زندگی در شرق اروپا
صحبت نو: همانگونه که بسیاری از همشهریان ما رنج سفر را برای کار تجارت تحمل میکنند، عدهای نیز حتی اگر امکان ادامه تحصیل در کشور خود را نداشته ترجیح میدهند در سرزمینهای دیگر به راه علم آموزی خود ادامه دهند. بسیاری این راه را پیمودهاند و عدهای هنوز تلخی غربت را میچشند. دکتر عبدالرضا ایزدی از جمله آنان است که دوره رزیدنت پاتوبیولوژی بالینی و تشریحی را در دانشگاه پزشکی صوفیا در بلغارستان میگذراند. از او خواستیم که از انگیزههای رفتن و روزگارش در شرق اروپا بنویسد.
دکتر عبدالرضا ایزدی : تصمیم من هر چند یک تصمیم دیرهنگام بود اما در عملی کردن آن ، هیچ تاخیری را جایز نمیدانستم . پیشرفت را مثل همه دوست داشتم و این تفکر به یکی از رویاهایم بدل شده بود که در صدد بودم بهر ترتیبی شده آنرا عملی سازم . هشت سال از فارغ التحصیلیام در رشته دکترای پزشکی از دانشگاه علوم پزشکی شیراز میگذشت. در این مدت تقریباً تمام وقت خود را به عنوان یک پزشک عمومی به طبابت در بخش خصوصی و دولتی گذرانده بودم ، علیرغم اینکه از حیث تعداد بیمار و به تبع آن ، وضعیت مالی در وضعیت ایدهآلی بودم ، اما یکنواختی حرفهایام که شاید برگرفته از طبابت شبانهروزی من بود ، روز مرّگی زندگیم را نیز بدنبال داشت ، و این امر مرا به فکر واداشته بود که پزشکی عمومی دیگر نمیتواند به رویاهای بلند پروازانهام، لباس واقعیت بپوشاند. عزمم را جزم کرده بودم، روی این موضوع بسیار اندیشیدم. برای شروع کار با چالشهایی نیز مواجه شدم که تاهل و داشتن دو فرزند ، گوشه ای از آن بود. احتمالاً کوچکترین تردیدی میتوانست همه برنامههایم را تغییر دهد ولی آنقدر مصمّم و سرشار از انگیزه بودم که تقریباً هیچ عاملی نتوانست مانعی بر سر راهم ایجاد نماید. بدور از انصاف است اگر از نقش بسیار تاثیر گذار و تشویقهای دلگرم کننده همسرم یادی نکنم، چه اگر موفقیتی هم بوده شایسته است بخش اعظم آنرا به ایشان اختصاص دهم.
ظرفیت بسیار محدود دانشگاههای داخلی و فراوانی تعداد متقاضیان آزمون دستیاری وزارت بهداشت باعث شده بود عملاً خود را صاحب هیچ شانسی برای راهیابی به دوره تخصصی مورد علاقهام در داخل کشور ندانم. درارتباط با انتخاب کشور محل تحصیل وسواس فراوانی بخرج دادم و آن یافتن کشوری بود که بتواند اکثر معیارهای مورد نظر مرا داشته باشد . ملاکهایی چون مورد تایید بودن این دانشگاه خارجی و اعتبار آن برای وزارت بهداشت کشورمان ، متعادل بودن هزینه های تحصیل و زندگی ، که برایم اهمیت بسزایی داشتند. به این منظور بهترین کار را در مشورت با همکاران و مراکزی که دراین زمینه ها فعالیت داشتند دیدم .از بین کشورهای متعدد قارههای آمریکا، اروپا و حتی آسیا که روی آن مطالعه و تحقیق کرده بودم در نهایت بهترین گزینه را دانشگاه علوم پزشکی صوفیا پایتخت جمهوری بلغارستان به عنوان دانشگاهی که واجد تمام شرایط مورد نظرم بود یافتم .
بمحض ورودم به این کشور، ناخودآگاه واژه "نوستالژیا "را با تمام وجودم لمس کردم . طبیعی بود نیازمند زمانی بودم که بتوانم خود را با شرایط زندگی در محیطی که برایم تازگی عجیبی داشت وفق دهم. چون تا بحال تجربه سکونت در یک کشور اروپایی و غیر مسلمان را نداشتم ، آن هم سرزمینی که در تمام زمینه ها با کشورم تفاوتهایی چشمگیری داشت از فرهنگ و اجتماع و مذهب و اقتصاد گرفته تا زندگی و آداب و رسوم و رفتار مردم آن! چیزی نگذشت که این دوگانگی ها باعث بروز تاثیرات ناخواسته روحی شدند که آنرا بوضوح احساس کردم. احساس غریبی و دلتنگی شاید منفیترین جنبه زندگی در غربت باشد و این موضوع گاه تا ماهها ممکن است گریبان فرد را بگیرد و او را رها نکند. اما این احساس غربت چیزی نبود که مرا از محور هدفم دور سازد، برای رسیدن به هدفم خود را آماده مبارزه با موانع سخت تر از اینها نیز ساخته بودم . باید بر این معضل هم غلبه میکردم ، در این راه سختی هایی متحمل شدم اما تا حد قابل قبولی با برقراری تماسها و ارتباطات بیشتر با دوستان و همکاران که تعدادشان هم البته زیاد نبود و شرکت در فعالیتهای فوق برنامه، اردوهای تفریحی و مراسم مختلف در مناسبتهای مذهبی، جشنها و اعیاد که بنحو احسن توسط نمایندگی ج.ا.ا. و رایزنی فرهنگی اجرا میشدند توانستم این وضعیت را سروسامانی بدهم .
علاقه و لذّتی که تشخیص بیماریها بمن میدهند و احساسی رضایتی که بعد از رسیدن به تشخیص یک بیماری به من دست میدهد دلایلی بودند تا رشته «آسیب شناسی بالینی» یا همان پاتولوژی کلینیکال را در اولویت اول انتخاب رشته تخصصی خود مدّ نظر قرار دهم. این رشته یک دوره ۴ ساله دارد که پیش نیاز آن هم دوره ۶ ماهه زبان بلغاری است. زبان بلغاری دارای شباهت بسیار نزدیکی به زبان روسی است. رشته تخصصی پاتولوژی وظیفه مطالعه و تشخیص بیماری از طریق بررسی میکروسکوپی سلول، بافت، اندام و مایعات بدن به عهده دارد . پاتولوژی علمیترین شاخه پزشکی میباشد و دارای ۲ بخش بالینی و تشریحی است . بخش بالینی آن به اداره آزمایشگاههای تشخیص طبی میپردازد اما وظیفه بخش تشریحی ، تشخیص میکروسکوپی و ماکروسکوپی نمونههایی است که توسط جرّاح از بدن بیمار خارج میشود . علاوه بر این، نمونه های بیوپسی ارائه شده توسط متخصصین پوست، داخلی، زنان و رادیولوژیستهای اینترونشنال ، جهت تشخیص نهایی و قطعی برای آسیب شناس ارسال میگردند .
در ارتباط با دانشجویان و رزیدنتهای گراشی در منطقه شرق اروپا بدلیل پراکندگی بیش از حد این عزیزان در این قاره و عدم وجود یک آمار دقیق، بدون شک معرفی تک تک آنان کار آسانی نیست. جمعیت گراشیان مقیم بلغارستان تنها ۲ نفر میباشد که سوای اینجانب میتوانم به آقای دکتر مهدی محمد نژاد دانشجوی سال آخر رشته دندانپزشکی اشاره نمایم. اما هستند شهروندان عزیز دیگری که در سایر کشورهای حوزه بالکان همچون رومانی ، اسلواکی و چک به امر مقدس تحصیل اشتغال دارند که تا این لحظه ، حقیر توفیق و افتخار آشنایی با ایشان را نداشته است. امید آن دارم دانش پژوهان مملکت عزیزمان ایران بطور اعمّ و همشهریان وارسته ام بطور اخصّ در سر تاسر گیتی ، ضمن کسب دانش روز دنیا ، آینده ای روشن و آباد برای مردم به ارمغان آورند.
آگوست ۲۰۰۷