طرز ساخت حوض در گراش

راضیه یوسفی: زمانی که آفتاب سوزان تابستان، چهرهی خاک را میسوزاند و آسمان در انتظار ابرباران زا بود، مردانی چیره دست، به فکر خنکای بهاری، دست به جلوهگری میزدند و ساختاری زیبا همراه با هنر و تکنیک خاص بنا میکردند.
دستهای هنرمندانهای که از خاک نرم، ساروج زبر و خشن میآفریدند وآن گونه با ریسمان(نخ)و چوب، طرحهای ساده و زیبایی خلق میکردند که حس زیبایی و زیباشناسی انسان را بر میانگیخت. حوضهای شش فخی(شش نیم دایره)، هشت فخی، چهارگوش (مربع و مستطیل)، دایرهای از حوضهای شناخته شده در گراش است که بنا بر سلیقه و نوع کاربرد حوضها طرحها را درهم ادغام میکردند.
عمدهترین موادی که در ساخت حوض استفاده میشد، ساروج( سیمان)، سنگ، خشت، گچ و آب بود.
در ابتدا خاک سردو serdow (محلی که آشغالها را در آنجا جمع میکردند) را به وسیلهی الاغ به محلی که برای ساخته شدن ساروج در نظر گرفته بودند، میبردند بعد با آب مخلوط کرده و به حالت نیم دایره روی زمین پهن میکردند و مدت ده شبانه روز، خورشید بر آن میتابید تا خشک شود. حالا نوبت بوتهها و خارهای درخت کُنار بود که جلوهگری کنند تا خاک خشک شده را به مدت بیست و پنج شبانه روزبسوزانند. وقتی خاک سرد شد با آب مخلوط میکردند و به کمک کَرفه KARFAH (تختهی چوبی مستطیل شکل پهن که چهار گوشهی آن را میگرفتند،به عنوانِ فرغون وگاری) مخلوط بدست آمده را جابهجا میکردند. دو بیل از این مخلوط را روی زمین میریختند که حالت دایرهای به خود میگرفت که به هر یک از این دایرهها پَتره PATRAH میگفتند. این پترهها را به صورت درازا در امتداد هم روی زمین قرار میدادند و جای زیادی را به خود اختصاص میداد و مدت ده روز طول میکشید تا خشک شود. بعد بوسیلهی گاوآهن، آن را نرم میکردند. حالا ساروج زرد و خوشرنگ، با هوش و ذکاوت مردان گراشی آمادهی استفاده است.
برای کشیدن طرح حوض دایرهای شکل به علت نبود وسایل مجهزبنایی و معماری ازریسمان و میخ استفاده میکردند. به طور مثال برای ساختن حوضی به قطر دو متر، نقطهای را در نظر میگرفتند و میخ را به زمین میکوبیدند و یک متر ریسمان به آن وصل می کردند. به حالتی پرگار مانند دایره رسم میشد.
حوض های چهارگوش بر اساس نوع ساختارمعماری به دو دسته تقسیم میشد. حوضهای چهار گوشه ساده و حوضهای چهارگوشه که بوسیلهی تیغهی گچی ار وسط نصف میشد. حوضهای چهار گوشهی تیغهدار بنا بر موارد استفاده به دو زیر مجموعهی تیغه دار درزدار(فاصلهدار،شیاردار کوچک) و تیغه دار بیدرز تقسیم میشد.
تیغه در جهت رعایت بهداشت و صرفه جویی بیشتر آب کاربرد داشت. مثلا: یک طرف تیغه، فقط مخصوص شستشوی ظروف و لباس بود و طرف دیگر آن مخصوص حمام کردن بود. در صورت درزدار بودن، این مسایل کم رنگ تر میشد ولی مسالهی کُر بودن (پاک و طاهر بودن) آب، مورد توجه بیشتری قرار میگرفت. اگر یک طرف حوض آب بیشتری نسبت به طرف دیگر داشت با وجود درز، آب خود به خود جابهجا میشد و آب یکسانی در دو طرف حوض قرار میگرفت که استفاده از آب آن از نظر شرعی بلا مانع بود.

برای ایجاد نیم دایره و سه گوش با ریسمان طرح آن را میریختند و با گچ و خشت میساختند. دور تا دور حوض را یک لایه اضافه ازسنگ و ساروج درست میکردند که به این محل «پاشور» میگفتند .از پاشور گذشته از شستن و تطهیر پاها برای کارهای دیگر نیز استفاده میشد. به علت نبود یخچال، تخم مرغ را درون ظرف چینی یا معدنی میگذاشتند و در پاشور قرار می دادند تا فاسد نشود. خنک نگه داشتن آب نوشیدنی به ویژه در ایام ماه رمضان استفاده دیگر پاشور بود. آب را درون ظرف کرده و درآن را محکم می بستند و در پاشور حوض قرار می دادند تا خنک شود. خنک نگه داشتن قلیان وآب قلیان نیز بر عهده پاشور بود.
اغلب حوضها در وسط حیاط ساخته می شد تا نسیم خنکی که از وزش نسیم بر روی آب حوض ایجاد میشد در سرتاسرخانه پخش شود و هوای نسبی و یکسانی بوجود آورد.
به طور تقریبی یک روز طول می کشید تا حوض ساخته شود و برای دیراخ DIRAKH (آب گیری کردن) دادن حوض، ساروج را شش الی هشت ساعت بوسیله ماله MALAH به دیوارههای حوض میکشیدند تا ساروج زردرنگ تبدیل به ساروج سیاه رنگ شود ودیوارها آبگیری شود. کوچکترین منفذی باقی نمیماند وآب حوض بدون هیچ مشکلی مدت زیادی درون حوض قرار میگیرد و دیوارهها بر اثر گرمای شدید،ترک برنخواهد داشت.
حالا نوبت کُرگیری (پاکی وطهارت) حوض است. آفتابه را پر از آب کرده و دور تا دور حوض می ریختند و این عمل را سه بار تکرار میکردند.
حداقل میزان آبی که در حوض قرار می گرفت دوازده الی پانزده کندرKANDAR بود. هر کندر از دو حلبی هفده کیلویی و یک چوب که بوسیلهی طناب به هم وصل می شد، ساخته می شد. در صورت کمتر بودن این مقدار، آب نجس بود و غیر قابل استفاده میماند. روش دیگری برای تشخیص کُر بودن آب حوض این بود که ده وجب طول ویک وجب بلندیِ حوض، پر از آب باشد.
هر چه حوض عمیقتر بود، دوام و خنکی آب بیشتر بود. آب حوض را هر چهار یا شش ماه یکبار عوض می کردند.آب حوض در ابتدا بیرنگ و به مرور زمان به رنگ های سفید، سبزکم رنگ، صورتی گرایش پیدا می کرد و در صورت سیاه رنگ شدن بلافاصله آب را تخلیه و تعویض میکردند.
برای تخلیه ی آب به دلیل نبودن خروجی شیرآب ازپیپ، دلهDALLAH (سطل) استفاده میکردند و مابقی آبها که در ته حوضی میماند با کشیدن گونی یا حوله به کف و دیوارههای آن، خارج میشد. حدود بیست سال پیش بعد ازتمیز کردن حوضی، ماده ای شن مانند به رنگ آبی درون حوضی ریخته می شد تا مانع از تشکیل سریع جلبک شود که به آن ضدگِشرGESHER (ضد جلبک) میگفتند.
قرار دادن لنگههای در چوبی بر روی حوضی مانع تابش مستقیم نور خورشید به آب میشد و غالبا آب خنک میماند. ولی عدم نور کافی و تاریکی سبب تسریع در جلبک زدن آب می شد. از این در چوبی برای قرار دادن ظرف های شسته شده و جلوگیری از ورود گرد و خاک هم استفاده میشد.
برای زیبایی بیشتر نمای حوض با رنگ آبی لاجوردی دیوارههای حوض را رنگ یا نقاشی میکردند.
هر چند هنوزخانه هایی با ساخت و فرم معماری قدیم حوضهای زیبایی را در خود جای داده است اما با تغییر و تحول زندگی و حرکت به سوی مدرنیزه شدن حضور حوضها در خانهها کم رنگ شده است. دسترسی به آب سالم و تصفیه شده، لوله کشی آب مصرفی، دسترسی به وسایل مورد نیاز جهت ذخیرهی آب همانند بشکه، نوع معماری کنونی و کمبود فضای کافی از مهمترین عوامل بیتوجهی و فراموشی حوض است.
هنوز خانههای کاه گلی با جادوی خفته در دل خانه رمزهای حیات را به ما یادآوری میکنند. هنوز خانههایی هندوانهی سفرهی ماه رمضان را حوض خنک نگه میدارد. هنوز حرفهای ناگفتهی زیادی در دلش پنهان کرده است. شاید وظیفه هنرمندان و معماران ماست که دل آبیرنگ خانهها را دوباره به تپش در آورند.