فرهاد ابراهیم پور: دومطلب بسیار مهم وجالبی در روزنامه انترنتی صحبت نو با عنوان راه شهرستان شدن از نمایندگی مجلس می گذرد و چگونه یک گراشی میتواند وارد مجلس شود چاپ شده است که در ان به سیر وسرگذشت کاندیداهای گراشی در عرصه های انتخابات مجلس پرداخته است ودر همه انجا ها که گراشی ها ارزو داشتند یک گراشی انتخاب وبه مجلس شورای اسلامی راه پیدا کند دست خالی وناامید برگشته اند واین حرف وحدیث همچنان ادامه داشته تا کنون که نویسنده متن از خود می پرسد ایا باز ما گراشی ها میتوانیم یک نماینده به مجلس بفرستیم یا همچون گذشته این لاریها هستند که نماینده بلامنازع لارستان هستند

 البته این مشکل فقط گراشی ها نیست اوزیها هم همین مشکل را دارند نه تنها در باره نماینده انتخابی برای مجلس بلکه اوزیها سالیان درازی است که از خود سوال میکنند چرا ما تاکنون یک بخشدار اوزی نداشته ایم چرا دادگاه انقلاب نداریم چرا بسیاری از روسای ادارات اوز غیر بومی هستند چرا ما بعد از نیم قرن است که بخشداری داریم ولی شهرستان نمی شویم چرا انها که زمانی جز دهستان اوز بودند چندی پیش  شهرستان شدند اما اوز همچنان در جای خود نگهداشته شده است ایا اوزیها وگراشی ها ادم هایی بی لیاقت ودانش امور هستند ایا لاریها سواد ودانش بیشتری دارند جای تردیدی نیست که لاریها هم مدبر ودانش پزوه هستند ایا دیگران نیستند پس انها که این مطلب را میخوانند ودر در دوره های مختلف نماینده بوده اند وهستند بما حق بدهند که این سوال سوال را هر بار در ذهن خود تکرار کنیم که چرا اوزبه شهرستان ارتقا پیدا نمی کند 

  در رابطه به امکان حضور اوزیها وگراشی ها در مجلس شورای اسلامی امری که برای لاریها در چند سال بعد از انقلاب سهل نموده برای اوزیها وگراشی ها به ارزو تبدیل شده است تا شاید از این امکان برای طرح مسائل خود اللخصوص مسئله شهرستان شدن شهر خود بهره ببرند .  در بعد از انقلاب بیشتر امور در دست اوزیها وگراشی ها نبوده است که نخواسته باشند به این نوع نگاه پایان دهند عقل سلیم حکم میکند که ما نسل جوان وجدید بدور از هر نگرش ناسیونالیستی به تفاهم بیشتر در منطقه فکر کنیم واین خواسته یک طرفه نباشد اگر ما در یک منطقه بزرگ با سنن واداب بسیار نزدیک به هم زندگی میکنیم نمی توانیم همدیگر را نادیده بگیریم پدری که به فکر  فرزندش واتیه او نباشد ونپذیرد که او میتواند وباید در مسیر پیشرفت قرار گیرد دیر یا زود ان فرزند ازرده خاطر خواهد شد وان دلبستگی گذشته نسبت به پدر خود نخواهد داشت .با شعار وتبلیغات نمی توان موقعیت پایداری در دل مردم پیدا کرد بلکه با انسجام واتفاق وهمدلی  در کارهای عملی است که انسانها میتوانند کنار یکدیگر به پیشرفت نائل گردند .اینکه بعد از انقلاب لار موقعیت مناسبتری نسبت به دیگران در عرصه های مختلف پیدا کرده بر همگان اشکار است اما لارستان با وجود شهرهای همجوار وهمراه ان معنی پیدا میکند لارستانی که تلاش میکند خود را به موقعیت فراتر از انچه هست بکشاند تا شاید به استان تبدیل شود می باید در جهت دیدن شهرهای تابعه بصیرت بهتری داشته باشد وگرنه سلب موقعیت از پیشرفت دیگران خواه با ابزار سیاسی ومذهبی باشد خواه با توان اقتصادی واداری نمی تواند متضمن یگانگی وانسجام گردد .من فکر نمی کنم بودن دو یا سه نماینده از منطقه لارستان کهن جای کسی را تنگ کند بلکه باعث گسترش تلاش بیشتر مردم این منطقه برای ابادانی وپیشرفت خواهد شد به امید اینکه مسئولین منطقه واستان به این خواست دیرینه توجه لازم وکافی بنمایند مطمئنا مردم ومسئولین اگاه هستند که  اتحاد وانسجام وهمدلی از مشورت ورعایت حقوق دیگران حاصل می شود  .

 

 (محمودا)دبی26.9.2007