ملاصدراي جنگلي

چند سال پيش بلواري هم به نام جناب ملاصدرا نمودند اما ظاهرا قرار نيست دست به سر و گوش درخت‌هاي كور «كهور» كشيده شود؛ آدم فكر مي كند كه اينجا شايد بلوار «ميرزا كوچك خان جنگلي» است. از بس كه شاخ و برگ درختان  بزرگ و نتراشيده است. اگر نمي توانيد درختان سر و سامان دهيد لا اقل اسمش را عوض كنيد تا با مسما باشد. مثلا بگزاريد : «ملاصدراي جنگلي» روحش شاد.

صحبت نو در دو سالگي خود صحبت مي‌كند....

فكر مي كنم بايد جشن دو سالگي بچه شيرخواره كه بايد آن را با روشن كردن دو شمع از شير گرفت جشن بگيريم. دوست داريم كه بعد از دو سالگي دستش را بگيريم و پا به پا ببريم تا شيوه راه رفتن را خوب بياموزد. اين دو سال زود گذشت اما اثرات فرهنگي- اجتماعي صحبت نو غير قابل انكار است. هر چند كاستي هايي بوده اما زيبايي هاي آن خيلي بيشتر است از معايب.

پس تنهايش نگذاريم تا به سن جواني برسد.

هم اكنون نيازمند حمايت هاي فرهنگي- فكري و ايضا مالي (در قالب تبليغات) سبزتان هستيم.

قائدي فراموش نكند....

قائدي فراموش نكند كه خوب شهر را بگردد و جاهايي كه نيازمند تغييرات عمده هستند از اولويت ويژه برخوردار نمايد. لابي ها را كنار بزند و شهرك هاي مختلف را كه به زعم شهردار قبلي در حوزه شهري قرار نداشتند، مثل شهرك رزمندگان و شهرك پاسداران خوب ببيند. مشكلات پا قلعه اي ها را كه مردماني صبور هستند مدّ نظر قرار داده و بداند در گراش جاهايي هست كه در سي سال گذشته دست نخورده.

 اين شهردار بايد از تجربياتش نهايت استفاده را در جهت حل مشكل فاضلاب خيابان بسيج، آسفالت شهرك‌هاي مختلف، گسترش فضاي سبز و ... كند.

تو مي تواني؛ اگر بتواني افكار مثبت و هم دل و مشاوراني راستگو و امين داشته باشي.  او به حمايت هاي شورا و مردم نياز دارد.

سينما: هنر يا تجارت، مسئله اين ست.

به نظر من كه سينما در گراش فوت نموده و چون غير از سال اول نمايش فيلمي نديديم و سالها بود كه تلاش مي كردند تا مجوز سينما در گراش را بگيرند تا يك كار فرهنگي صورت گيرد و كمي هم اوقات فراغت جوانان ما پر شود. اما نشد كه نشد. اگر بخواهيم با ديد تجاري با سينماي گراش برخورد كنيم هيچ وقت دوباره زنده نمي شود مگر اينكه ديد آقايان و مسئولين هنري باشد. ما كه اين همه يارانه داريم، كمي هم به نمايش فيلم در سينماهاي منطقه اختصاص يابد تا سينما داران متضرر نشوند. روز سينما مبارك باد.

خلاف، خلاف است حتي روز تعطيل

جمعه كه مي رسد انگار قانون هم تعطيل مي شود. اكثرا پارك دوبله و بعضا سوبله دارند. از آقايان ستاد مي خواهيم كه جهت رفاه نمازگزاران و نمازنگزاران اعلام نمايند كه كسي پارك دوبله نكند. چون ما هستيم همين يك خيابان و اگر خدا نكرده يك نمازنگزار مريض داشته باشد و بخواهد عبور كند و معطل شود ما هم مقصريم. رعايت قانون براي همه لازم و براي ما واجب است. بشتابيم به سوي قانون مندي... .

گراش، بانك، سرمايه

بارها پرسيده اند چرا بانك ها در گراش سرمايه گذاري نمي كنند؟ اينها همان عوارض شهري را بپردازند كلي كار كرده اند. سرمايه گذاري پيشكش. آخر اينها نيامده اند كه سرمايه گذاري كنند. آمده اند كه سرمايه پذيري كنند. سرمايه گذاري در شهرهاي كلان مي كنند چون نفعشان در اين است و به نظر اينها سرمايه گذاري در شهرهاي كوچك احتمالا مقرون به صرفه نيست. به ما وام به دهند، از سرمان هم زياد است. تا برسيم به سرمايه گذاري...!

حسني براي همه لارستان مي كوشد!

حسني براي فرمانداري ويژه لار به شدت مي كوشد به طوري كه عرقش خيلي ها را در خود غرق كرده است. تعداد اندكي از آنهايي كه در پي ايجاد اختلاف بين مناطق منطقه هستند، فهميدند كه حسني نماينده همه مردم لارستان بوده و برايش گراش و لار و اوز و … فرقي ندارد! مهم برايش ارتقا و پيشرفت و آباداني همه لارستان است.

احسنت، چه دست به قلمي

احسنت چه دست به قلمي، سفرشان به دبي سه ماه نرسيد ولي به اندازه چهل سال كار كردن در بقالي ها در كوچه پس كوچه هاي شارجه و دبي و راس الخيمه و … خاطره نوشت.

خاطراتش هم نكته مثبت داشت هم منفي.

نكته مثبت اينكه جوانان عشق ويزاي گراش كه آينده خود را در كشورهاي خليج فارس مي بينند كمي در تصميم خود تجديد نظر مي كنند و منفي اينكه دبي همه اش كار و كار و كار نيست بلكه چون از قديم گفته اند كه كار بهترين تفريح است پس بايد به جاي كار و كار و كار بگوييم تفريح، نفريح، تفريح ! راستي تو تا حالا در بخار يا همان انبار خودمان يا گـُدام هندي ها كار كرده‌اي؟

 400 كارتون نمك نيزو و زيت اوكي و … عجب كيفي دارد توي كانتينر با گرماي 45 درجه و حقوق 800 درهم و پانزده ساعت تفريح، ببخشيد كار كردن…!