گفت و گویی درباره ی شهرستان شدن قبل از اعلام شهرستانی گراش

صحبت نو: روسای دانشگاههای آزاد در تهران گردهمایی دارند. به دعوت احمد حبیبی رییس دانشگاه آزاد بستک به جمع آنان میرویم. کنار دکتر زاهدی رییس دانشگاه آزاد لارستان و عبدالعزیز خضری رییس دانشگاه آزاد اوز مینشنیم تا یک ساعتی درباره مهمترین مسائل لارستان صحبت کنیم. احمد حبیبی ترجیح میدهد که ساکت باشد و شنونده، هر چند به عنوان یکی از علاقهمندان لارستان بزرگ دوست داشتیم او هم در این گفتگو باشد.
عبدالعزیز خضری از آنجایی که در نشریه عصر اوز هم عضو شورای سیاستگذاری است و نه سال در آنجا همکاری دارد. میگوید باید تشکر کنم که مشی صحبتنو گراش در جسارت نوشتار، ضریب امنیتی عصر اوز را هم بالا برده است و توانستهایم به سمتی برویم که واقعیات جامعه را در نشریه بیاوریم. کمی که میگذارد با وجود سر و صدای کارکنان هتل مارلیک گفتگوی ما داغ میشود. کنار هم قرار گرفتن سه دیدگاه شهرهای بزرگ لارستان فرصتی است که باید بیش از این تکرار شدند. هر چه همه معتقدند که این سخنان نظر شخصی آنان است اما امیدوارند این نظرات بتواند گرهای از مشکلات بگشاید اگر گوش شنوایی باشد. این گفت و گو را بخوانید:
رحمانی:مردمان لارستان سال هاست که در شرایط سخت برای آبادانی خود تلاش می کنند. بویژه بخش های این منطقه ی قدیمی . البته آنها نقدهایی هم به مرکز شهرستان دارند، مثلاٌ در گراش این دیدگاه وجود دارد که لار باعث ایجاد موانع برای ارتقای گراش یا بخشهای دیگر است؟ این مساله وجود دارد یا یک توهم است؟
زاهدی: تفکراتی که فرد یا جامعه دارد ریشهای دارد. باید این ریشهها موشکافی شود. گراشیها توقعاتی از لار داشتهاند و چون این توقعات در زمان مناسب به صورت منطقی پاسخ داده نشده است این تفکر روز به روز قویتر شده است و به جایی رسیده است که خط مرزی بین لار و گراش ایجاد شده است. لار و گراش از قدیم به خاطر بافت مذهبی و فرهنگی مشترک در کنار هم بودهاند. برخورد بسیاری از مسئولین در گذشته را باید زیر سوال برد و محکوم کرد که چرا آقایان حق بخشها را ادا نکردهاند و این گلایه حرفی منطقی است. دنیا با سرعت در حال رقابت است و ما نمیتوانیم به دوندهای که خوب میدود بگوییم چرا داری میدوی؟ حق گراش پیشرفت است و نگاه گراشیها با آینده است. ما باید خودمان را سرزنش کنیم لارستان در گذشته فرصتطلبی لازم را نداشته است. موقعیتهای بسیار زیادی برای رشد و ارتقا وجود داشت که من فکر میکنم ناکارآمدی مسئولین باعث شده که نشود جو وحدت بین گراش، لار و سایر بخشها ایجاد کرد. باید این ایده ایجاد شود که لار مخالف پیشرفت آنها نیست. در جو فعلی امکان هماهنگی وجود ندارد.
رحمانی: مواضع دکتر زاهدی برای مردم گراش جدید و با نگاهی که در مسئولین لارستان وجود دارد کمی متفاوت و برای ما قابل قبولتر است. البته این به نوع نگرش انسان ها مرتبط است. شما منطقه را به طور یکپارچه در نظر می گیرد و هرگونه آبادانی را متسری در جزء می دانید. آقای خضری در جامعه فرهنگی اوز فعالیت دارند. آیا اوزیها هم معتقدند که مسئولین لارستان در مسیر ارتقا شهر اوز مانع ایجاد میکنند یا نه؟
خضری :این مساله به شیوه نگرش جامعه برمیگردد که چقدر جسارت منطقی داشته باشد. بزرگی میگوید وقتی ما از زندگی مینالیم باید ببنیم چقدر از زندگی خواستهایم. اگر به دنبال دستآوردی به نام ارتقا هستیم باید ببنیم چقدر تلاش کردهایم و کسانی که مانع هستند چقدر در معرفی آنها تلاش کردهایم. مطرح کردن این مساله برای ما سنگین است زیرا من و دکتر زاهدی نماینده جامعه لار یا اوز نیستیم و نظر شخصی خودمان را میگوییم. همیشه سوالها از نیروی غالب پرسیده میشود و این سوال از لار وجود دارد چرا به دستآوردها مناطق دیگر توجه نمیکند. زمانی به فرماندار آباده صحبت میکردم میگفت؛ زمانی که مناطق اطراف ما ارتقا پیدا کردند بررسی کردیم و دیدیم به نفع آباده بوده است. نه تنها آباده ضعیف نشده بلکه در مجموع بودجه بیشتری جذب کرده و مناطق دیگر هم همراه آن آباد شدهاند. نیروهای غالب در لارستان باید به این دیدگاه برسند. لارستان دارای بخشهای قوی و باقدمتی است و حیف است که فرصتها از دست برود. بخشیهایی همانند اوز و جویم هفتاد سال از بخش بودنشان میگذرد و یا گراش به خاطر تلاشهای بعد از انقلاب از نظر آبادانی، حیف است که در سطح بخش بماند. اگر تلاش در سطح منطق میشود توقع از نیروی برتر منطق این است که حمایت کند و بپذیرند که تمام منطقه دارای دستاورد خواهد شد. در جواب سوال شما من این نکته را میپذیرم که لار میتواند بهتر عمل است، اما به خودمان هم بر میگردد که به خودباوری نرسیدهایم.
زاهدی: این سوال وجود دارد که چرا نیروی گریز از مرکز وجود دارد. مردم که با هم مشکل ندارند. نگاه مردم به عملکرد مسئولین است و صحبت من این است که مسئولین در گذشته به آنچه که باید برای بخشها انجام میداند عمل نکردهاند و خیلی راحتتر میشد یک لارستان بزرگ را جمع کرد. قشنگی ماه در آسمان به خاطر ستارههای دور و بر آن است. لامرد و خنج را ما جدا نکردیم عملکرد مسئولین باعث گلایه این بخشها شد. همانند بچهای که مادرش به او شیر نمیدهد و به خاطر نیاز خود به دامن دایه میرود و دیگر به حرف مادر گوش نمیدهد. ما در این سالها با وجود موقعیتهای پیشرفت در کنار مردم ماندهایم زیرا معتقدیم لارستان بزرگ قابل جمع شدن است. اگر بخشهای اوز، گراش، جویم، بنارویه، بیرم و دیگران به این نتیجه برسند که جامعه لار یک جامعه متشکل است که تمام امکانات عادلانه تقسیم میشود اعتماد به وجود میآید. اکنون اعتماد وجود ندارد و باید به عملکردها نگاه کنیم. اگر لار در زمان مناسب به گراش بخشداری میداد جو بهتر میشد. گراشیها بخشداری میخواست و لار به شدت مخالفت میکرد. مطمئناً وقتی با تلاش خودشان به بخشداری رسیدند دیگر به حرف لار گوش نمیکردند.
رحمانی: صحبت آقای زاهدی درست است. استراتژی لارستان مشخص نبوده است. استراتژی قبلی این بوده که امتیازات به خود لار اختصاص داده شود و سیاست انقباضی بود. با تحولات انجام شده و جدا شدن لامرد و خنج این سیاست انقباضی همچنان ادامه یافته است. اگر دید بازتری وجود داشت ممکن است پیشرفت منطقه بهتر شکل میگرفت. ما باید تلاش های بخش ها را به رسمیت بشناسیم. همین فعالیت ها به ایجاد مدنیت و فرهنگ منتهی شده است. البته نمی توان منکر مدنیت لار بود. نظر من معطوف به تلاش های فرهنگی، بهداشتی در اوز و گراش است. باید نقشه ی راهی طراحی شود و سهم همه ی بخش ها بویژه آن ها که استحقاق دارند به درستی داده شود. آقای زاهدی به جز نگرش مسئولین، موانع دیگر در استراتژی نزدیکی فکری لارستانیها به هم چه بوده است؟
زاهدی: ما نقشه جامع کاربردی برای توسعه لارستان نداشتهایم. همانند پدر خانواده که برای بچههایش برنام دارد. لار به عنوان بزرگتر لارستان باید برای بخشها و پیشرفت آنها برنامه داشته باشد. اما این خطدهی و انسجام وجود نداشته است. چند درصد از مسئولین منطقه از خود بخشها انتخاب شدهاند. اکثر نیروهای بخشها از نیروهای غیربومی بودهاند. باز تاکید میکنم ناکارآمد مسئولین نقش اصلی را داشته است.
رحمانی: نخستین موضوع این است که دیوار بی اعتمادی ها نسبت به یکدیگر کوتاه و کوتاه تر شود. همه ی خردورزان منطقه باید مواضع فکری اجتمای خود را در شرایط کلان به هم نزدیک کنند. و منطقه را مانند نخلی تنومند و متمرکز بدانیم که برگ های با طرواتش در کل منطقه گسترده شده است.هم نخل و هم برگ هایش به یکدیگر وابسته اند. بنابرین اگر بخشی ارتقا یافت نخل هم سایه گستر می شود. جناب خضری! آقای زاهدی میگوید رهبری استراتژیک برای سمت و سو دادن به لارستان وجود نداشته است. به نظر شما مسئولیت اصلی بر عهده چه کسی است؟ آیا باید نماینده این تفکر را ایجاد میکرد، روحانیون منطقه یا مسئولین سیاسی مرکز شهرستان؟ آیا میتوان کسی را مقصر دانست.
خضری: کسی را نمیتوان را مقصر دانست اما جو حاکم بر جامعه بر اساس بیاعتمادی بوده است. این مساله در جاهای دیگر هم وجود دارد اما متاسفانه در لارستان شدیدتر است. وقتی بحث ما سیاسی است نگاهها به سمت فرمانداری میرود، بنابراین فرمانداری منطقه میتواند این نقش راهبردی را خوب ایفا کند. با اعتماد به آنهایی که از پتانسیل قوی برخورداند و شناسایی مدیران مناسب مدیریت را به دست آنان بسپارد. متاسفانه کسانی دارای ظرفیت خوبی هستند آنقدر در مورد آنها حاشیهپردازی میکنیم که جو منفی به وجود میآید و اگر زمانی برای مسئولیتی ارجاع شوند این بهانه میآید که جامعه او را نمیپذیرد. در دنیا رقابت پایان گرفته است و همکاری جای آن را گفته است. زمانی که در بیمارستان اوز خدمت میکردم به این نتیجه رسیدم که اعتماد و اتکا به مردم مهمترین چیز است.
رحمانی: لار، گراش و اوز از نظر شناخت زیادی از دیدگاههای یکدیگر ندارند و این از موانع رشد کل منطقه است. حتی در حوزه ی ورزش هم کمتر به همگرایی و هم افزایی توجه می شود چه رسد به حوزه های فرهنگی . مثلا اگر در گراش یک رویداد فرهنگی در حال جریان است لاری ها و اوزی ها معمولا حضور مردمی ندارند و بیشتر حضور ها در محدوده ی ادارات است. به نظر شما چگونه میتوان این مانع و موانع دیگر را از پیشرو برداشت؟
زاهدی: محوری به نام محور انسجام در لارستان وجود نداشته است. هیچ کدام نیامدهایم بزرگان قوم را کنار هم بنشنایم. اگر اینها درک کنند که در تصمیمگیری شهرستان نقش دارند، اعتماد ایجاد خواهد شد. این تفکر در مسئولین وجود نداشته است. وجود روحانیتی در سطح شهرستان که مورد قبول همه از شیعه و سنی بوده است و نزدیکیهای فرهنگی و تجاری وجود داشته است. به نظر من تفکری که از این ابزار به عنوان یک نقطه تلاقی نیروها و تبدیل آن به یک نیروی منسجم وجود ندارد. تاکنون یک جلسه میان نخبگان بر مبنای پرسش و پاسخ وجود نداشته است. جلساتی که توجیهکننده باشد. راه برون رفت از این توهم اختلافات، وجود جلسات هماندیشی با نخبگان تمام بخشها بدون در نظر گرفتن تفکرات سیاسی است. در این مدت فرصتسوزی زیادی انجام شده است. این نخبگان باید نقشه جامع لارستان را ترسیم کنند در این نقشه جامع همه باید سهیم باشند هم در برنامهریزی، هم در تقسیم منابع هم در تقسیم مدیریت و هیچکدام نباید مانع پیشرفت دیگران شویم. هر کدام از بخشها ارتقا یابد شایستگی استان شدن لارستان افزایش مییابد. همه روی این مساله توافق دارند که این دو مساله همزمان اتفاق بیافتد.
رحمانی: سال هاست که فعالیت های پیدا و پنهانی در همه ی بخش ها برای پیشرفت اداری صورت می گیرد اما کمتر به نتایجی رسیده است. آیا از نظر کلی بخشها و مرکز شهرستان شرایط ارتقا را دارند؟
زاهدی: تبدیل شهرستان به استان شدن و تبدیل بخش به شهرستان شدن دارای آیتمهایی است. برای تبدیل شهرستان به استان حدود 127 آیتم وجود دارد. اقلیم اهمیت دارد، دانشآموز، فضای سبز و کتابخانههای شهرستان مهم است. کدام یک از مسئولین این آییننامه را مطالعه کرده است و در چارچوب آن برنامهریزی شده است؟ نه تنها زیرساختها بلکه باید امکانات را فراهم کنیم. خود لار هنوز یک کتابخانه مجهز، یک مصلی، یک ترمینال، یک مجتمع ورزشی ندارد. از سوی دیگر باید قبول کنیم اسم مطرح نیست. مگر پایتخت امارات ابوظبی نیست اما پررونقتر شهر آنها دوبی است. بزرگترین ضعف لار مهاجرفرستی است. چرا جمعیت لار از 70 هزار نفر به 53 هزار نفر کاهش یافته است. دلیلی اصلی این است که امکانات یک جامعه شهری را فراهم نکردهایم. وقتی پزشک میبینید که در شهر یک دبیرستان استاندارد برای فرزندانش وجود ندارد عطای شهر را به لقایش میبخشد. مجبور نیست در محیطی زندگی کند که امکاناتی برای فرزنداش وجود ندارد.
رحمانی: یکی از معضلات اصلی در منطقه عدم انسجام نخبگان است و میتوانید این را حلقه مفقوده پیشرفت لارستان دانست. یکی از بحثهایی که مطرح میشود مسائل مذهبی است. بعضی می گویند خنج به عنوان یک شهرستان سنینشین تاسیس شده است. اگر اوز هم به عنوان یک شهراز این نوع ، شهرستان شود از نظر ژئوپلتیکی جایز نیست. آقای خضری شما از برادران اهل سنت هستید به نظر شما این دیدگاه چه تاثیری در منطقه داشته است؟
خضری: وجود این گونه دیدگاهها فرصتهای زیادی را از منطقه گرفته است. شاید ما بگوییم اهمیت نمیدهیم ولی تاثیر منفی زیادی داشته است. با صحبتهای آقای زاهدی درباره ظرفیتهای نیروی انسانی موافقم. نیروی انسانی به سادگی به دست نمیآید و با تجربه نمیشود. یکی از دلایلی که لارستانی به آنچه شایسته بوده است نرسیده است همین مساله است. مقایسهای میکنیم در همین کشورهایی که حداکثر دوستان به آن سفر کردهاند. قطر از نظر ثروت از امارات غنیتر است اما دبی به واسطه داشتن منابع انسانی مناسب چقدر متحول شده است ولی قطر در سالهای اخیر حرکت خود را آغاز کردهاند. اگر منطقه جلسه هماندیشی داشته باشیم باید کسانی باشند که با دید کلان مساله منطقه را ببینند. اگر جو غالب در لارستان و در نتیجه فرمانداری بپذیرند که اگر ما بخشها را آزاد بگذاریم که به توسعه برسند بیشتر توسعه نصیب خود لار میشود. من زمانی که در بیمارستان اوز بودم اولین کسی بودم که از سوی مقامات بالاتر مورد مشورت بودم. این مساله در منطقه لارستان هم میتواند شکل بگیرد. اگر جو اعتماد در منطقه وجود داشته باشد، اگر که بخشها ارتقا پیدا کنند خیرین بیشتر علاقهمند به سرمایهگذاری خواهند بود و نظام و دولت از آن بهرهمند خواهند شد. فرصتهای زیادی از دست رفته است و نباید بگذاریم این مساله ادامه پیدا کند. با تبدیل و ارتقا مناطق گراش، اوز، جویم و بیرم به شهرستان هیچ ضرری متوجه مرکز شهرستان نمیشود بلکه پیشرفت بیشتری خواهد داشت. درباره بحث مذهبی اصلاً این طوری معتقد نیستم حتی در خود خنج بافت جمعیتی آن تعداد زیادی تشیع دارد. در خود اوز هم این سالها تعامل با شیعیان خیلی بهتر و بیشتر شده است وجود روحانیت محبوب در منطقه و همکاری میان روحانیون این مسائل را کمرنگ کرده است.
رحمانی: برای مسئله ی مهمی مانند ارتقا باید از نظر روانی جو عمومی مهیا شود تا امنیت روانی و اجتماعی آسیب نبیند. به نظر شما اگر تصمیم گرفته شود که گراش و اوز به صورت یک شهرستان باشد و این مساله ناگهانی اعلام شود آیا جو عمومی اوز پذیرش این مساله را خواهد داشت؟
خضری : حتی من که سعی دارم دیدگاهی فراجناحی مطرح کنم، ممکن است برای من هم قابل قبول نباشد و مشکل است که بپذیرم. اوزی که بیش از 60 سال قدمت بخشداری دارد شایسته نیز در حالت بخش بماند و تابع شهرستان جدیدی شود. این دیدگاه کلی من است. ولی این گراش شهرستان شود صد در صد موافقم و حمایت میکنم. در جلسات اوز هم گفتهام که گراشیها سعی کردهاند و آبادانی و عمران به وجود آوردهاند و طبیعی است که تلاش کنند ارتقا پیدا کنند. ما هم خواست خودمان را پیگیری میکنیم مساله ما این است که مقامات لارستان چرا نمیگذارند بخشی مانند اوز ارتقا پیدا کنند اگر مانع نیستند یک نامه رسمی بنویسند و یک مرجع سیاسی مانند فرمانداری با ارتقای اوز موافقت کند. اوزی که دارای امکاناتی همانند دانشگاه بزرگ پیامنور، دانشگاه علوم دینی، دانشگاه آزاد است.
زاهدی: من هم معتقدم که شهرستان شدن خنج که دارای اکثریت سنی است و عدم شهرستان شدن گراش نشان میدهد فاکتور مذهب در ارتقا یا عدم ارتقا از دیدگاه مسئولین سیاسی مطرح نیست.
رحمانی: اما زمانی که آقای کشفی با درخواست شهرستان شدن خنج موافقت کرده بود مخالفتهایی در شهر لار وجود داشت.
زاهدی: درخواستهای مردمی نشاندهنده نگرش آنهاست ولی نشان دهنده نگرش مسئولین و قوانین نیست. در تقسیمات کشوری ما مذهب نقشی بیین و شفاف ندارد. اما افرادی که تمایل ندارند یک بخش به شهرستان تبدیل شود مجبور هستند بهانههایی را دست آویز قرار دهند که در تفکر عمومی، عدم کارآیی مسئولین در ارتقا کل شهرستان را توجیه کند. وقتی به جایی نمیرسیم گناه را به گردن دیگران میاندازیم گناه را به گردن مذهب میاندازیم که زبانی برای دفاع از خود ندارد.
رحمانی: آقای زاهدی یک دوره نامزد انتخابات مجلس بودید و حس میکردید در این لباس به مردم خدمت کنید. به نظر شما یک نماینده چقدر میتواند موثر باشد؟ در حال حاضر آقای حسنی این نقش را به خوبی ایفا کرده است؟
زاهدی :مساله که ناخواسته برای آقای حسنی پیش آمد که هیچ کس هم راضی نبود ولی در مجموع به نفع منطقه نبود. نقش نماینده خیلی مهم است اما وقتی این بحثهای متفرقه پیش میآید نماینده به جای این که به کارهای اصلیاش برسد به حاشیه کشیده میشود. نماینده مثل مربی فوتبال است که باید برنامهریزی کند. برای لارستان هیچ کدام برنامهای نداریم. صحبت میکنیم قرار است گاز به لار برسد باید زمانبندی داشته باشد. به نقش زمان در برنامه دقت نمیکنیم و کسی هم پاسخگو نیست. در هر حال آقای حسنی نماینده مردم است و باید از ایشان استفاده شود. خواستههای نیازهای ما باید از زبان نماینده به گوش مسئولین برسد و باید از پتانسیلهای ایشان استفاده شود.
رحمانی: دیده میشود نمایندگان مجلس و حتی بسیاری از نامزدها بعد از انتخابات دیگر به منطقه بر نمیگردند. این به چه معنی است.آیا معنی این است که آن ها به طور کلی نتوانسته اند توقعات مردم را برآورده سازند؟
زاهدی: شاید من تنها کاندیدای مطرحی باشم که بعد از رای نیاوردن در لار مانده است. تمام افرادی که رای آوردند و رای نیاوردند از لار رفتند. اما معتقدم لار نیازمند افرادی است که بمانند خدمت کنند. اگر ما دیوانه، کچل بودیم وبال این مردم بودیم الان خدا سعادت خدمت داده است باید بمانیم و مردم هم مردمی هستند که مهربان هستند و قدر میدانند.
رحمانی: در یک رجوعی تاریخی می بینیم که نزدیک به هشتاد سال است که فاصله میان گراش، لار و اوز مشهود است و طی این مدت تلاشی نشده است که تفکرات و خواستههای مردم لار و اوز به گراشیها شناسانده شود یا برعکس. در واقع نزدیک شدن این مردم به یکدیگر میتواند خواستههای آنان به یکدیگر نزدیک کند.
زاهدی: به نظر من جمعی از نخبگان به عنوان کانون وحدت، شورای سیاستگذاری یا هر اسم دیگری باید به وجود بیاید و نخبگان درباره مسائل اصلی شهرستان صحبت کنند. این که آیا ظرفیت تبدیل به استان شدن را داریم؟ کدام یک از بخشها ظرفیت ارتقا به شهرستان را دارند؟ در یک جمع نخبه صحبت کردن راحتتر است. مسئولین سیاسی مجبور سیاسی رفتار کنند و از تصمیمات دولت تبعیت کنند. نگاه بیشتر به شخصیتها حقیقی است که میشود چهل یا پنجاه نفر از آنها را جمع کرد.
رحمانی: اگر اسم ببریم و مصادیق را ذکر کنیم روشنتر میشود. هر چند می دانم از ذکر صریح نام افراد پرهیز دارید.
زاهدی: افرادی که جامعه تاثیر گذار هستند. اساتید دانشگاه هستند. یک سری کارگزاران هستند. اصحاب رسانه هستند. اسم بردن کار درستی است اما میشود طیف آنها را مشخص کرد. هر جا که علم وارد شود، پیشرفت وارد میشود و تعصب کار میرود.
رحمانی: آقای خضری! به جز اینها چه کسانی میتواند در منطقه لارستان موثر باشند
خضری: نشریات منطقه همانند عصر اوز، میلاد لارستان و صحبتنو تاثیر زیادی دارند. اما در تصمیمگیری نقشی ندارند. مناطقی که جهش توسعهای داشتند این همدلی را داشتهاند. شخص آقای فرماندار باید اعلام کند که ما بخشهای بزرگ و آبادی داریم و کتبی اعلام کند که این ظرفیت ارتقا را دارند. البته هم معلوم نیست که نامه فرماندار را قبول کنند. اما این تحول اداری فرصتی پیش میآورد تا افراد بیایند بالا و مسئولیت قبول کنند. این مسئولیتها واگذار نشده است؟ چرا اوز سیسال بعد از انقلاب یک اوزی یا حداقل یک اهل سنت به عنوان بخشدار نداشته است؟ جناب آقای حبیبی هم بخشدار و هم فرماندار بستک بوده است و سابقه خوبی هم به جای گذاشت. با توجه به این بخشهای بزرگ لارستان گراش، اوز، جویم و بیرم متقاضی ارتقا هستند من اوز و گراش را به خاطر داشتن امکانات خوب در اولویت بخش شدن میدانم. جویم و بیرم در مراحل بعدی باید ارتقا پیدا کنند.
رحمانی: این پراگندگی و احساس استقلال بخش ها به سمت عدم هم افزایی می رود و توانایی ها را کم و کم تر می کند به نظر شما مشکلات اصلی در رهگذار نزدیک شدن بخشها به یکدیگر چیست؟
خضری: جلسات در منطقه زیاد گرفته میشود اما هیچ بحثی از برنامهریزی نیست تا چشمانداز مثلاً پنج ساله آینده را تعیین کنیم. همه بخشهای میبییند از اعتبارات ملی در مرکز شهرستان خوب استفاده میشود و هر روز ادارهای تاسیس میشود ولی عملاً در مرکز بخش ما ساختمان بخشداری بعد از نزدیک ده سال به شکل نیمبند تحویل شده است. اینه سوال به وجود میآورد که نشان دهنده عدم وجود برنامه است.
زاهدی: باید قبول کنیم که گراش، اوز، جویم، بنارویه، بیرم جزو از پیکره لارستان هستند و باید به این بخشها هماهنگی و اعتماد به وجود بیاید. اعتماد به وجود نمیآید مگر این که حقوق اجتماعی و حقوق شهروندی مردم بخشها محترم شمرده شود. نگاه به مردم جویم باید همان نگاه باشد که به مردم لار است. هر چند خود لار هم مردم متوقع هستند که امکانات بیشتری به آنها داده شود. لارستان آخرین شهرستانی بود که از نعمت گاز برخوردار میشویم یک نفر باید پاسخ دهد. اگر مردم ببیند که در برنامهریزی سهیم هستند بقیه مسائل قابل حل است. اگر برای مردم توضیح داده شود آنها هم به این نتیجه میرسند که در کنار هم بودن بسیار بهتر است.