عبدالرضا افشار: فکر نمی‌کردم همشهریان زحمت‌کشم در دبی این همه مشتاق خواندن صحبت نو باشند. صحبت‌نو رقیبی تازه برای تلفن و موبایل شده است که مردان و زنان گراشی را از دبی به گراش وصل می‌کند. شاید صحبت نو باید بیشتر از این‌ها به خوانندگان پرکار خود در دبی توجه کند. ولی مشکلاتی در ارسال و پخش دو هفته نامه در دبی و شارجه وجود دارد که باید فکری برای آن کرد.

خیلی‌ها صحبت نو را دوست دارند ولی به دستشان نمی‌رسد. در صحبتی که با تعدادی از عزیزان‌مان کردیم راه‌کارهایی پیش نهاد دادند. حاج اسد بخشی صحبت نو را روزنامه‌ای زیبا و خواندنی می‌داند و می‌گوید: اگر به صورت مرتب به دستمان برسد می‌خوانیم و هزینه‌اش را هم می‌پردازیم. حاج احمد صادق‌فرد نیز می‌گوید: هر از چند گاهی به دستم می رسد ولی منظم نخوانده ام با این وجود خوشحال هستم که روزنامه‌ای آبرومند در شهرمان منتشر می‌شود. او  می‌افزاید: اگر هزینه ای داشته باشد حاضر به پرداخت آن هستیم. صادق فرد می گوید: اگر به اسم و نشانی بفرستید بهتر است.

حمید فرهادی یکی دیگر از گراشی‌هایی است که در دبی مشغول به تجارت مواد غذایی است می‌گوید: کیفیت روزنامه بسیار خوب است و دو هفته نامه بودن را بهتر می‌داند ولی می گوید تا به حال کسی برای ما نیاورده است. یوسف آذرپرند گراشی مقیم شیراز هم می‌گوید: چند شماره صحبت نو را خوانده‌ام مطالب تاریخی در رابطه با گراش جالب بود و خواستار ایجاد یک ستون همیشگی به صورت ستون حوادث بود. ناصر هنر ضمن تشکر از دست اندر کاران صحبت نو از مطالب ابوالحسن حسینی انتقاد کرده و گفت: این حرفها خیلی بد است چون به غیر از گراشی‌ها کسان دیگری هم می‌خوانند و بازدهی جالبی برای شهرمان ندارد.

حاجی رضا زمانی صحبت نو را به طور مرتب می‌خواند و همیشه پیگیر است که مرتب برسد ولی او هم مثل اکثر گراشی‌ها از مطالب ابوالحسن حسینی و عزیز نوبهار انتقاد می‌کند و می‌افزاید اگر شما از کاستی ها و مشکلات می‌گویید از خوبی‌های دبی نیز بنویسید وقتی در دبی بدون رفتن به جوازات و در دفتر خود و به صورت اینترنتی در مدت 7 دقیقه ویزا صادر می‌شود و اینقدر همه چیز راحت و سر جای خودش است. یا چرا این عزیزان از تجار گراشی که به صداقت و راستی زبانزد خاص و عام هستند چیزی نمی‌نویسند چرا دلیل پیشرفت همشهریان‌مان را بازگو نمی‌کنند، تجاری در دبی داریم که در صنف خود جز نفرات برتر امارات هستند از این افراد بنویسید تا برای جوانان‌مان درس باشد.

محمد جواد طوافی شاید بیشتر از همه از مطالب ابوالحسن حسینی و عزیز نوبهار بر آشفته بود و مورد انتقاد قرار می‌داد، علیرضا عالمی صحبت نو را به صورت مرتب می‌خواند و می گوید چرا برای چینی‌ها که با مدرک لیسانس کار می‌کنند و پشت گاری می‌روند عیب نیست ولی برای ما عیب است، وی از مسئولین صحبت نو خواست تا قبل از چاپ مطالب را بخوانند و بیشتر دقت کنند تا باعث ناراحتی کسی نشوند.

فاضل شمسی یکی دیگر از کسانی بود که صحبت نو را با دقت و به طور منظم  می‌خواند  وی می‌گوید: بیشتر از پیشکسوتان ورزش بگوید و عکسهای‌شان را چاپ کنید تا جوانان با آنها آشنا شوند. حاج سردار قاسمی با وجود دور بودن از شهر دبی باز هم پیگیر مسائل گراش خصوصاً ورزش گراش از طریق صحبت نو می‌باشد و به هر صورتی که شده ان را تهیه می کند.

حاج منوچهر سبزواری به همراه یونس و ایرج و علی سبویی مطالب صحبت نو را می خوانند و منتظرشماره های بعد هستند. از دبی خارج می‌شویم و به شارجه می‌رویم گراشیهای مقیم این شهر از به دست نیاوردن صحبت‌نو گله‌مند هستند. نوشاد افروز یکی از همشهریان عزیز که در شارجه مشغول فعالیت هستند می‌گوید خیلی خوشحال می‌شویم و هر چند وقتی بچه‌ها از گراش صحبت‌نو را می‌آورند ولی در اینجا کسی تا به حال برای ما نیاورده است. ابراهیمی می‌گوید چند شماره از صحبت نو را در گراش خوانده‌ام و مطالب جالبی دارد و همیشه منتظرم تا مسافری از گراش بیاید و شماره‌ای از صحبت نو را برایم بیاورد. حاج محمد جبرالدینی یکی دیگر از کسانی‌ست که خواهان صحبت نو است و می خواهد از طریق خواندن روزنامه از اوضاع و احوال گراش با خبر شود.

یکی دیگر از گراشیها که زحمت پخش صحبت‌نو را در شارجه می کشد محمود گستم نژاد است که جا دارد از ایشان به خاطر همکاریش تشکر و قدردانی نمایم. در ابتدای سفر نیتی برای تهیه گزارش نداشتم اما وقتی محبت و علاقه همشهریان را دیدم لازم بود که نظرات آن‌ها منعکس شود.  از دست‌اندارکاران صحبت نو هم می‌خواهم به این درخواست‌ها جواب دهند. محمد علی شامحمدی درباره توزیع نشریه در دبی می‌گوید: «همه نشریات ایرانی برای توزیع در دبی مشکل دارند. اگر بخواهیم از طریق پست بفرستیم هم هزینه زیاد است و هم نشریه دیر می‌رسد. معمولاً‌ از طریق خواهش از مسافران نشریه را می‌فرستیم به خاطر همین توزیع نشریه در دبی نامنظم است. اگر هر کدام از دوستان با هم چند نسخه را مشترک شوند شاید مشکل کمتر شود.»

محمد خواجه‌پور هم درباره نوشتن از دبی در نشریه می‌گوید: «برای همشهریانم در دبی احترام زیادی قائلم و معتقدم آن‌ها چهره‌های برتر این شهر هستند. بارها برای مصاحبه با آن‌ها تلاش کرده‌ایم ولی کمتر تن به گفتن از خودشان داده‌اند. این بد نیست که تجاران موفق گراشی با صحبت نو گفتگو کنند و تجربیات و نظرات خود را به جوانان و نسل بعد منتقل کنند. بسیار از این مساله استقبال می‌کنیم و باز هم به سراغ آن‌ها می‌رویم. وقتی خود ساکنان دبی کمتر درباره حال و روزشان دست به قلم می‌شوند، افرادی که از دورتر دستی بر آتش دارند در این باره می‌نویسند.»