رای کبود، انتخاب گروهی از مردم
بيانيه اي در وصف دلسوختگي
با سلام و درود به روح پر فتوح رهبر کبیر انقلاب
در دیاری زیست می کنیم که آنقدر کوچکست و آنقدر با دیوار های سربه آسمان کشیده ای که میکشیم، کوچک تر و کوچکتر می شود ... آنقدر کوچک است که ظرفیت خیلی از القاب را ندارد ...
۳۰ سال از انقلاب گذشته است ، بزرگان دینی شهرمان با نزاع ها و درگیری ها بیعت گذاشته اند...
از شهرمان مهاجرت ها کرده اند ...نیروهای اثر گذارمان را دفع کردیم، خیلی ها رفته اند و بر نمی گردند.
و ما نشسته ایم و قصه لارستان بیدار را سر می دهیم .
آنچه مسلم است این است که تحزب در شهرمان تعریف نمی شود اما بزرگترین آسیب ها را از آفت آن می بینیم تا جایی که کلاه خود را قاضی می کنیم و منبع قضاوت انسانی خود را گرایشات سیاسی قرار می دهیم. آفتی که در سطحی عظیم تر کشور را فراگرفته و آن خودی و غیر خودی کردن هاست و شایسته سالاری طعمی شبیه كشك دارد و آفتي كه دردناک تر و چندش آورتر چون کنه یقه شهرمان را چسبیده ...

گاهی نماینده به سرش می زند که فرمانداری که هست را نیست کند و فردای آن فرمانداری تلاش میکند که داوطلب مجلسی که هست را نیست کند...
در برهه ای حساس از زمانه قرار داریم ...
شورای نگهبان والقاب جدیدش (از جمله هیئات اجرای هیئات نظارت و...) ممکن است بزرگترین ... را به این مرز و بوم بکند .(که البته شورای نجیب نگهبان در اقصا نقاط کشور نقش فرشته نجات معصومی را بازی کرد که هم خواست اعتبار از دست رفته اش را کسب کند و هم منتی بر سر دوستان گذاشته باشد)
اما قبل از آن بایستی تکلیف خودمان را با خودمان مشخص کنیم ... حکایت ما شده داستان مبارزه برای کسب زمینی سوخته ... چه می خواهیم که باید ادای آدم های بیدار را در آوریم... آنجاست که روزگار به ریش ما می خندد و بیژنی می شود اصلاح طلب و محبی اصولگرا و آنجاست که اشکمان را در می آورد که از دوئل محبی و حسنی می نویسند.
بگذریم از این حرفها و البته برمی گردیم به این حرفها وقتی که می گوییم نماینده ي آب و گاز می خواهیم و محبی قهرمان قلدرمان می شود و از لزوم انرژی هسته ای سخن می راند. (سنمان قد می دهد انتخابات ۸ سال پیش اندیشه ی سیاسی ايشان!!!!!!!دوم خردادی بود البته آن موقع دوم خرداد مد بود گناهی ندارد طفلک)
فلانی پسر فلانی است و نمی دانیم فلانی پدرش کیست و همین اقناعمان می کند که به فلانی اولی رای دهیم.امروز ها که خیلی ها پدرشان دچار سوختگی شده چه کنیم!
باور کنید بومی که کوچکترین دهک هایش دو تا و الی آخر اند و به سر کله یکدیگر می زنند و نمی دانند آب و گاز آورشان قرار است در مجلس قانون گذار باشد قهرمانش محبی است.
گويا فراموش كرده ايم كه نماينده ي مطلوب بوم ما بايستي بدور از هياهو هاي سياسي،ابتدا فكري به حال اين سرزمين در آستانه نابودي نمايد.گويا فراموش كرده ايم نماينده ي به درد بخور براي ديار بي چيزه ما بايد سكوت چندين و جندساله تكراري نمايندگاني كه روزه سكوت گرفته بودند ،را بشكند و تلاش براي رفع فقر فرهنگي كه بزرگترين ِ مشكلات ماست را آغاز نمايد.نماينده اي كه برای رسیدن به جامعه ای با آگاهی های نسبی از حقوق و وظایف شهروندی تمام انرژی خود را مبذول دارد و برای آماده کردن بستری مناسب برای بالفعل کردن استعداد های نهفته در منطقه و خارج نمودن از انزوای چندین ساله نخبگان و بازگرداندن نیروهای انقلاب و کار آمد به منطقه تلاش کند که اگر حق بدهیم کاری بس وسیع با اندیشه های دور بین است.
خیلی سخت است این مانیفیست نوشتن ها و دل آدم كباب مي شود براي فردا رای دادن ها...
ماجوانان لاری برای اینکه در روزهایی که می آید و روز هايي كه روزگاري گذشته يمان می شوند، شرمنده خودمان و وجدانمان نباشیم : انتخابات کبود را می پذیریم... انتخابات بدون هیچ نماینده ای ...