دکتر نظام الدین کامیاب خوری :لهجۀ گراشی در میان سایر لهجه های گویش لارستانی از ویژگی هایی برخوردار است، به دیگر سخن، گراشی به زبان پهلوی نزدیک تر است – لهجه گراشی نه تنها با لهجه شهر لار، بلکه با دیگر لهجه های اطراف نیز از نظر واژگان و آواها متفاوت است:

1. داشتن واژگانی چون  aowassa  در پهلوی /  opastan  به معنی افتادن که در سروده های آقای رحمانی در شعر دادملاک آمده، در دیگر لهجه های گویش لارستان نیست. مثلاً در شهر لار برای فعل افتادن از مصدر kaftan/    پهلوی استفاده می شود که اکنون به صورت مصدر «کَتَه»/   kata  تغییر یافته است.   tag  به معنی لنگه و جفت هر چیزی معادل دقیق پهلوی tag  است که در واژه   tag ew- و در جاهای دیگر به کار رفته است.

واژه ترکیبی «مُهی تته» در سروده «دُم پَه وانَده» (که در متن به صورت ماهی تته چاپ شده است) مُه به درخت خرما گفته می شود که «خار مُه» هنوز کاربرد دارد، از پهلوی یا  mux  مخ که در گویش لاری از آن مخینه هنوز کاربرد دارد و نیز واژگانی چون  karzabol, daxass, ogando, avasta   و غیره که مخصوص گراش است.

2. تفاوت دیگر لهجۀ گراشی با شهر لار و سایر همسایگانش، عدم وجود واکه های /  i / ای کشیده و / y / یا / (مانند   bureau و  avenve   در زبان فرانسه ) ، واکه دوم ویژۀ گویش لار است که احتمال در مجاورت با یهودیان ساکن، از آنان اخذ شده است. واکه دیگر /e/ یای مجهولی است که در گراشی و در زبان پهلوی به فراوانی یافت می شود. مانند:    zer/ به جای زیر فارسی نو معادل پهلوی /   azer/ می باشد یا واژۀ   rez  / در    blakrez که درست معادل پهلوی است.

3. وجود واجگونۀ (   ) به جای  r  (  ) که در پهلوی هر دو به یک شکل نوشته می شود. مانند واژۀ  pol  به جای   por در پهلوی  pol    به معنی پُر می باشد.

همچنین صدای /   /   ذ به جای  d  /  د در بخش ناساگ گراش از دیدگاه زبان شناسی بسیار حائز اهمیت و دقیقاً معادل پهلوی است.

همین تفاوت و برجستگی واژگانی و آوایی که ویژۀ لهجه گراشی است، نشان می دهد که مردم گراش مهاجر ویژه ای به منطقه لارستان بوده اند که احتمالاً در اواخر ساسانی (اوایل اسلام) از شمال ایران و از منطقه پهلوی مجبور به کوچ به سمت جنوب شده اند.

در پایان گفتنی است که ما نمی توانیم از تغییر زبان و جایگزینی آن با واژگان جدید جلوگیری کنیم، اما می توانیم با به کار بردن گویش و لهجۀ مادری مان در برخوردهای روزانه آن را دیرتر از دست بدهیم.