* ميزگردي با نمايندگان يك بنياد عامالمنفعه در لار
عسكريان ميگويد: ما در شهرستان لارستان، مجموعاً حدود 228 مدرسه داريم كه 50 درصد اين مدارس ما را خيّرين به تنهايي يا با مشاركت اداره كل نوسازي و تجهيز مدارس استان ساختهاند. يكي از آنها دبيرستان صحبت است كه حدود 200 ميليون تومان از هزينه آن را خيّر و 300 ميليون تومان هم سازمان نوسازي مدارس فارس در آن هزينه خواهند كرد. دبيرستاني بوده كه 70 سال قدمت داشته است.
اسماعيلي درباره خيّرسازي در لارستان و ريشه عميقتر آن نسبت به نقاط ديگر كشور ميگويد:معنياش اين نيست كه مردم لارستان پول دارتر از جاهاي ديگرند، بلكه چون شرايط اقليمي لارستان به گونهاي بوده كه از ساليان متمادي، مردم به خاطر ماندگاريشان در اين منطقهي گرم و خشك، به امكانات رفاهي ـ خدماتي نياز داشتهاند و دولتمردان آن زمان، يا توانايي آن كارها را نداشتند و يا به مناطق محروم بيتوجه بودند. بنابراين، آنها ميخواستند بخشي از دسترنجي را كه سالها آن طرف آبهاي خليج فارس يا هندوستان به دست آوردهاند، براي راحتي و آسايش خودشان و همشهريانشان هزينه كنند. اين در حالي است كه آن زمان، يك كارمند يا يك معلم در ايران، ماهي 2500 تومان حقوق ميگرفت كه ميتوانست زندگي متوسطي براي خود فراهم كند، در حالي كه اگر يك آدم ماهر، سالها دور از خانواده به سر ميبرد، شايد ماهي هزار روپيه يا هزار درهم به او ميدادند. هر درهم 16 ريال بود و آنان با 5 تا 10 سال كار، اندوختهاش را به اينجا ميآورد. بخشي را براي خانواده و قسمتي را صرف كار خير ميكرد. حالا اين كار خير ميتوانست صرف آب انبارسازي و تأمين آب آشاميدني مردم اين منطقه گرمسيري شود.
پدرام هم در اين باره ميگويد: اين جريان، بعدها به سمت احداث مسجد و حسينيه و سپس، مدرسهسازي رفت. الآن ديگر خيّرسازي جزئي از فرهنگ اين مردم شده است.
اما انگار در لار، برخلاف گراش كه همه مدارس خيّرساز است، مشاركت مردم و دولت چشمگيرتر است.
اسماعيلي: متاسفانه، ديدگاهها در مركز و استان تا چند سال قبل بر اين منوال بود كه هر زماني دوستان به آنجاها ميرفتند، جواب خوبي از مسئولان نميشنيدند. ميگفتند: خيّر از آن طرف آب آورده، ديگر چرا سراغ ما آمدهايد؟ مثلاً اگر براي فلان تجهيزات مدرسه يا امكانات اداري مراجعه ميكردند، گويي ميخواهند باري روي دوش دولت بگذارند. تازه من باورم اين است كه اگر باري روي دوش دولت بگذارند، يك بار بزرگتر از دوش او برداشتهاند. مردم لار، دنبال ساخت و ساز مدرسه هستند، خب يك جا سالن ورزشي نياز دارد. چه اشكالي دارد اگر همان اعتباراتي را كه ميخواستيد مدرسه درست كنيد، 4 تا سالن ورزشي درست كنيد؟ يا مردم، درمانگاه ميسازند، پزشك و تجهيزاتش را دولت تهيه كند.
عسكريان دنباله حرف آنها را ميگيرد: الحمدلله مشاركت مردم و دولت در بخش آموزش و پرورش بسيار خوب است. مخصوصاً اين حركتي كه اخيراً شروع شد. نمونه بارزش هم احداث دبيرستان جدي بود كه 160 ميليون آن را خيّر داد و 120 ميليون تومان آن را اداره كل نوسازي تقبل كرد. دبيرستان صحبت هم كه عرض كردم. خيّر تشويق ميشود. يعني در واقع احساس ميكند اگر 200 ميليون داد، يك مدرسهي 500 ميليوني رو دولت ساخت به نام خود او. قطعاً در حركتهاي بعدي با شوق بيشتري كار ميكند، اما اگر ما بگوييم كه خودت مدرسه را ساختي، خودت هم تمامش كن يا خودت هم تجهيزاتش رو بخر، پشت دستش را داغ ميكند و ديگر سراغ آموزش و پرورش نميآيد. امروز به بركت جمهوري اسلامي و عنايتي كه مسئولين داشتند، كمكهاي خيّرين ساماندهي شده است. اين كمكها به سمت ساختوساز مدرسه سرازير شد تا نشان دهد كه استان فارس، در خيّرسازي پيشقدم و الگوي خيلي از نقاط كشور است.
اسماعيلي درباره مشكلاتي كه دامنگير خيّرسازي در لارستان است، ميگويد: ما بايد شيوه برخورد با خيّرين را عوض كنيم. آنها نبايد در پي كسب مجوز از آموزش و پرورش يا سازمانها و نهادهاي ديگر باشند. يكي از نقاط ضعف مناطق دورافتادهاي مثل لارستان، نبود يك اداره نوسازي مدارس است كه عليرغم همه تلاشي كه دوستان در مراكز استان انجام ميدهند و كمكها و مساعدتهايي كه در اداره كل نوسازي ميشود، گستردگي استان، مانع از انجام كار سريع ميشود. يك طرف، كمبود امكانات و يك طرف، كمبود ناظران است. اين قضيه باعث شده كه روند كار، يك مقدار كند شود. در حالي كه خيّر مهاجري كه از آن طرف آبهاي خليج فارس هزينه ساخت مدرسه را داده، ميفهمد اگر قرار باشد آنجا يك پروژه 36 طبق درست كنند، برنامه مينويسند كه ظرف 2 سال اين كار تمام شود. همين خيّر، وقتي دنبال ناظر ميگردد و متوجه ميشود كه استان، 4 ناظر دارد كه يك پايشان بايد در سپيدار باشد، يك پايشان در لار، عطاي كار را به لقايش ميبخشد. توجه داشته باشيد كه خود لارستان 22 هزار كيلومتر مربع وسعت دارد و 7 بخش و 7 شهر زير مجموعه آن است. اميدواريم حاصل همه اين تلاشها و زحمتها با تسريع امور و جلب مشاركت بيشتر مردم و نظارت دقيقتر بر امور فني و ساخت و سازهاي مدارس، منجر به دلگرمي بيشتر خيّرين بشود.
پدرام هم در اين باره معتقد است: گمان ميكنم دوستان در مركز استان هم پذيرفتهاند كه ما نميخواهيم از فارس جدا بشويم، بلكه افتخار ميكنيم كه جزيي از استان فارس هستيم. منتها لااقل بين 60 تا 70 درصد ساخت و سازهاي استان فارس با يك گستردگي در منطقه لارستان صورت ميگيرد. انتظار است كه اداره نوسازي به طور مستقل تشكيل دفتر بدهد تا ما در كوتاهترين زمان ممكن بتوانيم مشاركتهاي مردمي را جلب بكنيم و نظارت دقيقتري بر ساختوسازهاي فني داشته باشيم.
او همچنين درباره اقدامات مؤسسه مردمي كه به نام 72 تن ثبتش شده است، ميگويد: ما به منظور احداث بناهاي عامالمنفعه تبليغ و خيّرين را توجيه ميكنيم تا كمبودها را بهتر شناسايي كنند. تا الآن هم 24 مدرسه در سطوح مختلف ابتدايي تا دبيرستان در مناطق مختلف و محروم لارستان آماده كردهايم كه دانشآموزان در كپر تحصيل نكنند.
اسماعيلي در ادامه حرفهاي او ميگويد: دوست داشتيم كمكهاي خيّرين را به سمتي كه مورد نياز است، هدايت كنيم. خداوند به خيّر توفيق داده و خودش ميآيد پاي كار. منتها مهم اين است كه ما اين كمكها را ساماندهي كنيم و جايي ببريم كه اولويت دارد. بنابراين، جمعي را با عنوان هيئت امناي احداث 72 بناي لارستان جمع كرديم كه اين كلمه 72 هم به نام مبارك 72 تن شهداي كربلا نام گذاري شده است. چون براي هر كاري، چاشني معنوي هم لازم است. ما هم از 72 تن مدد گرفتيم و به حمدالله اين مؤسسه را به نام 72 تن شهداي كربلا، فارغ از ديدگاههاي جناحي و سياسي و اينكه كدام دولت سر كار است، تأسيس كرديم. البته در طول اين 6 ـ 5 سال، حتي اين مؤسسه را به ثبت نرسانديم كه شائبهاي نباشد. فعاليت هيئت امنا، افتخاري است و از نقاط مختلف بازديد ميكند. هر كمبودي وجود داشت، به خيّرين پيشنهاد ميكند و مثلاً ميگويد، فلان نقطه، حسينيه ندارد، فلان نقطه خانه بهداشت ندارد، فلان نقطه خانهي معلم ندارد. علاوه بر آن 72 تايي كه نيت شده بود، چيزي حدود 90 واحد ساخته شده و از پيشبيني ما جلو افتاده است.
پدرام در ادامه سخنان همكارش ميافزايد: 23 پروژه از اين 72 پروژه، فضاي آموزش و پرورشي است كه از اين تعداد، 7 واحد خانهي معلم ساخته شده است. 3 مدرسه هم در انتظار تكميل و بهرهبرداري است كه انشاءالله براي سال تحصيلي آينده آماده خواهد شد.
اسماعيلي همچنين خاطرنشان ميكند: يكي از تلاشهاي ما اين است كه از مدارس و فضاهايي كه توسط مؤسسه 72 تن احداث ميشود، استفادههاي گوناگوني بشود. يعني آن ساختمان، صرفنظر از فضاي آموزشي، در طول سال به كانونهاي قرآن يا مجتمعهاي فرهنگي تبديل شود. زماني كه ما با خيّرين صحبت ميكنيم، به او ميگوييم: اين حسينيه را شما ميسازيد، ولي ما ميخواهيم استفاده چند منظوره از آن بكنيم. ممكن است كه يك كلاس نهضت سواد آموزي در آنجا داير شود. چه اشكالي دارد، وقتي كسي در اين حسينيه براي حضرت اباعبدالله (ع) سينه ميزند، در كلاس نهضت آنجا هم شركت كند يا جهاد هم برود آنجا و كشاورزي آموزش دهد؟ يا مثلاً مهمانان نوروزي به اينجا ميآيند و در مدارس خيّرساز استقرار مييابند. خب، چه بهتر اينكه پيام خيرخواهي و نيكانديشي از اين طريق به شهرهاي ديگر هم منتقل شود.