چیزی که اخیراً مشاهده می‌شود این است که در ورود بچه‌ها به دبيرستان و بعد به سطوح بالاتر، يک مقدار افت تحصيلي وجود دارد. حالا اگر معيار را ورود به دانشگاه در نظر بگيريم، ما مي‌بينيم در اين سال‌هاي اخير در این مورد هم دچار افت شده‌ايم، خيلي‌ها اين را دقيقاً ناشي از عدم انگيزه بچه‌ها مي‌دانند. آيا شما هم به اين معتقديد، يا معتقديد دليل ديگري وجود دارد؟

عرض كنم خدمت شما كه اين انگيزه را چه کسی باید به وجود بياورد؟ نظام آموزشي؟ دبيران؟ مشاوران؟ اولياء؟ نيازهاي جامعه؟ عدم هماهنگي بين نيازهاي جامعه و آموزش كه ما مي‌بينيم؟ تخصصي نبودن تدريس دروس؟ عدم انگيزه‌ي دبيران؟

تعريف ما از آموزش، تعريف ما از آموزش و پرورش، تعريف ما از جامعه‌ي خودمان، آينده‌نگري ما، تطبيق مسائل اقتصادي با يادگيري و آموزش، و مقايسه كردن درآمدها با ادامه تحصيل -كه كفه‌ی ترازو در این مورد به سمت درآمد و پول و اين مسائل مي‌چربد- و القا‌ء اينكه ادامه تحصيل براي درآمد است و نه براي زندگي اشتباه است. متاسفانه همين عوامل يك مقداري جلو رشد بچه‌هاي ما را سد کرده است و انگيزه را از بچه‌هاي ما گرفته. كساني هستند که درس نخوانده‌اند و بالاترين درآمد را هم دارند. این است که نتيجه مي‌گيرند درس خواندن و درآمد داشتن در تضادند. در حاليكه اينطور نيست. آن نظريه كه ما القا مي‌كنيم به بچه‌هایمان اشتباه است. از طرف دیگر، بين آن چيزي كه ما آموزش مي‌دهيم و آن چيزي كه نياز جامعه‌ي ماست يا نياز شخص دانش‌آموز است هم امروز متاسفانه فاصله افتاده است و همين هم عاملي است كه بچه‌ها احساس كنند كه تحصيلات مشكلات‌شان را حل نمي‌كند. بحث من در رابطه با آموزش عالي و مقايسه‌اش در شهر ما با آموزش و پرورش هم در همين نكته است. ما چه مي‌گویيم؟ من مي‌گویم كه با توجه به گستردگي رشته‌ها، اگر كل سرمايه‌مان را هم بر آموزش عالي متمركز كنيم، اشتباه‌ است ...

كاري كه تا الآن انجام شده است.

كاري که شده و دارد باز هم اتفاق مي‌افتد. البته من به شخصه به عنوان يك نفر به قول معروف فرهنگي، يا به عنوان يک كارشناس، مخالف برگزاري هر كلاس آموزش عالي در شهر نيستم؛ و حتي معتقدم اگر كلاسي در يك چادر هم برگزار شود مفيد است! من با اين مخالفت ندارم. بعضي‌ها مي‌گویند كه شايد بار اخلاقي داشته باشد. باز هم من معتقدم كه محاسن‌اش از معايب‌اش خيلي بيشتر است و اصلاً قابل مقايسه نيست. زماني كه حتی حوزه‌ي علميه‌ي قم وجود نداشته است، تفكر تاسيس آموزش عالي در 140 سال قبل با آن نوع بنا و نوع كلاس در همين شهري كه شايد هزار نفر یا دو هزار نفر هم بيشتر جمعيت نداشته، وجود داشته است. اين بسيار عالي است. ما پيشينه‌ي خيلي قدرتمندي داريم در رابطه با آموزش عالي. بحث من بحث مخالفت با راه‌اندازي دانشكده‌هاي مختلف، چه آزاد، چه دولتي، پزشكي، پيراپزشكي، صنعتي، فني نيست. بحث من چيز ديگری است. من معتقدم كه ما به جاي سرمايه‌گذاري تا اين اندازه در آموزش عالي، اگر در آموزش و پرورش سرمايه‌گذاري كرده بوديم و مجتمع‌هاي بزرگ آموزشي راه‌اندازي كرده بوديم، بهترين اساتيد را آورده بودیم و بهترين امكانات را تهیه کرده بودیم، بهتر می‌توانستیم در خدمت فرزندان‌مان باشيم. من معتقدم به جاي دانشگاه بايد دانشجو بسازيم. اگر ما دانشجو با رتبه‌هاي بالا داشته باشيم، در تمام دانشگاه‌هاي سطح كشور و حتي دانشگاه‌هاي معتبر جهاني جاي ماست، جاي بچه‌هاي ماست. اما ما الان مي‌رويم سراغ دانشگاه به جاي دانشجو. يك جابجايي انجام داديم براي شهرمان و آن ساختن دانشگاه بود. البته دست همه‌شان درد نكند كه اين كار را انجام دادند، اما هدايت فکرها به سمت ساختن دانشگاه، با اتفاقاتي كه در رابطه با آموزش عالي مخصوصاً آموزش‌هاي مجازي و اينترنت افتاده است مغايرت دارند. ما به‌روز نيستيم. پرداخته‌ایم به خشت و گل تا به مغزها. من معتقدم اگر كل سرمايه شهر را سرمايه‌گذاري كنيم روی آموزش عالي منافع ملي شهر ما را تامين نخواهد كرد. زماني منافع ملي شهر ما تامين مي‌شود كه ما روي مغزهاي بچه‌هایمان بهترين سرمايه‌گذاري كنيم. امروز حرف اول در كل دنيا را نيروي انساني می‌زند. هر شهري كه نيروي انساني تحصيل‌كرده‌ي مستعد در حد عالي داشته باشد، مي‌تواند منافع ملي خودش را تأمين کند. شما برويد در شهرهاي مختلف مطالعه كنيد. من استدعا مي‌كنم كه در نشريه‌ي صحبت نو یك سری مطالعات مقايسه‌اي داشته باشيد، مخصوصا روی شهر يزد. بيشترين پذيرش آموزش عالي را دارد این شهر. يا بعضي از شهرها كه واقعاً روي اين كار سرمايه‌گذاري كرده‌اند. مثلاً من شنيده‌ام كه خيرين شهر كاشان، يك ساختمان 6 طبقه در شهر تهران خريده‌اند و وقف كرده‌اند براي استفاده‌ي دانشجويان كاشاني. به اين مي‌گویند سرمايه‌گذاري. به دليل اينكه دانشجو با خيال راحت احساس مي‌كند كه وقتي رفت تهران، وقتي رفت شيراز، وقتي رفت اصفهان، مي‌تواند در بهترين دانشگاه‌ها تحصيل کند و از نظر مسكن و خوابگاه هم هيچ مشكلي ندارد. ما می‌توانستیم به مراتب از آن شهرها بهتر اين كارها را انجام دهیم. وقتي كه ما اين كار را انجام ندهيم، همان بحث عدم انگيزه پيش مي‌آید. الآن ده‌ها ميليارد ساختمان‌سازي براي آموزش عالي سرمايه‌گذاري شده ولی پشتوانه‌ی دانشجويي‌مان خيلي كم است. علت‌اش اين است كه ما به آموزش و پرورش آن‌طوري كه بايد بپردازيم نپرداختيم.