فرمانداري کل براي لار، فرمانداري براي گراش
محمد صادق رحمانيان : در حالي که رستم افسانه اي، از هفت خوان اداري گذشت و بيست وششمين شهرستان استان فارس را به نام خود سکه زد، ساکنان شهر باستاني قلعه اژدها پيکر، همچنان منتظر اعلام فرمانداري کل براي شهرستان لارستان هستند.
فرمانداري کل، ايده اي که با حضور مقام معظم رهبري درنوزدهم ارديبهشت سال جاري در بيت آيت الله آيت اللهي به اطلاع ايشان رسانده شد واز آن پس مرحله به مرحله پيش مي رود تا به نتايج مطلوب منتهي شود. آنچه بيش از همه چيز ذهن پي جويان فرمانداري کل لارستان را آزار مي دهد خواسته هاي کهنه اي است که هر از چندي با نمايان شدن کورسوهايي در دل مردم نو به نو مي شود. يکي از اين خواسته ها که سه بخش قديمي لارستان ،يعني جويم ، اوز و گراش دل بدان بسته اند اعطاي فرمانداري ست.
با حضور حسني از گراش، در خانه ي ملت اميدواري گراشي ها براي به ثمر رساندن اين خواسته ي ديرينه بيش از ديگر بخش ها پر رنگ تر شد. حسني نيز که خود را مديون بخش ها و همشهريان خود مي ديد، طي نامه اي در تاريخ شانزدهم تير ماه سال جاري به وزارت کشور، پاي نخستين برگه براي ارتقاي گراش را امضا کرد. با ارسال نسخه اي از جوابيه معاونت سياسي وزارت کشور به استانداري فارس و فرمانداري لارستان و درج در وبلاگ ها و نشريات محلي واکنش هايي پديد آمد. عليرضا افشار در پاسخ به نامه ي حسني نوشته بود گراش هنوز به حد نصاب جمعيتي نرسيده است، بنابراين فعلاً ارتقاي گراش به شهرستان منتفي است. گويي پيماني نانوشته در ميان بود که تا وقتي لارستان صاحب فرمانداري کل نشود، گراشي ها حق ندارند تابلو فرمانداري را به جاي بخشداري نصب کنند.
در پي اين فشارها حسني در شهريور ماه براي به جريان افتادن فرمانداري ويژه، و کاستن از فشار هاي مردم لار به وزارت کشور نامه نوشت. اين واکنش ها همچنان در ذهن و زبان مردم و مسئولان مرور مي شد تا اين که جمعه19/7/87 درپي کسالت امام جمعه ي لار و عدم حضور ايشان، حجت الاسلا م لطفي درجايگاه نماز جمعه قرار گرفت و در خطبه ي دوم طي سخناني از سر دلسوزي و در پي به وجود آمدن برداشت هاي ناصواب از سخنان ايشان، برخي از حاضران که آنها هم در نوع خود دلسوزند، براي دقايقي فضاي حسينيه ي اعظم لار را تحت تاثير قرار داد. در پي اين اتفاقات لارستان بيدار همان روز نوشت: شنیده ها حاکی از آن است که امروز جمعه19/7/ 87در نماز جمعه لار پس از این که امام جمعه موقت لار آقای لطفی در خطبه دوم نماز در مورد اقدام نماینده لارستان مبنی بر ارتقاي بخش گراش؛لارستان به بیان صحبت هایی پرداخت، در همین زمان عده ای از مردم نسبت به صحبت های امام جمعه موقت لار اعتراض کردند که پس از ادامه پیدا کردن این اعتراض ها مسئول ستاد اقامه نماز لار، با یکی ازاعتراض کنندگان در گیر شد . که با دخالت مردم ومامورین نیروی انتظامی تا حدودی جو آرام شد. وپس از خواندن نماز ظهر و عصر و بعد از پراکنده شدن مردم ؛ آقای لطفی را از حسینیه خارج کردند.
آفتاب لارستان با يک روز تاخيرنوشت : نماز جمعه این هفته لار با اعتراض چند تن از نمازگزاران برای دقایقی مختل شد.
امام جمعه موقت لار در خطبه دوم بیان داشت:.این که هرکسی بخواهد حرف خود را بزند و هرکسی ساز خود را ،باعث عقب گرد می شود. ما باید حرف های همدیگر با هر سلیقه بشنویم و چاره اندیشی کنیم.مسئولین به استعدادها نگاه می کنند نباید توقع داشته باشیم بیایند استانداری یا فرمانداری کل را به ما بدهند.
در ادامه ي خطبه ها و در اعتراض به عملکرد حسنی- نماینده لار و خنج حدود سه تا چهار نفر از نمازگزاران با سر و صدا و هیاهو به اعتراض پرداخته که با مداخله اعضاي ستاد نماز و نیروهای انتظامی که اتفاقآ به مناسبت هفته نیروی انتظامی حضور بیشتری داشتند، جو حسینیه ارام و نماز جمعه و عصر به امامت حجت الاسلام لطفی اقامه گردید.
گزارش ها حاکی از آن است که امروز شنبه جمعی از کسبه محترم و مسئولین شورای شهر لار با حضور در بیت شریف آفتاب لارستان ضمن تشکر از دغدغه مردم بویژه امام جمعه موقت لار و ضمن حفظ آرامش خواستار توجه سریع تر مسئولین به لارستان و ارتقا لارستان شدند.
سياست گزاران لار به اين سبب که لارستان به دلايل مختلف از جمله کمي زير ساخت هاي اقتصادي و تجاري و وجود رقيباني در منطقه تا رسيدن به استان شدن راهي بس دراز را متصور هستند، به فرمانداري کل اکتفا کرده اند و شهرستان شدن هر يک از بخش ها را تضعيف شهرستان لارستان و مانع و رادعي براي فرمانداري کل مي دانند. اين تصور که لارستان بزرگ روز به روز کوچک و کوچک تر مي شود نه تنها دل هر لاري بلکه دل هر لارستاني را مي آزارد، اما اين به معناي تجزيه ي لارستان نيست، زيرا لارستان جغرافيا نيست ، بلکه تاريخ و زبان و آيين مشترک است. مرزبندي هاي جغرافيايي ما را از هم جدا نمي کند.
اعتراضات اندکي که درنماز جمعه ي لار رخ داد نشان از سوءتفاهم و سوءبرداشت برخي از نمازگزاران بوده است و گرنه بيشترينه ي مردم لار در فضايي سرشار از تفاهم و همدلي ارتقاي لارستان و بخش هاي آن را درک مي کنند و مطمئن هستند گراش، جويم و اوز جزو ذخيره هاي طلايي لارستان هستند. البته اگر مردم ، نماينده و مسئولان همچنان در فضايي پر از اعتماد و اطمينان کارها را به سرانجام مطلوب برسانند. اين گونه ايستادن در مقابل هم ، مناسب هيچ کسي و هيچ شهري نيست و چه بسا فضا را کينه آلود کند و ما را از آنچه هم اکنون هستيم، به عقب تر براند.
گراش و لار در هيجده کيلومتري هم قرار دارند و قدمي از جاي خود حرکت نخواهند کرد. همسايه اي که از دير زمان مراودات تجاري و فرهنگي و خانوادگي بين مردمان آن برقرار بوده است و اگر اختلافاتي رخ داده است محصول قدرت طلبي تاجران و حاکمان آن روزگار بوده است تا از مردم زلال ، مظلوم و ساده دل، ابزاري پوپوليستي براي مطامع خويش بسازند. اکنون آن سبوهاي منفعت طلبانه بشکسته است و آن پيمانه هاي پر و پيمان ريخته است. قدرت مالي تاجران در سرزمين هاي ديگري به ثمر نشسته است و با ظهور انقلاب آخرين رشته هاي قدرت آن ها از هم گسسته.
آن چه از اختلاف ها در ذهن ها ته نشين کرده است، جز خستگي تاريخ چيز ديگري نيست. لارستان را بايد از نو ساخت با دل ها و ذهن هاي جوان. لارستان را بايد با بزرگداشت داشته هاي فرهنگي اش از نو شناخت.
آن چه در پايان اين مقال گفتني ست آن است که در مسابقه ي فرمانداري کل براي لار و فرمانداري براي گراش بهتر آن است که هر دو طرف ماجرا با نتيجه ي برد – برد از زمين بازي خارج شوند و اين ميسر نيست، مگر با صبوري و همدلي و گاهي نيز از خود گذشتگي و ازشهر گذشتگي. نگارنده همانند بسيار کسان ديگر بر ديدگاه هم اين و هم آن پاي مي فشارد و بر اين باور است که در فضاي گفت و گوهاي مسئولانه اولويت بندي ها را تعيين کنند و اين گونه مسائل را گاه عامدانه ، گاه غير عامدانه به ميان مردم کوچه و بازار نکشانند.