چگونه صحبت نو گرا ش منتشر شد؟
صادق رحمانی : اکنون یک سال از انتشار بی وقفه صحبت نو می گذرد، انتشار صحبت نو ویژه ی گرا ش به گفته ی خوانندگان فرهیخته ی این نشریه، حادثه ای در روزنامه نگاری جنوب استان فارس است. شاید برای شما جالب باشد که بدانند چگونه صحبت نو راه اندازی و منتشر شده، اکنون ماجرا را بخوانید.
من در تهران به کار و زندگی مشغول بودم ، هر چند هر از گاهی درباره ی محل زادگاه ام می نوشتم و تلاش داشتم که با انتشار کتاب و مقالات علمی ، آن را به علاقه مندان بشناسانم.
تابستان سال 1385 بود، عبدالحسین سرخوش و علی دیباجی، برای دعوت روحانی به مسجد صاحب الزمان، به حاج آقا شجاعی در تهران سر زده بودند، مرا هم صدا کردند تا با آنان باشم. حاج آقا ابطحی به تازگی گراش را ترک کرده بود و مسجد امام جماعت نداشت.
به منزل آقای شجاعی – که رئیس جامعه ی واعظان تهران است – رفتیم. آقای شجاعی ، یک روحانی جوان و جیم را به آقای سرخوش و دیباجی معرفی کرد که ایشان اگر قبول کنند – می توانند، امورات مذهبی مسجد صاحب الزمان (عج) را اداره کنند. قرار بر این شد که این روحانی به مدت یک هفته به گراش بیاید و چنانچه حال و هوا بر وفق مراد ایشان باشد، با فراخواندن اهل منزل ، از تهران به گراش بیایند. (... به گراش آمد، اما ماندگار نشد...)
پس از صرف ناهار از منزل آقای شجاعی بیرون آمدیم. در اتومبیل فرصتی بود که با عبدالحسین درباره ی مسائل و مشکلات اجتماعی گراش، صحبت کنیم.
او از این که انتخابات شورای شهر نزدیک است و نشریه ای در گراش وجود ندارد که به انعکاس اخبار و رویدادهای شهر بپردازد ناراحت بود و از توقف عصر گراش گله مند . می گفت: آیا درست است شهری سی هزار نفری یک نشریه نداشته باشد؟ اظهارات ایشان، به رگ غیرت من برخورد و پیشنهاد دادم، در صورتی که مسئولان پیشین نشریه موافق باشند، عصر گراش را مجدداً منتشر کنیم. البته این شرط را گذاشتم که من با توجه به ایده ی خودم و اعضای جدید کار را شروع خواهم کرد. قرار شد که ماحصل گفت و گوها به سمع مصطفی خورشیدی و هیئت مؤسس برسد و کار برای راه اندازی دوباره هموار شود. از گفت و گوی عبدالحسین سرخوش و خورشیدی چهار ماه گذشت و همچنان در پاسخ به من ابرام و اصراری وجود نداشت، حتی از تهران به دبیرستان کامروا دوبار زنگ زدم. آقای خورشیدی ضمن اظهار کلمات متواضعانه و مؤدبانه و تعارفات معمول همچنان از پاسخ صریح و روشن طفره می رفت. به گفته خودشان یکی دو جلسه نیز با اعضای هیئت مؤسس یعنی آقایان عبدالله صلاحی و علی سپهر گرفته شد، اما نتیجه ای حاصل نشد. چهار ماه گذشته بود و من همچنان بر عهد خود استوار بودم . تجربه ای داشتم . سال ها پیش نشریه ی محلی همساده را منتشر کرده بودم؛ یازده سال نشر همسایه را مدیریت می کردم. چهار سال در روزنامه جمهوری اسلامی فعالیت کرده بودم؛ دو سال در نشریه ی هفتگی قم امروز مدیر تحریریه بودم و دوره های مختلف روزنامه نگاری و مدیریت رسانه را گذرانده بودم. همین امر وادارم می کرد که از تجربه هایم برای رشد و اعتلای فرهنگی گراش بهره بگیریم و به قولی که به دوستانم داده ام عمل کنم. بالاخره در تاریخ آبان ماه 1358 با عبدالحمید غریب نواز ، قاری قرآن کریم – که پیش از انتشار صحبت نو، برای سردبیری با من صحبت کرده بود و من به دلیل مشغله ی کاری سر باز زده بودم، این بار برای انتشار صحبت نو ویژه ی گراش گفت و گو کردم و ایشان در کمال خوشرویی پذیرفتند و این گونه شد که شماره ی اول آن با تلاش من و محمد خواجه پور و محمد علی شاه محمدی و حجت عابدی و عبدالرضا افشار و سعید توکلی در تاریخ آذر ماه 1385 به چاپ رسید و فصل نوینی در حیات روزنامه نگاری در گراش آغاز شد. در همان آغاز نیز زمزمه های معینی بر این که خط فکری این نشریه از لار تغذیه می شود، در برخی محافل بر زبان ها جاری شد که اکنون پس از دوازده شماره انتشار، استقلال فکری ماهنامه بر همگان روشن شده است. با انتشار اولین شماره ها، عصری ها هم به ما ملحق شدند. هدف اصلی ما اطلاع رسانی درباره ی رویدادهای گراش، پخش اخبار درباره ی افتخار آفرینان گراش در عرصه های علمی، فرهنگی، اجتماعی و بازکاوی تاریخ این سرزمین است. گفتنی است که بیشترین منبع مالی ماهنامه نیز از طریق آگهی ها به دست می آید که همه ی آن خرج سنگین فیلم و زینگ و چاپ و کاغذ آن می شود.مبلغ دو میلیون تومان در قبال آگهی ، از مؤسسه امام علی(ع) وام گرفته ایم که ماهانه دویست هزار تومان آن بازپرداخت می شود. کمک های مالی دیگری نیز برای ادامه ی حیات ماهنامه به ما می رسد که ضمن سپاس از همه ی فرهنگ دوستان، درصدد هستیم از طریق درج آگهی لطف آن بزرگواران را پاسخگو باشیم.
بیشترین تأکید ما بر بازتاب خبرهای گراش و رویدادهای مربوط به آن است، البته به دلیل مجاورت ، درج مطالبی درباره ی منطقه ی لارستان نیز در دستور کار ما قرار دارد. به دلیل شهرت و جذابیت، مصاحبه و عکس هنرمندان ایرانی نیز در صفحه نخست جای گرفته است. مرور زندگی شغلی همشهریان در دیگر نقاط ایران و جهان نیز پیش چشم داریم.
به دلیل این که نشریه محلی است، استقبال همشهریان بیش از حد انتظار است.
در این دوازده شماره مصون از اشتباه نبوده ایم، اما درصد خطای ما اندک بوده است و همین اندک نیز مایه ی شرمساری و نگرانی ما را به وجود آورده است. امید که نشریه ای در شأن مردم شریف و پاکدل گراش داشته باشیم زیبا ، خواندنی و به یاد ماندنی.
از همه نویسندگانی که در این دوازده شماره ما را همراهی کردند، سپاسگزاریم و دست همکاری دیگر همشهریان را برای نگارش مقاله، تحلیل و گزارش می فشاریم.
به نمایندگی از طرف دست در کاران صحبت نو ویژه گراش