|
|
|
|
|
البته قبلا کتاب ارزون ولی انبه گرون. اون وقتها بیشتر کتاب می خریدیم. بیشتر کتابها رو از کتابفروشی سازمان تبلیغات تو خیابون درمونگاه از یوسف متین و بعضی وقتها که با داریوش شیخی و دیگر بچه ها برای دیدن فیلم به لار می رفتیم٬ سری هم به نوشت افزار آقای ناطقی می زدیم و کتاب می خریدیم. البته انبه گیر نمی اومد و فقط بعضی وقتها از خارج می آوردن و با هزار نزل و قرب شاید یکی نصیبمان می شد و با ناز می خوردیم. الان انبه فت و فراوون ولی کتاب خوب گرون. تا اینجا مقدمه بود!! چند روز قبل یکی دو کیلو انبه گرفتیم. که اگه تو بچگی حسرت به دل شدیم . حالا جبران مافات کنیم. جاتون خالی هفت هشت تا زدیم تو رگ. غافل از اینکه انبه طبیعتش گرمه و کورک می زنه. خدا روزی تون نکنه! یه کورک درشت٬ درست پشت گوشمون سبز شد. دردش به کنار٬ چیزی که خیلی مهمه از کتاب خوندن افتادیم.! شاید بگید چه ربطی بین کورک گوش با مطالعه هست؟... دسته عینکم رو کجا بذارم ؟!! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 10:30 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
بهتر است این گونه شروع کنیم که مطالعه بر روی یک طرح و در ادامه اجرا شدن آن مشکلات پیش رو را کاهش داده و یا حتی بعضی اوقات به صفر میرساند که ما در گراش متاسفانه به خاطر پاره ی از مسائل آن را رعایت نمیکنیم. از نمونههای قابل ذکر یک طرح موفق طرح مینی بوسرانی گراش است. پس از سهمیه بندی بنزین از سوی دولت جمهوری اسلامی که جزو برنامهها و سیاستگذاری تبصره ۱۳ به منظور تسهیل در امور حمل و نقل شهری مینیبوسهایی به شهرداریها واگذار شد. در شروع طرح ، بسیاری از مسوولین صحبت از عدم اجرای موفق طرح میکردند حتی به گفتهی بعضیها اجرایی نشدن آن را بهتر میدانستند. اما با کمک خداوند و استفادهی از مشاور و مطالعه حدود 70 ساعت خوشبختانه میتوان گفت که یک طرح نسبتا مطلوب به اجرا درآمد البته شورا در این زمینه با کمک مشاور امر و با صرف جلسات متعددو وقت بسیار توانست اجرای قابل قبولی داشته باشد . به گفته مهندس قائدی شهردار محترم در بیشتر شهرهای استان فارس به دلیل عدم موفقیت طرح، شهرداریها مینیبوسهای دریافتی را به مزایده گذاشته و کل آن را به فروش رساندهاند. البته این را هم باید پذیرفت کرد که هنوز طرح به دلیل نبود ایستگاه به طور کامل اجرا نشده است البته در ادامه طرح مطالعاتی و با شناسایی مکانهای پر تردد که جزو اهداف آینده خواهدبود طرح را کامل خواهیم نمود..انشااله. این اشارهای بود برای این که ارتباط بحث را بهتر متوجه شویم. به منظور اعمال مدیریت منسجم، یكپارچه و متمركز بر فعالیتهای مطالعاتی و پژوهشی و همچنین جلوگیری از اقدامات موازی، دوباره كاری و اتلاف منابع مطالعاتی، شورای شهر و دیگر ادارات و سازمانهای دولتی و غیر دولتی در راستای اهداف خود بایستی ارتباط تنگاتنگی با همدیگر داشته باشند و با نگرش کلان به جامعه بر روی طرحها، راههای رفته را دوباره تکرار نکنیم. اولويت در مسائل فرهنگي و اجتماعي شهر به دنبال احساس نياز با هدف بسترسازي جهت تعامل با انديشمندان، پژوهشگران و نوانديشان حوزه فرهنگ و بررسي مسايل و معضلات شهري و بازنگري برنامه ها و سياست ها و بهرهبرداري بهينه از فرصتها، توانمنديها و استعدادهاي بيشمار انساني سطح شهر سياستگذاري از طريق شورايي جامعنگر، غيراجرايي و تخصصي همواره احساس مي گردد از اين رو شورای شهر از يافتههاي پژوهشي و مطالعاتي انديشمندان، اساتيد دانشگاه و افراد صاحبنظر و پژوهشگر، براي ارتقاي فرهنگ عمومي، اخلاق و حقوق شهروندي و حل معضلات فرهنگي شهرمان كمك میگيرد و اولويت گذاري در سياستها، ارايه خطمشيها و انتخاب استراتژيهاي مناسب نيز از وظايف اصلی فرهنگسازی در سطح جامعه باید قرار بگیرد. با ایجاد یک فرهنگ مناسب میتوان از صرف هزینههایی که قرار است برای اصلاحات انجام شود جلوگیری نمود. تجربه مسیرهای مینیبوسرانی نشان داد طرحهایی که با استفاده از نظر متخصصان انجام پذیرد دارای امکان موفقیت بسیار بالاتری است شورای شهر در خصوص بر طرف کردن ریختن آب در معابر و کوچه ها و حل مشکل ترافیکی سطح شهر، ساماندهی فضای سبز، ایجاد مبلمان شهری و فضاهای تفریحی از تمامی صاحب نظران وکارشناسان امر دعوت میکند که برای اجرای سریع (اما با مطالعه) و جلوگیری از موازی کاری و اتلاف وقت و هزینه ما را یاری نمایند. با امید آن روزی که طرحهای ما با مطالعه دقیق و مشاوره اجرایی شود نه از روی احساسات و کمبود وقت |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 9:47 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
حضور در یک مدرسه و بودن در آن تنها یک محل خشک و خالی برای درس خواندن نیست. مدرسه یک فرهنگ و هویت است. دانشآموزان مدرسه البرز تهران اکنون سالها پس از آن در آمریکا به دور هم جمع میشوند و دانشآموزان امروز البرز افتخار میکنند که داریوش آشوری، صادق چوبک و شهید چمران روی همان نیکمتهایی نشستهاند که حالا آنها روی آن نشستهاند. در کشورهای غربی این سابقه عمیقتر است و حتی تا چند قرن نیز میرسد. در گراش اما کمتر مدرسهای فرصت مییابد که این تاریخ را داشته باشد. مدرسهها یک روز دخترانه است و سال بعد پسرانه میشود. مدرسه هرمزی با آن همه خاطره میشود امالبنین و هیچ ارتباطی با گذشته خود ندارد. ابدی یک روز اسدی است و روز دیگر دبیرستان و بعد ابتدایی دخترانه و حال معلوم نیست فردا چه میشود. روزی کودکستان علیاصغر است و فردایی نیست. حاجیپور یک روز دبیرستان است و فردایش راهنمایی و پس فردا حوزه و روز دیگر پیشدانشگاهی. شاید معدود جاهایی مثل دبیرستانهای کوثر و کامروا و راهنمایی سعادت و عالیان این شانس را داشتهاند که با یک نام بمانند. وقتی دانشآموز راهنمایی بودم من و محمود باقری و علی حسنی از مدرسه سعادت بودیم. از آن طرف بچههای مدرسه حسنی بودند و آنطرف مدرسه آن زمان سیدالشهدا که بعد شد عالیان و سه مدرسه راهنمایی دخترانه فکر کنم اکبری و برزگران و فانی هر سال وقت دهه فجر که میشد بازار مسابقه علمی و ورزشی و هنری و معلومات عمومی داغ بود. هر مسابقهای که پا میداد شرکت میکردیم. در مسابقه علمی من و محمود با هم بودیم جالب این که در مدرسه او اول میشد و در شهر من، البته هیچ وقت بچه درسخوانی نبودم به خاطر همین عشقم مسابقه معلومات عمومی بود که مویدی، معلم عربی، آن را اجرا میکرد. بچههای عالیان در مسابقه معلومات عمومی سایه من را با تیز میزدند. در ورزش هم زمین دراندشت مدرسه سعادت جای جولان فوتبالیستها بود و ما هم بیشتر تماشاگر بودیم. در مدرسه سعادت نجاتیها خودشان یک تیم بودند و مدرسههای دیگر هم یلانی در میدان داشتند. نوبت به والیبال که میرسید عبدالرحیم طلوعی همه کاره بود در میان آسمانخراشها کار من منشیگری و امتیاز شماری بود. اما همه اینها نه به قصد ورق زدن کارنامه من بود بلکه میخواهم بگویم هر نسلی از خروارها از این خاطرهها برای خودش دارد ولی بدا این که در شهر من این نسلها بریده و منقطع است. من خاطرهای از افتخارات دانشآموزان پیشین مدرسه سعادت ندارم و وقتی از آنجا رفتم هم دیگر خبری از من نبود که در یک مراسم 7 جایزه مختلف گرفتم. انگار مردمان شهر من جزیرههای تنها هستند. میشود ضرورتهای فنی آموزش و پرورش را درک کرد که کمبود فضا است و از مدرسه باید استفاده کامل و مناسب شود ولی این وسط هویت به عنوان عمدهترین جز فرهنگ چه میشود؟ آیا مدرسه به عنوان بخشی از هویت فرد نباید حفظ شود. دانشآموزان مدرسه هرمزی در کجا به دنبال کودکی خود بگردند؟ کارنامه خود را کجا جستجو کنند؟ الف. آموزش و پرورش میتواند تا حد امکان از تغییر مقطع مدارس خودداری کند تا هر مدرسه دارای هویتی خاص باشد و دانشآموزان به داشتن آن سابقه و هویت افتخار کنند. حتی اگر کادر مدیریت مدرسه برای سالها ثابت بماند خود هویتی خاصی به آن مدیر و مدرسه خواهد داد. ب. مدیران مدارس میتوانند با بررسی سوابق دانشآموزان برجسته گذشته را، همانند شهدا، تحصیلکردگان و نامداران شناسایی و با نصب عکسها و دعوت از آنان در تقویت حس هویت دانشآموزان موثر باشند. پ. مسابقات بین مدرسهای که سالانه برگزار میشود به شکل پیوسته و با مرور سوابق باشد. مثلاً هفتمین دوره مسابقات سرود مدارس راهنمایی که در دورههای گذشته پنج دوره مدرسه شهید حسنزاده به مقام اول رسیده است. ت. هر کدام از مدارس تاریخچه فعالیتهای گذشته خود را منتشر کند و سالانه بخشی به این کارنامه مدرسه اضافه گردد. در زمان ثبتنام این کارنامه مدرسه و معرفی در اختیار اولیا و دانشآموزان قرار گیرد. بیتردید این مساله حتی میتواند در افزایش علاقه دانشآموزان به تحصیل که از نگرانیهای اولیای آموزش و پرورش است نیز موثر باشد. جوری که دانشآموزان به جایی که در آن درس میخوانند افتخار کنند. یادمان باشد تاریخ و هویت ما چیزی جز همین خاطرههای کوچک که دارد فراموش میشود، نیست. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 18:5 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
خبرگزاري فارس: عيد سعيد فطر كه يكي از بزرگترين و مهمترين اعياد اسلامي است و در شهر اوز از اهميت خاصي برخوردار است و به صورت جالبي برگزار ميشود. به گزارش خبرگزاري فارس از اوز، در اين ايام مغازهها تا پاسي از شب و بعضي اوقات تا سحر باز است و مردم مايحتاج روز عيد از قبيل پوشاك، مواد غذايي و بهويژه شيريني و ميوه را خريداري كرده و از هر لحاظ آماده برگزاري مراسم عيد سعيد فطر ميشوند. حاج شيخ عبدالعزيز قاضيزاده مفتي اهل تسنن جنوب فارس و امام جمعه بخش اوز ميگويد: پساز رويت هلال ماه شوال عيد سعيد فطر اعلام ميشود و شب عيد فطر در تمام مساجد نماز تسبيح بهصورت جماعت برگزار ميشود. نماز تسبيح دو ركعتي بوده و در هر ركعت 75 بار تسبيحات اربعه سبحانالله، الحمدالله، لاالهالله و اللهاكبر ذكر ميشود. دو ساعت بعداز طلوع آفتاب مردم با لباسهاي پاكيزه و نو در مسجد مصلاي شهر جمع شده و نماز عيد را برگزار ميكنند. وي ادامه ميدهد: قبل از رفتن به مسجد بر همه مستحب است كه حتماً صبحانه تناول كنند، چون پيامبر بزرگ اسلام (ص) در بامداد عيد فطر هفت دانه خرما ميل ميفرمودند و نشان ميدادند كه بر خلاف روزهاي ماه مبارك رمضان اين روز بايد اول وقت افطار اما در عيد سعيد قربان اول بايد به مسجد رفت و سپس به منزل آمده و صبحانه را ميل كرد. پس از برگزاري نماز عيد، همگي به قبرستان شهر رفته و براي درگذشتگان خود بهطور عموم و به ويژه شهداي شهر، فاتحه ميخوانند و پس از آن هر قوم و طايفه به سركردگي بزرگ خاندان كه به طور معمول مسنتر از همه است به ديد و بازديد رفته و عيد را تبريك ميگويند. در اين روز كساني كه قبل از عيد يكي از بستگان خود را از دست دادهاند به سوگ نشسته و مردم دستهدسته براي دلداري و پايان عزاداري به منزل آنها رفته و عزاداران نيز از آنها پذيرايي و تشكر ميكنند.اعياد فطر و قربان در اين منطقه از جايگاه ويژهاي برخوردار است و مردم اين اعياد را بسيار مهم دانسته و حتي يك هفته بعد از عيد همه خود را موظف ميدانند كه به منزل همديگر رفته و طلب حلاليت كنند و كساني كه در خارج از كشور و مسافرتهاي دور رفتهاند، سعي ميكنند عيد را در كنار خانواده خود باشند. غذاهاي روز عيد ويژه است و سفره صبحانه، نهار و شام بسيار رنگين و كامل است و چون مستحب است كه در بامداد روز عيد فطر اول افطار كنند، بنابراين صبحانه مردم منطقه تشكيل شده از (بلالوت) كه از ورميشل شكر و تخم مرغ تهيه ميشود و همچنين حلوا كه از آرد برنج، روغن و شكر، زعفران و هل درست شده و روي آن را به طرز زيبايي تزيين ميكنند. علاوه بر اينكه صبحانه، نهار و شام مردم در روز عيد نسبت به روزهاي ديگر رنگينتر و متفاوت است، براي پذيرايي نيز شيرينيهاي مخصوص مانند لگيمات، نان پنجرهاي، كيك شور و شيرين، پودين، سمبوسه و گوشتي كه همه توسط بانوان خانهدار پخته ميشود، استفاده ميكنند و چون روزهاي قبل مردم روزهدار بودند، در روز عيد سعيد فطر بسيار پرخوري ميشود و نشاط و هيجان و جنب و جوش موجب ميشود كه اين پرخوريها ضرري نداشته باشد. از جالبترين وقايع روز عيد مراجعه بچهها با لباسهاي نو و زيبا به درب منازل آشنا و غيرآشنا براي دريافت عيدي است كه به آن (حبشي) ميگويند. بچهها با صداي بلند ميگويند (حبشي منتي بشي) يعني عيدي را توزيع كرديم و تمام شد اما اكثر خانوادهها با اهدا اسكناس، سكه، شيريني، شكلات، بيسكويت و ... بچهها را بيبهره نميگذارند. عيد سعيد فطر با جلوهاي خاص و حالتي معنوي توأم با شادي و نشاط و شوري متفاوت در اوز و ساير مناطق تابعه برگزار ميشود. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 13:38 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
ایرنا شيراز - با فراگير شدن خشکسالي در مناطق جنوبي استان فارس حدود 1500کلني زنبور عسل وحشي در منازل مسکوني واماکن شهري شهرستان خنج پناه آوردند . به گزارش روز سه شنبه خبرنگار ايرنا ؛ يکي از پديده هاي شگفت انگيز در سال جاري مهاجرت صدها وشايد هزاران کلني زنبور عسل از مناطق کوهستاني به داخل منازل مسکوني ، ساختمانهاي اداري ، اماکن مذهبي ، مناره هاي مساجد ، آب انبارهاي مسقف ، چاههاي کشاورزي ، فضاي سبز شهري وباغات ونخلستانهاي حومه شهر خنج است. مدير جهاد کشاورزي خنج درگفت و گو با خبرنگار ايرنا در اين باره گفت : درسال زراعي جاري بويژه تابستان امسال ما شاهد مهاجرت صدها کلني زنبور عسل وحشي به منازل مسکوني واماکن شهري وفضاي هاي سبز هستيم . فريدون زينلي افزود: يکي از علل اين پديده ي نادر ؛ خشکسالي دوسال اخير وخشکيدن اغلب چشمه سارها وبرکه ها در مناطق کوهستاني وفقر پوشش گياهي دراين مناطق است واز طرفي منازل مسکوني ومحيط شهري با دارا بودن آب وهواي مناسب زمينه مناسبي را براي ادامه زندگي زنبورهاي وحشي فراهم آورده است. وي اضافه کرد: بطوريکه در بعضي منازل مسکوني بويژه در کنار کولرهاي آبي ما شاهد وجود 4تا 5 کلني زنبور عسل در يک مکان مي باشيم وبطور تقريب برآورد مي گردد بين 1000تا 1500کلوني زنبور عسل در منازل وديگر اماکن ساختماني در داخل شهر وتا دوبرابر آن در فضاي هاي سبز درون شهر وباغات ونخلستانهاي جا خوش کرده باشند . مدير جهاد کشاورزي شهرستان خنج اضافه کرد: خشکسالي سبب کاهش 50% توليد عسل طبيعي نسبت به سالهاي گذشته شده وبرآورد مي شودامسال تا دو تن عسل طبيعي از کلني ها برداشت گردد 0 فريدون جمشيدي کارشناس امور دام وزنبور داري جهاد کشاورزي شهرستان خنج نيز در مورد علل اين پديده گفت : زنبورها در وحله اول به آب وتغذيه مناسب نياز دارند که خشکسالي سبب تغيير زيادي در زندگي آنها شده علل دوم اين پديده اين است که با توجه به اينکه قيمت عسل طبيعي در بازار زياد است اغلب مردم در طي چند سال اخير براي برداشت عسل به کوههاي اطراف خنج روي آورده اند وچون اغلب مردم اطلاعي از وضعيت کندوها ندارند به محض مشاهده يک کندوي عسل آنرا برداشت مي کنند. وي در باره ديگر علل اين مهاجرتها گفت : زنبور ها از دست مهاجمان سمج به تنگ آمده وبه همين خاطر هم به مناطق مسکوني که هم از امنيتي بيشتري برخوردار است وهم آب وهواي مناسب تري دارد پناه برده اند . يکي از کوه گردان قديمي خنج که ساليان متمادي به اين کار اشتغال دارد نيز چنين نظريه اي دارد ومي گويد مردم بيرحمانه به اين کندوهاي عسل در مناطق کوهستاني هجوم آورده اند وبدون توجه به اينکه در هر کندوي عسل صدها پيله کرم زنبور در حا ل تکثيرشدن است وباخراب کردن اين کندوها نسل زنبورهاي وحشي را در آستانه انقراض قرار داده اند . وي ادامه داد : مسوولان محيط زيست ومنابع طبيعي بايد ازورود افراد نا آگاه تا قبل از موقع برداشت عسل که معمولا در بهار و ماه ارديبهشت و در پائيز و مهرماه مي باشند جلوگيري کنند واز زنبورهاي وحشي نيز همچون حفاظت از حيات وحش جانوري محافظت شود . عباسعلي اعظمي شهروند خنجي هم گفت : علت اصلي مهاجرت زنبورهاي وحشي در وحله اول همين تهاجم مردم است وزنبورها به اين خاطر به مناطق مسکوني هجوم آورده اند. شهرستان خنج که در دامنه سلسله جبال زاگرس جنوبي قرار دارد با دارا بودن کوههاي بلند ومرتفع وپوشش گياهي مناسب بويژه کنار و گون يکي از مناطق توليد عسل طبيعي در جنوب فارس است که زمينه مناسبي براي زيست زنبور عسل طبيعي بوجود آورده است. بطوريکه در دو فصل بهار وپائيز سالانه تاچهارتن عسل طبيعي در اين منطقه توليد وبه بازار مصرف داخلي وخارج از کشور عرضه مي گردد وبا توجه به مرغوبيت عسل طبيعي خنج که کيلوئي 30 تا40هزار تومان بفروش مي رسد زمينه اشتغال عده زيادي در اين منطقه فراهم آورده است |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 13:23 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
بهرهبرداري از پروژه گازرساني گراش- خبرنگار اطلاعات: شوراي اداري بخش گراش تشكيل جلسه داد. در اين نشست مهندس مؤمني مديرعامل سازمان شركت گاز استان فارس با اشاره به اجراي پروژه گازرساني گراش، اعلام كرد: 8500 خانوار اين شهر زير پوشش شبكه گازرساني قرار ميگيرند و بزودي كار نصب علمكهاي گاز در اين شهر آغاز ميشود. ساخت بولوار خليج فارس پروژه ساخت بولوار خليج فارس گراش به مرحله اجرا درآمد. اين پروژه با 1310 متر طول و 65 متر عرض داراي دو باند سوارهرو خواهد بود. بولوار خليج فارس گراش در ادامه بولوار شهيدسعادت و در خروجي شهر گراش به سمت لار و بندرعباس ساخته ميشود. اجراي پروژههاي عمراني در گراش اجراي چند پروژه عمراني با صرف 3 ميليارد و 700 ميليون تومان در گراش به پايان رسيد و بهرهبرداري از آنها آغاز شد. طرح هادي دهستان ارد، مدرسه روستاي خليلي، مسجد و غسالخانه تنگ ريشه، مجموعه ورزشي اردو و تسطيح 40 هكتار از اراضي از جمله اين پروژهها به شمار ميآيند. گراش استحقاق خدمات بيشتري را دارد گراش استحقاق بهرهمندي از خدمات بيشتر دولتي را دارد. مهندس رجاء معاون عمراني استانداري فارس در آيين بهرهبرداري از مسجد دبيرستان سيدالشهدا(ع) گراش گفت: مردم گراش همواره يار و ياور دولتمردان بودهاند و مشاركت نيكوكاران در انجام امور عمراني، فرهنگي، ورزشي و درماني مبين اين ادعا است. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 11:50 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
او با سختی ها و ملالت و ملامت های سهمگینی مواجه شده است . اما با همه ی سختی ها و مرارت ها توانست دیدگاه های متحجرانه ای را که گاه برخاسته از دیدگاه های قشری برخی از عالمان آن روزگار بود پشت سر بگذارد و با آزاد اندیشی بر تلخی ها و کلیشه های ذهنی آنان فایق آید . او هر چند فیزیکدان بود، ولی علاقهٔ اصلیاش متوجه ریاضیات و اخترشناسی بود؛ پس از دورهٔ طولانی بینوایی و سرگردانی، سرانجام در سایهٔ حمایت سلطان الغبیگ، که خود دانشمند بزرگی بود، موقعیت شغلی مطمئنی در سمرقند بهدست آورد. دو . پانزدهم ماه مبارک رمضان مسجد صاحب الزمان گراش میزبان جوانانی بود که تشکلی را با عنوان بنیاد علمی نوآوران با حمایت هیئت امنای مسجد راه اندازی کرده اند. در این جا باید به چند نکته اشارت کرد: اول این که باید نگاه همدلانه ی برادران سرخوش و کشتکاران و دیباجی و دیگر اعضای با نفوذ مسجد را گرامی داشت که با سخاوتمندی تمام جوانان شهر را زیر پر و بال گرفتند و با در اختیار گزاردن فضا و مکان و امکانات راه را برای آینده ای روشن تر هموارتر ساخته اند. همین دوستان فرهنگدوست از سال های دهه ی شصت تا اکنون بدون ادعا در بسیاری زمینه های فرهنگی و مذهبی و ورزشی فعالیت خالصانه داشته اند. راه اندازی موسسه های خیرخواهانه مانند صندوق نور و بازسازی اساسی مسجد و تخریب و باسازی بازارچه ی ولی عصر (عج) و مساعدت در راه اندازی نشریه ی فرهنگی اجتماعی عصر گراش از جمله ی این تلاش ها ست. ( هر چند می دانم دوستان از ذکر نامشان در این یادداشت کوچک از من دلگیر خواهند شد، اما باید حرمت دوستی ها و همصحبتی ها را پاس داشت.) دوم این که هر فعالیت جدیدی از سوی برخی افراد، مورد بی مهری و حتی مخالفت قرار می گیرد. حتی اگر درختکاری در محیط دانشگاه باشد. به زعم اینان ممکن است در آینده وقتی درخت ها سایه گستر شدند، پناهی برای خلاف کاری باشد!! شنیده شده است به مجرد این که این طرح به اعضای فعال مسجد عرضه شده است، برخی که خود را مدعیانه، داعیه دار فرهنگ و دانش می دانند با این امر مخالفت کرده اند. ایجاد موانع و عوایق برای چند دانشجوی دلسوز کار سهلی است، اما گویی همراهی و همدلی کردن و ایستادگی در برابر ناملایمات برای انسان هایی که از خود خلاقیتی ندارند، چندان آسان نمی نماید.باید یادآوری کرد این داعیه داران اگر خود برای تاسیس مراکز علمی و فرهنگی قدمی برنمی دارند، قدم هایی را که در این راه برداشته می شود، قلم نکنند. سوم این که کارهای فرهنگی معمولا دیربازده است. مانند ساختمان سازی نیست که به چشم آید و هر روز شاهد تکمیل شدنش باشیم. هرچند امور فرهنگی در شهرهای کوچک با خون دل راه می افتد و با سختی پیش می رود و در نهایت با فرسودگی ذهنی و جسمی پایان می پذیرد ،اما تاثیر جویباری و اندک خود را خواهد گذاشت. علی رغم سختی های فرارو این بنیان علمی را باید تقویت کرد تا ثمرات آن را در آینده به چشم ببینیم. می توان با رصد کردن نوآوری های همشهریان از هر صبغه ای که باشد، آن را برجسته سازی کرد و توانمندی های فرزندان بخش گراش را تبلیغ کرد. در پایان هم باید حمایت بی دریغ هیئت امنای مسجد صاحب الزمان را از این دانشجویان ارج نهاد و هم به این دانشجویان و دانش آموختگان گراشی دست مریزاد گفت که در فضای شهر نسیمی از فرهنگ و دانش وزیدن خواهد گرفت، رایحه ای که مشام جامعه را معطر خواهد ساخت. بوی خوش را نمی توان در قفس حقد و خودخواهی ها نگاه داشت. غیاث الدین های شهرمان را حمایت می کنیم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 15:22 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
بلوتوثهای مخرب بیشتر به همین طریق منتشر میشوند؛ یعنی پخشکنندگان آنها ضرورتاً آدمهای شروری نیستند، ولی حس کنجکاویشان باعث میشود دست به این جرم بزنند. محفلهای دوستانه، آنجا که افراد و بهخصوص جوانترها دنبال راهی برای فرار از روزمرگیاند، مهمترین جایی است که این بلوتوثها پخش میشوند. مخصوصاً که ما در جامعهی بستهای زندگی میکنیم و چنین چیزهایی میتوانند در حکم اتفاقاتی باشند که پوستهی سخت و انعطافناپذیر سنت را میشکنند، و آنچه گاهی در زیر این پوسته رخ میدهد را نمایان میکنند. در جامعهای که در آن سعی میشود همه چیز روی روال و کنترلشده نشان داده شود، این گونه اتفاقات هیجان عمومی را برمیانگیزند. دارم به این مسائل فکر میکنم که یاد صحبت یکی از دوستان میافتم. میگفت جامعهی ما تصور درستی از مفهوم رسانه ندارد. احتمالاً منظورش این بود که مردم ما نمیدانند رسانه چیست و چه کاربرد و یا تأثیری دارد. بلوتوثها نوعی رسانهاند. آنها خبررسانی میکنند؛ خبرهایی از لایههای زیرین و پوشیده شدهی اجتماع. این خبرها هم جذاباند و هم همهگیر؛ و به همین دلیل به سرعت هم پخش میشوند. دنیای رسانهی امروز با این نوع خبررسانی مردمی بیگانه نیست. این تغییرات در شکل و مفهوم رسانه، با دسترسی گستردهی عموم مردم به وسایل تولید چندرسانهها (Multimedia) نظیر انواع و اقسام موبایلها و دوربینهای دیجیتال، و البته آسان بودن پخش گسترده آنها، مثلاً از طریق بلوتوث و اینترنت، به وجود آمده است. هر چیزی که به صورت دیجیتال تولید شود را میتوان با سرعت و گستردگی بسیار زیادی پخش کرد. همین آسانی تولید و پخش این کلیپهاست که بیشترین خطرات را به همراه دارد. به میل مبهم ماندگار شدن در تصاویر فکر میکنم؛ میلی که کموبیش در همهی ما وجود دارد. میخواهیم -حالا که اینقدر راحت میشود این کار را کرد- تمام لحظات را ثبت کنیم. و گاهی فکر میکنیم که میشود آنها را برای خودمان نگه داریم. به خیال این که میریزیم روی یک حافظهی جداگانه و میگذاریم توی گاوصندوق؛ یا میریزیم توی یک پوشهی کاملاً مخفی توی رایانهی شخصیمان و هیچکس به آنها دسترسی نخواهد داشت. ولی اینها خیال باطلی بیش نیستند. به هیچ وجه نمیشود از چیزی که به شیوهی دیجیتالی تولید شده است مراقبت کرد. همیشه باید ترس این را داشته باشیم که روزی از دست ما خارج میشوند؛ حتی اگر آنها را از حافظهی موبایل و یا رایانهی خود پاک کنیم. با یک برنامهی ساده میتوان بسیاری از چیزهایی که پاکشان کردهایم را برگرداند. به آن پسر جوانی فکر میکنم که موبایلش را روشن میکند تا از صحنههایی تصویر بگیرد که زندگی خودش و خیلیهای دیگر را تباه میکند. مطمئناً اگر آنها میدانستند که این کارشان چه عواقبی دارد، هرگز دست به موبایل نمیبردند. شاید آنها هم فکر میکردهاند که این کلیپ فقط پیش خودشان باقی خواهد ماند. شاید اصلاً فکرش را نمیکردند که این کلیپ میتواند به راحتی پخش شود و با بلوتوث موبایلها دست به دست بگردد و نیروی انتظامی را به در خانهشان بکشاند. شاید اصلاً نمیدانستهاند که تولید این تصاویر، جرم محسوب میشود و مجازات آنها میتواند به عنوان مفسد فیالارض، اشدّ مجازات باشد. کسی هم از عاقبت آنها درس عبرت نمیگیرد. همچنان موبایلها و دوربینها را روشن میکنیم و برای مردمی که تشنهی دیدن چهرهی پنهان جامعهمان هستند، خوراک خبری تولید میکنیم. مردمی که آنها هم نمیدانند داشتن و پخش کردن این بلوتوثها جرم محسوب میشود و بابت آنها جریمه و مجازات خواهند شد. یا شاید هم میدانند، ولی نمیتوانند دست از کنجکاوی و شیطنت بردارند. به آن دوستی فکر میکنم که با تأسف میگفت این کلیپها حداقل کاری که میکنند این است که قبح گناه را از بین میبرند. میگفت گناه کردن یک چیز است، و عمومی کردن گناه یک چیز دیگر. هم عقوبت این دومی بیشتر است و هم مجازاتاش. من که بلوتوثام را روی اینها خاموش میکنم. شما خود دانید. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 11:19 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش خبرنگار ايرنا، اداره کار وامور اجتماعي خنج بعد از يکسال ونيم وعده مسوولان ذي ربط در تاريخ هفدهم بهمن سال 87 افتتاح شد. در مراسم آغاز به کار اين اداره، مديرکل کار ضمن معرفي قاسم زينلي بعنوان رئيس اين اداره گفت: در حال حاضر اين اداره با سه نفر فعاليت خود را آغاز مي کند وتا سال آينده نسبت به تکميل کادر مورد نياز وگسترش آن با توجه به کمک مردم وشوراي شهراقدام خواهد شد . شوراي شهر ونيکوکاران محلي خنج مدت دو سال است که هزينه اجاره ساختمان اداره کار را پرداخت مي کنند وهمچنين 70 ميليون ريال هزينه وسايل وتجهيزات اين اداره هم از طريق کمک وهمياري هاي مردمي تامين شده است. رئيس شوراي اسلامي خنج در گفت و گو با خبرنگار ايرنا دراين باره گفت: نزديک به دو سال است که هزينه اجاره ساختماني را که براي استقرار اداره کار وامور اجتماعي خنج در نظر گرفته شده است، مي پردازيم. جاسم مقدسي افزود: در زمان شروع به کار اين اداره مبلغ 70 ميليون ريال براي خريد تجهيزات اداره کمک کرديم اما اين اداره پنج يا شش ماه پس از افتتاح، تعطيل شد. وي ادامه داد: از قرار معلوم با انتقال دائم مامور به خدمت رئيس اين اداره موافقت نشده است. مقدسي گفت: تعطيلي اين اداره، بي احترامي به ديگران و ناديده گرفتن حقوق مردم است و همين امر باعث سلب اعتماد مردم نسبت به دولت مي شود. وي افزود: اين مساله سبب ياس ونوميدي نيکوکاران مي شود چون اين مبلغي را که ما براي اجاره ساختمان پرداخت مي کنيم و پولي را که جهت خريد تجهيزات صرف کرده ايم کمک خيرين بوده است. رئيس شوراي اسلامي خنج گفت: با اين کار در حقيقت ميليون ها تومان کمک مردم را دور ريخته ايم. مقدسي ادامه داد: انتصاب يک فرد يا جايگزين کردن افراد، کارچندان مشکلي نيست. وي افزود: اينجا صدها کارگاه ،شرکت ،اداره خدماتي وجود دارد که بايد ارباب رجوع براي کار مربوط به لار يا شيراز يا جهرم ولامرد مراجعه کنند. مقدسي با ادعاي اينکه مسوولاندر اين زمينه دارند کوتاهي مي کنند،اظهار داشت: تا قبل ازاين که اداره کار و امور اجتماعي خنج افتتاح شود مردم به طور عادي به لار مي رفتند. رئيس شوراي اسلامي خنج ادامه داد: اما حالا که مردم داخل شهرشان اداره وجود دارد و در همين محل کارشان انجام مي شده برايشان خيلي سخت است به شهرستان هاي اطراف بروند . يکي از اعضاي شوراي اسلامي شهر خنج هم گفت: شوراي اسلامي و شهرداري خنج براي راه اندازي اين ادره زحمات زيادي کشيدند تا اين اداره استقرار يافت. محمد نور نوري افزود: ولي براي ما جاي اين سوال باقي است که چرا مسوولان به اين راحتي حاضر به تعطيلي اين اداره شده ند؟ وي ادامه داد: در شهرستان خنج با توجه به وجود ذخاير عظيم نفت وگاز وديگر شرکت ها ي دولتي وخصوصي وکشاورزي افراد زيادي براي انجام کارهاي خود به اين اداره نياز دارند. نوري گفت: براي مسوولان استان فارس خيلي ساده است کارمندي را به عنوان ماموربه خنج بفرستد تا مردم مجبور نباشند به ديگر شهر ها مراجعه کنند. وي ادامه داد: ما هرچه که آنها گفتند انجام داديم ولي آنها حتي يکبار در رابطه با خواسته هاي مردم يک بلي هم به ما نگفته اند. همچنين يک کاسب و فروشنده مصالح ساختماني که مغازه اش در زير ساختمان اين اداره قرار گرفته است،گفت: روزانه ارباب رجوع فراواني براي انجام مسايل کاري به اداره کار مراجعه مي کنند ولي کسي پاسخگوي آنها نيست. عبدالرحمن شريعتي افزود:ما نماينده اداره کار خنج شده ايم و همه به سراغ ما مي آيند و حتي تحويل گيرنده مراسلات پستي اداره کار هم هستم و اکنون مغازه من از نامه هاي اداري اين اداره پر شده است. وي ادامه داد: بيشتر اوقاتي که من در مغازه نيستم ،نامه ها را داخل مغازه مي اندازند و خيال مي کنند اينجا دفتر اداره است. شريعتي گفت:مدير اداره کار خنج بايد متوجه باشد که مردم هم کار دارند، براي چه اين همه براي مردم مشکل ايجاد مي کنند؟ خبرنگار ماهنامه روزبهان خنج هم اظهار داشت: مردم تماس هاي زيادي با ماهنامه داشته اند وهمه از نبود اين اداره گله مند هستند. احترام ابونجمي افزود: من در ميان اجتماع بيشتر حضور دارم و مي دانم چه مشکلات بزرگي براي همه مردم بوجود آمده است. وي ادامه داد: مسوولان ما بايد مشکل گشا باشند نه اينکه براي مردم مشکل ايجاد کنند، مدير اين اداره مي تواند يکي از کارمندان اداره کل يا يکي از کارمندان يکي اداره هاي شهرستان هاي همجوار را تا تعيين يک فرد جايگزين به خنج اعزام کند تا اين همه مشکل براي مردم پيش نيايد. رئيس سابق اداره کار و امور اجتماعي خنج هم درباره علت استعفاي خود گفت: در حدود هشت ماه است که از آموزش وپروش به اين اداره مامور شده ام و تاکنون حقوقي به من داده نشده است. قاسم زينعلي افزود: معلوم هم نبود سرانجام کارم به کجا مي کشد، به همين خاطر کارم را ترک کردم وبه محل خدمت سابقم برگشته ام. وي ادامه داد: اداره کار و امور اجتماعي خنج روزانه مراجعان زيادي داشت و من هم مخلصانه در اين مدت براي مردم کار کردم، مردم هم بسيار از اداره و کار ما راضي بودند. شهرستان خنج در فاصله 300 کيلومتري جنوب شيراز در استان فارس قرار دارد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 14:25 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
مهندس علي اميري رئيس اداره راه و ترابري لارستان نيز اين محور را نزديكترين و هموارترين مسير ارتباطي بين مراكز استانهاي فارس و هرمزگان دانست و گفت: امسال بهسازي آسفالت حد فاصل محور بندرعباس ـ جهرم كه حدود 300 كيلومتر ميشود در سه قطعه در برنامه وزارت راه و ترابري قرار دارد. به گفته وي قطعه نخست طرح 160 كيلومتر است كه از سه راهي كهورستان بندرعباس آغاز ميشود و تا لارستان ادامه مييابد. او افزود: 90 كيلومتر از اين محور هم در حوزه استان هرمزگان و 70 كيلومتر در حوزه لارستان قرار دارد كه در حوزه هرمزگان بهسازي و آسفالت 80 كيلومتر انجام شده است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 13:55 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش خبرگزاري فارس از اوز، حسين قناعت پيشه بعد از ظهر امروز در جلسه شوراي اداري بخش اوز اظهار داشت: به علت ضعف آگاهي، متاسفانه استقبال خوبي از بيمه در روستاها نشده است. وي با اشاره به اصل 29 قانون اساسي كه در آن فراهم كردن زمينه گسترس بيمه را از وظايف دولت ميداند، گفت: دولت در اين زمينه به وظيفه خود عمل كرده و زيرساختهاي گسترش بيمه را آماده كرده است و اينك وظيفه مردم و كارفرماها است تا براي گسترش بيمه در جامعه اقدام كنند. رئيس سازمان تامين اجتماعي لارستان با معرفي بيمه كارگران باربر به عنوان يكي از خدمات سازمان تامين اجتماعي از عدم استقبال از اين بيمه با وجود هزينه پايين و مزاياي زياد آن خبرداد و افزود: با پرداخت ماهيانه 19هزار تومان كه نسبت به ساير خدمات بيمهاي كمتر است، كارگران باربر ميتوانند خود را بيمه كنند ولي استقبال از اين بيمه در بخش اوز بسيار ضعيف بوده است. قناعت پيشه از دهياران و شوراها براي آگاهسازي مردم و حل اين مشكل درخواست همكاري كرد. بخشدار اوز نيز در اين جلسه از عدم استقبال مردم از خدمات بيمه در بخش اوز انتقاد كرد و آن را ناشي از ضعف فرهنگ بيمه دانست و از شوراها و دهياران خواست تا مزاياي انواع خدمات بيمهاي را براي روستاييان تشريح كنند. اصغر فرودي تصريح كرد: بخش اوز نسبت به ساير بخشهاي هفتگانه لارستان از نظر استفاده از مزاياي بيمه تامين اجتماعي در رده آخر قرار دارد.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 11:38 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
شهيد سيد ناصر سعادت در سال 1337 در شهر گراش متولد شد. وي دانشجوي رشته رياضي بود كه در پي وقوع انقلاب فرهنگي و تعطيلي دانشگاهها به گراش بازگشت و در كسوت دبيري به تدريس درسهاي رياضي، ادبيات و ديني مشغول شد. اين معلم دوست داشتني پس از چندين بار اعزام به جبهه در آذر ماه 1360 در منطقه گيلان غرب جاويد الاثر شد. این یادداشتها فرازهايي از كتاب «سردار بي نشان» نوشته امير حمزه مهرابي است.
صادق رحماني: اوايل انقلاب بود. سال 1359 هجري شمسي شايد. مدرسهها چندان جدي گرفته نميشد. مواد درسي با توجه به تحولات سياسي اجتماعي چندان مورد توجه معلمان نبود. ما هم به كلاس ميآمديم و ميرفتيم. در اين ميان شهيد سيد ناصر سعادت معلمي كه هميشه و هنوز برايم، مثل الگويي خودماني جلوه مي كند، در كلاس درس حاضر ميشد و به ما درس نهجالبلاغه ميداد. اعتقاد عجيبي به سخنان مولا علي (ع) داشت و همواره كلمات قصار و خطبههاي نهج البلاغه را برايمان تفسير ميكرد. با آن همه حركت، پويش و شتابي كه در كلام مولا نهفته بود و آن حس و حالي كه خود داشت، جوشش و شورشي در ما ميافكند. معلم ما، سيد ناصر سعادت، مردي كه شولايي از سكوت بر تن داشت و جز به ضرورت سخن نميگفت. هميشه ساكت، هميشه تنها، هميشه آرام، با دروني پر التهاب، حتماً. مردي با دسته كليدي كه هميشه در دست داشت و آرام و بيدرنگ! در خيابان شهر قدم ميزد، تنها، در پيادهرو، بي آن كه اطراف را بپايد. مردي كه دوست داشت، مو به موي كلام مولا علي(ع) در نهج البلاغه را در زندگي خودش عملی كند. اين را در فيلمي مستند كه از فقيران سيستان و بلوچستان گرفته است،ميتوان به درستي درك كرد. اي معلم بزرگ! تو هميشه براي من الگويي خودماني و صميمي هستي! امروز من دسته كليدي در دست دارم و در خيابان قدم ميزنم آرام و پرالتهاب .... مرحوم حميد رايگان: در جبهه چهره بشاش و با طراوت او دل و روح همنشينان را نوازش ميداد. اما هق هق آرام و مرواريد اشك شبانهاش ديدنيتر بود. اغلب جلسات درس وي به هنگام تفسير دعاهاي صحيفه سجاديه در مدرسه ايثار شهر گيلانغرب كه بعد از نماز مغرب و عشا برگزار ميشد با چشمان اشكآلود توأم ميگشت. در شرايط سخت و بحراني جبههها سنگ صبور و مشكلگشاي بچههاي رزمنده بود. طوفانيترين بچهها وقتي به نزدش ميرفتند و از سختترين مصائب لب به شكوه ميگشودند، با نسيم كلامش، عطر حديث يا آيهاي يا داستاني بر جان وي ميوزيد و او را به ساحل آرامش هدايت ميكرد. ابراهيم مهرابي: وقتي گذشته حيات طبيه شهيد سيد ناصر سعادت را بازخواني ميكنم، نقاط بسيار روشني را ميبينم، ولي در ميان همه حسنات اين سيد دوستداشتني، اخلاص و بيريايي او، چكاد درخت وجود اوست. در زمان استراحت بين دو زنگ پس از صرف چاي بلافاصله به ميان دانشآموزان ميآمد و با همان تبسم بسيار آرامبخش و هميشگي خود، بين بچهها روي سكوها مينشست و با شاگردانش سخن ميگفت. در سال 1360 اوايل جنگ، با هم در جبهه آبادان بوديم، بعضيها در ارائه خدمات تعريف نشده شرط و شروطي داشتند و اهل ترديد و بگو و مگو بودند، اما اين مجسمه اخلاص، هميشه دنبال كار ميگشت و گويا شاكله وجوديش اقتضايي جز اين را نداشت. يعقوب صادقي: زماني كه ايشان در دبيرستان تدريس ميكردند، يكي از محبوبترين معلمان بود و از نظر رفتار و اخلاق، الگوي اغلب شاگردان و حتي عدهاي از دبيران بود. يادم ميآيد كه بعد از اتمام كلاس، آستينها را بالا ميزد و در سيمانكاري حياط مدرسه حاجيپور و درختكاري دور تا دور مدرسه، كمك ميكرد .ّ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 10:57 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس هشتم بیان داشت: باید باور داشته باشیم که یک استان از شمالیترین نقطه تا جنوبیترین نقطه را شامل میشود. استان فارس به عنوان صادرکننده گاز به خط لوله اصلی به حساب میآید اما هنوز بسیاری از نقاط این استان با ضعف گازرسانی روبهرو هستند. هنوز روستاهایی در استان وجود دارند که نهتنها از نعمت گاز برخوردار نیستند بلکه از نعمت آب نیز بیبهرهاند. عضو فراکسیون مناطق محروم مجلس، عقبماندگیهای موجود در استان را ناشی از بیلیاقتی و عدم همکاری بسیاری از مدیران گذشته دانست و اظهار داشت: ضعف مدیران و عدم ثبات مدیران کارآمد از دلایل اصلی عقبماندگیهای استان است. اینکه با تغییر یک دولت کل مدیران دولتی و سازمانی تغییر میکند یک ضربه بزرگ بر پیکره جامعه است. اعتقاد داریم مدیران کارآمد باید در جایگاه خود حفظ و یا ارتقا داده شوند و برعکس مدیران ناکارآمد هرچه سریعتر با تدبیر رییسجمهور و وزرای پیشنهادی ایشان کنار گذاشته شوند. حسنی تاکید کرد: یک مدیر کارآمد حداقل باید اطمینان داشته باشد که برای 8 سال مدیر باقی میماند تا بتواند با برنامهریزی و دقت نظر زمینههای پیشرفت جامعه، استان و مردم را فراهم کند. نماینده مردم لار در مجلس هشتم عنوان کرد: وقتی مدیری از امنیت شغلی خود اطمینان دارد گامهای بزرگ توسعه را برمیدارد ولی وقتی او از فردای خود خبر ندارد هیچوقت ریسک نمیکند که به دنبال کارهای زیربنایی برود و نتایج تلاشهای او به نام دیگر افراد تمام شود. بنابراین به کارهای روبنایی و زودگذر اکتفا میکند و نتیجه آن نیز همین شرایطی است که اکنون شاهد آن هستیم. چند کارخانه ما در استان از جمله لاستیک دنا و صنایع مخابرات راه دور نیز به تعطیلی کشیده شده است. صنایع فارس اکنون در حال ورشکستگی بهسر میبرند و این استان در صنعت حرفی برای گفتن ندارد. این در حالی است که بزرگترین مخزن گازی کشور و بزرگترین معادن در استان فارس وجود دارد اما واقعاً تاکنون از این امکانات چگونه بهرهبرداری کردهایم؟ تا چه اندازه توانستهایم از داشتههای خود به نفع استان فارس استفاده کنیم؟ وی ادامه داد: در صنایع نفت و گاز تا چه اندازه توانستهایم پیشرفت کنیم؟ در طول 30 سال گذشته بجز پتروشیمی و پالایشگاهی که قبل از انقلاب احداث شده است هیچ پیشرفتی در این صنایع مشاهده نشده است. وقتی به گوشه گوشه استان نگاه میکنیم بهجز مجتمع پارسیان در صنعت نفت و گاز چیزی اضافه نشده است. عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس هشتم بیان داشت: باید باور داشته باشیم که یک استان از شمالیترین نقطه تا جنوبیترین نقطه را شامل میشود. استان فارس به عنوان صادرکننده گاز به خط لوله اصلی به حساب میآید اما هنوز بسیاری از نقاط این استان با ضعف گازرسانی روبهرو هستند. هنوز روستاهایی در استان وجود دارند که نهتنها از نعمت گاز برخوردار نیستند بلکه از نعمت آب نیز بیبهرهاند. عضو فراکسیون مناطق محروم مجلس، عقبماندگیهای موجود در استان را ناشی از بیلیاقتی و عدم همکاری بسیاری از مدیران گذشته دانست........... به نقل از وبلاگ حامی نیوز |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 14:34 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
با صحبتي دوستانه كه با آقاي مهروري رياست محترم اداره آموزش و پرورش منطقه گراش داشتم از باب همكار بودن مسائلي مطرح كرد كه به نظرم در شمارههاي گذشته كه باعث بعضي اختلافها مشكلات شده بود، به هر حال نكات قابل تامل فراوان در بين صحبتهايشان بود كه خواستم گزيدهاي از آن را به تحرير درآورم. اول چيز جالب اينكه در منطقه گراش شصت و هفت مدرسه وجود دارد كه از اين مدارس كه به طور قاطع كمتر از انگشتان دست هزينه ساخت آن از طرف دولت پرداخت شده كه آن هم در خود شهر گراش فقط سه مدرسه شامل الطاف دولتي شده، و مابقي از طرف خيرين ساخته شده است كه اينجا دارد به همشهريان خودم بابت اين روحيه و اعتقاد خيرخواهانه تبريك بگويم. البته در سالهاي اخير بعضيها با مشكلتراشي براي اين اداره باعث شدهاند بخشي از وقت و انرژي مديريت و برنامهريزان آموزش و پرورش اين شهر را به خود معطوف كنند، كه بارزترين آن ميتوان به اختلاف بر سر مدرسه ابراهيمي جنب هلالاحمر(دانشكده علوم آزمايشگاهي اسبق) اشاره كرد. در سالهاي بين 71-72 جهت راهاندازي و عدم تاخير در افتتاح، اين مدرسه به دانشگاه واگذار شد. البته در مديريتهاي قبلي اداره بود ولي جهت بازپسگيري آن با مشكلات جدي از طرف بعضي افراد مواجه شدند كه كار به جايي رسيد كه متوسل به راي دادگاه شدند. ابراهیم مهروري با جديت و پشتكار توانست راي را به نفع آموزش و پرورش بگيرد. كاملا واضح است كه هم دانشگاه آزاد و هم دانشگاه علوم پزشكي از فضاي آموزشي مربوط به آموزش و پرورش استفاده ميكنند كه به نحوي ميتوان اين طور بيان كرد كه اين اداره بار سنگين نداشتن فضاي آموزشي اين دو نهاد را بر دوش ميكشد. البته شايد براي پيشرفت علمي و فرهنگي شهر لازم بود اين كار انجام دهد. مدرسه ابراهيمي با توجه به وسعت و امكانات آن به عنوان مكان جديد دبيرستان شبانهروزي وليعصر(عج) در نظر گرفته شد. آدم به ياد ضربالمثل معروف كه البته چند ماه اخیر در گراش معروفتر شده كه « با دست بده با پا برو دنبالش » مياندازد. ريیس اداره نظر به اين داشت كه با توجه به پيشرفت سريع گراش هم از لحاظ بافت جمعيتي و هم از لحاظ گسترش شهر و ساختماني در نزديك به ده سال آينده به شدت به فضاي آموزشي نياز داريم پس بايد به حفظ و گسترش اينگونه فضاها بيانديشيم كه در آينده به مشكل برنخوريم. البته با شناختي كه از مردم گراش ميرود و هميشه پيشرو و نوانديش بودهاند با كمبود فضاي آموزشي مواجه نخواهيم شد. علاوه بر اين، سال قبل مجوز دبيرستان شبانهروزي پسران گرفته شد مجوز فني و حرفهاي پسران نيز گرفته شده و درخواست براي دبيرستان شاهد پسران و مدرسه نمونه دختران نيز به وزارت آموزش و پرورش داده شده كه اين تحركات شايد باعث تحولي در ساختار آموزشي شهر گراش ايجاد كند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 12:30 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
آقایان سعید بصیری -مصطفی سازنده-مهدی پرده نشین و محمد فخری چهار حافظی هستند که به مدت یک سال در شهر استهبان اقدام به حفظ کل قرآن کریم کردند. گفتنی است در سال قبل نیز آقایان مجتبی فردفانی-مهدی پرهیزکار-مجتبی خاکی نهاد-عبدالرضا ابراهیمی و احمدرضا سالاری موفق به حفظ قرآن کریم در شهر استهبان شدند. قابل ذکر است در پایان مراسم استقبال در محل نماز جمعه نمایشگاهی برپا خواهد شد که به تشریح فعالیت های مجمع القرآن خواهد پرداخت. تلاوت محمد علی ستوده در جوار حرم مطهر سید علاءالدین حسین(ع) به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران محفل انس با قرآن روز شنبه مورخ هفتم شهریور ماه با حضورقاری برجسته مصر استاد" محمود شحات انور" در جوار حرم سید علاءالین حسین در شیراز برگزار خواهد شد. گفتنی است قاری برجسته شهرمان محمد علی ستوده نیز در این محفل به تلاوت قرآن کریم خواهند پرداخت. مجتبی فردفانی و کسب مقام دوم کشوری از سری مسابقات سراسری حفظ قرآن کريم در سطح کشور جناب آقای مجتبی فردفانی يکی از حافظان کلّ قرآن کريم از شهرمان موفق به کسب مقام دوم کشوری شدند. گفتنی است اين مسابقات امسال در شهر مقدس مشهد برگزار گرديد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 10:50 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 16:50 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از ابنا ، در طرح سری جدید پاکسازی مذهبی در امارات، عراقیان شیعه ساکن در این کشور اخراج میشوند. این خبر درحالی منتشر میشود که در روزهای اخیر اقامت تعدادی از شیعیان لبنانی باطل شده است. این اتفاق در حالی رخ میدهد که بعضی از شیعیان ساکن در امارات، سابقه بیش از 30 سال اقامت را دارا میباشند. منابع آگاه با اشاره به فشار بیسابقه دولت امارات به شیعیان اظهار داشتند: در بین شیعیان عراقی که تهدید به اخراج شدهاند، تعدادی از علمای دینی و خطیبان و مداحان اهلبیت (علیهم السلام) دیده میشود. گفتنی است بیش از 60 درصد جمعیت امارات را مهاجرانی تشکیل میدهند که اکثر قریب به اتفاق آنها شیعه هستند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 14:4 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
شبستان فرهنگی: صادق رحمانی با اشاره به تفاوت های شعر آئینی و دینی گفت: برای مشخص کردن صادق رحمانی، شاعر به خبرنگار شبستان گفت: تجربه نشان داده است كه قالب های شعر نیمایی همچون شعر كلاسيك قادر هستند كه هر نوع مظروفی به ويژه مضامين آئيني را در خود بگنجانند، يعني همانطور كه با قالب سنتي رباعی كه فضای کوچکی هم دارد، می توان شعر طنز، مرثیه و اشعار اجتماعی سرود، با شعر نيمايي نيز مي توان شعري با مضامين فوق سرود. وی افزود: شعر مدرن با اینکه سابقه خیلی کمی در ایران دارد اما به نظر من هیچ محدودیتی در بيان مضمون هاي مختلف ندارد و می توان مضامين آئینی را نیز در آن گنجاند. رحمانی در ادامه به معیارهای شعر مخاطب پسند اشاره کرد و اظهار داشت: مخاطبان شعر عادت های ذهنی متفاوتی دارند و اين عادت ها به مرور زمان شكل مي گيرد، مثلا قرن های متمادی از آشنایی مخاطب شعر فارسی با شعر "از علی آموز اخلاص عمل" می گذرد، اين شعر قرنها تکرار شده است و با ذهن ايراني عجين شده، اما از عمر شعر سپید موسوی گرمارودی در رثاي امام حسین (ع) و حضرت فاطمه (س) بیشتر از 15 سال نگذشته است و براي اينكه ماندگار شود باید بارها تکرار شود. سراینده مجموعه شعر "سبزها قرمزها" در ادامه ماندگاری شعر را به بحث مخاطب شناسی مرتبط دانست و تصریح کرد: برای ماندگاری شعر یک سوال اساسی وجود دارد و آن این است که آیا برای ماندگار شدن یک شعر باید آن شعر زبانزد اکثر توده های مردم باشد یا اینکه لزومی ندارد كه توسط اغلب توده های جمعیتی خوانده شود و اگر در میان علاقه مندان شعر جا بیافتد، كافي است. وی ادامه داد: اقبال مخاطبان به یک شعر به عوامل زیادی ربط دارد ممکن است یکی از دلایل مقبولیت شعر تناسب موضوع با قالب باشد مثلاً شعر "علی ای همای رحمت" سروده شهریار به دلیل اینکه وزن دارد بیشتر با مردم ارتباط برقرار کند تا شعر سپید "خط خون" موسوی گرمارودی. رحمانی تکرار شعر در میان مردم را مهمترین عامل ماندگاری آن شعر عنوان کرد و گفت: یکی از دلایلی که شعر محتشم کاشانی در رثای امام حسین (ع) شهرت زيادي پيدا كرده، اين است كه در مراسم نوحه خوانی كاربرد زيادي داشته و بر سردر تکایا یا مساجد نصب شده است. البته ممكن است نتوانيم از شعر سپید مانند شعر سنتی در اين قبيل مراسم ها استفاده کنيم، اما مي توان قطعاتی رابه صورت مجزا و تک افتاده استفاده کرد. اين شاعر ادامه داد: در مجموع فكر نمي كنم كه ماندگاري يك شعر به قالب آن مربوط باشد، هر چه شعري براساس ذوق انسان ها ساخته شود و مورد اقبال توده هاي مردم قرر گیرد، ماندگار می افتد. وي در ادامه با اشاره به ابهام در تعاریف شعر آئینی تصریح کرد: شعر آئینی هنوز تعریف درستی ندارد مثلاً وقتی که شعر تعلیمی می گوییم مسلم است که منظور ما نسخه ی است که مانند مثنوی مولانا پند و اندرز می دهد یا شعر عرفانی، عاشقانه هر کدام تعریف مشخصی دارد اما شعر آیینی که حوزه گسترده ای نیز دارد فاقد یک تعریف مشخص است. رحمانی با بيان اينكه ما هنوز در بستر بی تعریفی از شعر آیینی به سر می بریم، ادامه داد: شعری که درباره غدیر، مبعث یا عاشورا سروده می شود، شعر آیینی است اما گاه دیده می شود که شعر آیینی با شعر دینی خلط می شود. بین این دو مرزي وجود دارد که باید این مرزها و حدود و ثغور به طور دقیق مشخص شود.اين پزوهشگر ادبي به تفاوت های موجود در شعر آیینی مدرن و کلاسیک اشاره و خاطرنشان کرد: اگر چه شاعران همواره دچار فردیت گرایی بوده اند و بیشتر در خلوت خود شعر سرودند و بعد شعر آنها در عرصه ظاهر شده، اما فرديت گرايي دوره جديد نيز بر شعر آنها نيز تاثير گذاشته است و شايد همين عامل موجب كم فروغ شدن شعر آئيني باشد. وي در پايان گفت: شاعران حساسیت های زیادی دارند که این حساسیت موجب می شود متاثر از محیط پیرامون خود باشد، بنابراين ممكن است كه فردیت دوره جدید بر آثار آنها تاثير شگرفي بر جاي بگذارد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 13:36 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
این عنوان در وبلاگ تازه تاسیس حامی نیوز نشان از عزم جدی حامیان حسنی نماینده ی لارستان و خنج در انعکاس اخبار او دارد. ضمن تبریک به دست در کار یا دست درکاران این وبلاگ یادآوری چند نکته ضروری می نماید. ۱. این تلاش از آن جهت اهمیت دارد که یک کار اثباتی است. یعنی یک فعالیت کنشمند است و حالت انفعالی و واکنشی ندارد. معمولا خبرها یی که گاه در وبلاگ ها نوشته می شود حالت منفعلانه دارد و در واکنش به اخبار و تحلیل ها یی ست که در وبلاگ و نشریات نوشته می شود. ۲. تلاش های تبلیغاتی علی اصغر حسنی قبل از انتخابات مجلس هشتم بسیار مناسب و پیش برنده بود. اما پس از پیروزی در انتخابات، دفتر ارتباطات و روابط عمومی در زمینه های خبر رسانی چندان که باید و شاید فعالانه عمل نکرده است. ۳. یکی از ویژگی های اخبار موثق و صحیح، داشتن منبع معتبر است. همچنین مشخص بودن هویت افرادی که در این زمینه فعالیت می کنند. جدی بودن و جدی شدن این وبلاگ به شناسنامه داشتن آن است. اگر نویسنده ی حامیان نیوز به نماینده مردم لارستان و خنج ایمان راسخ دارد، ممکن است با عدم درج نام خود، این تلقی را به وجود آورد که نویسنده به کار خود ایمان ندارد که صد البته این گونه نیست. به نظر می رسد با یک کار نظامند و شناسنامه دار بهتر می تون کارها را پیش برد. ۴. صحبت نو با راه اندازی این وبلاگ با دغدغه ی کمتری می تواند اخبار نماینده لارستان و خنج را در نشریه درج کند، زیرا این وبلاگ احتمالا کم فعالی دفتر ارتباطات را جبران خواهد کرد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 12:42 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
خیلیها صحبت نو را دوست دارند ولی به دستشان نمیرسد. در صحبتی که با تعدادی از عزیزانمان کردیم راهکارهایی پیش نهاد دادند. حاج اسد بخشی صحبت نو را روزنامهای زیبا و خواندنی میداند و میگوید: اگر به صورت مرتب به دستمان برسد میخوانیم و هزینهاش را هم میپردازیم. حاج احمد صادقفرد نیز میگوید: هر از چند گاهی به دستم می رسد ولی منظم نخوانده ام با این وجود خوشحال هستم که روزنامهای آبرومند در شهرمان منتشر میشود. او میافزاید: اگر هزینه ای داشته باشد حاضر به پرداخت آن هستیم. صادق فرد می گوید: اگر به اسم و نشانی بفرستید بهتر است. حمید فرهادی یکی دیگر از گراشیهایی است که در دبی مشغول به تجارت مواد غذایی است میگوید: کیفیت روزنامه بسیار خوب است و دو هفته نامه بودن را بهتر میداند ولی می گوید تا به حال کسی برای ما نیاورده است. یوسف آذرپرند گراشی مقیم شیراز هم میگوید: چند شماره صحبت نو را خواندهام مطالب تاریخی در رابطه با گراش جالب بود و خواستار ایجاد یک ستون همیشگی به صورت ستون حوادث بود. ناصر هنر ضمن تشکر از دست اندر کاران صحبت نو از مطالب ابوالحسن حسینی انتقاد کرده و گفت: این حرفها خیلی بد است چون به غیر از گراشیها کسان دیگری هم میخوانند و بازدهی جالبی برای شهرمان ندارد.
محمد جواد طوافی شاید بیشتر از همه از مطالب ابوالحسن حسینی و عزیز نوبهار بر آشفته بود و مورد انتقاد قرار میداد، علیرضا عالمی صحبت نو را به صورت مرتب میخواند و می گوید چرا برای چینیها که با مدرک لیسانس کار میکنند و پشت گاری میروند عیب نیست ولی برای ما عیب است، وی از مسئولین صحبت نو خواست تا قبل از چاپ مطالب را بخوانند و بیشتر دقت کنند تا باعث ناراحتی کسی نشوند. فاضل شمسی یکی دیگر از کسانی بود که صحبت نو را با دقت و به طور منظم میخواند وی میگوید: بیشتر از پیشکسوتان ورزش بگوید و عکسهایشان را چاپ کنید تا جوانان با آنها آشنا شوند. حاج سردار قاسمی با وجود دور بودن از شهر دبی باز هم پیگیر مسائل گراش خصوصاً ورزش گراش از طریق صحبت نو میباشد و به هر صورتی که شده ان را تهیه می کند.
یکی دیگر از گراشیها که زحمت پخش صحبتنو را در شارجه می کشد محمود گستم نژاد است که جا دارد از ایشان به خاطر همکاریش تشکر و قدردانی نمایم. در ابتدای سفر نیتی برای تهیه گزارش نداشتم اما وقتی محبت و علاقه همشهریان را دیدم لازم بود که نظرات آنها منعکس شود. از دستاندارکاران صحبت نو هم میخواهم به این درخواستها جواب دهند. محمد علی شامحمدی درباره توزیع نشریه در دبی میگوید: «همه نشریات ایرانی برای توزیع در دبی مشکل دارند. اگر بخواهیم از طریق پست بفرستیم هم هزینه زیاد است و هم نشریه دیر میرسد. معمولاً از طریق خواهش از مسافران نشریه را میفرستیم به خاطر همین توزیع نشریه در دبی نامنظم است. اگر هر کدام از دوستان با هم چند نسخه را مشترک شوند شاید مشکل کمتر شود.»
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 11:12 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اطلاعیه ی مهم دادستان عمومی و انقلاب لارستان
باسمه ی تعالی اطلاعیه شماره 7 پیرو اطلاعیه های قبلی به اطلاع عموم و شکات و سرمایه گذاران پرونده شرکت برگ سبز مطهر و مرتبطین آنان می رساند. 1 _ همانگونه که در اطلاعیه شماره 6 اعلام شده است افرادی که بیش از اصل وجوه سرمایه گذاری خود سودهایی دریافت کرده اند نسبت به استرداد وجوه اضافی اقدام نمایند لذا : الف ) از تاریخ صدور این اطلاعیه ( ۱۰ شهریور ماه ) یک ماه به این افراد مهلت داده می شود تا شخصا به دفتر بازپرس محترم ویژه مراجعه و کسب تکلیف نمایند . ب ) مراجعه شخص در مهلت مقرر حسن نیت تلقی و موجب معافیت از تعقیب قضایی خواهد بود . ج ) عدم مراجه در مهلت مقرر ، سوءنیت در تحصیل مال نامشروع تلقی و تحت پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت . د ) مفاد بندهای فوق شامل کسانی که سودها را در اختیار دارند و کسانی که به هر دلیل وجوه یا اموال را مصرف نموده و در اختیار ندارند نیز می شود . 2 _ از متهمین پرونده تا کنون 9 دستگاه خودرو توقیف و بیش از بیست ملک که از محل وجوه سودهای تحصیلی تهیه شده بود و مبالغی وجه نقد نیز توقیف شده که ارزش مجموع آن 30 میلیارد ریال تخمین زده شده است . 3 _ بر خلاف برخی شایعات موجود هنوز هیچ گونه تصمیمی از سوی کمیته استانی پیگیری پرونده جهت پرداخت وجوه و اموال توقیفی و ضبط شده به شکات ( سرمایه گذاران ) اتخاذ نگردیده زیرا این امر منوط به حسابرسی کامل پرونده های مالی افراد است که تا کنون به پایان نرسیده است بدیهی است در صورت هرگونه تصمیم گیری مراتب به اطلاع خواهد رسید . 4 _ جهت تنویر افکار عمومی اعلام می گردد موضوع وام 30 میلیارد تومانی که توسط بعضی از شخصیت های شهرستان پیگیری می شود میزان مبلغ و چگونگی شرایط پرداخت و سایر مسائل آن به سیستم بانکی ارتباط خواهد داشت که پس از تامین و ابلاغ اعتبار به اطلاع عموم خواهد رسید . 5 _ وثیقه هایی که در مقابل قرارهای تامین متهمین _ گذاشته می شود فقط برای ضمانت شخصی آنان بوده و قابلیت فروش و توزیع مالباختگان را ندارد . 6 _ کمیته استانی پیگیری پرونده ، یکی از راههای مناسب و محترمانه را همکاری مالباختگان و کسانی که سودی دریافت کرده اند با کمیته تهاتر شهر گراش می داند . لذا تاکید می نماید از مهلت داده شده کمال استفاده نموده تا منجر به الزامات قضایی نگردد .
دادستان عمومی و انقلاب لارستان |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 13:44 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
به گفته ی یکی از کارشناسان مسایل پزشکی: تاکنون پانزده نفر از اهالی منطقه مشکوک به انفلوانزای خوکی بوده اند که پس از بررسی کارشناسی و آزمایشگاهی و ارسال نمونه ی آزمایش ها به آزمایشگاه پاستور تهران فقط یک نمونه مثبت اعلام شده است . این بیمار هم اکنون تحت نظارت و درمان قرار دارد و بیماری او کنترل شده است. کارشناسان بهداشت در مطقه لارستان اعلام کرده اند: علایم این بیماری همان نشانه های افلوانزای معمولی است اما شیوع آن از طریق مسافرت به برخی کشورهای همجوار اعلام شده است. احتمال دارد ورود غیرقانونی برخی اتباع خارجی که در قالب تکدی گری به شهرهای منطقه یکی از راه های انتقال بیماری انفلوانزای خوکی باشد. مردم از مسئولان بهداشت منطقه انتظار دارند که در این زمینه آگاهی های لازم و اطلاع رسانی به موقعی به انجام رسانند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 12:17 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
کارنامه خون محمد حسنزاده نام پدر: حسن محل تولد: گراش تاريخ تولد: 1339 ميزان تحصيلات: راهنمايي محل شهادت: تپههاي غرب تاريخ شهادت: 29/4/1362 محل دفن: گراش فرازي از وصيتنامه: پيامم به ملت مسلمان ايران آن است كه به نداي پيامبرگونهي امام امت لبيك بگويند و با اعمال خوب خودشان دل اين ابرمرد تاريخ را خوشحال كنند و مانند مردم كوفه بيوفا نباشند بنده با چشم باز اين راه را انتخاب كردهام براي عمل به احكام و دين خدا عازم جبهه جنگ ميشوم. همه با روح وحدت ايماني پيرو فرمان خدا و رسول باشيد و هرگز اختلاف و تنازع كه موجب تفرقه اسلام است نپویيد. زندگينامه: محمد حسنزاده سال 1339 در خانوادهاي مذهبي و زحمتكش به دنيا آمد در سن هفت سالگي به تحصيل مشغول و تا اول راهنمايي ادامه داد و جهت امرارمعاش روانه کشورهای حوزه خليج فارس شد. در دوران نوجواني بسيار كوشا و زرنگ بود. در دوران انقلاب هميشه در بين مردم حاضر بود و در تظاهرات و راهپيماييها شركت ميجست. بعد از شروع جنگ وقتي كه از سفر بازگشت مدت اقامتش در گراش چهار ماه بود اما سه ماه را در جبهه گذراند و بالاخره رفتن به خارج را ترك و به عضويت رسمي سپاه پاسداران درآمد. از سپاه ماموريت يك ساله گرفت و در تيپ المهدي(عج) در پست حساس اطلاعات و عمليات مشغول به جان بازي شد. بسيار شجاع، متواضع و متقي بود و خستگي براي او معنا نداشت حتي بعضي وقتها تا ده شبانه روز طول ميكشيد تا از شناسايي برگردد اما باز نميخوابيد و سرانجام در سحرگاه روز 29/4/62 در تپههاي بلند غرب به درجه رفيع شهادت رسيد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 13:33 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
با چشم دل خدا را صدا کنیم آدرس خانهاش را از برادرزادهاش پرسيديم وارد خانه شديم، خانهاي ساده و كوچكي داشت، حاج آهن فرجي پيرمردي هفتاد ساله و نابينا كه سي سال از عمرش را موذني كرده است. خطوط روي پيشانياش حكايت از سالها زحمت و تلاشش دارد با حرفها و خاطرههايش ما را به سالها قبل ميبرد. زماني كه او دوازده سال بيشتر نداشت و نمازجماعتها را در مسجد جامع با امامت سيد عبدا... ابطحي و مسجد آخوند به امامت سيد محمود معصومي ادا ميكرد. ميگفت در آن مساجد بودم و اذان گفتم کارم شده بود. پدرش را در سن يازده سالگي از دست ميدهد و مشوق اصلياش كه اذان گفتن و نماز و قرآن را هم به او ميآموزد مادرش هست، مادري كه او را دلسوز و مهربان توصيف كرد كه فقط دو سال بعد از پدرش زنده ميماند. ميپرسيم قبل از اذان چه نيتي ميكند با سادگي خاص ميگويد سلامتي ميگفت چون بزرگان گفتهاند هر كس موذن باشد در روز قيامت حساب و كتاب سبكي دارد و از مقام بالايي نزد خدا برخوردار است موذني را دوست دارد و اين كار را فقط و فقط به خاطر رضاي خدا انجام ميدهد. از خدا شاكر بود چون در زندگياش خيلي از مواقع به طور معجزهآسايي از او نگهداري كرده است روزي جهت بردن غذا براي يكي از فقيران وارد خانهاي ميشود از پلهها ميگذرد، پايين پلهها سردابي عميق بوده كه او با توجه به نابينايياش متوجه آن نميشود و درست زمان افتادنش به درون سرداب با دستانش لبههاي سرداب را گرفته و مانع از سقوطش ميشود به خاطر اين موضوع از خدا شاكر بود چون آنجا فقط خدا كمكش كرد. این سالها فقط در مسجد امام جعفر صادق(ع) يعني مسجدي كه خودش باني خير آن بوده اذان گفته، موذنهاي قديمي را هم يادش هست مثل مرحوم مش غلامعباس فيروزي در مسجد جامع يا مرحوم محمد باقر دادي در مسجد حاج ابوالحسن. از نابينايياش پرسيديم، گفت: به خاطر بيماري گله كه يك نوع آبله است برادرش علياكبر فوت ميكند و خودش در سن سه سالگي نابينا ميشود. ميپرسيم تا حالا از خدا خواسته كه نابينا نباشد صادقانه جواب ميدهد البته كسي از خوبي صرفنظر نميكند ولي هر چه مصلحت خدا باشد جاي سپاس دارد. درآمدهاي زندگيش را از طرق مختلف به دست آورده بود ميگفت با شرايطي كه دارم باز از آدمهاي تنبل نبودم كه منتظر كمك ديگران باشم بلكه تا جايي كه در توانم بود خدمت ميكردم مثلا در گذشته از آبانبار حاج ابوالحسن با كنگر آب ميكشيدم كه به ازاي( هر قوطي حلبي روغنی) دو يا پنج قِران پول ميدادند و يا زماني كه آبها تمام ميشد با چهارپايان پنج بار(پنج راه) به چاه گلابي ميرفتيم و از آنجا آب ميآورديم و به خانهها ميرسانديم كه در ازاي هر( چهارقوطي حلبي) يك تومان ميگرفتيم و بعد از آن در سالهاي جاري به كار خريد و فروش و معامله ميپرداختيم. و در آخر ميگويد به قدر خودم زحمت كشيدم و از كسي انتظار كمك نداشتم در حال حاضر او بازنشسته است. ماه رجب، شعبان و رمضان از ماههاي باارزش و خاطرهانگيز براي اوست و صبحها ساعت چهار و نيم براي خواندن اذان صبح با شور و شوق بيدار ميشود. نزديك اذان شب بود به مسجد ميرود و خانمش كه زن مهماننوازي بود و حدودا چهل سال است كه با حاج آهن زندگي ميكند وكاملا هم از او راضي هست ما را بدرقه ميكند. صداي اذان ميآيد ميپرسيم اين صداي حاج آهن است؟ ميخندد و ميگويد بله. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 13:29 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
بناها، چه زيركانه، معماري را با اصول و عقايد مذهبي تلفيق ميدادند هنگامي كه دالانهاي بلند و تاريك ميساختند. دالانهایي به بلنداي ايمان و تقوا، تاريك اما به روشنايي و پاكي چشمان مردان و زنان قديمي. دالانهاي بلند، فرصت مناسبي را به صاحبخانه ميداد تا آمدن ميهمان به فضاي اصلي خانه، مرواريد هستيشان را در صدف حجاب قرار دهند. بناها چه ماهرانه، حركت خورشيد را زير نظر داشتند تا خانهاي گرم در سرماي سوزان و خانهاي خنك در چله تابستان داشته باشند و peshavah (در زمستان اتاق خود به خود گرم ميشد) وzamesokhonah (اتاقي كه اوشته در آن قرار داشت و با روشن كردن آتش، اتاق را گرم ميكردند)، kavoshkan و sofh بنا كنند. وچه در پنج دري و چه سه دري از ميهمانان پذيرايي ميشد. وارد خانه که شدم دالانی بزرگ را طی کردم که آسمان آفتابی انتهای آن نمایان میشد و با احوال پرسی گرم او روبرو شدم. سکینه پورشمسی 62 ساله که نزدیک به پنجاه و چهار سال است عمر خود را در این خانه گذرانده بود . وقتی از او در مورد قدمت خانه پرسیدم، میگوید این خانه بیشتر از صد سال سن دارد و در ادامه میگوید ما در یک خانه 6 خانوار بودیم. یعنی هر اتاقی مختص یک خانواده بود که بدون هیچ مشکلی با هم زندگی میکردیم. در واقع مانند امروزه نبود که هر اتاقی مختص یک نفر باشد و فقط یک خانواده در یک خانه زندگی کنند. ازاو در مورد اجزای خانهی قدیمی و ساخت آن پرسیدم. او از دالانشان شروع کرد که همان ابتدا جای سوال بود برای من، که چرا دالان سرپوشیده نبود. او میگوید: به خاطر خراب شدن سقف مجبور شدیم سقف آن را برداریم و گرنه در قدیم دالانها به صورت سر پوشیده بودند. در آن زمان خانه ها را کنار پا قلعه و اطراف آن می ساختند تا از غارت و سرقت اموال جلوگیری کنند. و در امنیت کامل باشند. خانه های قدیم از خشت و آب و گل درست میکردند و بعد دیوارها گچ و خاک میشد. البته بعضی از خانهها، دیوارهایشان را سفید میکردند. سقف اتاقها از چوب گز و یا کندهی فسیل بوده است. دیوار خانهها زیاد بلند نبودند به خاطر همین هم اطراف دیوار را پرواسه میگذاشتند. پرواسه، دیواریست یک الی یک و نیم متر که با خشت و گل و کاه در ادامه دیوار درست میشد. دیواری که رو به حیاط بود کوچکتر و دیواری که به کوچه راه داشت را بزرگتر میگذاشتند تا هنگام خوابیدن در پشت بام، بچه از بالا به طرف کوچه پرت نشوند. در یک خانه پنج الی شش اتاق وجود داشت که هر اتاق مختص یک خانوار بود و صمیمیت خاصی هم بینشان وجود داشت. یکی از اتاقها، سه دری بوده که از اسمش هم پیداست دارای سه در بود. اتاق پنج دری، دارای پنج در و اتاق هفت دری دارای هفت در. علت تعدد درها به این دلیل بودهتابستانها هنگام ظهر درها را باز میگذاشتند تا اتاق کمی خنک شود و گرما اثر نکند. در بعضی از خانه ها برای خنک شدن اتاق از بادگیر استفاده میکردند. بادگیر حالت اتاقی تو خالی مانند بود که چهار دیوار آن شبیه ستونهای بوده که هوای آزاد را می گرفت و به داخل اتاق هدایت می شد البته بادگیر در خانههایی وجود داشت که وضعیت مالیشان خوب بود. با آمدن پنکه و کولر بادگیرها از کار افتاد و درهای پنجدری بسته ماند. معمولاً در اتاقها را تا جایی که میتوانستند طاقچه درست می کردند و به جای کمد از آن استفاده میشد و وسایل لازم و تزیینی را روی آن قرار میدادند. اتاق دیگری وجود داشت که به آن تنبی Tanabi میگفتند که همان طور از اسمش پیداست در این اتاق استراحت میکردند و نقش اتاق خواب را داشت. در واقع تنبی در تالار قرار داشت. تالار از ستونهایی تشکیل می شد که قسمت بالای آن طاق مانند بود و فضایی باز و بدون در بود. یکی دیگر از قسمت های خانه کواشکن kaoshkan بوده که بیشتردر کنج قرار داشت و بدون در بود البته در بعضی از کواشکنها، پله درست میکردند که به پشت بام راه داشت. از دیگر قسمتهای خانه ی قدیمی صفه بود که شبیه تالار عمل میکرد و دو یا سه اتاق در آن وجود داشت که به آن اتاق صفه می گفتند. داخل صفه نیز چند تا طاقچه داشت. در یکی از اتاقهای صفه، وسایلی از قبیل منقل، چوب نخل برای درست کردن آتش و ... می گذاشتند. اتاق دیگر هم وجود داشت که روی پشت بام قرار می گرفت که اتاق بالاخانه میگفتند که رخت و خواب، پتو و وسایل دیگر ر ابرای تابستان در آن جاسازی میکردند. شبهایی که می خواستند در پشت بام بخوابند وسایل را از اتاق بیرون می آوردند و روی پشت بام پهن میکردند. علت گذاشتن وسایل در بالا خانه به این دلیل بود که وقتی باران رحمت می بارید وسایل ها را جمع کنند و سریع به داخل اتاق ببرند. برای این که آبها روی پشت بام جمع نشود هر بام پنج الی شش رچنه Rachena داشت که رو به حیاط خانه بود و همچنین چند رچنهی دیگر درست میکردند که به سمت کوچه راه داشت و باعث می شد هنگام بارش باران، آب ها به طرف حیاط و به داخل کوچه هدایت شود و صدای دلنشین آن شور و صفایی به اهل خانه می داد. رچنه معمولا از جنس تخته و یا چینکو (فلز) بوده است که اکنون در بعضی از خانههای قدیمی وجود دارد. حوض، دستشویی و مطبخ از دیگر قسمت های یک خانهی قدیمی است و البته در بیشتر خانه ها به دلیل وضعیت بد اقتصادی آنها حمام وجود نداشت و بیشتر افراد برای استفاده از آن، از حمام شهرداری استفاده میکردند که یا پول میدادند و یا گندم، جو. از معمار قدیم مرحوم کل عباس بنا و مرحوم محمد جعفری به یاد مانده است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 12:41 توسط
|
|
||