مادر، مادربزرگها، عمهها و خالهها کنایههای زبانی می زنند /2
میخواهم بگویم که هرچند جامعه گراش مردسالار است اما این مردها نیستند که مردسالار هستند بلکه زنان به همان اندازه یا بیشتر از مردان مردسالار هستند. به گذشته برگردیم. زمانی که مردان برای کسب درآمد و داشتن شغل به شهرها و کشورهای دیگر سفر میکردند در بیشتر زمان سال پدری حضور نداشت که بخواهد مردسالاری را اعمال کند. این مادران بودند که باید در زمان تربیت فرزندان ارزشها را منتقل میکرد. ارزشهایی که با توجه به زمانه خود ارزشهایی مردسالارانه بود. این ضرورت زمانه بود که زنان فرزندان خود را برای نقش مادر یا همسر تربیت کنند. زنان در واقع آنچه پذیرفته بودند (یعنی قدرت حاکمیت مرد) را به نسلهای بعد منتقل میکردند. آنان حاملانی بودند که کمتر بر آنچه منتقل میکردند آگاهی داشتند.
نسل تازه با وجود آموزش نوین و رسانهها به بخشی از این آگاهی رسیده است ولی هنوز نتوانسته نقش خود را از حملکننده صرف به عمل کننده و موثر بودن تغییر دهد. این نسل به این دید رسیده است که نابرابری وجود دارد یا دارای حقوقی است اما هنوز این را نپذیرفته خود اوست که دارد آن ارزشهای گذشته را حمل میکند و کسی جز او نیست که میتواند این ساختار را تغییر دهد. او میتواند به جای انتقال صرف هنجارهای جامعه، اندکاندک آنان را تغییر دهد و یک گام به آنچه مطلوب میداند نزدیک کند.
به خودمان نگاه کنیم در خانوادهها عامل کنترل رفتارهای اجتماعی دختران همانند کار کردن، تحصیل و حضور اجتماعی تنها پدران، همسران و برادران نیستند. اگر در عرف خانوادهای کار کردن دختران ناپسند باشند در صف مقدم مادر، مادربزرگها، عمهها و خالهها هستند که به شکل مستقیم یا از طریق نیش و کنایههای زبانی هزینه کار کردن را برای فرد را بالا میبرند تا او نتواند به سمت استقلال مالی حرکت کند.
از گلایههای دیگر دختران، ازدواجهای زودهنگام است. در این مورد نیز معمولاً مادران نقش پررنگتری نسبت به پدران ایفا میکنند. آنان ترجیح میدهند همانند خودشان، دخترانشان نیز سریعتر به خانه بخت بروند. در حالی که تحولات اجتماعی خواسته یا ناخواسته سن ازدواج را بالا برده است.
زبان یکی از مشخصترین محملهای فرهنگ است. هنگامی که هنجارهای خانواده با مسالهای تضاد دارد زنان زبان برندهای دارند و با استفاده از نیش و کنایه سعی میکنند که فشار لازم را بر فرد وارد کنند. گاهی این اعمال فشار ناخودآگاه است. مثلاً بیشترین فشار برای نحوه پوشش از سوی زنان است. حساسیت به سن ازدواج و اصطلاحاتی همانند «ترشیده» از زبان زنان نشات گرفته است و بیشتر این زنان هستند که بر علیه همجنسان خود تیغ زبان را میچرخانند. مادربزرگها و عمهها و خالههایی با سرک کشیدن به زندگی دیگران سعی میکنند آنان را از آنچه «انحراف» میدانند دور کنند.