حسین فقیهی، رییس ستاد پیروز دوره‌ی قبل، را در دفتر شرکتش پیدا می‌کنیم. او اکنون 34 ساله است و اعتقادی هم ندارد که زود وارد فضای سیاسی شده است. از نحوه‌ی آشنایی‌اش با محمود احمدی‌نژاد و چگونگی تشکیل ستاد انتخاباتی‌اش می‌پرسیم. می‌گوید: «ما به واسطه‌ی کارمان در شرکت با شهرداری‌های مختلف آشنا می‌شدیم. من از دو سال قبل از انتخابات احمدی‌نژاد را می‌شناختم، چون آن موقع شهردار تهران بود. او در جنوب تهران محبوبیت زیادی داشت چون در آنجا کارها را با سرعت و دقتی انجام می‌داد که بعضاً ما فکر می‌کنیم فقط در دبی یا حتی اروپا امکان‌پذیر است. من هم به خاطر همین‌ها به او علاقه‌مند شدم. نزدیک انتخابات، یک روز خبر رسید که نماینده‌ی ایشان می‌خواهد در مسجد ولی عصر (عج) سخنرانی کند. جمعیت کمی هم آمده بود و من همانجا تصمیم به راه‌اندازی ستاد احمدی‌نژاد گرفتم. البته من از خاتمی، رییس جمهور وقت، به خاطر مسائل فرهنگی‌اش راضی نبودم و شاید این هم دلیل دیگری بود که وارد شدم.» می‌پرسیم چه شد که در ابتدا مسئولیت ستاد به نام دیگران بود و بعد سر آخر به اسم او شد. می‌گوید: «مسئولیت ستاد را ابتدا به نام آقای اکبریان انداختم که قبول نکرد. بعد هم به عادل درخشنده پیشنهاد دادم که او هم قبول نکرد. نهایتاً چون از اول خودم در جریان کارها بودم و بخشداری و آقای فرسوده هم این را از من خواستند، خودم مسئولیت را به عهده گرفتم.»

ستاد احمدی‌نژاد در گراش در پاساژ اعظم تشکیل می‌شود و اینجا هم مثل شهرهای دیگر به صورتی مردمی فعالیت می‌کرده است. از فقیهی می‌خواهیم چند تن از افرادی را که در ستاد فعال‌تر بوده‌اند نام ببرد و او از رسول افشار، جواد عالی‌پور، حاج مسعود محسن‌زاده و حاج مهدی جعفری یاد می‌کند. فقیهی می‌گوید که برای تقدیر از کسانی که در ستادها فعال بودند، تنها یک لوح از طرف نهاد ریاست مجهوری به آنها داده‌اند.

فعالیت بعد از انتخابات افرادی که در این ستاد مشغول بودند، سوال بعدی ماست. می‌گوید: «بعدها گروهی که در ستاد بودیم، یک انجمن سیاسی به نام «هم‌اندیشان» راه انداختیم که هر هفته در مسجد مهدیه جمع می‌شدیم و بحث می‌کردیم. به غیر از خودم، آقایان ابراهیم نظری، رضا نوشادی، قدرت فانی و مهدی عالمی –به عنوان مهمان البته- در این جلسات شرکت داشتند. این جلسات 6 یا 7 ماه برگزار شدند و بعدها هسته‌ی اولیه‌ی «کاداگ» را شکل دادند. به عنوان فعالیت بعدی خودم، می‌توانم از سردبیری نشریه «عصر گراش» نام ببرم که در دوره‌ی من سیاسی‌تر شد و موضع تندتری را در عصر احمدی‌نژاد گرفتیم. با شروع فعالیت آقای احمدی‌نژاد هم چندین جلسه در نهاد ریاست جمهوری داشتیم، مخصوصاً با حاج داوود احمدی‌نژاد که مسئول بازرسی نهاد بود. او به خاطر آشنایی‌ای که با من و نسبتاً با گراش داشت، از ما می‌خواست که علاوه بر طرح مشکلات، در کارهای اجرایی هم کمک کنیم. ما هم کسانی مثل حاج مسعود محسن‌زاده و حبیب‌اله مهرابی را به عنوان پیش‌نهاد مطرح کردیم که البته توفیقی از این جهت برای خدمت حاصل نشد. البته بعضی از مسئولین ستادها بعدها به جایی رسیدند؛ مثلاً مسئول ستاد یزد که استاندار یزد شد.»

می‌گوید «حاج داوود از ما خواست که در کارهای سرمایه‌گذاری شرکت کنیم و مردم را به این کارها دعوت کنیم.  شرکت تاسیس شد ولی الآن دیگر به تنهایی تمام بار این شرکت را به دوش می‌کشد و ممکن است مجبور شود خانه‌اش را هم به خاطر این شرکت به بانک واگذار کند. با خنده‌ی تلخی می‌گوید: « بنویسید هدیه‌ی دولت به من، رفتن خانه‌ام بود!»

حسین فقیهی را به رک بودن و زبان تند و تیزش می‌شناسیم. خودش صفت «ایده‌آلیست» بودن را هم به آن می‌افزاید: «من ایده‌آلیستی فکر می‌کردم و به همین دلیل هم احمدی‌نژاد را انتخاب کردم. ولی در آخر خیلی موفق نبودم چون خیلی‌ها تحمل حرف حق را نداشتند و ساز و کار دولتی درستی هم برای انتخاب و تعیین افراد آماده‌تر و پرنشاط‌تر و جوان‌تر نبود. من اگر احمدی‌نژاد را از نزدیک ببینم با او از کم کاری ها صحبت می‌کنم که چرا مسئولین دولت‌اش را این طور انتخاب کرده است.» او از قول حاج داوود نقل می‌کند که دست دولت برای تعیین دولت‌مردان‌اش کاملاً بسته بوده است، و من ترجیح می‌دهم نپرسم که پس این همه تغییراتی که در تمام سطوح مدیریتی در این دولت انجام شد، از کجا صورت گرفته است. فقط می‌پرسم که با تمام این جانب‌داری‌ها، چرا در انتخابات آینده برای تشکیل ستاد اقدام نکرده است؟ با دل‌خوری و با همان تندی همیشگی‌اش جواب می‌دهد که این را از او غصب کرده‌اند. «این بار حاج مهدی جعفری بدون هماهنگی با ما اقدام کرده و حتی با من مشورت هم نکرده است. البته حاج مهدی الگوی من است، ولی حداقل باید با من هماهنگی می‌کرد. من احساس مسئولیت می‌کنم، چون تحت سوال هستم که چرا احمدی‌نژاد را انتخاب کرده‌ام. الآن در ستادهای استان هم دو دستگی است و عده‌ای من را و عده‌ای حاج مهدی را مسئول ستاد می‌دانند.» او البته یادآوری می‌کند که «هرجا دستم برسد، چه در ستاد و چه به صورت شخصی، فعالیت می‌کنم چون هنوز به احمدی‌نژاد اعتقاد دارم.»