مروری بر فعالیتهای انتخاباتی دور سوم مجلس شورای اسلامی
يادم ميآيد از روزهاي قبل از انقلاب كه يك كميته 26 نفره در مدرسه علميه تشكيل شده بود و همهي اعضای آن از بزرگان و معتمدين، مومنين و روشنفكران انقلابي جهت خدمتگزاري به مردم بودند. در اوج انقلاب و روزهاي پاياني رژيم سابق ادارات مختلف شهر به هم ريخته بود و هيچگونه نظمي برقرار نبود، آن شوراي 26 نفره جاي خالي همهي ادارات را پر كرده از شهرداري تا درمانگاه آتشنشاني، نظم و انتظامات و برقراري امنيت و حتي نظافت شهر را به عهده گرفته بود و تا ماهها بعد از پيروزي انقلاب فعاليتهاي اين شورا ادامه داشت. متاسفانه هنوز پايههاي نظام جمهوري اسلامي استحكام كامل نيافته بود كه جنگ صدام جنايتكار با حمايت تمام قدرتها، به ايران تحميل شد. امام خميني(ره) با درايت و رهبري منحصر بفرد خود با ياري و هدايت خداوند و اطاعت امت از ايشان و بسيج مردم با تمام قوا جنگ را مهار كرده و پايههاي نظام مستحكم شد. در نيمه دوم سال 66 كه هنوز شعلههاي جنگ زبانه ميكشيد و مصادف با پايان دوره دوم مجلس شوراي اسلامي بود مردم و مسئولين علاوه بر دغدغه جنگ هميشه به فكر خدمت كشور و پيشرفت آن نيز بودند. البته همشهريان گراشي هم از اين مسئله غافل نبودند و از روزهاي اول انقلاب همگي به دنبال راهي براي خدمت بيشتر و ميدان و عمل و قدمهاي بلندتر و اساسيتر بودند. جاي خالي اين امكانات براي آنها رنجآور بود و به دنبال راهي بودند تا هم خود در عرصهي تصميمگيريها سهيم باشند و هم از نيروهاي موجود استعدادهاي بالقوه آنها استفاده بهتر ی شود. لذا نتيجهگيري ميشد اگر بتوانيم يك نفر را به نمايندگي مجلس انتخاب نماييم راهحل مناسبي است. ميتوان سطح فعاليتها را از شهر به منطقه ارتقا داده و در پيشرفت زادگاهمان لارستان هم نقش فعالتري را بعهده بگيريم به همين دليل بحث داغ انتخابات در مجالس و محافل بالا گرفت و همگي روي اين موضوع به اتفاق نظر رسيدند و موضوع را بهصورت جدي پيگيري ميكردند.
اينجانب كه طبق معمول از سال 65 در شركت نفت به صورت اقماری (دو هفته كار و دو هفته استراحت) مشغول بودم در منطقه جم و دیر كنگان انجام وظيفه ميكردم و ايام استراحت از مسير شيراز به گراش ميآمدم. در يكي از سفرها كه احتمالاً در آبان يا آذر ماه سال 66 در شيراز به منزل اخويام حاج احمد رفته بودم ايشان به من خبر دادند كه جمعي از دوستان و بزرگان شهر جلساتي داشتهاند و تصميمگيري نمودهاند كه حتماً در دورهي سوم مجلس كه انتخابات آن در فروردين 1367 خواهد بود از گراش كانديدايي داشته باشيم و پيشنهاد كردهاندكه شما را به عنوان كانديدا مطرح نمايند.
اين خبر واقعاً براي من غافلگير كننده بود، نميدانستم كه چه بايد كرد از طرفي من خود جزو پيشگامان اين فكر بودم كه ميبايد روزي وارد اين ميدان شويم و حاصل سالها همفكري و رايزني داشت به واقعیت نزديك ميشد و لازم بود در اين سطح فعاليت شروع شود و ديگر جايي براي تأمل و درنگ نمانده بود. از طرفي خود را براي چنين موضوعي آماده نكرده بودم اينك ميبايد تصميم ميگرفتم كه قبول كنم و يا با دلایلي اين مسئوليت را رد نمايم. به هرحال تصميم گيري در اين شرايط خيلي مشكل بود. چند روزي از حضورم در گراش ميگذشت كه يكي از دوستان اعلام نمودند که به همراه تعدادي ديگر امشب در منزل شما جلسهاي در همين رابطه خواهيم داشت.
آقايان حاج زينل خواجهزاده، حاج مرتضي فانيلاري، حاج اماناله وقارفرد، حاج اسماعيل اسماعيلنژاد، حاج احمد درويشي، حاج غلامرضا شاكري، حاج عباس جهانباني و ..... (كه البته اسامي دقيق در خاطرم نمانده و كم يا زيادي اگر بود اميد بخشش دارم) به منزل تشريف آوردند و و اطراف موضوع بحث زيادي انجام شد و يا اين استدلال كه بلاخره ميبايد يكنفر پيشقدم شده و اين سد را بشكند و لازم است فعاليت را شروع كنيم حتي نتيجهي آن ضعيف شود لذا راهي جز قبول موضوع براي بنده باقي نمانده قرار و مدارهاي اوليه گذاشته شد و خود را براي يك دوره فعاليت جدي و سخت آماده نمودم.
بعد از آن شب جلسات جهت برنامه ريزيها آغاز شد و اعضاء ستاد انتخابات معين شدند كه به شرح زير بودند.
1- جناب آقاي حاج سيد عباس جهانباني/رئيس ستاد
2- جناب آقاي خليل عالمي/ معاون ستاد
3- جناب آقاي ابراهيم مهروري/ مسئول تبليغات
4- جناب آقاي محمود غفاري/دبير ستاد
5- مرحوم حاج محمد فقير / مسئول تداركات
6- حاج امانالله وقارفرد- حاج مرتضي فانيلاري- حاج زينل خواجهزاده/ مسئول امور مالي
7 - جناب آقاي غلامحسين رسولينژاد/ رابط ستاد
منزلي هم كه متعلق به جناب آقاي حاج اسد فانيلاري بود به عنوان مركز ستاد معين شد.
اينجانب با توجه به سنگيني كار جهت حضور كامل با گرفتن یک ماه مرخصی استحقاقی و یک مرخصی بدون حقوق در دو ماه آخر به صورت کامل در کنار ستاد قرار داشتم. اماً حقاً و انصافاً تمام همشهریها و اعضای ستاد سنگ تمام گذاشتند و برای حداقل سه ماه تمام وقت خود را صرف این موضوع نمودند و با برگزاری جلسات مکرر با اقشار مختلف مردم از تمامی امکانات فکری و مالی و علمی بهره بردند و با جان و دل تلاش کردند و از هر نظر کمک کردند. کمکهای مالی به حدود 6221280 ریال رسید که از این مقدار حدود 2285602 ریال باقی ماند در سپرده بانک گذاشته شد که بعد از 16 سال در دوره هفتم مبلغ به حدود ده میلیون ریال رسیده بود که در این دوره صرف تبلیغات کاندیداتوری جناب آقای سید عباس جهانبانی شد.
در این امر مهم بیش از یکصد نفر فعالیت مستقیم داشتند و حدود یکصد نفر کمک مالی نمودند که جای تقدیر و تشکر دارد چنانچه مجال باشد از آنها نامبرده خواهد شد همچنین جهت این برنامه بیش از 40 دستگاه خودرو بدون منت و انتظاری خاص در اختیار ستاد قرار گرفت و رانندگی و تأمین بنزین آنرا نیز صاحبان خودرو خود به عهده داشتند.
حاصل این همه فعالیت جانانه و خالصانهی آنها بسیار شیرین بود و قبلاً قابل پیشبینی و تصور نبود. درست است که نتیجه نهایی را نگرفتیم ولی خیر و برکت زیادی در پی داشت بطوری که از آن دوره به بعد در تمام دورهها حضور فعال در انتخابات با معرفی چهرههای تازه داشتهایم و سد عدم حضور شکسته شد و این باور در مردم ایجاد شد که واقعاً میتوان برای اهداف خود تلاش کرد.
من این اتفاق و همفکری و همراهی و همدلی مردم را حاصل نتیجه و عزم راسخی میدانم که مردم با آگاهی کامل به اهمیت و لزوم آن پی برده بودند و حاصل رشد فکری و سیاسی آنها میدانم که این گونه باور کرده بودند که میتوان از این طریق به اهداف سیاسی اجتماعی خود برسند. جا دارد از این همه تعهد و احساس تکلیف و از خود گذشتگی مردم شریف تشکر کنیم و به آنها ببالیم و افتخار کنیم و امیدوار باشیم در این راه فعال باقی بمانیم زیرا این حرکت در هر حالتی ارزشمند است و خیر و برکت دارد و نشانه بالندگی و زنده بودن و اوج شعور سیاسی مردم است هر چند با گذشت 27 سال از انقلاب دیگر برای مسئولین نباید مشکلات ناشناخته باشد که بر زمین بماند ولی رقابت و ارائه برنامه بهتر در جهت حل مشکلات و تسریع در رشد جامعه و استفاده از استعدادهای جوان و خلاق مردم را نباید فراموش کرد تا بر سرعت رسیدن به اهداف افزوده شود در جهت تعالی بخشیدن به ثمره انقلاب تلاش و جدیت کرد.
جمع آرای آقای راستی 23216 رأی
جمع آرای آقای نوروزی 24391 رأی
محمود نوروزی. 14/11/85