صحبت نو: در پی چاپ مقاله ای در فصلنامه هیمه شماره دو، مهرماه 1386 با عنوان ریشه های تاریخی دال و ذال در گویش گراشی. و بروز اختلاف نظر ، از آقای دکتر احمد اقتداری پژوهشگر برجسته گویش های محلی جنوب غربی ایران، خواستیم نظر خود را درباره ی دو واژه ی ناساگ و بله لئز با خوانندگان صحبت نو در میان بگذارد.

  علاوه بر آن از او خواستیم درباره ی آخرین پژوهش های علمی اش با ما سخن بگوید: اکنون سؤال ما و جواب آقای اقتداری را بخوانید.

  نظرتان درباره ی معنای واژه های ناساگ و بله لئز چیست؟

  - ناساگ ؛ یعنی جایی که سایه ندارد. البته این کلمه ی پهلوی است. ساگ در زبان پهلوی به معنای سایه است. باید بگویم که در حوالی جاده ی چالوس بین شهرستان کرج و گچسر ، دهی وجود دارد به نام «نسا» nasa ( بدون سایه ) که دقیقاً به معنای ناساگ است. همچنین در کوه های شهر نور در مازندران ، نیز جایی به نام «نَسَن» وجود دارد که باز هم به معنای بدون سایه است. این کلمات همه به هم مربوط است. در گرا ش هنگام طلوع آفتاب ، نخست منطقه «بلک لئز» را روشن می کند و سپس ناساگ را. منظورم از ناساگ منطقه ای در پشت کلات فعلی است که هم اکنون در کمربندی و دانشگاه و بیمارستان واقع است. در طول روز در این مناطق سایه ای وجود ندارد و تا به هنگام غروب آفتاب بر این سرزمین می تابد. ناساگی ها از اصیل ترین و قدیمی ترین ساکنان گراش هستند و زبان آنها جز در واژۀ دال و ذال هیچ فرقی با محله برق روز ندارد.

 

 - واژۀ بلک لئز، اندک اندک تغییر کرده و به گونه های دیگری نیز تلفظ می شود، مثلاً بله لئز و بره لئز. که از نظر معنایی فرقی ندارد و همه یعنی اولین شعاع آفتاب. امروزه این محله را برق روز می نامند و معنای برق هم همان پرتو خورشید است و ربطی به برق به معنای اصطلاح امروزی آن ندارد.

 

 اقتداری، پژوهشگر و نویسنده لارستانی، در پاسخ به سؤال خبرنگار صحبت نو که از او پرسید، دلیل اصلی نگارش کتاب چرا ایرانیان شیعه شدند چه بوده است گفت: در اردیبهشت ماه   1386به دعوت دانشگاه کالیفرنیا ، به آمریکا رفتم و درباره ی جزایر ایرانی به مدت یک ساعت و نیم سخنرانی کردم. این سخنرانی در تالار بزرگ DoD (فلسفه) انجام گرفت. پس از سخنرانی به پرسش های حاضران پاسخ گفتم. یکی از آنها که اهل یزد بود گفت: «من شیعه و مسلمانم همانطور که پدر و مادرم شیعه و مسلمان بوده اند، اما اخیراً تبلیغات شدیدی علیه شیعه در این سرزمین صورت گرفته است که می گویند شیعیان، مسلمان نیستند.... و بر اثر تبلیغات سوء دچار شک و تردید شده ام.»

 

 من هم تصمیم گرفتم ریشه های اصلی تمایل و علاقه ایرانیان را از آغاز تا اکنون به اهل بیت (ع) با تکیه بر فرهنگ ملی بنگارم. در این کتاب به علل و اسباب و تدابیر فرهنگی ایرانیان در قبال اعراب پرداخته ام و به طور جزیی گفته ام که چرا ایرانی ها به امام علی(ع) و حضرت سید الشهدا(ع) معتقد شدند. این کتاب در ششصد صفحه طی ماه های آینده و پس از دریافت مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد وارد بازار خواهد شد.