تبليغاتX
روزنامه ی صحبت نو
جستار ها يي از لار ، گراش ، اوز ، بیرم ، جویم ، بنارویه ، و خنج

زین‌العابدین مهرابی : حاج عبدالله مهرابی سنی بیش از هشتاد و هشت سال دارد، پای صحبت او درباره‌ی زندگی و فرهنگ مردم و شیوه زندگی و کسب درآمد در زمان قدیم نشستیم.


حاج عبدالله فرزند حسن است. حسن در جوانی بینایی خود را از دست می دهد ولی به نقل‌ دارای شنوایی بسیار قوی بود‌ه‌است که حتی یک‌بار از طریق گوش خود توانسته بود محل لانه زنبورعسل را در منطقه‌ایی که عبور می‌کرده پیدا کند. این حسن نیز فرزند محراب است که این هم خود حکایتی دارد.

حاج عبدالله می‌گوید که در جوانی به خاطر شرایط بد اقتصادی کشور و وجود جنگ جهانی دوم و قحطی که در منطقه بود زحمات زیادی کشیده. در گذشته شغل او به فراخور فصل و شرایط تغییر می‌کرده، در فصل زراعت بیشتر وقت خود را صرف کار زراعت و در موقعیت دیگر به باروت سازی، هرس نخل، کاشت نخل،
بنایی، برکه‌سازی و از همه مهمتر چاروداری (حمل کالا با قافله). هروقت باب صحبت را با حاج عبدالله باز کنی امکان ندارد از خاطرات شیرین خود از دوران چاروداری و قافله‌های بزرگی که از گراش به راه می‌افتاد صحبتی به میان نیاورد. حاج عبدالله مدام از دوستی یاد می‌کند که و خاطرات شیرینی از او دارد و هر از چند جمله‌ایی از مردانگی، غیرت، پاکی، مدیریت عالی و بزرگ منشی این دوست دوران جوانی‌اش یاد می‌کند این شخص کسی نیست جزء حاج عوض استوار معروف به مشکال (میرشکار).

حکایت‌های میرشکار

بیاد دارد که کمتر قافله‌ایی بود که توسط میرشکار به راه بیافتد و او در کنار میرشکار نباشد. البته حاج عبدالله بیشتر به عنوان یک چارودار خبره پیشاپیش قافله حرکت می‌کرده و میرشکار و حدود پانزده نفر دیگر به عنوان تفنگچی وظیفه حفاظت و تامین قافله را بر عهده داشته‌اند. رهبر همه این گروه‌ها بر عهد شخص میر شکار بودهو او کارون‌سالار آنان بود. به طور قاطع این تفنگچی‌ها از بهترین تیراندازهای گراش و یا حتی منطقه بودند.

حاج عبدالله می‌گوید اگرتاجری اطلاع پیدا می‌کرد میر شکار قافله به راه انداخته آن قدر سفارش حمل بار به آن‌ها زیاد می‌شد که گاهی تعداد مال‌های حمل بار (خر و قاطر) به صد راس هم می‌رسید این هم به خاطر اطمینان از به سلامت رسیدن بار‌ها واموال از دست دزدان وراهزنان بود. بخصوص دزدان اطراف کوهای بیخه (لامرد و مهر) که بسیار خطرناک و بی‌رحم بودند. قافله بیشتر مسافرانی که به منطقه‌ی حوزه خلیج فارس می‌رفتند را همراه با بارشان از گراش به آنجا می‌برد. از سوی دیگر آن‌ها بارهایی را که توسط لنج‌ها به بندر چارک می‌رسید به گراش حمل می‌کردند. این کالاها بیشتر شامل برنج، شکر، پارچه، ادویه‌جات وگاهی هم وسایل منزل بود.

او در یکی از خاطرات خود می‌گوید که در یکی از سفرها میر شکار مرا خواست و گفت که به خاطر ناامن بودن منطقه شما جلوتر از قافله حرکت کن و اگر به چیزی مشکوک شدی با یک علامت بمن اعلام کن. در طول سفر یک لحظه که من حرکت می‌کردم به چیزی مشکوک شدم و میرشکار سریع خودش را با اسب خود به من رساند، با دوربین نگاه کرد متوجه شد که کل کوه در تسخیر راهزنان است. تعدادشان به حدود ۲۵ نفر می‌رسید و همه آن‌ها مسلح و ترک‌زبان بودند. سریع میر شکار به تفنگ‌چی‌ها دستور داد که در موضعی مستقر شوند و گفت که من با حاج عبدالله به سراغ سران راهزنان می‌رویم و همین کار را کردیم. ابتدا راهزنان به محض مشاهده ما شروع به تهدید کردند، ولی سران راهزنان از دور میرشکار را شناختند و در یک لحظه حساب کار خود را کرده و دستور سکوت و عدم تیراندازی دادند. بعد از مدتی به نوعی مذاکره، با دستور میرشکار چند راس میش کوهی را که شکار کرده بودیم به همراه با مقداری کال به آن‌ها دادیم. با این تدبیر میرشکار از جنگ و خون‌ریزی جلوگیری شد که این حرکت میر شکار شاید همان سمبل و نماد صلح طلبی و اخلاق مداری گراش و گراشی باشد. این کار نه از موضع ضعف بلکه دقیقاً از موضع قدرت و برتری تیراندازهای گراشی بود.حس انسان‌دوستی و ایمان این افراد به آن‌ها اجازه نمی‌داد که دست به خونریزی بزنند خوب شاید شرایط بد اقتصادی و فقر و قحطی و همچنین عدمرسیدگی دولت مرکزی به مردم منطقه این افراد را وادار به راهزنی کرده بود.

مهارت تیر اندازی این تفنگچی‌ها به حدی بود که در سراسر منطقه مشهور بود تا جایی که یک بار میرشکار باری را از چارک برای تاجری لاری برده بود که مسئول اداره امنیه (کلانتری وقت) که البته کاملاً از فعالیت و کار میرشکار شناخت داشت حالا یا از روی حسادت و یا به طور غیر مستقیم درخواست رشوه کرده بود. میر شکار زیر بار نرفته بود. در بین راه با کمین و گماشتن سربازان تحت امر در محل حرکت قافله در یک شب جمعه با تفنگچی‌های میر‌شکار درگیر می‌شوند. جالب است که امنیه‌های آن زمان دست کمی از راهزنان نداشتند. به هر حال درگیری سختی رخ داد ماه در آسمان نبود و دید کافی وجود نداشت،تیرگی شب همه جا را فرا گرفته بود تیراندازی شدید بود که ناگهان صدایی بلند شد که سروان تیر خورد و درگیری تمام شد. صبح که شد به نقل از خودش متوجه شدیم میر شکار به خاطر نبود دید کافی از روی جهت صدای سروان که به سربازانش دستور می‌داده تیری شلیک کرده و درست به پای او اصابت کرده. حاج عبدالله به یاد دارد که بعد از مداوا این سروان با هلیکوپتر از تهران آمد به لار فقط برای دیدن میرشکار و می‌گفت من باید حتماً چنین تیر اندازی را ببینم و البته میر شکار هم دعوتش را پذیرفت.

برکه‌ها و نخل‌ها

به مرور زمان حاج عبدالله و میر شکار دست از این حرفه برداشتند و یا به نوعی دیگر در گراش کسی حاضر نبود به چنین شغل خطرناکی ادامه دهد و حاج عبدالله خود را به حرفه بنایی مشغول ساخت و به تدریج به یکی از معروف‌ترین اوستا بناهای گراش بدل شد و البته برادر کوچکتر خود یعنی حاج تقی مهرابی نیز همین شغل را برگزیده بود. آنها در کار ساختمانی و همچنین برکه‌سازی مهارت فراوانی به‌دست آوردند که خود حاج عبدالله می‌گوید خانه‌های زیادی به سبک و معماری گراشی ساخته است. همچنین در برکه‌سازی فعالیت چشمگیری داشته و شاید قریب به بیست برکه در منطقه ساخته است. برکه با مصالحی مانند سنگ، ساروج و مقداری گچ و این اواخر هم سیمان ساخته می‌شد. او می‌گوید: اگر گود برداری تمام شده بود من در یک هفته دور چینی برکه همراه با سقف گنبدی شکل آن را تمام و کمال تحویل خیر و بانی برکه می‌دادم. خوب شاید شکل و فرهنگ کار ساختمانی با الان کمی متفاوت بوده و مثل زمان حال نبوده که کارگران لحظه شماری می‌کنند که زمان کاری تمام شود و زودتر به خانه بروند. بلکه در گذشته بیشتر پیشرفت کار و جلب رضایت صاحب کار مهم بوده که البته استاد بنا در گذشته به نوعی پیمانکار و معمار و همه کاره بوده و صاحب کار هم البته حسابی از خجالت اوستا بنا در می‌آمده است.

صاحب کار معمولاً سه وعده غذایی آماده می‌کرده است. صبحانه بیشتر نان تنور با مهوه، حلوا ترکی، نان پلئزی، خرما و ارده بود. نهار بیشتر آبگوشت بوده با نان تنور گرم و یا فتیر و شام چلو خورشت غذای معمولی بود. در پایان کار هم صاحب کار هدایای فراوانی به معمار و استاد بنا پیش‌کش می‌کرد.

حاج عبدالله در باغ‌داری و نخیلات هم دستی داشته به همین خاطر نخلستان نسبتاً بزرگی دارد که این اواخر بخش مرغوب آن که مجاور جاده اصلی گراش و لار بود را فروخت و توانست مدرسه ابوریحان را خریداری کند و به آموزش و پرورش اهدا نماید. نام این مدرسه به شاهد تغییر یافت. ایشان این کار خیر را توفیقی از طرف خداوند می‌داند و رضایت قلبی خود را از این کار خیر بیان می‌دارد.

حاج عبدالله گاهی به‌یاد ندارد که دچار سستی و تنبلی شده باشد و خودش می‌گوید من از کار خسته نمی‌شوم بلکه از یک‌جا نشستن خسته می‌شوم و گاهی هم که با خانواده به صحرا می‌رود حاضر به نشستن نمی‌شود. با وجود این که چند سال قبل تمام مسئولیت این درختان را به فرزندان خود واگذار کرده با رسیدگی به نخل‌ها و درختان خود را مشغول می‌کند در روزی که نخل‌های زمین فروخته شده توسط صاحب جدیدش قطع شد چنان ناراحت بود که گویی عزیزی را از دست داده است. شاید هم حق با او باشد که عمر و جوانی خود را صرف رسیدگی به این نخل‌ها کرده و در سرمای زمستان و گرمای تابستان با دول بزرگ و کندر که بر دوش می‌کشیده به این درختان آب داد و حال دل کندن از آن برایش مشکل است. تا این اوخر سفارش به رسیدگی به نخل‌ها می‌کند و برای این که اهمیت نخل را برساند می‌گوید که خداوند باقی مانده خاکی که انسان را از آن آفرید به نخل تبدیل کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 15:40  توسط محمد خواجه‌پور  | 

یک دانشجو :هنوز امتحانات ترم تمام نشده , شما کلی  نقشه در ذهن تان  برای تابستانتان ریخته اید. کلاس کامپیوتر،کلاس شنا ، ،چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنیم, درباره الی و....ولی همین که امتحانات تمام شد و شب زنده داری و اینترنت گردی و خوابیدن تا لنگ ظهر برایتان حسابی مزه داد بیخیال هرچه برنامه می شوید...البته این هم یک نوع شیوه گذراندن تعطیلات است و شاید شما راهم حسابی کیفور کند ولی نه شما همیشه از  این دست فرصت ها  خواهید داشت و نه حال و حوصله اش را.

متاسفانه در شهر ما پدر و مادرها کمتر به فرصت تابستان و کلاس های تابستانه توجه دارند. به اندازه هزینه همان کلاس ها برای فرزندشان چیپس و پفک می خرند ولی پرداخت هزینه کلاس ها برایشان سخت است در حالی که در شهرهای بزرگ تر سر همین کلاس ها چشم و هم چشمی است!

  بیاید تابستانمان را مفید و دوست داشتنی تر سپری کنیم.مهارت های جدید یاد بگیریم و از کلاس های تابستانه استفاده کنیم.هرچند که کلاس ها معدود اند و ممکن است همه ی حوزه های مد نظر شما را پوشش ندهد(که این علاوه بر عدم امکانات ازعدم استقبال هم ناشی می شود) ولی می توان از میان گزینه های موجود انتخاب هایی دوست داشتنی داشت.

البته بدون نیاز به کلاس هم می توان مهارت های جدید آموخت تنها با تایپ کردن نام حرفه مورد نظردر گوگل و سپس اینتر و بعد مشاهده حجم زیادی از اطلاعات و آموزش ها همراه با عکس...به همین سادگی(مثل همان روشی که عکس محمدرضا گلزار را سرچ می کنید!) استفاده از سی دی های آموزشی هم باعث صرفه جویی در وقت و هزینه می شود.

کتاب هم مطمئنا جزء غیر قابل انکار اوقات فراغت شماست! فقط در انتخاب کتاب هایتان کمی بیشتر دقت کنید.اگر کتاب خواندن کمی بنظرتان دشوار می آید می توانید از کتاب های جیبی و کم حجم شروع کنید کم کم مشتاق خواهید شد کتاب های معتبر تر با نویسندگان شهیر انتخاب کنید.دیدن فیلم را در برنامه خود بگنجانید و سعی کنید فیلم های با ارزش ببینید وقت فیلم دیدن خود را طوری تنظیم کنید که با برنامه های دیگرشما تداخل نداشته باشد.

 اگر پشت کنکوری یا کلاس سوم دبیرستان هستید تابستان را مطلقا بر خود حرام کنید و از روی اجبار با آغوش خیلی باز به پیشواز کنکور بروید،تنها راه و بهترین فرصت برای شماست.

اگر قصد مسافرت رفتن دارید که خوش به حالتان و اگر هم نه، تفریحات شما محدود به همین فیلم دیدن ها و کتاب و مهمانی خانه فک و فامیل می شود پس کمتر به فکر تفریحات دلچسب باشید چون دایره تفریحات  شهرمان محدود است بدلدیل نبود امکانات و جو فرهنگی ,خصوصا برای خانم ها...

به هر حال اگر معجونی از چیزهایی که گفته شد را بکار برید فوق العاده می شود.البته اینها فقط در حد نظر و راهنمایی کوچکی بود که مسلما بنا بر طبع خودم بود. فقط شما  بیکار ننشینید ....

حالا دوست دارید عمل کنید یا نه، با خودتان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 9:53  توسط  

صحبت نو: وبلاگی بدون شناسنامه با عنوان صحبت ما در آخرین پست خود پنج سوال را مطرح کرده است. صحبت نو به این سوال ها پاسخ داده است:

۱. نمی دونم مطلب آقای ..... در روزنامه صحبت نو در مورد دفاع از عبد الفتاح سلطانی را خواندید یا نه ولی این طور که ایشون نوشتند من فکر کنم که با هم پسر خاله هستند. البته از آدمی که توی وبلاگش از بهائیت دفاع می کنه این نوشته ها چیز بعیدی نیست. چون آقای سلطانی هم وکیل مدافع شیرین عبادی بهاییه و هم شیرین عبادی بهایی وکیل مدافع سلطانی.

صحبت نو: بهاییت یک دین سیاسی و ساختگی است و مسلم است که هیچ انسان مومن و مسلمان و شیعه ی حقیقی از آن دفاع نمی کند.  شیرین عبادی را هم دشمنان ایران زمین برنده ی جایزه ی صلحش کردند تا اهداف آنان را دنبال کند. پاسخ های او  در مورد اتهاماتش را می توانی در اینترنت ببینی. اگر به عبدالفتاح سلطانی هم ایراد داری این گوی و این میدان، از خودش بپرس . ما که او را فقط چند دقیقه دیده ایم و به دلیل حضورش در گراش خبر آن را بازتاب دادیم و باور داریم که بهتر است از همه ی طرق قانونی و شرعی باید برای احقاق حقوق مردم گراش بهره جست. این طور هم که شما درباره ی دیگران قضاوت می کنی خالی از عیب و ایراد نیست و همه جوانب را در نوشته ی خود لحاظ نکرده ای. بزرگ می شوی و کمی هم عاقل تر.  خدا پدرت را بیامرزد. 

۲.نمی دونم دقت کردید که دیروز صحبت نو برای چندمین بار مطلب تمجید حسنی از کروبی در مقابل موسوی را بر روی وب قرار داد ،حال چرا این کار را کرد؟زیرا در همان روز وبلاگ حامیان موسوی در لار همین مطلب را با توضیحی در وبلاگ خود قرار داده بودند تا به نفع موسوی سوء استفاده کنند.(البته باید دقت هم کرد که وبلاگ حامیان موسوی صحبت نو گراش را هم لینک دادند) .و حال صحبت نو با توجه به موقعیت حسنی در بین مردم می خواهد با استفاده ابزاری از این مطلب هم حسنی را خراب کند و هم به نفع کاندیدای مورد حمایت خود بهره برداری تبلیغاتی کنند.و بعنوان یک سوال چرا مثلا صحبت نو مطلب حمایت حسنی از احمدی نژاد را نزد ولی مطلب نظر حسنی(آنهم نه حمایت)در مورد کروبی و موسوی را چند بار بر روی وبلاگ قرار داده؟

صحبت نو : خبر حسنی را از طریق جستجوی اینترنتی پیدا کرده ایم. حسنی نظر خود را در خبرگزاری آریا منتشر کرده است و ما بی کم و کاست و بی تحلیل آن را منتشر و باز چاپ کرده ایم. تحلیل وبلاگ حامیان موسوی در لار به عهده ی خودشان است و هر کس مثل شما حق دارد نظر خود را با احترام  به عقاید دیگران ابراز دارد. مگر کسی جلو حرف ها و آرای شما را گرفته است؟

۳.شنیده ایم صحبت نو قرار است در مورد انتخابات نظر سنجی را بر روی وبلاگ قرار دهد.البته مانند روز روشن است هدف از این نظر سنجی نظر سازی است به نفع کاندیدای مورد حمایت خود، نه نشان دادن نظر واقعی مردم.

صحبت نو : اشتباه شنیده ای.  بهترین نظرسنجی پس از انتخابات و شمارش آرا اتفاق می افتد. مردم دوست دارند در خفا به فرد مورد نظر خود رای دهند و معمولا نظرسنجی ها در گستره ی ایران نیز قابل استناد نیست. یاد آوری می کنم نظر یکی از همکاران موضع نشریه نیست. مضافا این که صحبت نو با مسائل مربوط به گراش و لارستان حزبی برخورد نمی کند. مدیر مسئول ضمن احترام به باورهای شخصی، نشریه را از در غلطیدن به دفاع از شخص واحد برحذر داشته است و ما نیز چنین کرده ایم. و حق نیز چنین است. ما برای اطلاع رسانی در خدمت مردم گراش هستیم و می دانیم شما هم دلسوز هستی، اما برای فعالیت مردمی راه های درست و بقاعده را باید انتخاب کرد، آن هم در چارچوب قانون و به دور از احساسات و غلیان های زود گذر.

شاید آنچه شما شنیده‌اید مربوط به به نظرسنجی کاداگ درباره انتخابات باشد که صحبت نو نتایج آن را منعکس خواهد کرد و دوستان کاداگ را هم که شما خودتان می‌شناسید اگر خواستید با آنان در انجام نظرسنجی همکاری کنید.

صحبت نو با مجموعه ای از جوانان یکدل و یگانه و بدون چشمداشت در خدمت همشهریان هستند، برای  دریافت اخبار و تنظیم آن و گفت و گو های مفصل با فرزانگان گراشی تلاش می کنند و منتی بر هیچ کس ندارند.  و در همین جا از همه ی آنان سپاسگزارم .با این وصف از  شما هم که می دانم اهل مطالعه هستی و قلم خوبی هم داری ، می خواهیم هم بعضی از مطالب خودت را برای ما بفرستی و هم به انتقاد های سازنده ادامه دهی.  

۴.صحبت نو در شماره های اولیه خود با مردم عهد بست که عقاید سیاسی خودشان را در اداره مطالب روزنامه مطرح نکنند ولی حال آیا این گونه است؟

صحبت نو : تاکید صحبت نو بر حضور حداکثری مردم در انتخابات است. همه ی کاندیداها محترم هستند و همانگونه که رهبر فرزانه ی انقلاب فرمودند: باید به اصلح رای داد. صحبت نو باور دارد باید منافع عمومی شهر  در رای دادن به کاندیداهای ریاست جمهوری  لحاظ شود.

۵.آیا افرادی که بر سر عهد خود با مردم نمی مانند بر سر عهد خود با خدا می مانند؟ 

صحبت نو: عهد ما با مردم گراش این است که:

در جهت منافع معنوی و مادی عمومی شهر گراش عمل کنیم. اخبار را صادقانه برای آنان منتشر کنیم. اگر درج خبری باعث تنش در جامعه می شود از آن پرهیز کنیم.  اطلاع رسانی موثق، تلاش برای ارتقای وضعیت اجتماعی، و فرهنگی گراش، ایجاد اعتماد به نفس عمومی ، گزارش از کارگران گراشی در شهرها و کشور های مختلف،  یادکرد از تلاشگران عرصه های اجتماعی و فرهنگی، کیفیت والای مطالب، جدیت در خدمت رسانی فرهنگی، انتشار مرتب نشریه در موعد مقرر، نداشتن چشمداشت به کمک های مردم ، جذب هزینه ها از طریق درج آگهی همشهری های وفادار و فروش نشریه، معرفی حداقل بیست نویسنده گراشی، انتشار پیوندنامه ی هیمه که  به اذعان کارشناسان فرهنگی یکی از ماندگارترین نشریات فرهنگی منطقه خواهد شد، کار افتخاری و بدون دریافت حق الزحمه و کیفیت مناسب کاغذ نشریه در راستای احترام به خوانندگان.نه ما که حداکثر مردم بر این امر وقوف دارند که صحبت نو یک رویداد بزرگ فرهنگی در سی سال گذشته است.

کسی که بر سر عهد با مردم است بر سر عهد با خداوند نیز است. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:46  توسط   | 

فرزانه استوار : هر سال با شروع فصل امتحانات یکی از دغدغه‌های خانواده ها و دانش‌آموزان چگونگی برنامه‌ریزی برای درس خواندن صحیح است. به این منظور به سراغ خانم حسینی یکی از مشاورین مدارس رفتیم تا ما را در این زمینه راهنمایی کند.

یکی از بهترین روش‌های درس خواندن، روش تار عنکبوتی است. یک عنکبوت وقتی تارش را پهن می‌کند، اولش هر بار که تار تکان می‌خورد، به طمع این که حشره‌ای در آن گیر افتاده، بیرون می‌آید و تارش را نگاه می‌کند. اما متوجه می‌شود که فقط باد بوده که تارش را تکان داده و دیگر بعد از آن با هر تکانی بیرون نمی‌آید. دانش آموزان هم اگر بتوانند هنگام درس خواندن خود را کنترل کنند و با هر سر‌و‌صدایی (صدای تلفن، تلویزیون، آمدن کسی و...) درس خواندن را رها نکنند در عمل کردن به برنامه ریزی موفق خواهند بود. معمولاّ برنامه‌ریزی انجام می‌شود ولی به آن عمل نمی‌کنند. اغلب افراد در ریختن برنامه مشکل ندارند ولی در عمل کردن به آن کم می‌آورند. گاهی اوقات برنامه‌ریزی غیر واقعی باعث عمل نکردن به آن می‌شود. وقتی یک دانش‌آموز که روزی یک ساعت هم درس نمی‌خوانده، هشت ساعت درس خواندن در روز را در برنامه‌ی خود قرار می‌دهد، واضح است که نمی‌تواند به آن عمل کند. پس قبل از شروع امتحانات باید ساعت مطالعه‌ی خود را افزایش دهند تا به خواندن عادت کنند. مشکلی که اغلب افراد دارند این است که تا شروع به درس خواندن می‌کنند، فکر و خیال به ذهنشان هجوم می‌آورد. ناگهان متوجه می‌شوند یک ساعت گذشته اما فقط یک صفحه خوانده‌اند. این افراد نباید اجازه دهند فکر و خیال مانع درس خواندن‌شان شود. باید با صدای بلند به این افکار ورود ممنوع بگویند و سریع به سراغ ادامه‌ی درس بروند و به چیز دیگری فکر نکنند. در هنگام درس خواندن باید فعال باشند، زیر مطالب خط بکشند، نکات مهم را خلاصه‌نو‌یسی کنند مطالب خوانده شده را از حفظ بازگو کنند، نباید فقط به کتاب نگاه کنند یا دراز بکشند و یا لم بدهند. اگر در ساعت استراحت کمی ورزش کنند، بدوند و دوچرخه سواری کنند، برای مطالعه‌ی بعدی خواب‌آلوده نیستند و احساس خستگی نمی‌کنند. دانش آموزان از برنامه‌ریزی نتر‌سند. به برنامه‌ریزی مثل یک طناب که می‌خواهد آن‌ها را ا‌جیر درس خواندن کند، نگاه نکنند. به برنامه‌ریزی به عنوان چیزی که کمک‌شا‌ن می‌کند که به همه‌ی کارهایشان (درس‌خواندن، تفریح و...) برسند، نگاه کنند. برنامه ریزی یعنی اینکه بدانید چه کاری را در چه زمان باید انجام دهید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 10:5  توسط   | 

khaterateayandeh.blogfa.com

خاطرات آینده وبلاگ سعید رایگان است. «همیشه از اولین‌ها هراسانم/ اولین‌ها خاطرات گذشته‌ام را ربودند/ و این است اولین شروع خاطرات آینده‌ام...» با این یادداشت در اردیبهشت 1387 وبلاگ خاطرات آینده آغار شده‌است و اکنون در یک سالگی خود قرار دارد. نویسنده نوشته‌های خود را با عنوان night silence شماره‌گذاری می‌کند. در چهل و سومین یادداشت این وبلاگ می‌خوانیم: « حالا دیگر نبودنت/ یعنی کسی/ بودن خود را/ در زمین عزادار است.../ تولدت مبارک ، حتی اگر نیستی!» نویسنده فرم خاصی بین شعرهای کوتاه و طرح را برای نوشتن انتخاب کرده‌است. ثابت بودن شکل نوشته‌ها باعث شده خواننده تکلیف خود را با این وبلاگ بداند. تنها 44 در طول یک سال نشان می‌دهند که نویسنده در انتخاب آنچه می‌گوید دقت زیادی داشته است. وبلاگ خاطرات آینده این‌ روزها قالب ساده‌ای دارد. رنگ خاکستری صفحه به نوشته‌های دلگیر وبلاگ همخوان است. نوشته‌هایی که با کمی دقت و مطالعه بیشتر می‌تواند شعرهایی فراموش‌نشدنی شود. یکی از خواندنی‌ترین پست‌های این وبلاگ را ببنید:

یادم باشد

در آینه

رفتنت را نگاه کنم

که می‌آیی...

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 9:36  توسط   | 

شهروند: بيش از حدود چهار ماه كه در نماز جمعه شركت نكرده بودم، اولين جمعه از سال 88 به نماز جمعه رفتم. بيش‌تر از همه دغدغه‌ي بحران اقتصادي شهر رنجم مي‌داد. با وجود اين كه از خانواده‌هاي بزرگ مال‌ باخته نبودم، سوالات زيادي در ذهنم بود و در پي يافتن پاسخي براي آن‌ها بودم. موضوع را از طريق چند تا از شماره‌هاي صحبت نو پيگيري كردم، اما مطالعه‌ي آن بر دامنه‌ي استرس‌هايم مي‌افزود. با دوستان در اين رابطه صحبت مي‌كردم و نظرات و اطلاعات آن‌ها را جويا مي‌شدم. اما هيچ كدام از آن‌ها نمي‌توانستند عطش استرس‌هايم را فرو نشانند. با حضور در نماز جمعه و شنيدن سخنان خطيب توانمند جناب حجت‌السلام حلاجي براي برخي از سوالاتم پاسخ پيدا كردم و حرف‌هاي جديد و جالبي شنيدم. دعوت امام جمعه از افراد وكلايي كه در پي احقاق حقوق مردم هستند و سخنراني در نماز جمعه، توجه به جنبه‌ي اطلاع‌رساني از طريق تريبون جمعه، بيان مواضع و ديدگاه خود گوشه‌هاي ديگري از سخنان امام جمعه بود. احتمالا جمعه‌هاي آينده فرصت خوب و طلايي براي آن‌هايي است كه دوست دارند از ابعاد قضيه بيشتر مطلع شوند و به آرامش نسبي از نوع اقتصادي دست يابند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 9:46  توسط   | 

محسن افشار : اگربه دنياي اينترنت سري بزنيد، مطالب زيادي را در‌ رابطه با كاهش وزن پيدا مي‌كنيد. براي كاهش وزن، بعضي‌ها دارو مصرف مي‌كنند وبعضي‌ها قرص، بعضي‌ها آن‌قدر ورزش مي‌كنند تا عرق كنند وبر‌اين باورند كه با عرق زياد وزن انسان كاهش مي‌يابد. بعضي‌ها هم بدون اينكه ازحجم غذا‌هايشان كم كنند، فقط ورزش مي‌كنند، وبعضي‌ها هم بالعكس، غذايشان را كم مي‌كنند ولي تحرك ندارند. اما بهترين راهي كه محققان وپژوهشگران پيشنهاد مي‌كنند اين است: تغذيه يا رژيم غذايي مناسب همراه با تحرك كافي. ما مي‌توانيم براي كاهش وزن، به‌جاي اينكه غذا را در سه وعده وبا حجم زياد بخوريم،آن را در وعده‌هاي بيشتروبا حجم كم‌تر مصرف كنيم.(كم بخور،هميشه بخور.) ورزش‌هاي ايروبيك به‌خصوص پياده‌روي بهترين راه كاهش وزن مي‌باشد. بعضي‌ها فكر مي‌كنند كه همان پياده‌روي عادي در كاهش وزن موثر است. اما اين تصور اشتباهي است. چرا كه پياده‌روي‌اي در درمان موثر است كه با سرعت وگام‌هاي بيشتري همراه باشد. سه تا چهار جلسه در هفته وهر جلسه سي تا شصت دقيقه پياده‌روي بسيار مفيد مي‌توند باشد. (حالا بگوئيد ورزش بهتر است يا رژيم؟

 

آريب : مهمترین عناوین روزنامه های ورزشی امروز (استقلال جوان)
آريب : مهمترین عناوین روزنامه های ورزشی امروز (ابرار ورزشی)
آريب : مهمترین عناوین روزنامه های ورزشی امروز (90)
آريب : مهمترین عناوین روزنامه های ورزشی امروز(ایران ورزشی)
آريب : مهمترین عناوین روزنامه های ورزشی امروز(کیهان ورزشی)
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 1:44  توسط محمد خواجه‌پور  | 

حسین محسن‌زاده: احتمالا آب ميوه سرد شده در بسياري ازكشورهاي جهان از جمله چين از 3000 سال پيش، ساخته شده و طبق اطلاعات وجود، رومي‌هاي قديم از برف كوه‌ها براي سرد كردن آب ميوه استفاده مي‌كرده‌اند.

از آن تاريخ تا قرن هيجدهم ميلادي، مدارك زيادي در دست نيست، تا اين كه ماركوپولو اطلاعاتي در زمينه ساخت شيريني از شير منجمد(احتمالا نوعي بستني ميوه‌اي امروزي) را همراه خود از چين آورد. اين روش در ونيز مورد استفاده قرار گرفت و سپس در سرتاسر ايتاليا گسترش يافت. در ايران، بستني ابتدا به صورت سنتي و دستي و با عنوان «بستني زعفراني» تهيه مي‌شد. اين بستني درون ظرفي (بشكه‌اي) دوجداره درست مي‌شد. به اين صورت كه درون جدار داخلي، شير، خامه، شكر، ثعلب و زعفران و در جدار بيروني يخ و نمك ريخته مي‌شود، سپس بشكه را مرتبا تكان مي‌دادند تا بستني تهيه شود. اما امروزه اين صنعت توسعه فراواني يافته و تقريبا در تمام شهرهاي ايران به صورت صنعتي تهيه و مصرف مي‌گردد. تهيه بستني در ايران متداول نبود و ازقرن نوزدهم از اروپا به ايران انتقال يافت و متداول شد در حقيقت از سفر سوم ناصرالين شاه به اروپا، پلومبير نام محلي ييلاقي در فرانسه است كه بستني خوشمزه‌اي در آنجا تهيه مي‌شد و نام پلومبير يعني نوعي بستني كه با مخلفاتي همراه است از اين شهر منشا گرفته است. مي‌گويند در سال آخر سلطنت ناصرالدين شاه ساختن بستني در ايران متداول شد و معروفترين بستني فروش بعدي تهران يعني محمد ريش بستني خامه‌دار مخصوصي تهيه مي‌كرد كه در تهران مردم استقبال زيادي از آن كردند. اين بستني با ثلعب تهيه مي‌شد. يخ ونمك را در بشكه‌اي ريخته، داخل بشكه را شير مي‌ريختند و با وسايل مخصوص و تمهيدات زياد و تكان دادن و چرخاندن ظرف از آن بستني تهيه مي‌كردند.بستني فروشي‌هاي دوره‌گرد به زودي در تهران پيدا شدند كه بستني را در همان محفظه‌ها مي‌گرداندند و با نان مخصوص عرضه مي‌كردند. بستني خامه‌اي پر از گلاب و خامه و هل بسيار مايه‌دار وكش‌آمدني، كاملا سفيد مانند برف. لاي دو نان مخصوص، معروف به حصيري كه روزانه چند هزار دانه از آن به فروش مي‌رفت. سال‌ها بستني به همان سادگي و رنگ شيري عرضه مي‌شد تا اين كه در حدود سال 1329 بستني ماشيني كاليفرنيا به بازار آمد و ذائقه‌ها به آن عادت كرد. بعد‌ها بستني زعفراني زرد رنگ نيز شهرت يافت. بستني به تدريج به صورت ليوان كاغذي عرضه شد اما بستني‌فروشان سنتي از اين كار خودداري كردند. (و مي‌كنند) اكنون انواع بستني‌ها در ايران عرضه مي‌شود و البته بستني‌هاي تهيه شده در كارخانه‌هاي معروف كه پس از توليد در كاميون مجهز به سر‌د‌خانه به فروشگاه‌هاي انتقال يافته ودر يخچال فروشگاه‌ها قرار مي‌گيرد فروش بسيار گسترده‌اي دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 15:41  توسط محمد خواجه‌پور  |