محمدرضا مهرابي: هدف از اين نوشته بيان نگرشي در قالب يك مثال ملموس و قابل درك است.

كلات اين عنصر با ارزش و پر معني را وسيله‌اي براي نگرشي قرار داده‌ايم كه شناخت و عمل به آن ما را به هدف خود نزديك مي‌كند. رسيدن به هدف مستلزم انتخاب مسير درست است، اما هدف وسيله را توجيه نمي‌كند، نيت خير و هدف ارزشمند، تضميني براي رسيدن به مقصود نيست.

كلات،گزينه‌ي است كه در سال‌هاي اخير، اقدامات و نظرات زيادي راجع  به آن مطرح گرديده است كه همه‌ي آن‌ها يك هدف را دنبال مي‌كند و آن، زنده كردن كلات است، تا اين مرحله هم نيت خير است و هم هدف ارزشمند. اما نتيجه، نتيجه‌ی دلخواه نيست. به عنوان مثال در سال‌هاي اخير افرادي با نيت خير و دلسوزانه اقدام به خاكبرداري از بناهاي باقي مانده قلعه نمودند، كه در اولين اقدام براي زنده كردن كلات، شروع نابودي آثار را به همراه داشت. در نمونه‌ي مشابه در سطح كلان‌تر، ساخت هتل بزرگ شيراز در كنار دروازه قرآن است. دروازه قرآني كه در طي سال ها ارزش و اعتبار خود را همچون كلات،حفظ كرده است، براي زنده شدن و زنده ماندن نيازي به اين اقدام نداشت. - هر چند ساخت اين هتل با مخالفت هاي بسياري از سوي افرادي كه ارزش دروازه قرآن را درك كرده  بودند روبرو بود ولي اين پروژه عملي شد- وجه مشترك هر دوي اين اقدامات نابود كردن به بهانه‌ي زنده كردن است. مي‌توان گفت اين عمل در سطح كشور عموميت دارد، اين جاست كه نياز به تغيير نگرش احساس مي‌شود.

به بيان ساده آنگاه كه سخن از آبادي كلات يا به عبارتي زنده كردن كلات به ميان مي‌آيد. در اولين گزينه‌هاي پيشنهادي ايجاد راه آسفالته به چشم مي‌خورد، اين عمل مصداق بارز نابود كردن به بهانه‌ي زنده كردن است. اگر اين هدف مسير خود را در مسير علمي و كارشناسي جست وجو كند هرگز همچين پيش نهادي مطرح نمي‌گردد. اين نوع نگرش در سال‌هاي اخير سبب شده است كه نيات خير و اهداف ارزشمند ما نتيجه‌اي جز نابودي به همراه نداشته باشد.

راه كار پيشنهادي اين است كه قبل از هر اقدامي پروسه‌اي را براي خود تعريف كنيم. اين پروسه شامل سه مرحله است:1-مطالعات 2-تجزيه و تحليل 3- نتيجه گيري.

مطالعات، شامل شناخت همه جانبه موضوع است: مطالعات پايه، مطالعات زمينه، مطالعات تطبيقی، مطالعات تكميلي، چنانچه اين مرحله به صورت كامل و همه جانبه مورد بررسي قرار گيرد، مسير حركت را مشخص مي‌كند. در قسمت دوم پس از حاصل شدن شناخت، به تجزيه و تحليل داده‌ها مي‌پردازيم، و در پايان به كمك اطلاعات به دست آمده راه‌كار ارائه مي‌كنيم. به عنوان مثال اين مسير در موضوع آباداني كلات، تنها از يك زاويه و به طور مختصر بيان مي كنيم.

1- مطالعات: كلات يك عنصر مركزي شهر است و محله‌ها، پيرامون آن شكل گرفته است. برق روز و ناساگ از قديمي‌ترين محله‌هاي شكل گرفته در اطراف كلات است.

2- تجزيه و تحليل: وجه تسميه اين دو محله به وجود كلات وابسته است .نقش پر رنگ كلات حتي در نام گذاري محلات نيز ديده مي شود،كلات تلي از گل و خاك نيست، بلكه بخشي از هويت ما است.

3-نتيجه (ارائه راه كار): نمادين كردن اين ويژگي

ارائه راه كار: ايجاد نواري سبز به كمك رديفي از درخت ،كه نورگيري و سايه اندازي درختان مبين ويژگي ذكر شده باشد.ت عداد اين درختان را مي‌توان نمادين در نظر گرفت، مثلا به تعداد شهداي گمنام. نوع درختان خود مي‌تواند بيانگر فرهنگ و سنت شهر باشد. نور پردازي درختان در شب، زيبايي شهر و كلات را دوچندان مي‌كند. با اين كار خاك كلات را در مقابل فرسايش ايمن كرده ايم و در مسير حركتي كه درختان آن را مشخص مي‌كنند، سايه‌اي ايجاد كرده ايم كه در گرماي تابستان، خنكاي رهگذران باشد.

بااين كار نه تنها به بدنه‌ي كلات خدشه‌اي وارد نكرده ايم، بلكه سبب بقا، زنده شدن و ارزشي شدن آن نيز گشته‌ايم. درختاني را نمادين كرده‌ايم كه همه ريشه در يك خاك دارند و يك مسير و يك هدف را نشان مي‌دهند.

در مثالي قابل درك، هنگامي كنار زيارت جايگاه ارزشي پيدا مي‌كند و نمادين مي‌شود، ارزش پيدا مي‌كند، اين ارزش مصونيت درخت را در برابر خطرات انساني به همراه داشته است. در نگاه جامعه كنار زيارت با درختان پيرامون خود متفاوت است. اين نوع نگاه و نگرش بقا درخت را به همراه دارد.

به عنوان مثال اگر اين نوع نگرش را بر روي درختان اشاره شده در راه‌كار پيشنهادي پياده سازيم، يقينا، آنان را از خطرات انساني حفظ كرده‌ايم. اين مثال تنها براي نشان دادن چگونگي اجرايي شدن نگرش اشاره شده بود، پياده كردن پروسه‌اي كه در بالا مطرح كرده‌ايم، ما را به ده‌ها راه‌كار اين چنيني خواهد رساند، و آنگاه است كه نيت خير و هدف ارزشمند ما به ثمر خواهد نشست.