شش روز در کویت / یادداشت های صادق رحمانی از سفر به کویت
بازار اسلحه
سوق السلاح، یکی از بازارهای قدیمی شهر کویت است. مغازهها معمولا از هر نوعی در آن جا وجود دارد. از خواربارفروشی تا تنباکو فروشی، هر چند همان طور که از نام آن پیداست حداقل قسمتی از این بازار، محل فروش اسلحه بوده است. احمد زمانی گراشی فرزند کربلایی حاجی، که خود در این بازار فروشنده لوازم خانگی است، سقفهای فلزی مغازهها را به ما نشان می دهد که با تیر رها شده از اسلحه، سوراخ سوراخ شده بود، اکنون در این بازار به آن بزرگی، فقط یک مغازه اسلحهفروشی به چشم میخورد.
احمد زمانی، متولد 1347 در گراش است و بعد از جنگ عراق و کویت به کویت آمده است. او سه فرزند دارد که هر چند اقامت دارند، اما در گراش درس می خوانند. او میگوید: بچهها دوست دارند در کنار اقوام و فامیل باشند تا از نظر عاطفی اقناع شوند. در مغازه او فردی به نام حاج عباس باستان، شریک کارگری اوست. عباس باستان اهل دهکویه است و چهل سال است که در کویت به سر میبرد، اما خانواده او در شیراز زندگی می کنند.
در این بازار لارستانی های زحمتکشی به کار اشتغال دارند. قاسم دامن کشان لاری، متولد 1335، حاج نعمت درویش، خلیل طالبی کوردهای که فروشگاه سیگار و تنباکو دارند، در سوق السلاح کار میکنند. حاجی نعمت درویش با فرزندانش در کویت زندگی میکند، وقتی از او درباره ساعات کاری می پرسیم، فکر میکند، حتما ما مأمور هستیم، میگوید از هشت صبح تا چهار بعد از ظهر کار میکنیم. احمد زمانی با خندهای بلند، ما را متوجه می کند که منظورش از ششصبح تا ده شب است. فروش سیگارهای مختلف، تنباکو، قلیان و سرقلیان، هر چند مشتری کمی دارد، اما خلیل طالبی کورده ای از شغلش راضی است و میگوید مشتریهای خاص خودمان را داریم.
گراشی ها از نظر شغلی، تنوع زیادی ندارند، نزدیک به 90 درصد آنها فروشنده مواد غذایی هستند. در بین آنها خیاط، نجار، سلمانی، کفشفروش دیده نمیشوند. به هر حال آنها معتقدند که کالاهای غذایی به هیچ وجه روی زمین نمیماند و بالاخره فروش میرود. البته امروزه ، جوانها شغلهای جدیدتری را تجربه میکنند. فروش لوازم خانگی، پارچهفروشی و لوازم بهداشتی و آرایشی و اسباب بازی فروشی از آن جمله است. لارستانیها، معمولاً با خانوادههای لارستانی ازدواج میکنند، آنها سالیانی است که به این مسئله معتقد هستند که ازدواج با غیر لارستانی، برایشان چندان خوشبختی به همراه نمیآورد.