برامون از کنسرت نوروزی که در شهر "پچ" در مجارستان داشتيد صحبت کنيد؟

البته اين کنسرت برای نوروز نبود اما همزمان با عيد نوروز شد. در اين زمان از سال در شهر پچ، جشنواره به نام "فستيوال بهاری" برپا ميشه که در اون گروه های مطرح از نظر فرهنگی دعوت ميشن تا برنامه اجرا کنند. ما هم علیرغم مشکلاتی که بود نخواستيم طرفداران مجاری خودمون رو بی نصيب بذاريم و به اونجا رفتيم.

۱۶ مارس اين کنسرت اجرا شد و با وجود دور بودن من از گروه موسيقی اون هم به مدت زياد و سرما خوردگی اين کار رو انجام داديم. بيشتر آهنگ ها از آلبوم اولمون، آلبوم "مجار" بود. چند تا آهنگ هم از آلبوم "اچم" خونديم به علاوه يک سری آهنگ های جديد. ما در گروه گلستان ( گروه موسيقی خودمون ) عادت داريم که هر وقت روی صحنه می ريم، سعی کنيم آهنگ جديدی اجرا کنيم.


تا اونجايی که من می دونم در حال حاضر شما تنها خواننده به اين لهجه می خونه هستين، البته خواننده ای که کارش رو ضبط می کنه و در خارج از ايران پخش می کنه، درسته؟

من فکر نمی کنم تنها خواننده به لهجه اچمی باشم. اما ميشه گفت ما اولين گروهی هستيم که با سبک نو، تنوع تازه ای به اجرای لهجه اچمی داديم. موسيقی اچمی رابطه نزديکی با يک ريتم خاص داره. اين ريتم ها خيلی تکراری بودن ولی ما سعی کرديم اين موسيقی رو با موسيقی مدرن مخلوط کنيم و اجرای جديدتری داشته از اون داشته باشيم.

برای ما يادآوری کنيد که "خنج" کجاست و لهجه ای که به اصطلاح اچمی بهش می گن، متعلق به کدوم بخشهای ايران است.

خنج از نظر جغرافيايی در فاصله حدود ۲۷۵ کيلومتری جنوب شيراز واقع شده. شهرهای زيادی در ايران هستند که در اونها لهجه اچمی صحبت ميشه، مثلاً عيوض، گراش، لار، سده، بوقر، پيشور و ....


البته يکی رو جا انداختين. "دبی" ! فکر کنم اکثريت جمعيت غير عرب دبی بايد خنجی باشند! درسته؟

بله، درسته. در دبی خنجی های زيادی هستند و ما طرفداران زيادی هم در بين اچم زبان های دبی داريم. به همين خاطر منتظر فرصتی هستيم که به زودی گروه گلستان رو به اينجا بياريم و از نزديک برای کسانی که لهجه اچم رو دوست دارند برنامه اجرا کنيم.

اسم آلبوم اول شما "مجار" است. مثل اينکه در انتخابش يک مقدار شيطنت کردين چون اين کلمه هم با لهجه مجاری جور در مياد و هم يک کلمه اچمی هست. ميشه در اين باره بيشتر برامون توضيح بدين؟

کلمه "مجار" ترکيبی هست از " مـَ " ( که در لهجه اچمی مخفف همه است ) و کلمه "جار" ( که در لهجه اچمی معنی فرياد دارد). اين اسم پيشنهاد دوستم صديق بود که وقتی آهنگ ها رو شنيد اون رو انتخاب کرد. صديق معتقد بود که ما در آهنگ های اين آلبوم درباره زندگی روزمره انسان و همه فريادهای اون بحث کرديم.


اتفاقاً شما توی شعرهاتون هم از زندگی روزمره و خاطراتی که از شهرتون داشتيد يادآوری می کنيد.

من فکر می کنم انسان هر جايی که باشه و به هر مرحله ای از زندگيش برسه، برای اينکه بخواد مسائل رو حلاجی کنه و مثلاً بدونه نقش اجتماعی خودش چيه و يا اينکه کدوم راه زندگی رو انتخاب بکنه، بايد يک قلب صاف و ساده داشته باشه و با يک ديد بچه گانه به اين مسائل نگاه بکنه. به خاطر همين انسان بر می گرده به اصل و ريشه و دوران بچگی خودش که ملاک ها و معيارها از اونجا سرچشمه می گيره.

کمی از تاريخ لهجه اچمی برامون بگين.

من استاد نيستم و متاسفانه اطلاعات کمی در اين مورد دارم. ولی تا اونجايی که می دونم لهجه اچمی از ريشه های زبان فارسی است. طبق آخرين تحقيقاتی که در کتاب يکی از همشهری هايم، آقای نورايی خوندم نوشته شده بود اين لهجه رابطه زيادی با زبان اوستايی داشته و از اونجا سرچشمه می گيره. البته متاسفانه لهجه اچمی امروزه لهجه اصلی اچمی نيست و کلمات زيادی از زبانها و گويشهای ديگه به اون وارد شده.


شاعر شعرهايی که شما در گروه گلستان استفاده می کنيد چه کسانی هستند؟

اکثر شعرها کارهای خودم هستند. البته من شاعر نيستم، اما سعی کردم احساساتی که از زندگی خودم دارم رو با استفاده از لهجه مادری بنويسم. ولی خيلی دوست دارم از شعرهای ديگران هم استفاده بکنم. البته يکی از شعرها کار دوست خوبم آقای صديق است. افتخار بزرگ من هم اجرای شعر يکی از شاعران بزرگ خنج با نام ملاحسين علی حافظ است که شعر بسياری قشنگی دارند به نام " خرگ بدم ".

درباره گروه موسيقی خودتون، گلستان بگين. البته می دونم همه نوازنده های اون مجار هستند!

اين افراد توی همه تنظيم ها دست دارند و ما اين کار رو به صورت گروهی انجام می ديم. در مطالعاتی که انجام شده معلوم شده ما از نظر نژادی با مجاری ها نکات مشترک داريم. از نظر موسيقی هم نکات مشترکی داريم. البته اوايل کار در اين گروه اشکالات فنی داشتيم ولی از نظر درونی اين نوازنده ها ملودی های ما رو فهميدند و الان به بهترين حالت می نوازند. من خيلی دوست دارم اعضای ارکستر رو که همه مجاری هستند از نزديک حداقل با اچمی زبانان دبی آشنا کنم.