امروز واقعیت ها را بنویسیم تا فردا از آن افسانه نسازند
صادق رحمانی : نوزدهم شهریورماه 1386 ، در برنامه ی سیمای خانواده، آثار باستانی شهر لار را نشان می داد. آقای میلانی و همراهانش در فروردین سال 1386، به لار آمده بودند تا از این کهن شهر جنوب غربی ایران فیلم تهیه کنند. خانم سیما علویه (مدیر اداره میراث فرهنگی) و غلام اوحدی (عکاس و پژوهشگر لاری) او را همراهی می کردند.
گزارش آقای میلانی با آن صدای صمیمی اش همواره از جذابیت خاصی برخوردار بوده است. یکی از ویژگی های آقای میلانی آن است که: هیچ گاه مقهور افسانه هایی که پژوهشگران محلی بر زبان می آورند، نمی شود. معمولاً برای به دست آوردن اصل واقعیت، با آنان چالش می کند. گذشت سالیان طولانی از حوادث و وقایع و حتی آثار باستانی، ما را از شناخت واقعیت های آن روزگار دور می سازد. معمولاً برای شناخت واقعیت ها نیز منابع و مآخذ مکتوبی در دست نیست.
1. در کتاب تاریخ مفصل لارستان ، نوشته دکتر محمدباقر وثوقی و دیگران، جلد اول، صفحه 130 (به نقل از تاریخ عالم آرای عباسی، تصحیح دکتر اسماعیل رضوانی، جلد 2، ص 995 و 996) آمده است:» «بین الجمهور مشهور است که گرگین میلاد ، چون به ظاهر شهر لار رسید،به جهت دخول شهر، ساعت اختیار می نموده، منجمان عجم و اخترشناسان لار سعد و نحس کواکب را با نظرات یومی، به نظر تدقیق ملاحظه نموده، تا مدت هفت سال، ساعتی که به درجات دقایق طالع او موافق و از نحوست نجومی و سهم الحوادث روزگار خالی باشد نیافتند... و گرگین هفت سال در کنار شهر توقف نمود تا روز موعود، در آن ساعت مسعود داخل شهر شد و از آن زمان که قریب چهار هزار سال است نسلاً بعد نسل اولاد او در آن دیار حکومت نموده و ... » این حکایت بیش از آن که رنگی از واقعیت داشته باشد، در هاله ای از افسانه فرو رفته است.
2. در منطقه لارستان چندین قلعه بزرگ نظامی وجود داشته است، قلعه پرویزه در اوز، قلعه گراش ، قلعه دیده بان، قلعه نظامی لار که در قسمت شمالی قلعه اژدها پیکر واقع است. در قلعه گراش چاهی سنگ چین شده وجود دارد که همانند آن در قلعه نظامی لار نیز وجود دارد. وجود این شباهت باعث شده است که این افسانه در زبان مردم گراش و لار رواج پیدا کند که بین شهر لار و گراش از طریق این چاه تونلی وجود دارد که در مواقع خطر از آن استفاده می کرده اند!
3. به هنگامی که فیلم قلعه نظامی لار پخش می شد و آقای اوحدی درباره ی خندق توضیح می داد، گفت: در این خندق همواره آتش روشن می کرده اند. میلانی در مقام نقد به او گفت: هیزم ها حداکثر تا سه ساعت می توانسته دوام بیاورد. بقیه ی ساعت ها چی؟ و این قدر هیزم را از کجا می آورده اند! حکایت آتش روشن کردن در خندق نیز، رنگی از افسانه دارد و نمی توان آن را واقعی دانست. با این حال می توان احتمال داد که در یک یا دو مورد این اتفاق افتاده باشد.
4. علاوه بر این که کاربرد چاه سنگ چین شده و عمیق در قلعه نظامی لار، از دیدگاه آقای میلانی آشکار نبود، غلام اوحدی و سیما علویه نتوانستند به این پرسش پاسخ دهند که چرا آب انبار آن جا را به صورت صلیبی (به اضافه) ساخته اند؟ یکی از لاری ها گفت: به دلیل این که کاربردی همانند بادگیر داشته باشد و میلانی در پاسخ گفت: در آب انبارهای دایره ای هم باد از چهار طرف می وزد. بنابراین دلیل قانع کننده ای برای ساخت آب انبار به صورت صلیبی اقامه نشد. این گونه ابهام ها و ناشناخته ها در لارستان کم نیست. از پیرسرخ گرفته تا چارتاقی ها، از قلعه ی کاریان تا قلعه میمون و ...
اکنون و در پایان این یادداشت ، این سؤال مطرح می شود که آیا بهتر نیست اکنون آنچه چشم می بیند، به نسل فردا گزارش شود، تا واقعیت ها را پرده ای از افسانه نپوشاند؟