|
|
|
|
|
محمد خواجهپور: از همان روزهای اول ده سال پیش که زمزمه اینترنت شنیده میشد. این سوال هم وجود داشت آدمها در اینترنت چه طوری شناخته میشوند؟ آیا بهتر است آدم در اینترنت هویت واقعی خودش را بروز بدهد یا این که نام و یا نامهای الکی برای خود دست و پا کند. هرچند از نظر شخصی از همان روزها تصمیم گرفتم که در اینترنت با نام خودم مطلب بنویسم و حضور داشته باشم اما بسیار افراد ترجیح میدهند که در اینترنت پشت نقابی قایم شوند. این که افراد ترجیح بدهند با هویت مجازی فعالیت کنند قابل درک است اما این مساله نباید باعث شود که آنها کلاً مرزهای اجتماعی را زیر پا بگذارند و خیال کنند که از هفت دنیا آزاد هستند. هویت مجازی به دلایل گوناگونی استفاده میشود.
در دنیای وبلاگنویسی در تعریف وبلاگنویسی شکلی از خودنگاری وجود دارد به همین دلیل وبلاگنویسی در برخی اوقات ترجیح میدهند که برای آزادتر بودن با نام مستعار بنویسند. البته بعضی از وبلاگها هم هستند که خودشان هم از آنچه مینویسند خجالت میکشند به همین دلیل ترجیح میدهند که کسی آنها را با نام واقعی نشناسد. عاشقانهنویسها معمولاً جزو این گروه هستند که چه پسر و چه دختر از نامهایی مثل ستاره و رویا و قاصدک استفاده میکنند.
گالو در طی این مدت چندین وبلاگ سعی کردهاند که با نام مستعار به اصطلاح به افشاگری بپردازند. حدود دو سال قبل وبلاگی با عنوان «مخفیانه» وعده داد که مطالبی را علیه بخشدار آن زمان افشا میکنند ولی «گالو» نویسنده وبلاگ مخفیانه حتی همان دو پست اول خود را هم پاک کرد و تنها یک نوشته کوچک در آن وجود دارد.
گراشیها گراشیها جدیدترین وبلاگی است که ادعای افشاگری دارد. البته نوشتههای این وبلاگ به جز برخی ادعاهای کلی نیست. شاید ضعف گراشیها و دیگر وبلاگهای از این دست در زبان آنها است که در بسیاری مواقع با ناسزا همراه است. نویسندگان گراشیها عنوان «ناگفتنی هایی از گراش - حرفهایی که نمی توان بلند بلند گفت» را برای وبلاگ خود انتخاب کردهاند. اما به نظر میرسد که آنها سعی میکنند این حرفها را بلند بگویند ولی هیچ وقت ناسزا گفتن شایسته نبوده است. از این نظر نه تنها گراشیها نمیتواند کمکی به فضای انتقاد بکند بلکه دیدگاه جامعه را نسبت به اینترنت به عنوان فضای بازی برای انتقاد مسموم میکند. شاید نویسندگان«گراشیها» نیت خیری داشتند ولی این راهش نیست.
آفتاب لارستان معروفترین وبلاگ با هویت مجازی در لارستان است. آفتاب لارستان در زمان انتخابات مجلس شورای اسلامی رفتار مناسبی رااز نظر ژورنالیستی نشان نداد و همین مساله باعث شد بسیاری به دنبال هویت نویسندگان آن باشند. دسترسی نویسندگان آفتاب به منابع دست اول خبرهای انتخاباتی باعث شده بود که این وبلاگ افشاگری را در دستور کار خود قرار دهد. آفتاب لارستان هنوز هم با انتشار خبرهای لارستان فعال است اما دیگر افشاگری و خبرهای داغ کمتر جایی در وبلاگ دارد.
کامنت گذاران در کنار نویسندگان وبلاگها معمولاً بیشتر حجم هویتهای مجازی را کسانی تشکیل میدهند که پیامهایی را به عنوان یادداشت به نوشتههای وبلاگ اضافه میکنند. به این پیامها کامنتها گفته میشود و معمولاً توسط خوانندگان نوشته میشوند خیلی از افراد خود دارای وبلاگ نیستند اما معمولاً در کامنتهای وبلاگهای دیگر به ابرازنظر میپردازند. این گونه افراد آزاد عملی بیشتری دارند و هر بار نامی را برای خود مینویسند. اصولگرای1، 0782، یک اصلاحطلب ناساگی، 0917، یک همشهری از جمله این امضاها است. گاهی این کامنتها باعث دردسر نویسنده وبلاگ میشود. اگر نویسندهای این کامنتهای دارای افترا و توهین را منتشر نکند متهم به مخالفت با آزادی میشود و اگر آنها منتشر شود ممکن است دردسرساز شوند.
دختر بودن بیشتر دخترها همانند جامعه واقعی ترجیح میدهند در اینترنت هم با نامهای مجازی فعالیت کنند. در این صورت آنها از پیگری دیگران در امان میمانند و راحتتر میتوانند بنویسند. البته هیچ وقت به جنسیتها اعتماد نکنید. ممکن است کسی که خود را به نام گلی معرفی میکند فردا محمود از آب دربیاید و ممکن است حسن همان دخترخاله شما باشد. هویتها این طوری بیشتر در چت استفاده میشود
چرا هویت مجازی خطرناک است؟ هویت مجازی در اینترنت احساس کاذب آزادی مطلق را به کاربر القا میکند. در این حالت او کمتر به مرزهای اجتماعی توجه میکند. اما نباید فراموش کرد که این هویت مجازی هر لحظه امکان افشا دارد و ممکن است برای صاحبان خود دردسرساز شود. ممکن است افراد محدودی که از این هویت مجازی با خبر هستند روزی آن را افشا کنند و از سوی دیگر نیز پیشرفتهای فنآوری و گسترش مقررات مربوط به فعالیتهای مجازی، مخفی شدن در اینترنت را غیرممکن کرده است و در صورت یک پیگیری فنی امکان افشای هویتهای مجازی وجود دارد. کسانی که با اینترنت آشنایی چندانی ندارند باید بدانند که کاربران اینترنت همانند جامعه واقعی دارای گروهها و دیدگاههای متفاوتی هستند. هم بچه درسخوان دارد و هم آدم کلهخر هر چند امکان فعالیت آزاد در اینترنت بیشتر است. اما نباید از اینترنت ترسید در حال حاضر کاربران اینترنت جامعه کوچکی هستند و بسیاری از مطالب خوانندهای به جز دوستان نویسنده مطلب ندارد یعنی یک جامعه ده تا بیستنفری، دریای اینترنت آنقدر بیکران است که این نوشتههای کوچک به راحتی در زیر موجهای تکنولوژی گم میشود. شاید یک از دلایل گرایش افراد به نوشتن وبلاگهایی با هویت مجازی، تحمل ناپذیری جامعه در مقابل کسانی باشد که با هویت واقعی مینویسند در شماره بعد به برخی نوشتهها در اینترنت که باعث دردسر نویسندگان خود شد میپردازیم. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 14:19 توسط
|
|
||