شب اعلام نتایج در ستاد حسنی چه گذشت؟
این گزارش برای شماره تازه صحبت نو نوشته شده است. خواندناش خالی از لطف نیست.
سید علی مجلسی: جمعه 24 اسفند ماه سال 1386 انتخابات مجلس شوراي اسلامي از ساعت 8 صبح آغاز شد. مردم از همان ساعات اوليه صبح پاي صندوقهاي راي ميرفتند. يكي با خانواده، يكي تنها و آن ديگري با دوستان، يكي پير و يكي جوان، همه شناسنامه به دست به سوي شعبههاي اخذ راي رهسپار میشدند. اوضاع این گونه ادامه داشت، حتي در ساعات پاياني هم در بعضي از شعبهها جمعیت بسياري حضور داشتند.
بعد از نماز مغرب و عشا كم كم دلواپسيهاي مردم به دليل نزديك شدن به پايان انتخابات اوج گرفت. از اين رو مردم به سوي ستاد انتخاباتي علي اصغر حسني ميرفتند. صحنههاي عجيبي بود همه از هم ميپرسيدند راي داديد؟ به چه كسي؟ در كدام شعبه؟ استقبال چگونه بود؟ و ...
وارد ستاد شديم كمي شلوغ بود، خيليها نگران بودند اما همه اميد داشتند. وقتي وارد شديم آبدارخانه شلوغ بود و چاي آماده، سلام كرديم و بدون احوال پرسي سوالات در مورد انتخابات شروع شد. جواب همه انشالله بود.
اما خبرهاي اصلي در اتاق بغلي بود. وارد اتاق شديم، آقايان حسني و رسولي نژاد و و ساير اعضاي ستاد و چند تن از دوستان آقاي حسني آنجا بودند. سلام كردم و رفتم گوشهاي نشستم. كم كم من نيز دلواپس ميشدم. تا جایي كه به خاطر داشتم در انتخابات گذشته از ساعات پاياني دل خوشي نداشتيم اين موضوع كمي نگران كننده بود. سوال كردم: اوضاع چطور است؟ يكي كه پيش من نشسته بود گفت: اميدها بسيار است بايد به خدا توكل داشته باشيم. گفتم: از شهرهاي ديگر خبري نشده است پاسخ داد : هنوز هيچ چيز معلوم نيست.
دلواپسيها با لبخندهاي گاهبهگاه آقاي حسني كمتر ميشد. آن صحنهها برايم عجيب بود آقاي حسني آرام بود، گاهی میخندید و گاهي اوقات هم به حرفهاي ديگران گوش مي داد.
جميعت در جلوي ستاد زياد ميشد همه منتظر جواب بودند. آرام آرام شايعات در ميان مردم اوج ميگرفت، فلان جا به نفع اين بوده و فلان جا به نفع آن، شعبهي آنجا خوب بوده و شعبهي اينجا بد. فلان كانديدا جلو است و فلان كانديدا عقب. اما هنوز هيچ خبر درست و رسمي اعلام نشده بود.
ساعت حدودا 9 شب بود كه خطهاي تلفن ستاد مشغول شدند. از ستاد به نمايندگان اقاي حسني در شعبههاي اخذ راي تماس گرفته ميشد و حدسها و احتمالات آنها را يادداشت ميكردند. ازدحام اتاق اصلي ستاد آقاي رسولينژاد را كمي آزار میداد. به همين خاطر عدهاي براي آرامش بيشتر اتاق را ترك و به ديگر اتاقها رفتند. هيچكس نميدانست بايد چه كار كند همه ميخواستند به هر صورتي كه ميتوانند كمك كنند.
خبرهاي گوناگون از نقاط مختلف مي رسيد هر كس سعي ميكرد اخبار دقيق و مطمئنتري به دست بياورد. بعضي اخبار خوب معمولاً با ذكر يك صلوات بلند اعلام ميشد، اخبار بد نيز همه را ناراحت و دلواپس ميكرد.
ساعت از 2 صبح گذشته بود كه يك خبر همه را نگران كرد طبق اطلاعات موجود (البته تنها احتمالات) رقابت حسني با يكي از كانديداها به شدت تنگاتنگ شده بود. به چهره ي هركس اگر نگاه ميكرديد دلواپسي و اضطراب موج ميزد. اما...
ساعت تقريباً 2:30 دقيقهي صبح بود كه موبايل آقاي حسني زنگ خورد. همه به مکالمه کوتاه او گوش میکردند. ناگهان خوشحالي آقاي حسني همه را به تب و تاب انداخت. اين تلفن از فاصله گرفتن شديد آقاي حسني از ديگر رقبا خبر داده بود و ديگر همه چيز را تمام شده دانسته بودند.
با اين خبر ديگر همه با شعارهاي «حسني دوستت داريم» «حسني حمايتت مي كنيم» «حسني به مجلس نميرفت اگر ميرفت جمعه مي رفت» «گل به گلستان ميرود حسني به مجلس ميرود» خوشحالي خود را اعلام ميكردند.
مردم از خوشحالی همديگر را آغوش میگرفتند و به يكديگر تبريك ميگفتند فضا بسيار صميمانه بود. آقاي حسني تا از در ستاد پايين آمد همه به طرف وي هجوم بردند و تبريك ميگفتند. جميعت خوشحال حسني را به روي دستان خود بالا بردند و با شعار «حسني دوستت داريم» وي را بالا و پايين ميانداختند. اين صحنهها مرا به ياد مربيان فوتبال ميانداخت كه بعد از يك قهرماني بزرگ...
حسني وارد مسجد حضرت زينب(س) شد و به شكرانهي اين موفقيت و تشكر از خداوند متعال دو ركعت نماز شكر خواند مردم همچنان اطراف نمايندهي خود شور و شوق زيادي داشتند اما با صداي علی محمدي از بلندگوي داخل سالن مسجد آرام شدند و نشستند، محمدي پس از تبريك و تشكر از مردم در سخنان كوتاه خود از عزيزاني كه از تهران آمده بودند بخصوص دكتر نجفي تقدير و تشكر كردند و مردم نيز با شعار «نجفي متشكريم» از او و دوستانش به خاطر حمايت از حسني تشكر ميكردند.
بعد از خواندن دعاي فرج امام زمان (عج) ، دکتر نجفي طي سخناني خود را برادر آقاي حسني معرفي كرد و از خصوصيات وي گفت. مردم دوباره نمايندهي خود را به روي دستانشان بلند كردند فرياد ميزدند «حسني دوستت داريم» «حسني حمايتت ميكنيم».
حضور حجت الاسلام والمسلمين سيد عباس معصومي در ستاد و عرض تبريك به نماینده منتخب و تمام مردم نيز از نكات قابل توجه بود او در ساعت 3 صبح خود را به ستاد رسانده بود.
مردم همچنان در خيابان جلوي ستاد تجمع كرده بودند و اين بار «شعار گل به گلستان ميرود حسني به مجلس ميرود» سر ميدادند. مدتي بعد حسین مهروري بخشدار گراش پس از چند روز كاري سخت و دشوار وارد ستاد شد و به حسني تبريك گفت.
تا پاسی از شب گذشته شهر بیدار بود همه به هم تبريك ميگفتند. عدهاي دوربين و موبايل در دست داشتند و عكسهاي يادبود ميگرفتند.







