فاطمه حاجی‌زادگان: مهندس داریوش هوشیار سال‌هاست در آمریکا زندگی می‌کند. در شماره گذشته گفتگو با دکتر حسنی همسر او را خواندیم. این بار از خودش می‌خواهیم که از زندگی‌اش بگوید در شماره‌های آینده باز هم از گراشی‌های ساکن آمریکا خواهیم نوشت.

از خودتان و وضعیت تحصیلتان بگویید.

من مهندس عمران هستم. دیپلم رشته علوم تجربی از دبیرستان دانشمند تهران دارم. اما دوره ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه ابدی گراش گذراندم.

بنابراین سال‌هایی از زندگی‌تان را در گراش سپری کردید، خوشحال می‌شویم اگر خاطره‌ای برای‌مان بگویید.

بله، بنده سال‌های متمادی را در ایران گذرانده‌ام و تمام خاطره‌هایی‌ست تا در غربت آن‌ها را مرور کنیم. هم کلاسی‌های من در دوره راهنمایی آقایان اصغر عالمی و حسین حاجی‌زادگان و چند تن دیگر بودند. اکثر آن‌ها خلیج‌رو هستند و من کم و بیش از آن‌ها باخبرم.

به یاد دارم کلاس دوم راهنمایی دبیری داشتیم به نام آقای موسوی اهل نورآباد ممسنی، ایشان عادت داشتند از روی کتاب درس می‌دادند، روزی به سمت من آمد تا از کتاب من برای تدریس استفاده کند، اما من فورا کتابم را در نیمکت قرار دادم و از ایشان خواستم که از تخته برای تدریس استفاده کنند! ایشان نیز همین کار را کردند.

دبیرستان دانشمند در تهران هنوز هم پابرجاست، آقای احمدی نژاد نیز دو کلاس بالاتر از من در آن مدرسه درس می‌خواندند. آقای ابراهیم انصاری هم‌کلاسی من بودند که در دوره پیش استاندار فارس بودند و چند تن دیگر که در وزارت‌خانه‌ها مشغول به کار هستند.

چه شد که آمریکا را برای زندگی انتخاب کردید؟

بعد از گرفتن دیپلم و اتمام دوره مقدس سربازی به کشاورزی و کشت کنجد پرداختم، اما در اثر باران‌های تابستانی و سیل تمام کشتم از بین رفت و ادارات مربوطه نیز از ما پشتیبانی نکردند، و من مجبور شدم برای جبران خرج‌ها به کشورهای حوزه خلیج فارس بروم. در آنجا قصد ادامه تحصیل کردم و در دبی مشغول به تحصیل شدم و ویزای آمریکا را گرفتم و در آمریکا مشغول به کار شدم. و زندگیم نیز در آنجا پا گرفت.

آیا زندگی و کار در آمریکا به معنی فراموشی وطن است؟

به هیچ وجه! من از آنجا تمام مسائل ایران را دنبال می‌کنم، در ضمن صحبت نو را هم از طریق اینترنت مطالعه می‌کنم! و البته فعالیت‌های کاری غیر حضوری نیز در وطنم انجام می‌دهم.

زندگی در هر کجای این کره خاکی مشکلاتی را به همراه دارد، مشکلات شما در آمریکا چیست؟

فکر نمی‌کنم مشکلی بالاتر از غم غربت مارا آزار دهد. من مایلم به ایران بازگردم اما متاسفانه در ایران به پیشرفت کمتر توجه می شود.

وسخن اگر مانده است؟

از مسئولین خواهشمندم که به اوضاع منطقه بیشتر توجه کنند. منطقه، منطقه صنعتی نیست اما این پتانسیل در آن وجود دارد. برای هر کاری برنامه‌ریزی از پیش تعیین شده لازم است، از جمله در این کار مهم.