علی سپهر: این روزها آن که در خیابان‌ها و کوچه پس کوچه‌های شهر به‌خصوص در بافت قدیم به وضوح قابل مشاهده است حضور بیش از پیش افاغنه در گراش است. گراش در حالی پذیرای این مهاجرین است که چندی پیش بنا به دلایلی تمامی این مهاجرین اعم از زن و مرد و کوچک و بزرگ از شهرستان خنج اخراج شدند. این در حالی است که مسوولین سیاسی و امنیتی شهر و بخش از دلایل حضور آنها در این شهر مطلع و حتی حجت‌الاسلام حلاجی امام جمعه گراش نیز در یکی از خطبه های نماز جمعه از شهروندان خواست از اجاره دادن اماکن مسکونی به آن‌ها اجتناب ورزند.

در این بین بعضی از شهروندان سخنان امام جمعه را آویزه گوش قرار داده و متاسفانه بعضی به طمع اجاره بهای بالاتر بدون در نظر گرفتن عواقب احتمالی آن از جمله عواقب فرهنگی و امنیتی (و شاید عوارض احتمالی شهرداری و دارایی) اماکن خود را اجاره داده‌اند. (حتی شنیده می‌شود بعضی از این مهاجرین اقدام به خرید زمین و خانه نموده‌اند.) عده‌ای دیگر از این مهاجرین نیز در خانه‌های از پیش اجاره شده دوستان و اقوام‌شان سکنی گزیده‌اند. با تمامی این اوصاف باید گفت: مشکل اصلی حضور این مهاجرین در گراش نیست، چرا که آنها مسلمان و به نوعی  براداران دینی ما محسوب می‌گردند، بلکه مشکل اصلی فقدان کنترل و عدم ساماندهی آن‌ها توسط مسئولین سیاسی، امنیتی وشهری  بخش و شهر است. عدم توجه به این معضل در آینده مشکل آفرین خواهد بود.

شما در نظر بگیرید خدای ناکرده اتفاقی که در  خنج  روی داد و باعث اخراج آنان شد در این شهر نیز رخ دهد. یا این که یکی از این مهاجرین سوار بر موتورسیکلت هایی که امروزه بدون رعایت موازین قانونی و نیز عدم جلوگیری از تخلف آنان توسط راهنمایی و رانندگی و کلانتری، در سطح شهر جولان می‌دهند، با یکی از شهروندان ایرانی تصادف و از صحنه تصادف اقدام به فوت فرار نماید. در چنین مواقعی چه ساز و کارهای برای دستگیری یک متهم غیر ایرانی وجود دارد. آن گاه باید انگشت اتهام را به سوی چه کسی دراز کرد، به سوی مهاجرین یا به سوی مسولین سیاسی امنیتی و یا شهری.

از سوی دیگر با توجه به این که اکثر این مهاجرین به صورت قاچاقی وارد کشور و این شهر شده‌اند در نتیجه در قرنطینه قرار نگرفته اند. همچنان که در گزارش‌های ارائه شده از سوی شبکه بهداشت نیز آمده است متاسفانه این مهاجرین یکی از عوامل شیوع بیماری‌های واگیردار نظیر سالک و ... هستند و اگر با توجه به عدم قرنطینه آنان آنفولانزای نوع A نیز اضافه شود نگرانی‌های به‌جا وصحیح مردم بهتر قابل درک خواهد بود. از طرفی بنا به دلایل مختلف فرهنگ شهرنشینی در میان اکثر این مهاجرین در سطح پایینی قرار دارد که این امر مشکلات عدیده‌ای را برای شهر و شهرداری به وجود آورده است. به نظر شما چند درصد زباله‌های شهر توسط آن‌ها تولید می‌شود؟ و چند درصد این هزینه‌های خدمات شهری و ... توسط آن‌ها پرداخت می‌شود؟ بهتر بگوییم جمعیت چند هزار نفری مهاجرین مفت و مجانی از خدمات شهرداری استفاده می‌کنند و هزینه‌های خدمات شهری آن‌ها بر دوش شهروندان گراشی سنگینی می‌کند. تا کی باید از مردم گراش عوارض اخذ و برای مهاجرین غیرقانونی هزینه شود؟ تا کی باید این روند نا‌معقول ادامه داشته باشد؟

در حالی که بهتر است این هزینه ها از آن‌ها اخذ و در راستای منافع شهر خرج گردد. سیاستی که در تمام شهر و کشورها اعمال می‌شود. با این روش شهروندان نیز فشار کمتری از این حیث متحمل می‌شوند و یقیناً نارضایتی شهروندان نیز کاهش می‌یابد. اگر مسایلی نظیر اشغال فرصت‌های شغلی به‌جای جوانان بیکار، استفاده از سوبسید های مختلف نظیر نان، آب، آموزش، بهداشت و همانند که مختص شهروند ایرانی است و توسط این مهاجرین (به‌خصوص سوبسید نان) مورد استفاده قرار می‌گیرد را به سه مقوله فوق اضافه کنیم ضرورت ساماندهی و کنترل این مهاجرین اعم از افغانی و غیر افغانی بیشتر احساس شده و بهتر قابل درک خواهد بود.

بنابر این مسوولین امر بدون چشم‌پوشی و سهل انگاری باید ساز و کار مناسبی برای این معضل بیاندیشند چرا که فرایند عدم توجه به چنین ضرورت‌های در آینده دامن‌گیر شهر و شهروندان خواهد بود