یادداشتی از لطفعلی خنجی: اشعار احمدی شناسنامه لارستان است.
اشعار احمدی
شناسنامه لارستان است
لطفعلی خنجی
زبان پربار و شیرین فارسی دری با گنجینه ادبیاتش و با گسترشش در فراسوی مرزهای ایران میراث جمعی همه مردم ایران و تاجیکستان و افغانستان و شمار در خور ملاحظهای از پارسیزبانان در سرزمینهای دیگری در قاره آسیا است. زمانی بعضی چنین میپنداشتند که اعتلای سایر زبانها و فرهنگهای ایران زمین به تضعیف مقام و منزلت زبان فارسی خواهد انجامید. در عمل دیدهایم که چنین نبوده است و در نیمقرن اخیر هم زبان فارسی که پیوند دهنده همه مردم ایران است گسترش و منزلــت بیشتری یافته است و هم برخی از سایر زبانهای فلات ایران از گمنامی به در آمدهاند و به همت پژوهشگران از یک طرف و شاعران از طرف دیگر بیش از پیش به بقیه مردم ایران شناسانده شدهاند. یکی از آن زبانها زبان لارستانی است. زبان و فرهنگ لارستان در نیمقرن اخیر به همت پژوهشگرانی مانند استاد احمد اقتداری، استاد محمدباقر وثوقی، زندهیاد استاد حسن فرامرزی و در خارج از ایران به همت محققانی مانند کوجی کامیوکا استاد زبان و ادب فارسی در دانشگاه توکیو تا حد زیادی از ناشناس بودن به در آمده است.
با آن که این زبان کمتر به کتابت در آمده است در قرون گذشته شاعرانی مانند مجرم بستکی و مظلوم خنجی بدان شعر سرودهاند و بخش بزرگی از اشعار مظلوم خنجی به همت دکتر محمدباقر وثوقی گردآوری شده تحت بررسی قرار گرفته است. جای خوشبختی است که این سنت شعری به عصر کهن محدود نمانده است و اکنون مجموعه منظوم گرانقدری در دست داریم تحت عنوان فرهنگ قدیم لار. سراینده این اشعار حاج محمدکاظم احمدی لاری هستند که هم ذوقی سرشار دارند و هم همتی والا. زبان اشعار لارستانی و گویش اختصاصی اشعار گویش لاری است. دامنه اشعار از حد احساسات لطیف شاعرانه که در این مجموعه جای خود دارد فراتر میرود و در حکم سندی است از جنبههای گوناگون حیات لارستان. در همان صفحات نخست شعری نغز و مطول مییابیم در باب صحراها و درههای لارستان و شعر دیگری در معرفی گلها و گیاهان همان منطقه و اینها فقط شعر نیست بلکه در حکم شناسنامه لارستان است و باید به همت سرایندهاش آفرین گفت. به یک تیر دو نشان زده است: هم زبان و فرهنگ لارستان اعتلای بیشتری یافته است و هم مشخصات اقلیمی آن ثبت شده است. سراینده در این حال به میهن بزرگتری تعلق خاطر دارد که ایران عزیز همه ما باشد. این تعلق خاطر در اشعار دیگری از این مجموعه مانند شعر بیداد صدام بازتابی چشمگیر دارد.
از مشخصات طبیعی گذشته، شاعر به پدیدههای اجتماعی و اقتصادی هم توجه کرده است. شعری داریم در باب محصولات شهرها، دهات و قصبات لارستان و شعر دیگری تحت عنوان مزد کارگر. در باب درخت نخل هم که زندگانی مردم آن صفحات حایز اهمیت است شعری مییابیم.
حواشی هم صفحه با نقشهایی رنگین از گیاهان و پرندگان تذهیب شده است و در اینجا و آنجا کتاب عکسهایی دیده میشود از آثار تاریخی و دیدنیهای طبیعی لارستان: قلعه اژدهاپیکر از دوره ساسانی، مقبره مادرنادرشاه، دریاچه هرم و غیره.
اشعار که تماماّ به زبان لارستانی سروده شدهاند در هر دو صفحه روبهرو به دو خط نگاشته شدهاند. در صفحه سمت راست به خطر فارسی و در صفحه چپ به خط لاتین. تنها جای یک چیز در این اثر نفیس خالیست. چه نیکتر میبود اگر سراینده ترجمه فارسی اشعار را هم در اختیار خواننده گذارده بودند. البته در بخش پایانی کتاب واژهنامهای واقع است ولی برای خواننده غیر لارستانی درک شعر به کمک واژهنامه انتهای کتاب کار آسانی نخواهد بود.
این کتاب که هم فال است و هم تماشا هم نظمی نغز و شیرین است و هم در حکم شناسنامه لارستان آنچنان که شایسته اثری از این گونه است روی کاغذ اعلا و با جلدی نفیس توسط انتشارات دستان به زیور طبع آراسته شده است. دست شاعر و ناشر درد نکناد اجرشان با خدا باد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر ۱۳۸۶ ساعت 23:20 توسط
|