چند شعر از شاعران لارستان برای اواسط هفته
می نالم عمری از درون می نالم از چیزی می بینم و فریاد حبس و لالم از چیزی هی می پرم با نیت اوجی ولی موجی در هم شکسته شور وشوق بالم از چیزی... ........................................................................ ...و يك غزل كوتاه از مرتضی شمالی اشتياق، انتظار، خلف وعده هاي او تيك تاك ساعت است، يا صداي پاي او چشمه اي به روي كوه، مي شود يك آبشار چشم هاي خيس من، روي شانه هاي او برو کنار از مقابلم ... برو... مگر کری؟.... برو و دست از سرم... بایست جای دیگری! برو کنار... در ضمیر "من" نفس نفس کسی به خاطر هوای تازه می زند به هر دری... تو با من اونقدرها بد نکردی می تونستی ولی اونقد نکردی تو هر دستی که اومد زیر میزت فقط من باب خدمت رد نکردی !