فضای انتخابات همیشه این طور است
اسماعيل اخگر : سال هشتاد و چهار رشته خبرنگاري در دانشگاه بندرلنگه بودم اول صبح كه ميخواستم به دانشگاه بروم در مسير خوابگاه تا دانشگاه چشمم به پوسترهاي نامزدها افتاد، پوسترهايي كه تا يك روز قبل هيچ يك از آنها را به در وديوار نزده بودند وارد دانشگاه شدم مثل روال هر روز به اطراف نگاهي انداختم.ديدم امروز بيشتر از روزهاي ديگر دانشجويان گرد هم جمع شدهاند و هر يك در مورد كانديدها صحبت ميكنند يكي ميگفت آقاي x را نميشناسيم كه راي بدهيم و ديگري ميگفت آقاي y كارنامهاش مشخص است و بلاخره... وارد كلاس شديم ساعت اول درسمان درس تهيه كاربرد خبر داشتيم استادمان آقاي دكتر.. وارد كلاس شد.
استادي كه خيلي سرش درد ميكرد واسه بحث سياسي و انتخابات،با وارد شدن به كلاس به صحبت كردن راجع به اتفاقات و تبليغات كانديدها پرداخت با يكي از نامزدها مخالف و با يكي ديگر موافق. راجع به همين موضوع آنقدر كلاس گرم بود و هركس اظهار نظر ميكرد كه اصلا ندانستيم كي ساعت اول از كلاس گذشت و اتفاق خوب اين بود كه ساعت بعد هم با همين استاد كلاس داشتيم و اينقدر تنور انتخابات و اظهارنظرها داغ بود كه ساعت استراحت بيرون نرفتيم و بعد از كلي صحبت استاد براي اينكه از درسمان دور نشده باشيم و رشتهي ما هم خبرنگاري بود به ما گفت براي تهيه گزارش در ميان مردم شهر رفته و دربارهي انتخابات و كانديدا گزارش تهيه كنيم. وقتي براي تهيهي گزارش در ميان مردم رفتيم ديديم كه حرفهاي بيشتر مردم مثل چنين ايامي از انتخابات رياست جمهوري است.
