|
|
|
|
|
هادی صدیقی ـ عصر اوز : مردم و نیک اندیشان اوز برای جوانان کارهای بسیاری انجام داده اند و امکانات بسیاری از مهد کودک تا دانشگاه، ورزشگاه، کتابخانه و... را ساخته در اختیار جوانان گذاشته اند. ولیکن ضعف ها و کاستی هایی در شهر دیده می شود که قابل بررسی و حاکی از نادیده گرفتن جوانان و حتی به حاشیه راندن آنان است. در سال های اخیر شاید تنها بتوان مجموعه فرهنگی عصر اوز، خانه فرهنگ، هلال احمر و تربیت بدنی را سازمان ها یا ارگان هایی دانست که همه گونه امکانات و میدان در اختیار جوانان گذاشته، آنان را باور کرده اند که در این میان نقش شوراهای اسلامی شهر در حمایت از جوانان شهر ناچیز و حتی در جهت عکس یعنی به حاشیه راندن جوانان نیز بوده است. جوانانی پر انرژی و پر آتیه که با حمایت مادی، معنوی و هدایت درست آنها آینده شهر و گردانندگان آن تضمین می شود. رمز پیشرفت جوامع پیشرفته سرمایه گذاری مادی و معنوی بر روی این ذخایر ارزشمند یعنی جوانان می باشد که با حمایت و آموزش، آنان را جهت اداره و ساخت اجتماع آینده آماده می سازند. کانون پویندگان بیدار به عنوان سازمانی مردم نهاد که با تلاش و پیگیری های فراوان در سازمان ملی جوانان به ثبت رسیده پس از 2 سال فعالیت در شهریور ماه ظرف یک شب منحل می شود ولی حتی یک خط مطلب یا گزارش نه در عصر اوز که تنها نشریه موجود شهر است به چاپ می رسد و نه کسی سراغی از آن همه جوان فعال می گیرد و نه از هیأت مؤسس آن که انجمن را یک شبه و بنا به دلایلی غیر قابل قبول و بدون هرگونه دور اندیشی منحل کرده، بازخواست می کند. جوانانی که در مدت کوتاه فعالیت خود آن همه پویایی از خودشان نشان دادند و با برگزاری مسابقات و نمایشگاه های فراوانی مانند دو دوره مسابقه کتاب و کتابخوانی «یار مهربان» که سعی در بالا بردن فرهنگ مطالعه در میان جوانان داشت، نمایشگاه ورزش، نمایشگاه مبارزه با دخانیات، نمایشگاه سفره هفت سین، جشنواره« حس وتی» با همکاری انجمن نسل پویای پارس و برگزاری جلسات متعدد سعی در ساخت جوانان اوز و به صحنه کشاندن آنان داشتند. طی گفت و گوها و بررسی های انجام شده همان اعضای فعالی که هدفشان شرکت در کارهای اجتماعی بود به خاطر عمل ناشایست هیأت موسس آن سرخورده شده و تعداد زیادی از آنها از انجام کارهای اجتماعی دلزده شده، حتی حمایت خانواده هایشان در انجام چنین کارهایی را از دست داده اند. در واقع نسلی فعال از اجتماع گرفته شده است که زیر ساخت های فراوانی بایستی مهیا گردد تا این نسل دوباره به صحنه باز گردد. دیر زمانی از به روی صحنه رفتن نمایش های سنگین و جالبی همانند قهوه قجری، رقص کاغذ پاره ها، تق صیر، برگشتی در کار نیست، بی شیر و شکر و... در اوز نمی گذرد اما کسی سراغی از بچه های فعال دیروز تئاتر و فراموش شدگان امروز نمی گیرد. کسی نیز نمی پرسد تئاتر اوز که در یک دوره زمانی با ده ها هنرمند جز فعال ترین ها بود امروز تنها یادی و عکسی از آن به یادگار مانده است. به راستی کسی می داند سرانجام انجمن هنرهای نمایشی اوز و جلسات نقد و بررسی تئاتر چه شد؟ تئاتر اوز به مثابه رگبارهای بهاری می ماند که مدت زمانی اندک ولی پربار می بارد و تا زمانی دیگر که کسی نمی داند کی از راه می رسد، می رود. کسی از خود پرسیده است اعضای جوان و با ذوق انجمن ادبی کجایند و در چه حال؟ آیا کلاس های پررونق انجمن ادبی، داستان نویسی و نقد و بررسی شعر همچنان در حال برگزاری است؟ از شب های شعر چه خبر؟ یاد باد شب شعری که به نام خواجه اهل راز «حافظ» بود و تنها 2 اتوبوس از لار برای شرکت در آن به حیاط مدرسه بدری آمده بودند. به راستی چامه سرایان را چه شد؟ تا ئبی دیگر باید... انجمن هنرهای تجسمی و کلاس هایشان که بایستی کماکان فعال باشند. الله اعلم. آری آنچه بر سر انجمن ها و جوانان می رود دل هر دلسوزی را به درد می آورد. آنچه دل یک شهروند را بیش از هر چیز دیگر آزرده می سازد، برخورد قهر آمیز برخی مسولین و افراد با جوانان فعال به جای پشتیبانی، راهنمایی و تشویق آنها می باشد. آیا این چنین است حمایت از کارهای فرهنگی و تشویق و ترغیب جوانان به انجام فعالیت های فرهنگی و شرکت در کارهای اجتماع؟ و آیا اینگونه است که می توان آینده سازانی خوب برای شهر تربیت کرد و در آینده سکان هدایت شهر را به آنها سپرد؟
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 10:13 توسط
|
|
||