گم شدن بوي خوش نانهاي محلي در پيچ و خمهاي اداري
علي سپهر: گندم يا طلاي زرد يكي از استراتژيكترين محصولات غذايي دنيا محسوب ميگردد كه در تامين امنيت غذايي كشورها نقش بسزايي دارد. قدرتهاي استعمارگر سالهاست كه به اين نكته پي برده و از اين محصول ارزشمند به عنوان سلاحي كارآمد استفاده و آن را به ابزار سلطه در دنياي سياست تبديل كردهاند. مسئولين جمهوري اسلامي ايران به اهميت اين محصول واقف بوده و در چند سال اخير و در راستاي قطع وابستگي و تامين امنيت غذايي مردم گامهاي موثري برداشتهاند تا جايي كه كشور عزيزمان ايران در يكي دو سال اخير از نظر توليد گندم خودكفا شده و از بزرگترين واردكننده گندم به جمع صادر كنندگان اين محصول پيوسته است.
پيشينيان ما نيز از اهميت اين محصول مطلع بوده و در كاشت و نگهداري آن اهتمام ميورزيدهاند به نحوي كه از گذشتههاي بسيار بسيار دور اين باور در فرهنگ عاميانه مردم گراش وجود داشته است كه تا گندم و خرما است قحط سالي نيست، آنها با تدابيري ويژه مانند ذخیره گندم با خوشه، گندم را از يك تا چند سال در خمرههاي بزرگ سفالي و دور از نور ذخيره كرده و با چنين تدابيري از قحط ساليها جان به سلامت ميبردهاند. امروزه با توجه به پيشرفتها و فنآوري هاي موجود چنين تدابيري رنگ باخته است. چرا كه دولتها ملزم به تامين امنيت غذايي مردم هستند. دولت علاوه بر تامين گندم و آرد مورد نياز مردم يارانههاي هنگفتي را بابت عرضه نان ارزان پرداخت ميكند. با توجه به نرخ خريد گندم توسط دولت در سال جاري، با يك حساب سرانگشتي ميتوان محاسبه كرد كه 96 درصد آرد تحويلي به نانواييها يارانهاي است. اين در حاليست كه سرانه ماهيانه هر شهروند ده كيلوگرم آرد ميباشد و دولت آنرا مستقيم به نانواييها تحويل ميدهد تا آنان با پخت نان اقدام به عرضه نان ارزان به شهروندان نمايند. بايد راهكارهاي اجرايي براي بعضي از نواقص این شیوه توزیع پيدا كرد (بخصوص براي شهرهايي همچون گراش كه به پخت نانهاي محلي كه كيفيت بهتر و تنوع بيشتري دارند اهميت ميدهند) نواقصي همچون عدم تحويل مستقيم آرد به شهروندان، كيفيت نامناسب نانها، بهداشت نانواييها، نبودن مامور بازرسي و نظارت، مشكل شرعي خريداران آرد از نانواييها و... در گراش به چشم ميخورد.
مسلماً سهميه تحويلي بر اساس آمار جمعيتي است و اين در حالي است كه مهاجريني كه براي كارهاي موقت به اين شهر ميآيند، عشايري كه در اطراف شهر سكونت دارند و اتباع غير ايراني در اين آمار لحاظ نشدهاند و از آرد يارانهاي شهروندان گراشي استفاده ميكنند. جداي از مورد اول و دوم كه تابعيت ايراني دارند و استفاده آنها از آرد يارانهاي قابل هضم است در مورد سوم كه شامل اتباع غير ايراني (بخصوص افاغنه) كه بدون مجوزهاي قانوني در شهر سكونت دارند سئولات متعددي پيش ميآيد، مثلاً چند خانوار افغاني در اين شهر سكونت غير مجاز دارند؟ تعداد آنها چند نفر است؟ چند درصد از يارانه هاي ارد شهروندان گراشي توسط آنها مصرف ميشود؟ آيا دولت يا سازمان ملل متحد براي آنها سهميه جداگانهاي در نظر گرفته است و اگر سهميهاي وجود دارد آيا به شهر ما پرداخت ميشود؟ پرواضح است كه از سهميه آرد ما ديگراني استفاده ميكنند كه لااقل هيچگونه سهميه اضافه بر آمار جمعيتي شهر از سوي دولت براي آنان در نظر گرفته نشده است و آنها نيز در اين زمينه و يا زمينههاي ديگر هيچگونه مالياتي متحمل نميشوند. اما آيا ميتوان رويه كنوني را تغيير داد؟ مشكلترين كار در اين مبحث تغيير رويه كنوني است چرا كه از سويي در بعضي شهرها نظير گراش به دليل تنوع نانهاي محلي و وجود حدود 15 نوع نان و دورريزي بسيار بسيار كم آن، كيفيت بهتر، رعايت اصول بهداشتي مناسب، استفاده نكردن از افزودنيهاي غير مجاز، برآورده كردن سليقههاي مختلف و تناسب نوع نان با نوع غذا، از نانهاي محلي بيشتر استقبال ميشود. در چنين شهرهايي يك شهروند براي پخت نان در خانه بايد آرد را به صورت آزاد خريداري نمايد چرا كه در حال حاضر توزيع مستقيم آرد يارانهاي به مردم در جوامع شهري منع قانوني دارد و آرد يارانهدار فقط در جوامع روستايي و عشايري توزيع ميشود. از سويي شهروندان براي تهيه آرد و رعايت موازين شرعي و قانوني مجبور به خريد گندم آزاد هستند، چنين شهرونداني به دليل استفاده نكردن از آرد و نان نانواييها هم از يارانه آرد دولتي محروم ميگردند و هم مجبور به خريد آرد به نرخ آزاد هستند و از هر دو سو ضرر ميبينند و در اين ميان ضرر اصلي متوجه شهروندان و دولت و نفع آن به جيب بعضي سودجويان و نيز مهاجرين غيرقانوني ميرود. يقيناً در شهر گراش آمار رسمي تعداد اتباع بيگانه و نيز مسائل آماري جانبي آن وجود ندارد والّا كاملاً مشخص ميشد چند درصد مراجعه كنندگان و مصرف كنندگان نان نانوايي را اتباع بيگانه (مجاز يا غير مجاز) تشكيل ميدهند. هرچند نحوه توزيع آرد يارانهاي مشكلات خاص خودش را دارد و شايد روش كنوني با تمام نواقصش بهترين روش توزيع باشد چراكه اگر نحوهي ارايه نان ارزان عوض شود شاهد افزايش تورم خواهيم بود اما ميتوان بعضي از نواقص موجود را برطرف كرد. به عنوان مثال؛
الف. اكثر مصرف كنندگان از كيفيت نامطلوب، وزن غير استاندارد نانها و نيز بهداشت نانواييها شاكي هستند و در اين ميان براي كل نانواييهاي شهرهاي گراش، لار، اوز و ديگر بخشها و شهرهاي لارستان فقط يك بازرس وجود دارد بنابر اين براي بهبود كيفيت نانها و بهداشت نانواييها بايد نظارت و بازرسي بيشتري صورت بگيرد تا مردم نسبت به خريد از نانواييها رغبت بيشتري از خود نشان دهند.
ب. هر چند از سوي دولت براي اتباع بيگانه سرانه مصرف آرد در نظر گرفته نشده است با اين حال ميتوان با صدور كارت نان براي اتباع بيگانه غير مجاز و عرضه معين نان به آنها اقدام كرد اين اقدام فوايد ذيل را خواهد داشت. 1. آمار دقيقي از حضور اتباع بيگانه به دست ميآيد. 2. كنترل و نظارت دولت بر اتباع بيگانه بيشتر ميشود. 3. از هدر رفتن وقت شهروندان ايراني در صف نانواييها كاسته ميشود. 4. درصد مصرف و استفاده اتباع بيگانه از يارانه نان مشخص ميشود. 5. با عرضه معين نان از دورريزي و اسراف آنها كاسته ميشود. 6. قابليت ارايه و افزايش قيمت نان مصرفي اتباع بيگانه غير مجاز فراهم ميگردد. 7. نارضايتي شهروندان كاهش مييابد.
ج. هر چند از سوي مراجع ذيربط براي چند شهرستان استان فارس سهميهاي جهت عرضه مستقيم آرد به شهروندان در نظر گرفته شده است اما اين سهميه (بنا به دلايلي كه قبلاً ذكر شد) اصلا جوابگوي شهري همچون گراش نيست . دولت ميتواند اين سهميه را چند برابر و منع قانوني ان را برطرف نمايد براي افزايش اين سهميه مسئولين ذيربط ميتوانند 1. از سهميه عشاير اطراف شهر و اتباع بيگانه ساكن كه در امار جمعيتي و سرانه مصرف لحاظ نشده استفاده و سهميه آنان را نيز پرداخت نمايند. 2. دست بخشداريها را جهت بازرسي و جريمه تخلفات باز گذاشته شود. 3. از افزايش قيمت نان مصرفي اتباع بيگانه مابه التفاوت سهميه را جبران سازد.
فواید عرضه مستقیم نان:
1. شهرونداني كه آرد را با قيمت ازاد تهيه ميكنند از يارانه خود استفاده و يارانه پرداختي به جيب سودجويان نميرود
2. منع شرعي شهرونداني كه با آرد يارانهدار نان محلي تهيه مينمايند برطرف ميگردد.
3. با تحويل آرد به خانوادههاي خواهان نان محلي علاوه بر حفظ سنت و ميراث گذشتگان در تنوع پخت نان به دليل كيفيت برتر و دورريزي بسيار اندك نانهاي محلي از اسراف و در نتيجه هدر رفتن منابع ملي كاسته و در نتيجه به توازن توليد و مصرف كمك مينمايد.
اميدواريم شوراي اسلامي شهر، مسئولين بخش، شهرستان و استان از پيشنهاد عرضه مستقيم و بيشتر آرد به شهروندان گراشي استقبال و با ديدي مثبت لااقل مشكلي ار مشكلات عديده شهر و شهروندان گراشي را برطرف نمايند.
شاید یک بیماری
دکتر عبدالرضا ایزدی: از دیرباز ادعاي واهی مهدويّت در ادوار مختلف و به اَشکال گوناگون وجود داشته است و تصوّر هم نمیرود حرف ناگفتهای از آن باقی مانده باشد از آنجایی که این رخداد در شهر ولایت مدار گراش با آن پیشینه درخشان، پدیده ای نوظهور است در آسیب شناسی آن باید احتیاط و موشکافی دقیقتری بخرج داد .سوای ادّعاهایی که با اهداف اخّاذی و بعضاً توام با انگیزه های سیاسی یا وابستگیهای به فرقه های ضالّه صورت میپذیرند باید اذعان داشت بخش عمده ای از این ناهنجاری نیز محصول افکار روان پریشی و گسستگیهایی است که در کارکرد روانی فرد ایجاد میشوند . در واقع این نَفْس بیماری است که آنها را ناخود آگاه به این سمت و سو کشانده و ناگفته پیداست که نباید برایشان جنبههای انگیزشی مغرضانهای متصّور بود. در مورد این مدّعی گراشی چنانچه در خبرها نیز آمده است وی با برخورداری از تمکّن مالی مناسب و عدم وابستگی به گرایشات گروهی یا سیاسی، مهمترین گزینه ی سبب شناسی وی را باید لابلای آشفتگیهای روحی ناخواستهای جُستجو کرد که توسط ژنتیک، فشارها، وقایع و تجارب سخت زندگی یا شغلی و گاهی استفاده های نابجا از داروها و مواد شیمیایی به ارمغان آورده میشوند ، او به دلایلی دچار هذیانِ عظمت شده است . نشانههایی چون اختلالات شخصیتی، هذیانها، توهّمات، افکار از هم گسیخته و خودداری از تعامل اجتماعی و ادّعا مبنی بر داشتن ارتباط با ماورا الطبیعه ممکن است حتّی منجر به ایجاد زمینهای برای تشخیص یکی از پیجیدهترین بیماریهای روانی یعنی اسکیزوفرنی گردند . این اختلال که به حدود یک درصد از افراد هر نژاد یا گروه اجتماعی حمله میکند آغاز آن در اوایل بزرگسالی است. تعریف دقیق این بیماری به دلیل همپوشانی علایمش با نشانههای سایراختلالات روانی کمی پیچیده است. به نظر میرسد میزان ترشح و فعالیت نوعی واسطه شیمیایی عصبی بنام -دوپامین- که مسئول حمل پیغام در بین سلولهای مغز است در این بیماران افزایش دارد . دارو درمانی و روان درمانی شامل رفتار درمانی ، خانواده و گروه درمانی از جمله راهکارهای موثر در درمان این بیماران است. باید توجه داشت که بیمار، بهر دلیلی بیمار است و حرمت او را باید حفظ کرد نباید با اَنگ زدنها و پیش داوریهای خام که اکثراً ناآگاهانه و همراه با شیطنت میباشند حیثیّت فرد، خانواده و یک شهر را به بازیچه گرفت چرا که در صورت فراهم شدن زمینه های بُروز ، هر کسی میتواند در معرض این ناهنجاری قرار بگیرد و کسی نباید خود را از گزند این بیماری در امان بداند!