سانتافه ی بحران را افسار زنید! / باگ
سید احمد عسکری : هر قوم و ملتی، گاه و بیگاه مرتکب اشتباهاتی کوچک و بزرگ میشود و این یکی از اصول زندگی است که بدانیم هر لحظه «امکان اشتباه» بر ما میرود. فلسفۀ اشتباهپذیری است که لزوم دانش، تجربه، مشاورت و تفکر را در زندگی بشریت معنا میدهد و به ما یاری میرساند که سره را از ناسره تمیز دهیم، دامنۀ اشتباهاتمان را محدود سازیم و اگر خطایی دامنمان را گرفت، عقل را از سرمان نگیرد، بحران را افسارگسیخته نسازد و باری بر مشکلاتمان نیفزاید. لاجرم انسان هوشیار تنها آن کسی نیست که مرتکب اشتباهاتی نشود؛ عاقل آن کسی است که از عهدۀ رفع خطا و دفع بلا برآید و خود را در تنگناهای مشکلاتِ پیشآمده نبازد.
این مقدمه برای آن است که گراش دیروز و امروز را مرور کنیم. گراش طی سالیان گذشته در منطقۀ لارستان و مناطق جنوبی کشور از اعتبار و وجاهت بالایی برخوردار بوده است؛ عوامل متعددی از جمله: خیرین گراشی، یبمارستان و نظام پژشکی گراش، شخصیت مردمان این دیار، نظام شهری و غیره و غیره در حسن شهرتش موثر بوده است.
تلاش گستردۀ گراش برای تکیه زدن بر اریکۀ مجلس شورای اسلامی در دورههای متوالی انتخابات، بر همگان آشکار بود. گراش در انتخابات دور هشتم از رقبای بیرمی و لاری پیشی گرفت و به آرزوی دیرین خود رسید. به نظر میرسید پیروزی کاندیدای گراش، نقطۀ عطفی در تاریخ گراش باشد و به تقویت موقعیت گراش در منطقه بیانجامد. از گراش انتظار میرفت که سنت «نماینده داشتن» را تثبیت کند، از نیروهای فعال منطقه مشاورت همهجانبه گیرد و یارگیری سیاسی و معنوی کند. اما ورق به گونهای دیگر برگشت و فرصت طلایی گراش به تهدیدی تاریخی و خسرانی عظیم مبدل شد.
در پی بحران مالی و کلاهبرداری میلیاردی علاوه بر خسارتهای مالی، جایگاه معنوی گراش در منطقه نیز تنزل کرد و از نظر اجتماعی و فرهنگی آسیبهای جدی بر آن وارد کرد. گراش در این برهۀ حساس نتوانست آنچنان که بایسته است، بحران را مهار کند و نه تنها به حفظ موقعیت و نفوذش در منطقه برنیامد، بلکه از درون هم دچار سردرگمی شد و چنان رنجی بر مردمانش وارد شد که شاید تلخترین تجربۀ تاریخی هر یک از آنها باشد.
کلاهبرداری در هر صورت انجام شد که خود نتیجۀ تلخ اشتباهات بزرگی است که یک ملت گاه تجربه میکند، اما اشتباه دوم گراش به سنگینی در حال جریان است: بیش از دو ماه است که بحرانی با این دامنه رخ داده، لیکن مدیریت بحران نمیشود و افسارگسیخته به روح و روان و زندگی مردم میتازد. از شواهد و قراین پیداست که بزرگان گراش در کنترل بحران چندان موفق نبودهاند و تلاش جمعی و هدفمند برای بازگرداندن اعتبارات ریالی و آرامش روانی، جای خود را به برخوردهای احساسی و طعن و لعن داده است.
با توجه به پایان دورۀ اول رئیس دولت و رئیس قوۀ قضائیه، حضور جناب علیاصغر حسنی در مجلس و جنبۀ عمومی داشتنِ کلاهبرداری میتوان اقدامات مؤثری در سطح ملی انجام داد که نگارنده به دلایلی از ذکر آن پرهیز میکند، اما به هرحال در چارچوب قانون و حفظ امنیت داخلی میتوان فعالیتهای هدفمندی برنامهریزی کرد.
البته در این وضعیت بحرانی علاوه بر تلاش جمعی و همدلی همگانی، توجه و همت ویژۀ علیاصغر حسنی بیش از همه احساس میشود، چراکه علاوه بر در خطر بودن امکان پیروزیشان در دور بعد مجلس، موقعیت حقوقی ایشان بعنوان رئیس هیئت مدیره شرکت تحت اتهام «برگ سبز مطهر» و اعتماد دوستان همشهری به ایشان دلیلی است بر لزوم تلاش شبانهروزی و رایزنی مؤثر با مقامات دولتی و قضائی.
بحران مالی گراش تشنۀ مدیریتی توانا و نیازمند بهرهگیری از تمام فرصتهای اداری، رسانهای، حقوقی و مدنی(از جمله تقویت کمیته صالحین) است تا سرمایهها استرداد شود، خاطر اهالی آرام گیرد، اعتماد به نفس دگربار حاصل شود، سرمایههای اجتماعی و فرهنگی ترمیم شود و امید در گراش پدیدار شود.
saaskari@gmail.com