پوشش چادر نشاندهندهي شخصيت و نجابت زنان گراشي است
حبیبه بخشی : لباس هر قوم و ملتي نشاندهندهي فرهنگ و مليت آنهاست. لباس افراد هر سرزمين مانند پرچمي است كه فرهنگ آن مردم را نشان ميدهد افراد قبل از آن كه با زبان، خود را معرفي كنند با لباس و پوشش خود معرف مليت خود هستند. مسلمانان به خاطر دين و آييني كه دارند پوشش آنها با ديگر گروهها تفاوت دارد. كشور ايران، فارس و همچنين گراش با توجه به شيوهي زندگي، فرهنگ و آداب و رسوم حاكم برآنها، نوع لباسشان خاص میپوشیدند. اين نوع پوشش با توجه به شرايط آبوهوايي اين منطقه و نوع كار و فعاليت افراد(زنان- مردان) طراحي و دوخته ميشده است.
نحوه پوشش افراد در هر قشر از جامعه بستگي به زمان و فرهنگ خاص خود دارد حدوداً هشتاد سال پيش در گراش گراش پوشش مردان اعم از پير و جوان بهصورت شال و قبا بود به اين صورت كه قبا پوشیده و شال هم به دور كمر ميبستند. زيرشلواري دويت و كفشهاي ملكي ميپوشيدند و بعضي از آنها كلاه نمدي و يا پهلوي استفاده ميكردند. زنان هم چه پير و چه جوان سه الي چهار شلیته (به گراشی کمبل) ميپوشيدند. البته این دامنها مانند لباس عشايري بلند نبود و لباس مدل راستهي كوچك كه از جنس مخمل يا چيناوي و يا زري بود روي کمبل ميپوشيدند و به جاي روسري از چارقد بزرگ استفاده ميكردند.
چادرهاي قدیمی نيز به صورت كمري بود و جلو چادر از پايين تا كمر پارچه را ميدوختند و چادرهاي پيرزنها نيز علاوه برآن گوشهاي از چادر را به صورت قلاب درست ميكردند و اطراف قلاب را با يراق و آشورمه تزيين ميكردند و انگشت شصت را در داخل قلاب ميبردند و به اينصورت چادر ميپوشيدند. جالب اينجاست كه لباس عروس و داماد هرچند با لباسهاي معمولي فرقي نداشت اما با زرق و برق خاصي همراه بود كه لباسهايشان را از بقيه متمايز ميكرد. براي تهيه لباسهاي عروس، پارچه زري را مانند لباس افراد معمولي درست ميكردند و اطراف يقه و پايين آستينهايشان قسمت مچ دست را با آشورمه، يراق، پولك و مرواريد تزئين ميكردند كه بهآن لباس يلي ميگفتند و روي چارقدهايشان نيز با آشورمه يراق و مرواريد و پولك كار ميكردند.
چادرهاي هفتاد سال پيش به شكلهاي مختلف بوده و شكل چادر جوانان و پيران با هم متفاوت بود. به اين صورت كه چادر جوانان حالت كمري و جلو بسته بوده است ولي چادر زنان مسن علاوه بر آن يا حالت دستكي بوده يعني اين كه قسمت جلوي چادر (ناحيه پايين سينه) حالت قلاب يا بند درست ميكردند و با انگشت شصت قلاب را ميگرفتند و جلو چادر را كمي زير بغل ميگرفتند و يا چادرهايشان مانند چادرهاي گفته شده جلو بسته و كمري بوده ولي با اين تفاوت كه در دو طرف پهلو به صورت بند بلند حالت قلاب درست ميكردند و از جلو آن را به پشت گردن ميانداختند و سپس چادر را از پشت روي سر ميانداختند و به آخر قلاب هم با كاموا و يا گلابتون حالت (گُنپَك) درست ميكردند و به آن آويزان ميكردند كه جهت زيبايي چادر استفاده ميكردند و قسمت جلو چادر كه روي سر قرار ميگيرد نيز حالت يك نشانهاي روي چادر ميدوختند كه دقيقا وسط چادر روي سر قرار بگيرد وجنس اين پارچهها يا دويت يا كرپ و يا ... بوده است كه البته اين چادرها هنوز هم پيرزنان قديم براي پوشش از آن استفاده ميكنند.
قبل از پوشيدن چارقد، كلاهكوچكي نيز روي سرشان ميگذاشتند و دور كلاه نيز با يراق و آشورمه پولك و مرواريد و همچنين جلو كلاه را با طلا تزيين ميكردند طوري كه از زير چارقدهايشان پيدا ميشد. البته ناگفته نماند در زمان قديم از جواهرات زياد استفاده ميكردند بدين صورت كه كنار چارقد عروس سوزن طلا يا گيرهي طلا ميزدند و حتي روي گونههايشان نيز با پولك طلا ميچسپاندند كه زيبايي عروس را دوچندان ميكرد. بعد از چندين سال مدل لباسها از راسته به دوره چيني بلند و بلوز و شلوار تغيير يافت لباس داماد هم مانند لباس معمولي مردان بود با اين تفاوت كه دستمال يا پارچهرنگي را ميان شالي كه به كمرشان ميبستند آويزان ميكردند و خنجر يا كارد هم ميان شال ميگذاشتند كه به نشانهي محافظت از حريم خانواده و مردانگي او به شمار ميرفت و بعضي از آنها از كلاه نمدي و يا پهلوي استفاده ميكردند و كفشهايشان هم ملكي سفيد بود.
پوشش چادر نشاندهندهي شخصيت و نجابت زنان گراشي است. چادرهاي مشكي امروزی يا پارچهای ساده است و يا گلدار كه به دو شكل دوخته ميشود. یک از خیاطهای چادر زنانه میگوید: «اگر قوارهي پارچه، پهن باشد آن را روي سر انداخته و اندازهي قد، آن را برش ميدهیم و آن را روي فرش مياندازيم و از طرف صورت، چهار انگشت باز دولا ميكنيم و بعد به صورت عروسكي روي هم مياندازيم و پايين چادر را به صورت نيم دايره برش ميدهيم و اضافهي آن را به هم ميدوزيم. سپس با چرخ خياطي پايين چادر را لبهدوزي ميكنيم.»
او درباره نمونه دوم میگوید: «نمونهي ديگر دوخت چادر، به اين صورت است كه پارچهي چادري را روي فرش يا زمين پهن ميكنيم و چادري به عنوان الگو روي آن مياندازيم و به اندازهي آن ميدوزيم و اضافهها را به هم دوخته و پايين چادر را لبهدوزي ميكنيم.» چادر سفيد و رنگين نيز به همين صورت دوخته ميشود كه برای نماز خواندن و مراسمهاي خانوادگی استفاده ميشود. امروزه بعضی جوانان كمتر از اين چادرها مشكي در مجالس عروسي و مسافرتها برایپوشش استفاده ميكنند. اغلب آنها از چادرهاي امروزي از جمله چادر ملي، عبای عربی (معروف به جامعه) و... استفاده ميكنند. «جامعه» نوع چادري است كه همانند لباس داراي آستين به مدلهاي مختلف ميباشد كه اندامي است و تا حدوي شبيه چادرهاي هفتاد سال پيش(كمري) ميباشد. «جامعه» را مانند لباس ميپوشند و شال همرنگ آن نيز روي سر مياندازند كه البته اين نوع پوشش به زيبايي و متانت چادر نميرسد.