|
|
|
|
|
هانیه باختر: صبح حدود ساعت نه و نیم راهي پيش دانشگاهی امام رضا(ع) شديم. زهرا خواجه زاده مدیر این آموزشگاه که حسابی سرش شلوغ بود، باز هم بين برنامههايش وقتی را به ما اختصاص داد و بعد از معطلی کوتاهی سوالهايمان شروع شد. نمیدانستيم از کجا شروع کنيم. سوالهايمان از اينجا شروع شد که آمادگی بچهها در چه سطحی است؟ و آيا تلاشی هم میکنند يا نه؟ با لبخندی شروع به حرف زدن کرد و گفت: «انگيزه ی بچهها کم است.» و اين مايهی تاسف بود. «بچه های رشتهی رياضی انگيزهی بيشتری نسبت به بچههای تجربی و در آخر انسانی دارند.» و جالب اينجا بود که بد نيست بدانيد غير گراشیها توجه بيشتري نسبت به درس دارند و حس رقابت در آنها قويتر است. از او ميخواهيم که مشکلات را ريشهيابي کند که چرا انگيزهها کم شده؟ ادامه مي دهد«به نظر من دليل اصلي همان ازدواج زود هنگام است. و دليل بعدي قاطي بودن بچههاي مجرد و متاهل است که تاثيرگذاري دانشآموزان متاهل بسيار زياد است و حتي انگيزهي بچههاي ديگر را هم کم ميکنند» و البته خانم خواجهزاده اقدام هايي هم کردهاند که دانش اموزان مجرد در مدرسهاي جداگانه از دانشآموزان متاهل درس بخوانند و اعتقاد هم داشتند که اگر اين کار صورت پذيرد، حتما پيشرفت دانشآموزان محسوس است. اما مثل اين که به دليل کمبود جا و دلايلي ديگر، هنوز اين نظر تحقق نيافته است. سوال بعدي درباره مشاور مدرسه است و آيا اين که مشاور هم برنامهاي براي دانش آموزان کنکوري در نظر دارد؟ «بله خانم حسيني که تجربه زيادي هم دارند وقت زيادي براي بچهها مي گذارند. صبحهاي يکشنبه و سهشنبه صحبتهايي در مورد کنکور و برنامهريزي براي بچه ها ميشود. و خود بچهها هم به صورت پراکنده با مشاور در ارتباط هستند.» خواجه زاده از کار مشاور و معلمان مدرسه زياد راضي بود و فقط مشکل را بيانگيزگي بچهها ميدانست. از رتبهها ميپرسيم که در چه سطحي هستند؟ آيا تک رقمي يا دو رقمي هم داشتهايم؟ «نه» و اين نا اميدکنندهترين جملهاي بود که ميتوانستيم بشنويم. البته «آمار قبوليها از نظر کميت هر سال بالا ميرود و اما از نظر کيفيت نه» باز هم جاي شکرش باقي بود. دليلش را ميپرسم و باز همان بيانگيزگي که سال به سال بيشتر خودنمايي ميکند. مدير مدرسه الگوي خوبي براي دانش آموزان است مدير حتي گاهي داستان زندگياش را براي بچهها تعريف کرده که با وجود کارِ خانه و مديريت مدرسه و حضور به عنوان مدرس دانشگاه باز هم براي فوقليسانس اقدام ميکند و البته تمام اينها بدون برنامهريزي غير ممکن بوده است. و دوست دارد بچهها هم اين گونه باشند. با خود ميگويم: چقدر سختکوش! و چقدر با انگيزه! و اين ميتوانست براي من الگوي مناسبي باشد. مديران و معلمان دلسوز گاهي فراتر از وظيفه خود کار ميکنند. مثلاً براي انتخاب رشتهي دانشآموزان وقت زيادي ميگذارند. جلسه ميگذارند با حضور مدير، مشاوران درسي و اساتيد. و بر اساس آمار و ارقام برايشان انتخاب رشته ميکنند. کمي راه را کج ميکنيم. و از شکايات بچهها ميگوييم. و مدير از تجربهاش براي ما ميگويد: «اين پنج سال اخير شکايتي نداشتهايم حالا يا فکر کردهاند که پيگير نميشود يا برايشان مهم نبوده. چند سال پيش يکي از دانش آموزان که رتبهي خوبي هم داشت تربيت معلم پذيرفته نشد اما بودند، بعضيها که با رتبه چهار هزارتربيت معلم قبول شدند. او شکايت کرد و ما هم پيگيري کرديم. و نتيجه هم داد و چند شکايت ديگر هم پيگيري کرديم اما نتيجه اي نداد.« نفس راحتي ميکشيم که خدا را شکر مدرسه پيگيري ميکند و اين تا حدودي مايهي دلگرمي است. وقتي احساس مي کنيم که خانم خواجه زاده مدام به ساعتاش نگاه ميکند حس ميکنيم وقت رفتن است. در آخر سعي ميکنيم کمي هم رسانهای باشيم. و گلايهي پشت کنکوري ها را به مدير برسانيم که چرا سازمان سنجش يا کانون در گراش نيست و اگر هم هست کيفيت بالايي ندارد؟ و ايشان حرف ما را تاييد مي کنند. «پارسال استقبال از کلاسهاي کانون زياد بود اما امسال استقبال خيلي کم شده و حتي آنهايي که در کلاسهای کانون شرکت میکنند، ترجيح میدهند به لار بروند تا گراش چون اساتيد بهتر و سختتر کارمیکنند.» از اثرات کلاسهاي کانون مي پرسيم. اين جور که از حرفهاي مدير پيداست با شرکت در کلاسهاي کانون بچهها پيشرفتي خاصی نداشتهاند. و دليل اصلي را اين ميدانستند که هدف بچهها از شرکت در کلاسهاي کانون آشنايي با سوالات است، نه محک زدن خود. به همين دليل اين کلاسها نتيجهي خوبي نداشت. سعي ميکنيم آخرين سوالمان اين باشد که مقايسهای کلي داشته باشيم بين مدارس دخترانه و پسرانه. او ميگويد: «با وجود اين که حضور مشاور در مدارس دخترانه بيشتر از پسرانه است اما باز هم کيفيت رتبههاي مدارس پسرانه بيشتر است اما از نظر کميت مدارس دخترانه در سطح بالاتري هستند. البته همهي اين کاستي ها با اراده خود دانش آموز جبران ميشود و بايد با برنامهريزي پيش بروند. تلاش کنند، و تلقين مثبت کنند و به خود بگويند که من مي توانم!» |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 18:16 توسط
|
|
||