گذری بر ستادهای انتخاباتی نامزدها در شهر لار
طاووس مجلس و جور انتخابات
محمد خواجه‌پور: می‌گویند هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد. حالا حکایت نامزدهای نمایندگی لارستان است. هر کس که نمایندگی لارستان را بخواهد باید یک دفتر در میدان طاووس لارستان بگیرد. جمعه 17 اسفندماه در آخرین فرصت انتشار صحبت نو راهی لار می‌شویم تا از ستادهای انتخاباتی کاندیداهای مجلس گزارشی بگیریم. مسعود غفوری با من است و او زحمت عکس‌ها را می‌کشد.


محمد حسین علیشیری
ستاد علیشیری در جلو هتل کوثر قرار دارد. وارد که می‌شویم جوان‌های لاری نشسته‌اند و زندگی‌نامه تا می‌زنند. سراغ رییس ستاد را می‌گیریم و ما را به مهندس زمانی معرفی می‌کنند. زمانی می‌گوید در خنج و جویم و بنارویه و خور ستاد زده‌ایم. می‌پرسم مگر قرار بود نبود تنها در مراکز بخش ستاد زده شود. اظهار به اطلاعی می‌کند و می‌گوید ما که زده‌ایم. اعضای ستاد بیشتر جوان‌ها هستند. علیشیری رییس ستاد احمدی‌نژاد در لار بوده است. اما وقتی از زمانی می‌پرسم. می‌گوید که علیشیری به طور مستقل وارد انتخابات شده است. و جالب است حتی ریاست ستاد احمدی‌نژاد را در برنامه‌های خود ذکر نکرده است. تبلیغات علیشیری ساده است و تنها یک کاغذ A4 تا شده سبز رنگ که تک رنگ چاپ شده است دیده می‌شود. زمانی می‌گوید: «علیشیری معتقد است باید جلو اسراف را گرفت. تبلیغات به شکل SMS و در اینترنت نداریم.» تراکت رنگی نیست و مسعود مجبور می‌شود از یک بنر عکس بگیرد تا دست خالی از ستاد علیشیری بیرون نرویم.


سید شکر اله زندوی
تبلیغات زندوی تنوع بیشتری دارد. تقویم دارد و یک زندگی‌نامه که به شکل آکاردئونی تا شده است و چند تراکت در اندازه مجاز، البته یک ایراد فنی هم از طراحی می‌گیریم که عمامه سید درست کار نشده و کش آمده است. وارد ستاد می‌شویم. بچه‌های ستاد بیشتر از بیرم، زادگاه زندوی آمده‌اند. فتوحی رییس ستاد نیست و خود زندوی هم برای سخنرانی به لطیفی رفته است. می‌گویند اگر یک ساعت دیگر برگردیم حاج آقا هم است. تشکر می‌کنیم و با شیرینی کوچکی ستاد را ترک می‌کنیم. زندگی‌نامه زندوی در سایت www.zandavi.ir است. به نظر می‌رسد کاندیداهای خارج از لار توجه بیشتری به تبلیغات دارند و سعی کرده‌اند از حداکثر امکانات تبلیغی استفاده کنند. ستاد حجت‌الاسلام زندوی چسبیده به بازار امام است.


صادق بیژن
ستاد بیژن در ویدیو کلوپی نزدیک ستاد زندوی است. اعضای جوان ستاد تازه شام خورده‌اند و سر حال هستند. SMS های بیژن از همان ساعت اول تبلیغات رسیده است. کریمی مسئول ستاد است. همکار و از خویشان دکتر بیژن است ولی دیگر اعضا از جویم آمده‌اند. کریمی می‌گوید که در جویم، بنارویه، لار، خنج و اوز ستاد دارند. چند سوال سیاسی از آخرین وضعیت دکتر بیژن و گرایش سیاسی‌اش می‌پرسم، من را حواله می‌دهند به خودش و از زیر سوال در می‌روند. بیژن هم یک تراکت دو رنگ و یک تراکت رنگی دارد که می‌گیریم تا در بین راه بخوانیم.


ناصر سلمانی
به فلکه طاووس می‌رویم که چهار ستاد انتخاباتی در چهار طرف آن حضور دارند. ستاد دکتر سلمانی در آنجا که امتحان گواهی می‌گیرند قرار دارد. دم در چند نفر مشغول گپ‌زنی هستند. ما را به داخل راهنمایی می‌کنند و یک نفر که با تلفن حرف می‌زند. جوان‌ها هم مشغول تا زندن هستند. تراکت‌ها هم همان موقع داغ داغ از چاپخانه می‌رسد. تراکت‌های تک رنگ معرفی است و یک عکس از دکتر سلمانی روی دیوار. نادر سلمانی برادر نامزد مورد نظر است. تاکید دارد که این حرف‌های اوست و برای نظر قطعی با خود دکتر باید صحبت کنیم. نادر معتقد است تبلیغات زیادی لازم نیست و مردم خودشان ناصر سلمانی را می‌شناسند برای این که جانب احترام را نگه داریم نمی‌گوییم که ما نمی‌شناسیم. حاج حیدر نامدار مسئول ستاد است که در ستاد حضور نداشت با نادر به گپ می‌نشینیم از وضعیت انتخابات در گراش می‌پرسد و می‌گوید در همه شهرها به جز گراش ستاد انتخاباتی زده‌اند. دکتر سلمانی هم به عنوان مستقل وارد انتخابات شده است. نادر سلمانی نویسنده یک کتاب شعر است تا بعد از نخبه و کشفی ادامه دهنده سنت نمایندگان شاعر لارستان باشد. گمبز سبز (گنبد سبز) نام این کتاب است. در ستاد هم صدای نوحه شنیده می‌شود. می‌گویند که شاعر نوحه خود سلمانی است و نوحه‌خوان هم خضرایی است. با رانی اهدایی از ستاد خارج می‌شویم.


علی‌اصغر حسنی
دو مغازه آن‌ورتر از ستاد سلمانی، ستاد علی‌اصغر حسنی قرار دارد. توقع داریم که همشهریانی را ببنیم اما به جز یک جوان لاری کسی در ستاد نیست. CD تبلیغاتی در حال پخش مصاحبه است. تبلیغات حسنی پر و پیمان‌تر و متنوع‌تر از نامزدهای دیگر است. به ویژه زندگی‌نامه طنز و CD می‌تواند نظر خیلی‌ها را جذب کند. سایت www.alisagharhasani.com هم طراحی خوبی دارد که می‌تواند خواندنی باشد. جوان لاری که فراموش می‌کنم اسمش را بپرسم می‌گوید حسنی شانس زیادی دارد و در لار هم به او رای می‌دهند. به قول خودش : «همیشه لاری به مجلس رفته است یکبار هم گراشی برود» رییس ستاد لار یک لاری است که برای پخش تراکت بیرون رفته بودند. به رسم همشهری‌گری چند دقیقه‌ای توقع می‌کنیم و گپی می‌زنیم. بقیه رسم همشهری‌گری را می‌گذاریم برای شهر خودمان


یوسف محبی
ستاد نماینده فعلی لارستان در مجلس در آن‌طرف میدان طاووس است. قادری رییس ستاد است. می‌گوید در دوره گذشته نیز رییس ستاد بوده است. در ستاد دو نمونه تراکت کوچک است و یک دفترچه گزارشی تقدیم به مردم، شنیده بودم که محبی کتابی نیز منتشر کرده است. قادری می‌گوید چون کتاب بزرگتر از اندازه قانونی بود پخش نکرده‌ایم. قول می‌گیرم که کتاب را برایم تهیه کند.
قادری معتقد است که محدودیت‌های اعمال شده از تب و تاب انتخابات کاسته است. البته محبی چون چهار ساله نماینده بوده است نیاز چندانی به تبلیغ ندارد اما کاندیداهای دیگر هم شور و حال خاصی ندارند. یک اصفهانی هم آنجا است که هر چند از زیر عکس در می‌رود اما هر جوری است می‌خواهد فعالیت‌های انجام شده محبی را به ما شیرفهم کند.
درباره جناح سیاسی، رییس ستاد ما را به خود مهندس محبی حواله می‌کند. اما می‌گوید که در این دوره محبی 70 درصد رای می‌آورد. من فکر می‌کنم که شاید این مساله به خاطر احساس بی‌رقیب بودن به خاطر حذف کشفی است. محبی دوره قبل 31 درصد رای آورد و این دوره می‌گویند هفتاد درصد صبر می‌کنیم و می‌بینیم.


ابراهیم فرج‌پور
ستاد ابراهیم فرج‌پور کمی آن‌طرف‌تر و روبه‌روی ایستگاه آشنای تاکسی‌های گراش است. ستاد شلوغ است و اینجا بیشتر میان‌سالان و حتی پیرمردها را می‌شود دید. وارد ستاد که می‌شویم زبان دیگران را نمی‌فهمیم چون ترکی حرفی می‌زنند. از یکی از اعضای ستاد می‌پرسیم چگونه سوال بپرسم. می‌گوید به هر زبانی که خواستی. اما با خود مهندس فرج‌پور فارسی صحبت می‌کنیم. می‌پرسم که چرا در اینترنت و SMS کار تبلیغی نمی‌کند. می‌گوید که به تبلیغ Face to Face اعتقاد بیشتری دارد. می‌گویم فکر نمی‌کنیم بشود با همه Face های لارستان چهره به چهره شد. می‌گویم من یک کارمندم و در این حد تبلیغ می‌کنم. فرج‌پور تا زمان دیدار ما به چند بخش سفر کرده است و هنوز فرصت نکرده به همه بخش‌ها برود. اعضای ستادش در حال برنامه‌ریزی سفرها و سخنرانی‌ها هستند. تنها جایی که از ما کارت خبرنگاری می‌خواهند همین‌جا است به مسعود هم برای عکس گرفتن یک تذکر نصفه و نیمه می‌دهند. چند گراشی با کت و شلوار از راه می‌رسند مهندس اکبری و مهندس لطافت و شیروان آشناتر هستند عکس هم می‌گیرند. شماره موبایل مهندس فرج‌پور را می‌گیرم تا اگر موردی بود بعد تماس بگیرم. فرج‌پور می‌گوید ستادی در گراش جنب مسجد صاحب‌الزمان هم دارد.


محمد اسماعیل یگانه‌فرد
وبلاگ یگانه‌فرد را در اینترنت دیده بودم. حتی یک کاریکاتور هم در همان وبلاگ باعث دلخوری بعضی از افراد شده بود و کار به شکایت هم کشید. خبری از ستاد او در شهر لار نیست. حتی خود یگانه‌فرد هم تا یک هفته پیش هنوز به لار نیامده بود. به نظر نمی‌رسد حضور او در انتخابات چندان جدی باشد فکر می‌کنم بیشتر انتخابات بیشتر برای او فرصتی است برای بیان انتقادات خود از وضعیت مدیریت شهرستان

به گراش بر می‌گردیم
ستاد زندوی روبه‌روی مسجد سیدالشهدا بسته است، البته دیگر ساعت 11 شب است و بعید نیست. به ستاد حسنی در حسینیه حضرت زینب می‌رویم. گویی جلسه‌ای تازه به پایان رسیده است و همه در حال آمدن و رفتن هستند. چون شلوغ است فرصتی برای گفتگو نیست البته خودم از این ستاد خبر دارم و پیگیر بوده‌ام. امید زیادی به این دوره دارند که طلسم مجلس بشکند. به ماشین بر می‌گردم . مسعود دارد تخمه می‌شکند می‌پرسد چه خبر بود. می‌گویم: شلوغ بود خیلی شلوغ بود

این گزارش روز شنبه ۱۸ اسفند تهیه شده و در صحبت نو ویژه گراش منتشر شده است.