.

داداشم شب قرار بود کنار پسر دایی (علی) بخوابد.

داداشم رو به پسر دایی:دِگه شب پَلَنگ نَخوریا.

 

 

انگل

چند وقت پيش يكي از پسران اقوام ما كه در بندر زندگي مي‌كنذ انگل داشته است. مي‌رفته دكتر در راه پایش مي‌خورد به وسايل دست‌فروشی يک بنده‌ي خداي. آن دستفروش هم شاكي مي‌شود رو مي‌كن به آن اقوام ما و مي‌گوید: آهاي پسر مگه كِرم داري......؟

حسن: آره تو از كجا مي‌دوني؟

 

 

چک

بعد از حادثه بزرگ باگ تو گراش.خطاب به يكي از مالباخته‌ها

من: ام شنفتن چكت درن؟

اون(با كمال پررويي و خنده):چك نه، دسته چكم درن.

 

 

کنار شیراز

چند روز پیش رفته بودیم قشم توی یک مغازه بودیم. خانمی هم آنجا داشت خرید می‌کرد.

مامانم از خانم پرسید :شما مال کجایین؟

خانم: من تهرانی هستم شما کجایی هستین؟

مامانم: ما لارستان

خانمه: لرستان؟

مامانم: نه شیراز ایلکه انتره (با دستش اشاره می‌کرد طرف دیگه)

 

 

 

عکس الکی

دختر خاله‌ام داشت عكس‌های گوشی‌ام را نگاه مي‌كرد، رسيد به عكس ابوالفضل كوچولو كه داشت دست‌اش را مي‌شست.

دختر خاله: اي چه كرداي؟

من: دسوش شوشتایي

اون: خاب دست شسه هم عكس گرته شه؟

من:خاب ليله تانكين نفتي بازش كردن.

 

I Can

در دوره راهنمايي كه بوديم يک بار امتحان ميان ترم زبان داشتيم و دبيرمان يكي يكي اسم بچه‌ها ر مي‌خواند و از آن‌ها چند كلمه مي‌پرسيد. تا رسيد به يكي از دوست‌های كه زبانش واقعاً افتضاح بود. طبق معمول دبيرمان چند کلمه پرسید ولي ديد طرف كلا تعطيله. به خاطر همين رو كرد به دوستمان و گفت:

دبير: اميدي كه بهت نيست! چند تا كلمه آسون ازت مي‌پرسم لااقل اينا رو جواب بده تا بتونم يه نمره‌اي بهت بدم.دقت كن جواباش تقريباً شبيه خودشه!

دبير: SANDWICH ؟

دوست ما: رستوران!

زمان جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی

چند خبر کوتاه از گراش / خبر

۱388: از 37 پرونده مطرح شده در کمیسیون ماده صد برای 25 پرونده جریمه صادر شد. در سه جلسه اخیر این کمیسیون متخلفین ساختمانی این سه جلسه که اکثراً به دلیل اضافه بنا به این کمیسیون معرفی شده بودند جمعاً به پرداخت مبلغ هشت میلیون و نهصد و پنجاه و چهار هزار و پانصد و ده تومان جریمه ملزم گردیدند.

7 مهرماه 1388: آتش‌نشان‌هاي شهر به مناسبت روز آتش‌نشاني در دبيرستان سيدالشهدا عليه‌السلام به آموزش تئوري و عملي ايمني در برابر آتش پرداختند.اين جلسه بعد از مراسم صبحگاهي مدرسه برگزار شد و يک ساعت و سي دقيقه طول کشيد. ابتداي جلسه جليل جمالي مسئول آتش‌نشاني به بيان اصول ايمني پرداخت و پس از آن ساير اعضا به معرفي دو مدل کپسول پودري وc2 پرداختند.

مهرماه 1388: عسکری زاده مسوول واحد فضای سبز شهرداری گفت: تعداد سه هزار گل رز هفت رنگ با هزینه سه میلیون و ششصد هزار تومان خریداری شد. این گلها در مثلثی های میدان شهید برزگران، شهید بهشتی و سنگ چینی بلوار رسالت غرس گردیده اند. عسکری زاده همچنین از غرس 94 اصله نهال کنوکارپوس و گل ختمی درختی در پیاده‌رو بلوار سرداران خبر داد.

مهرماه 1388: در طرح ارمغان مهر و جشن عاطفه‌ها مردم گراش مجموعا 13 میلیون تومان کمک برای دانش‌آموزان نیازمند اهدا کردند. به گزارش حوزه حوزه مشارکتهای مردمی امداد گراش این کمک‌ها شامل دو میلیون کمک نقدی، پنج میلیون کمک جنسی بوده است. همچنین در این مدت 1200 بسته لوازم تحریر ارمغان مهر به ارزش شش میلیون تومان اهدا شده است.

12 مهرماه 1388: يك دستگاه موتور‌سيكلت 125 سی‌جی پارت متعلق به آقاي حميد علي‌پور روبه‌روي اداره برق در آتش سوخت. این حادثه به علت سوراخ بودن باك و چكه كردن بنزين آن به روي شمع رخ داد. البته با تلاش گروه امداد در اين حادثه به هيچ كس آسيبي نرسيد.

مهرماه 1388: با اعلام دکتر مهدی مصلی نژاد مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان فارس، جمعیت هلال احمر گراش از دفتر نمایندگی به شعبه مستقل درجه 3 ارتقاء یافت.

مهرماه 1388: بيمارستان امير‌المومنين علي(ع) گراش در پي نياز مبرم مردم منطقه دو دستگاه OPG (جهت عكس‌برداري از فك و صورت) و مامو‌گرافي (جهت معاينه دوره‌اي بيماري‌هاي سينه خانم‌ها) را خریداری کرده است.

19 مهرماه: مراسم بزرگداشت حافظ در دبيرستان كوثر برگزار شد.در اين برنامه خسرو حسن‌زاده سخن گفت و ايزدي، دبير اجتماعي، چند بيت از اشعار حافظ را به طور انتخابي خواند.

21 مهرماه 1388: ستاد حوادث غیرمترقبه گراش تشکیل جلسه داد. در این جلسه مهروری بر تاسیس سریع‌تر اورژانس 115 در بیمارستان گراش تاکید کرد.

مهرماه 1388: شهرداری گراش با هزینه 15 میلیون تومان سرایداری دارالرحمه گراش را تکمیل می‌کند.

مهرماه 1388: حاج رسول محمدي رئيس شوراي اسلامي روستاي خليلي، از تلاش نماینده مردم در مجلس برای بازگرداندن چاه‌گازی تنگ‌خور تشکر کرد. در این نامه آمده است. « اي كاش نمايندگان قبلي لارستان يك دهم جنابعالي كوشش نموده بودند كه تا حالا احقاق حق شده بود.»

مهرماه 1388: بلوار شهدا و خیابان‌های منشعب از آن با استفاده از بودجه طرح جهاد آسفالت، آسفالت شد. هزینه 138 میلیون تومانی  این طرح‌ها از سوی دولت تامین شده است.

28 مهرماه: دانش‌آموزان مهدکودک و کودکستان مکتب‌القرآن و دبستان دخترانه‌ی فدک به مناسبت روز دختر و ولادت حضرت معصومه (س) جشن گرفتند. حاج آقا مهدوی در این مراسم به بیان سخنانی ارزنده در این باره پرداختند.

14 آذر 1388: از سوی مهروری بخشدار و رئيس ستادهمايش پاسداشت خيرين بخش اعلام کرد این همایش يك روز قبل از جشن بزرگ عيد سعيد غدير خم در گراش با حضور خيرين و مسئولين كشوري به نحو باشكوهي برگزار شود.

 

سری به سرای سالمندان مهر

صحبت‌نو: به مناسبت روز جهاني سالمندان، جمعی از اعضای سازمان جوانان هلال‌احمر و خواهران خواهران عضو  پايگاه فاطميه (س) گراش با سالمندان ساکن سرای مهر دیدار کردند.

به گزارش سازمان جوانان جمعيت هلال‌احمر این سفر پنجشنبه 9 مهرماه انجام شد. در اين مراسم مسئول خانه سالمندان به سخنراني در‌خصوص مكان سالمندان اشاره نمود و گفت اين سراي مهر توسط باني خير مرحوم سيد‌عبدالرحيم هاشمي‌زاده در سال 86 با هزينه‌اي بالغ بر يك میليارد تومان داراي سه فاز با كليه امكانات و فضاي سبز احداث گرديده و هم‌اكنون پذیرای تعداد چهل و دو سالمند از شهرهاي مختلف کشور است. در اين مراسم اعضا پايگاه و اعضا عضو هدايايي كه از قبل تهيه نموده بودند را به سراي سالمندان تقديم داشتند كه شامل: ده قواره چادر نمازي، چند دست پيراهن زنانه، چند عدد روسري و شال و مقدار كمي پول نقدي با حفظ‌ شان و كرامت انساني