اساتید با دادن امتیازات در شهر میمانند / گفت و گو با حجت الاسلام اسماعیلی /2
در تعاونی مسکن طلاب این سوال وجود دارد چرا زمین به طلاب غیر گراشی واگذار میشود و یا اجازه فروش داده شده است؟
فلسفه ما این است که دنیای مردم را هم باید تامین کرد. کسی که میآید درس بخواند باید مسکن او هم تامین باشد همانند دانشگاهیان، کارگران و دیگر مردم. ما برای تامین مسکن دو کار انجام دادیم که به لطف و هدایتهای امام زمان(عج) بود. ابتدا 24 واحد مسکونی برای اساتید و طلاب متاهل در کنار حوزه آماده کردیم. با این کار کمر حوزه گراش محکم شد و اساتید با دادن امتیازات در شهر میمانند. بخش دوم دیدیم دولت جمهوری اسلامی به همه افراد حق امتیاز یک مسکن را واگذار میکند و شرط آن تشکیل تعاونی بود که تعاونی تشکیل شد و شماره 313 منتظران ظهور را به ما دادند. هر کسی با ثبتنام میتواند یک حق امتیاز بگیرد و دیگر در هیچ جای کشور نمیتواند زمین بگیرد این کار هم قانونی است. سوال این است که در تمام تعاونیها فقط به نیروهای بومی زمین داده میشود؟ مثلاً آموزش و پرورش بعضی نیروهای غیربومی دارد. ما هم افرادی را داریم که طبق قانون و ضوابط چون ساکن گراش بودند به آنها زمین دادیم. این که چرا میفروشند باید از خودشان پرسید. اما برخی از اینها میگویند ما تحت پوشش کمیته هستیم و گاو و گوسفند خانواده را فروختیم و دو قسط را دادهایم و حال کم آوردیم. چه کار کنیم؟ من به خودشان هم گفتهام که راضی نیستم بفروشند.
اما مثلاً آموزش و پرورش به دانشآموزان و یا دانشگاه به دانشجویان زمین نمیدهد؟
اینها دانشجویان صرف نیستند. وقتی وارد حوزه شدند هم درس میخوانند و هم درس میدهند و زندگی علمی پیوسته وابسته به یک نهاد به نام حوزه دارند.
آیا برای تعاونی مسکن از جایی کمک هم گرفتهاید؟
میگویند هفتصد میلیون از دفتر رهبری کمک گرفتهایم و هفتصد میلیون از خارج. هیات امنا و هیات مدیره مسجد، صندوق و تعاونی مسکن از خود گراش هستند. اگر کسی این را میگوید که از جایی کمک شده به خود امام زمان(عج) قسم، یک ریال سرمایه به جز شش میلیون خود طلبهها میدهند از جایی نگرفتهایم. سرمایه اصلی ما اعتماد و خوشبینی به خدا است و با آن کار را آغاز کردیم.
برنامهای برای ماندن طلبهها وجود دارد؟
ما سیاستی به کار بردهایم که خیلی از آنها همینجا ازدواج کنند. مثل آن لطیفه که به یک نفر گفتند کجایی است و گفت هنوز ازدواج نکردهام. از نظر تحصیلی هم تا پایه نه را اینجا داریم که کمتر حوزهای تا این پایه را دارد. البته عدهای هم میروند چون جاذبههای جاهای دیگر بیشتر است. اگر یک بخش از دانشگاه، علوم انسانی بود اینجا تبدیل به یک مرکز تولید علمی میشد.