|
|
|
|
|
بار اول که چند ماه قبل کپی نامه آقای حسنی در خصوص درخواست شهرستان شدن گراش منتشر شد وی با انتشار نامه ای در خصوص درخواست فرمانداری ویژه برای لار به نحوی سعی در آرام کردن اوضاع داشت در همان زمان بزرگان لارستان آن را یک بازی دانستند ولی به علت حفظ آرامش و وحدت منطقه سکوت کردند. این بار شاهد بازی جدیدی هستیم وی ساعاتی پیش با تکذیب خبر شهرستان شدن گراش که در وبلاگ صحبت نو منتشر شد سعی دارد افکار عمومی را آرام کند غافل از اینکه مردم می دانند که گراش شهرستان نشده است اما این را هم خوب می دانند که سیاست های تجزیه طلبانه او چگونه و از چه طرقی در حال دنبال شدن است ..... امروز وقتی این خبر را خواندم یاد صحبت های آقای زمانی در نماز جمعه افتادم که گفت: حسنی الفبای سیاست را نمی داند |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 15:53 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
نکاتی که برادر ابراهیم پورِِ در گفتار خود بدان اشاره کرده اند از این جهت حایز اهمیت است که انباشته شدن توقعات مردم باعث می شود زمزمه ها و صداها به فریاد تبدیل شود. این درست است اما برادر فرهاد ابراهیم پور باید به این نکته توجه داشته باشند که این همه توقعاتی که برشمرده اند از عهده ی یک نماینده ی مجلس خارج است. مگر نمایندگان قبلی به همه ی وعده های خود عمل کرده اند که حالا یقه ی این نماینده را گرفته اید. آن طور که من درک می کنم این است که برخی قصد دارند با فشار بیش از حد به حسنی او را بیش از پیش مستأصل کنند تا دیگر هیچ بخشی هوسی برای نماینده شدن در سر نپزد. ما مدعی این نیستیم که همه ی کارهای حسنی در طریق صواب بوده است، اما امروز او فشار سنگینی را تحمل می کند. فشاری که حسنی گاه با لبخند و گاه با تغیّر آن را کاهش می دهد. حکایت فروافتادن او در باتلاق کلاه برداری و دستگیری فرزندش به دلایل مالی که شهره است و نیازی به توضیح چند باره نیست. او می خواهد خود را از زیر بار این همه مطالبات چه مالی چه اقتصادی و چه اجتماعی خارج کند. شاید بتواند با پررنگ کردن یکی از این مطالبات خود را از زیر دیون مادی و معنوی مردم بیرون آورد. دین رای یک پارچه ی مردم بخش گراش و حواشی لارستان بر دوش او سنگینی می کند و مردم متوقع اند او به وعده ی خود عمل کند. شما چه چاره ای پیشنهاد می کنید برادر ابراهیم که هم مطالبات مردم استیفا شود و هم حسنی زیر این همه فشار تاب آورد. حسنی به گفته ی خودش در این یک سال و اندی کارهای بسیاری را سامان داده است و بیشترین توجه را به بخش ها کرده است حتی خیلی بیشتر از زادگاه خودش یعنی گراش. گراشی ها هم فقط یک چیز از او می خواهند حتی اگر بر زبان نیاورند. با توجه به تحرکاتی که از دو سوی ماجرا صورت می گیرد و اخباری مبنی بر پیگیری شدید طرفین به گوش می رسد این هشدار ضروری به نظر می رسد که این مسئله نباید به بحران تبدیل شود. شما که در ایین زمینه ها فعال هستید چه پیشنهادی دارید؟ چه گونه این گره ها را می توان با سرانگشت تدبیر باز کرد؟به قول اقبال لاهوری: پس چه باید کرد ای اقوام شرق.
اینکه اقای حسنی هم از ابتدای ورودش به صحنه انتخاباتی با مخالفینی قدر روبرو بود شکی در ان نیست اینکه اقای حسنی تنها نماینده غیر لاری در این سی سال بعد از انقلاب است هم شکی در ان نیست اما این نماینده از بدو ورود خود با مسائل ومشکلاتی رو به رو بوده است که خو د بیگانه با ان مشکلات ومسببین ان نبوده است انتظار مردم گراش این بود که بعنوان یک همشهری اقای حسنی کاری از پیش ببرد تا الام مردم کمتر شود ودر باره دیگر شهرها هم کاری کند که مردم منطقه لارستان احساس کنند نماینده اشان در مجلس شورای اسلامی شدیدا پیگیر مسائل انهاست موضوع کلاهبرداری موضوع شهرستان شدن گراش اوز و... موضوع استان شدن لارستان ایجاد پروژه های صنعتی وتولیدی وکارگاههای زودبازده و... از جمله انتظارات به حق مردم لارستان وخنج بوده است .این انتظارات اگر عملی نبوده است حتما دلایلی دارد که ضرور بوده و هست که انرا با مردم در میان گذاشته شود وبدون ملاحظه منافع قوم وگروه و.. به شفاف سازی بپردازد .متاسفانه این گره های باز نشده در مدت نمایندگی ایشان به جایی رسیده است که مراجع ومسئولین منطقه هم بصدا درامده اند.امیدوارم اقای حسنی که نماینده مردم لارستان وخنج هستند با دقت بیشتری به مسائل پیرامونی وحساسیت ها توجه خاطر نشان دهند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 15:49 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
باسمه تعالی مدیر مسئول محترم روزنامهی صحبتنو ویژه گراش جناب آقای عبدالحمید غریبنواز استاد گرانقدر با سلام به شما و تمامی دوستان در صحبتنو احتراما طبق آییننامه مطبوعات، مطالب اینجانب را بدون هیچگونه تغییری در اولین نوبت چاپ نمایید. قبل از هر چیز بهتر بود در مورد متن و تیتر تحلیل سیاسی گراش به جای اینکه تیتر«نه اصلاحطلب، نه اصولگرا، گراشیها محافظه کارند» بهتر بود مینوشتید «نه اصلاحطلب، نه اصولگرا، گراشیها عاقل، زمانشناس و انقلابیاند». و راجع به عکس اینجانب که در دو قسمت مختلف به چاپ رسانیدهاید از شما کمال تشکر و سپاسگذاری را دارم و باعث افتخار است؛ اما زمزمهای شنیدم که مجبور شدم مواردی به اطلاع دوستان و سروران عزیز برسانم. اولا- چاپ اینگونه عکسها و مطالب اگر همانند چاپ مطالب در سه ماه گذشته (شورا-شهرداری-ایام تبلیغات انتخابات) از روی شیطنت و رسانیدن منظوری به وسیله تصاویر باشد باید به عرض مدیرمسئول و سردبیر محترم و دیگر دوستان در صحبتنو که همه آنها از استادان اینجانب میباشند برسانم که دیگر همه چیز به پایان رسیده و چاپ اینگونه نوشتهها و عکسها به جز تشویش افکار عمومی و تفرقه و دامنزدن به آن که هیچ نتیجه دیگری ندارد و بهتر است به جای ادامه دادن و دامنزدن به مسائل انتخابات به مشکلات شهر و جوانان و مردم و جامعه گراش رسیدگی، تحلیل و پیگیری نمایید و از لاک سیاسیگری بیرون آمده و فکر آینده درخشانتر شهر خود باشید که فردا دیر است. دوما- حتما جنابعالی و همفکران شما میدانند، خیلی از افرادی که در شعبههای اخذ رای فعالیت داشتهاند، در هر شعبه رایگیری، نه تنها در گراش بلکه در کل ایران طرفداران دیگر کاندیدا حضور داشتهاند و عضو هیأت اجرایی و ...بودهاند. و این را هم باید فهمید که مطمئنا هر فرد به کاندیدای خاص خود علاقه دارد و حتی در حوزهای که اینجانب حضور داشتهام چند نفر از خانمها و آقایان طرفداران سرسخت کاندیدای دیگر غیر از کاندیدای مورد نظر اینجانب بودند و خیلی از آنهایی که در ستاد آقای موسوی بودند؛ چه آنهایی که آشکار و چه آنهایی که پشت پرده فعالت داشتهاند در شعبههای اخذ رای مسئولیت داشتهاند. و تطابق و چاپ اینگونه تصاویر به دور از انصاف و یکطرفه میباشد و بهتر بود به خاطر جلوگیری از هرگونه تشویش اذهان عمومی از دیگر دوستان که طرفداران کاندیدای غیر بودند و در شعبههای اخذ رای فعالیت داشتهاند هم عکسی چاپ مینمودید و حتما در صورت امکان نسبت به چاپ عکس طرفداران دیگر کاندیدا در شعبهی اخذ رای چاپ نمایید تا معلوم شود که در اجرای انتخابات و برگزاری آن رعایت عدالت و انصاف انجام گرفته است. سوما- سروران و دوستان عزیز باید توجه داشته باشند که چاپ مطالب و عکسهایمنظوردار جز تفرقه و تشویش افکار عمومی چیزدیگری عاید ماها و شماها نخواهد شد، پس دوستان بهتر است بیشتر به فکر صمیمیت، یکدلی، یکرنگی، دوستی و عطوفت باشند نه عکس آن. در آخر دوستان باید توجه داشته باشند که طرفداری از یک کاندیدای خاص جرم نیست و اگر غیر از کاندیدای مورد نظر اینجانب هم رای میآورد، مطمئنا ابراز احساسات طرفداران آنها بیشتر از من امثال من بود، اینجانب افتخار میکنم که کاندیدای مورد نظرم اصلحترین بوده و اگر صدها بار کاندیدای مورد نظر من و امثال ایشان کاندیدا شوند من از عقاید، عدالت، و ولایتمداری و شجاعت آنها حمایت خواهم نمود؛ چون شما و دوستان میدانید که این انقلاب با خون هزاران شهید و جانباز و مجروح و فداکاری ایثارگران و اسرا آبیاری شده و به ثمر نشسته، نه با رقص و پایکوبی در خیابانها. در آخر از شما استاد گرانقدر کمال تشکر را دارم که حوصله نمودید و به صحبتهای این حقیر گوش فرا دادید. باتشکر کارشناس مدیریت محمدصادق وفائیفرد
دوست گرامی جناب آقای محمد صادق وفایی فرد ضمن تشکر از همکاران گرامی خودم در نشریه ی وزین و پرتحرک صحبت نو ویِژه ی گراش. نخست از این که بر پایه آرامش و با ارسال نامه به نشریه واکنش نشان داده اید تشکر می کنیم. بود یکی از همشهریان که با لحنی توهین آمیز پس از چاپ شماره ی قبل به ما معترض شد و به نوعی با نشریه محبوب صحبت نو بداخلاقی کرد؛ اما رویه ی شما را گرامی می داریم که رویه ی همه ی گراشی های شریف و گرانقدر است. غرض از چاپ عکس شما یادآوری یک نکته کوچک به مسئولان بود تا بر اساس مصوبات عمل نمایند تا خدای ناکرده شایبه ای پیش نیاید و به عدالت و صواب نزدیک تر باشد. گفتنی است که اگر از جانب رقیب انتخاباتی هم چنین اتفاقی می افتاد آن را منعکس می کردیم. به هر حال گذشت و به قول شما هر کسی حق دارد حامی کاندیدایی باشد. هیجانات سیاسی در همان روز بیست و سوم در گراش به پایان رسید و ما نیز بر سر معضلات شهر و کمک در انعکاس کاستی ها و راستی های شهر خواهیم شد و امیدوار می مانیم با تو جه به زلال اندیشی ها و اعتماد مردم گراش و لارستان به احمدی نژاد؛ دولت دهم نیز به وعده های خود در قبال این منطقه عمل کند. مطلب شما بدون هیچگومه تغییری به چاپ رسید. با تشکر و امتنان / عبدالحمید غریب نواز |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 15:1 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
رئيس دفتر مقام معظم رهبري، در مراسم معارفه رئيس جديد سازمان عقيدتي- سياسي ارتش گفت: «اينهايي كه چندمسووليتي ميشوند كارها را زخمي ميكنند، ولي هيچ كدام را درست انجام نميدهند.خبرگان مسووليت سنگيني دارند و نمايندگي آقاي علوي در مجلس خبرگان موجب شد ايشان از سمتشان كنارهگيري كنند.» |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 13:57 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
جناب آقای سید علاالدین بروجردی با سلام و احترام ذکر نام شما در قضایای لار و گراش مرا به سال ها پیش در دوبی برد. سال های پیش و پس از انقلاب که در بیمارستان دبی فعالیت می کردید . پس از انقلاب نیز به یاد دارم در حسینیه گراشی ها در دوبی برای پیشبرد انقلاب اسلامی زحمت می کشیدید. در دوران دفاع مقدس نیز به یاد دارم که تحت عنوان ستاد کمک به جبهه ها و جذب کمک های مردمی که گراشی ها هم بسیار فعال بودند با شما همکاری می کردند . اکنون نیز در جایگاه رفیع نمایندگی حضور دارید . از شما می خواهیم به ندای حق طلبانه ی مردم گراش پاسخ مثبت دهید تا مانند همیشه شما را دوست داشته باشند. حتی اگر می توانید تلاش بفرمایید هم مردم گراش و هم لار به حقوق خود دست یابند و مردم دچار تشتت و اختلاف نشوند. از عهده شما برادر بزرگوار که با دولت کریمه ی احمدی نژاد ارتباطات وثیقی دارید ساخته است. دست ما را بگیرید. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 15:20 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
وبلاگ شاکیان : رئیس حوزه علمیه لار : تاریخ لارستان را بازگو کنید حجت الاسلام موسوی که در حسینیه اعظم لار و به مناسبت عید مبعث سخنرانی می کرد گفت:علت بروز این مسائل عدم استفاده از فرصت های بدست آمده است ما وقتی خودمان حرکت نکنیم برایمان حرکت می کنند. ایشان افزود : بعد از انتخابات مجلس مسئولان اجرائی اعلام کردند بدون هیچ دغدغه انتخابات برگزار شد و حالا آقای حسنی نماینده کل مردم لارستان است و در اولین دیدار وی با حضرت آقای آیت اللهی ایشان تاکید کردند که اگر می خواهید کار گروهی کنید برای همه منطقه ما با شما هستیم ولی با صراحت به شما می گویم دست به ترکیب لارستان نزنید. رئیس حوزه علمیه لار ادامه داد ما نه بخیلیم نه حسود ما یک خواسته داریم قانونی هم است لارستان ظرفیت استان شدن دارد و تمام توصیه ها این است که لارستان به جایگاه واقعی خود باز گردد و همه بخشها به حق خود برسند. ما مانع پیشرفت نیستیم ولی پیشرفت باید همه جانبه باشد. ایشان در ادامه افزود:نتیجه زمانی حاصل می شود که در سایه وحدت ، یکدلی و یکپارچگی باشد. و با تاکید بر اقدامات قانونی جهت احقاق حقوق مردم گفت: اگر سخنان مردم به نحو صحیح به گوش مسئولان برسد مسئولان هیچ وقت اقدامی نمی کنند که باعث آشوب شود .ایشان در ادامه افزود : بیائید تاریخ لارستان را بازگو کنید تا معنای ولائی بودن مشخص شود آن زمان که به ذهن خیلی ها خطور نمی کرد بحث ولایت ،لارستان رهبری داشت که با اطاعت از او ولی فقیه را به طور مطلق معنا می کرد . شما در دامان چنین پدران و مادرانی تربیت شده اید از شما ولایت مدارتر کیست؟کجا کاری انجام شده در شهرستان که خلاف نظر ولایت باشد؟آن موقع که این مردم حکومت اسلامی داشتند ، زندگی اسلامی طرح کردند و احکام اسلام جاری شد از همان موقع مردم با رگ و پوست و خون با ولایت بوده و خواهند بود. در زمان حضرت امام از سال 42 و قبل آن روحانیت و مردم لارستان با حضرت امام بودند. مکاتبات حضرت آیت الله آیت اللهی با امام بزرگوار راحل گواه این موضوع است. وی با اشاره به درایت روحانیت لارستان به رهبری حضرت آیت الله آیت اللهی و حضرت حجت الاسلام سید مجتبی موسوی لاری در دوران سالهای 57 گفت انقلاب در لارستان با مدیریت انجام شده توسط روحانیت معزز انقلابی آرام ، موثر و همراه و همدل با حضرت امام بود .و بعد از حضرت امام اولین امام جمعه ای که فتوا داد تقلید از مقام معظم رهبری جایز است حضرت آقا بود و اولین کسی که خطاب العظمی به مقام معظم رهبری کرد امام جمعه محبوب لار بود. آیا اینها نشانه های ولائی بودن لارستان نیست آیا ولایت مداری غیر این است؟ ایشان در پایان سخنرانی خود گزارشی از دیدار معتمدین ،روسا و اعضای شورای شهر ، روحانیت و علمای اهل سنت لار ، اوز ، بیرم و ارد با حضرت آیت الله آیت اللهی ارائه نمود. اخبار مرتبط |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 14:14 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
فارس : فردي از سوي مراجع قضائي و اداره اطلاعات شهرستان لامرد به اتهام حمل سلاح غيرمجاز، سرقت، شروع به قتل، تمرد در مقابل ماموران و ايجاد ضرب و جرح عمدي يكي از ماموران به وسيله چاقو تحت تعقيب قرار گرفت. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 12:35 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
آن چنان که می دانید بحث ارتقای لار و گراش در دو سال اخیر شدت گرفته است. با حضور حسنی در مجلس شورای اسلامی این کفه به نفع مردم گراش سنگینی بیشتری دارد و هر از چندی با اندک نسیمی موجی از توفان خبری منطقه ی لارستان را فرا می گیرد. این بار و پس از رای ۸۶ درصدی مردم گراش به محمود احمدی نژاد امید ها برای نزدیک شدن به اهداف خود پر رنگ تر شده است. طبق گفته ی یک مقام آگاه که نخواست نامش فاش شود: جرقه ی این خبر در سخنرانی یکی از وعاظ گراش زده شد و در فضای لارستان پیچید. احتمال می رود این خبر درپی احساس خوشحالی زایدالوصف این روحانی پس از جشن پیروزی حامیان احمدی نژاد بوده باشد. از دیگر سو رواج این شایعات آن هم به این شدت ممکن است به نوعی فرافکنی درباره ی معضل اقتصادی در گراش باشد تا بار طاقت فرسایی که بر دوش نماینده لارستان و خنج سنگینی می کند کمی کاهش یابد. برخی کارشناسان مسائل اجتماعی گراش باور دارند که برخی از فعالان لاری با یارگیری هایی از بخش های مختلف مانعی برای ارتقای شهر گراش ایجاد می کنند. آن ها اعتقاد دارند برخی از مردم گراش نیز چندان دفاع جانانه ای از نماینده ی خود ندارند. استدلال آنها چیزی جز همان مشکل اقتصادی نیست. فعالان لار نیز ضمن واکنش در نماز جمعه بیست و ششم تیر ماه لار ، دیدار با آیت الله آیت اللهی در شیراز، ملاقات با استاندار فارس و تماس با علاالدین بروجردی به تفکیک لارستان معترض شده اند. این در حالی است که نشانه هایی از ارتقای منطقه ی لارستان به استان شدن به چشم نمی آید و حتی خبر فعالیت هایی در این زمینه به گوش نمی رسد. تدبیر و آرامش لازمه ی پیشرفت است. به نظر می رسد شفافیت های سیاسی پس از انتخابات به لایه های اجتماعی ، اقتصادی و حتی عاطفی نیز رخنه کرده است و باعث صف آرایی در مقابل هم شده است. مسئله ای که هیچ گاه به معنی پیشرفت نیست. بهتر است همه ی برادران اختلاف ها را در فضایی صمیمی و به دور از تنش و با درایت و تدبیر مصالحه کنند. روحانیان معزز منطقه از هر رنگی، خود منادی وحدت و عدم تنش هستند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 10:40 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
وبلاگ شاکیان :حجت الاسلام شیخ باقرنخبة الفقهائی که در مراسم بزرگداشت عید مبعث در حسینیه اعظم لار سخنرانی میکرد گفت :مسئولان باید به حرف مردم توجه کنند و رسیدگی نمایند. ایشان در ادامه سخنان خود متذکر شد که در حوادث سال 28 در لار 70 هزار کلمه تلگراف زده شد ولی یک کلمه جواب ندادند اگر آنوقت دو کلمه جواب داده بودند آن اتفاقات تلخ رخ نمی داد. ایشان افزود اگر قرار است گراش که نه از لحاظ جمعیت و نه از لحاظ وسعت شرایط لازم را ندارد شهرستان شود یک استثنا دیگر قائل شوید و لارستان را استان نمائید.
رضا زاده استاندار فارس گفتند:" نمایندگان گاهی مسائلی دارند که بزرگ نمائی می کنند که وانمود کنند کاری شده است ، هنوز هیچ مسئله ای اتفاق نیفتاده و تصمیمی گرفته نشده است و اگر قرار باشد تصمیمی اتخاذ گردد بنده در جریان قرار می گیرم ونظرات تمام دوستان را گرفته و به تهران منعکس می نمایم و قطعا بعد از جمع بندی نظرات تصمیم اتخاذ می شود ." |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 9:19 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
با حکم فرمانده کل قوا؛ سیدمحمدعلی آل هاشم رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش شد . حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا ، طی حکمی حجت الاسلام آقای حاج سید محمدعلی آل هاشم را به ریاست سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب کردند. به گزارش خبر گزاری، متن حکم رهبر معظم انقلاب به این شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم جناب حجت الاسلام آقای سید محمدعلی آل هاشم نظر به تعهد و شایستگی و تجارب ارزنده، شما را به ریاست سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب می کنم. انتظار می رود با زمینه مساعدی که در ارتش برای فعالیت های عقیدتی سیاسی و آموزش معارف دینی فراهم است، با استفاده از راهکارهای نو، معنویت و اخلاق به سطح قابل توجهی ارتقاء یابد. از تلاش های ارزشمند جناب حجت الاسلام آقای علوی در طول خدمت تشکر و قدردانی می کنم. توفیق همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم. سیدعلی خامنه ای 28 تیرماه 1388 |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 14:16 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
وبلاگ شاکیان : در نماز جمعه دیروز آقای زمانی نماینده معتمدین لار در بین دو نماز سخنرانی کرد . وی در این سخنرانی با اعتراض شدید به عملکرد حسنی نماینده لارستان وخنج در مجلس شورای اسلامی گفت: "از زمانی که آقای حسنی به مجلس راه یافته بجز ایجاد نفرت، کینه و تفرقه افکنی کار دیگری نکرده است.... وی پای نجفی که 2 بار قبلا کلاهبرداری نموده را به لارستان باز نمود و با تاسیس شرکت ، 400 میلیارد تومان از یک شهر کوچک کلاهبرداری مینمایند، آیا چنین نماینده ای می تواند درایت و کفایت کافی داشته باشد تا در مقابل استبداد شرق وغرب که کمر همت به نابودی ملت ایران بسته اند دفاع کند." وی در بخش دیگری از سخنان خود ضمن انتقاد شدید از سیاست های تجزیه طلبانه آقای حسنی افزود:" آقایان محترم مسئولین مجلس وکشور آیا منتظرید مردم مغازه ها را تعطیل کنند و به خیابانها بیایند و آنوقت به فکر بفتید، الان می گوئیم اگر مردم به خیابانها آمدند و بازارها تعطیل شد وبیگانگان ودشمنان انقلاب اسلامی سوءاستفاده کردند ما مسئول و مقصر نیستیم... چرا فقط لارستان باید پاره پاره شود." سخنان ایشان با تکبیرهای مکرر نمازگزاران در تایید این سخنان بارها قطع شد ، سپس شعارهای تندی بر علیه آقای حسنی نماینده مردم لارستان وخنج در مجلس محترم شورای اسلامی توسط نمازگزاران سر داده شد. در پایان آقای افروشه مسئول ستاد نمازجمعه ضمن تشکر از آقای زمانی اعلام کرد که در پی برگزاری جلسات متعدد مقرر گردیده روز شنبه ساعت 10 صبح، جلسه ای به اتفاق اهالی بیرم،اوز و ارد در محل منزل آقای آیت الله آیت اللهی در شیراز جهت پی گیری موضوع برگزار گردد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 11:5 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش خبرگزاري فارس از لارستان، منصور محتاجي صبح امروز در جمع خبرنگاران اظهار داشت: يكي از خواستههاي ديرينه مردم لارستان فارس تأسيس و راهاندازي دانشگاه علوم پزشكي براي تربيت پزشك، دندانپزشك و غيره بوده است. وي ادامه داد: اين درخواست پيوسته به مقامات ارائه شده كه در دور دوم سفر رياست جمهوري به استان فارس اين درخواست مردم لارستان مورد تصويب قرار گرفت. فرماندار لارستان اظهار داشت: بهدنبال آن جلسات پيگيري موضوع با حضور رئيس دانشگاه علوم پزشكي شيراز، نماينده مردم در مجلس شوراي اسلامي و اينجانب و تأكيدات وزير بهداشت و درمان منعقد و راهكارهاي اجرايي شدن تأسيس اين دانشگاه مورد بررسي و تأكيد قرار گرفت. محتاجي تصريح كرد: سه بيمارستان مجهز موجود در لارستان يعني بيمارستانهاي امام رضا (ع) شهر لار، اميرالمؤمنين (ع) شهر گراش و اميدوار شهر اوز نيز بهعنوان بيمارستانهاي آموزشي اين دانشگاه انتخاب و معرفي شدند. وي خاطرنشان كرد: با موافقت رئيس دانشگاه علوم پزشكي فارس مراحل مقدماتي و مطالعه طرح ياد شده آغاز و دانشگاه علوم پزشكي در لارستان تأسيس ميشود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 14:29 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
ایا این امر موجب نگرانی وسلب ارامش مردم اوز نخواهد شد؟ ایا خانواده های بدبخت وبیچاره این زندانیان جز رنج وناراحتی سوغات دیگری به اوز می اورند؟ ایا ارتباط این زندانیان با مجرمین بیرونی باعث نخواهد شد که همواره حامیان انها در نزدیکی اوز یا در شهر اوز سکنی نمایند؟ ایا این امر باعث نگرانی ودلهره مردم اوز نخواهد شد ؟ساخت زندان وندامتگاه نه تنها برای شهر اوز که برای هر شهر دیگری که باشد هم صلاح نیست در نزدیکی شهر باشد چرا برای شهرستان شدن ما اوزیها حد قانونی جمعیتی نیستیم اما برای زندان درست کردن جای مناسبی است چرا شهری که دادگاه ندارد میتواند زندان داشته باشد من نمی دانم مسئولین امر این دوگانگی را چگونه توضیح میدهند مردم اوز از مسئولین شهری از بخشداری از فرمانداری لارستان انتظار دارند به این موضوع توجه عمیق داشته باشند واین نگرانی را ازبین ببرند . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 13:59 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
سمير زماني امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در خنج اظهار داشت: تعميرات داخلي اين بقعه شامل كچبريها، مقرنسكاريها، تعويض كاشيهاي ريزش كرده، كتيبهها و طاقنماها است. مسئول اداره ميراث فرهنگي خنج اضافه كرد: اين اثر ارزشمند تاريخي در فهرست آثار ملي كشور بهثبت رسيده كه در نوع خود منحصربهفرد است و به اقتباس از ساختمان مسجدالاقصي با هنر معماري اسلامي بسيار زيبائي در قرن هشتم هجري به فرمان امير سيفالدين لاري حكمران لار كه از مريدان شيخ محمد ابونجم خنجي بود، ساخته شده است و در دوران بعد از انقلاب به كمك خيران محلي و اعتبارات سازمان ميراث فرهنگي فارس نماي بيروني آن كاملا تعمير و هماكنون نيز عمليات مرمت داخل اين بنا آغاز شده است. زماني گفت: داخل بنا از هنر معماري زيبايي شامل مقرنسكاري، كاشيكاري و كتيبههايي بهخط كوفي و ثلث و هنر نقاشي زيبايي برخوردار است كه متاسفانه در اثر وقوع زلزلههاي متعدد در گذر زمان خسارتهاي زيادي به آن وارد شده كه با مرمت آن شكوه و عظمت گذشته خود را باز مييابد. مسئول اداره ميراث فرهنگي شهرستان خنج گفت: 300 ميليون ريال هزينه تعميرات داخلي اين بنا در سال جاري از محل اعتبارات سازمان ميراث فرهنگي تامين شده و براي تكميل آن به اعتبارات بيشتري نياز است. زماني افزود: همه ساله اعتباري براي تعمير اين بنا اختصاص مييابد ولي در مقايسه با فرسودگي اين بنا احتياج به اعتبارات خيلي بيشتري است. شيخ محمد ابونجم كه از عرفاي بنام قرن هشتم هجري است، بنيانگذار مكتبي بهنام شمسيه است كه در زمان خود نه تنها در ايران بلكه از سراسر جهان ارادتمندان خاصي داشته و نصب اين سيد بزرگوار بر طبق سند موجود در خنج در سيزدهمين نسل به حضرت امام موسي كاظم (ع) ميرسد و اكنون نيز اين بقعه زيارتگاه خاص و عام است |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 11:1 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
به قبرستان گذر كردم كموبيش/ بديدم قبر دولتمند و درويش نه درويش بيكفن در خاك خفته/ نه دولتمند برد از يك كفن بيش
با گذر از ميان قبور چشمم به قبوري افتاد با سنگهاي رخام و مرمرين گران قيمت و مدلهاي مختلف و نوشتههاي متفاوت كه از هم گويي سبقت ميگرفتند وقتي به تاريخ فوت آنان نگاه ميكردم آنانكه بعدتر مرده بودند سنگ قبرشان مجللتر و بلندتر و بعضا به شك سنگ قبور سليمان يعني ايستاده با عكس جلب توجه مينمود. به ياد داستاني از گلستان سعدي عليهالرحمه افتادم، توانگرزادهاي را ديدم بر سر گور پدر نشسته و با درويش بچه ای مناظره درپيوسته كه صندوق تربت ما سنگيني است و كتابهي رنگين و فرش رخام انداخته و خشت پيروزه درو ساخته، به گور پدرت چه ماند خشتي دو فراهم آورده و مشتي خاك بر آن پاشيده، درويش پسر اين بشنيد و گفت تا پدرت زير آن سنگهاي گران بر خود جنبيده باشد پدر من به بهشت رسيده است. باز درگذر ميان قبور متوجه نوشتههايي از آيات قرآن مجيد شدم باز به ياد داستان شيخ اجل در گلستان افتادم، كه: يكي از بزرگان ائمه پسري وفات يافت پرسيدند كه بر صندوق گورش چه نويسم. گفت: آيات كتاب مجيد را عزت و شرف پيش آنست كه روا باشد بر چنين جايها نوشتن كه بر روزگار سوده گردد و خلايق بر او گذرند و سگان بر او شاشند اگر به ضرورت همي نويسد اين بيت همي كفايت است. وه كه هر گه سبزه در بستان/ بدميدي چه خوش شدي دل من/ بگذار اي دوست به وقت بهار/ سبزه بيني دميده بر گِل من. چه شده است ما را كه مردهپرست ميشويم تا چند سال قبري از دوستي ديدم كه ارتفاع آن نيم متر بود ولي در سفر اخير ديدم هم پاي تورم ارتفاع سنگ مرمرين ايشان به يك متر افزايش و كاسه آبي و گندم ماني به روي قبر گذاشته و عجيبتر آن بود كه ديدم كه جوانان از پسر و دختر در كاسه آب و آبي بر چشمان و گونههايشان ميكشند در دل گفتم خدايا صاحب اين قبر از دوستان من بود خدايش بيامرزد ايشان نه اهل تجملگرايي و نه كرامتي داشت بلكه بندهاي از بندگان خدا كه دركمال صفا و بيآلايشي و يا تقوي. چه شده كه مردم اين گونه به قبرش تبرك ميجويند. باز ديدم جواناني دو سوي قبر ايستادهاند و بربر به هم نگاه و زير لب زمزمهاي. از رفيق همراهم پرسيدم مگر اينها از رفيقان مرحومند گفت كجايي رفيق! اينجا ميعادگاه است.(...). گفتم چرا روحانيون مانع از ارتفاع سنگهاي رنگارنگ و اين بدعتها نميشوند گفت برادر آنان خود بيميل نيستند كه بعد از فوتشان سنگهاي قبورشان بلندتر باشد و مردم به آنان تبرك جويند و بعد از گشت و گذاري و فاتحهاي و طلب مغفرت براي گذشتگان براي بازماندگان آرزوي سلامتي كنم. به اميد روزي كه خرافات از ميان ما رخت بربندد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 9:48 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
کاظم رحیمی نژاد : بارها "رستم و سهراب"رابرای خود و دانشجویان ادبیات فارسی خوانده ام . تراژدی ساده و بلندی که در بیت اول به پایان می رسد: اگر تند بادی بر آید ز کنج به خاک افکند نارسیده ترنج اما همیشه با خود و بچه ها گفته ام که شاید این بار رستم پیش از آنکه خنجر از نیام برکشد ٬پسر را از دشمن باز شناسد.شاید این بار نوشدارو از سهراب دریغ نشود .شاید ...افسوس که همیشه به این بیت می رسیم: از این خویشتن کشتن اکنون چه سود چنین رفت و این بودنی کار بود آری سرنوشت همیشه کار خود را می کند و بیت بالا همیشه در همان جای همیشگی منتظر ماست.هیچ کس حاضر نیست کمی کوتاه بیاید . من باز هم "رستم و سهراب" درس خواهم داد و مثل همیشه به دانشجویانم خواهم گفت که به این امید شاهنامه بخوانند که سهرابی در آن کشته نشود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 9:35 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
احمد اقتداری : مرحومان شعاع شيرازي و سيد جلال الدين مجدالاشراف شيرازي بزرگ سلسله ذهبيه رضويه نيز نسخه را ديده و صحت ترجمه را تائيد کرده اند . از حسن اتفاق بخت يار شد و آقايان حاج حسين خان اقتداري و حاج محمدرضا خان رستم پور که هر دو از نوادگان مرحوم حاج رستم خان مولف هستند و گراشي هستند و در گراش سکونت دارند و صاحب اثار خير در تق و فتق امور مذهبي و اجتماعي مردم گراش هستند ( مانند تاسيس مدرسه و مسجد و موقوفات خيريه و حل و فصل امور اداري و خيريه براي مردم گراش ) با سعه صدر و حق شناسي و بزرگواري هزينه چاپ و انتتشار کتاب گل و برگ را تقبل فرمودند و مرا سپاسگزار ساختند . از لطف اين عمو زادگان ارجمند و خير و از لطف عميم و صميم آقاي عنايت الله مجيدي رئيس کتابخانه بزرگ مرکز دايره المعارف بزرگ اسلامي ( که کتابخانه خليج فارس هم جزئي از آن کتابخانه بزرگ است ) و از لطف آقاي صادق رحماني گراشي دوست ارجمند و فاضلم که بسيار دقيق و ظريف و فرهنگ شناس و علاقمند به اعتلاي فرهنگ گراش و لارستان و ايران است و در نهايت حسن و سليقه و ظرافت و گشاده دستي کتاب را در نشر همسايه قم که خود مدير آن است به زيور طبع آراسته خواهد کرد سپاسگزارم . راستي را: حديث نيک و بد ما نوشته خواهد شد زمانه را سند و دفتري و ديواني است |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 12:36 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 12:28 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 10:45 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
هانیه باختر: طی مطلبی که در شماره قبل منتشرشد در جایی نقل قول از خانم خواجه زاده عنوان شد که «استقبال از کلاسهای کانون امسال کمتر از سال گذشته بوده و دانش آموزان ترجیح میدهند به لار بروند تا گراش. چون اساتید، بهتر و سخت تر کار میکنند». این مطلب کمی نیاز به تامل دارد. اولاً چون تهیهی گزارش به گونهای است که گزارشگر در حین سوال از طرف مقابل در حال یادداشت برداری است، ممکن است مطالب اصلی نوشته شود اما توضیحات آن یا برخی مطالب دیگر از قلم بیفتد. برای روشن تر شدن سوءتفاهم در این جمله که «استادان در لار بهتر و سخت تر کار می کنند» باید بیان کرد که طبق صحبت و گفتگوی مجدد با خانم خواجه زاده، ایشان گفتند: «منظور از این جمله این است که در لار و مدارس لار از استادهای پروازی استفاده میکنند اما در گراش از آن برنامهها وجود ندارد و چند نفر از بچههای گراش هم به طور مستقل در این کلاسها شرکت کردند که بسیار تاثیر گذار هم بود.» امید داریم که طی این مطلب سوءتفاهمات برطرف شود. چون من نظر شخصی خودم را اعمال نکردهام و نمیکنم. لازم به ذکر است که در پایان مصاحبه قبلی خواجه زاده بیان کرد که تلاشهای آقای ناصری نسبت به امور فرهنگی شهر به خصوص کلاسهای کانون قابل تقدیر و حس مسوولیتپذیریشان قابل تحسین می باشد. در جایی از جوابیه آقای ناصری با این مضمون فرموده اند که «کاش گزارش گر عضو کانون بود و یا با یکی از دانش آموزان عضو کانون مصاحبه کرده بود و عملکرد کانون را از آنها پرسیده بود و در بخش های مختلف نقد، اندکی از محاسن کار آنها در نظر گرفته می شد تا با بی انصافی زحمات افراد خدوم ضایع نمی شد». باید عرض کنم که من حرفی از خودم نزدهام. در گزارش هم قصد نقد شخصی نداشتهام. تنها نقل قول کردهام. هیچ قصد و غرضی، آنهم با بی انصافی! علیه افراد خدوم در کار نبوده است. خداوند علیم و دانا از هرچیزی با خبر است. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 10:2 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
فرزانه استوار : گفتند از سفر بنويس. حالا نميدانم منظورشان سفرهاي تابستاني گراشيها به جاهاي ديگر بود يا سفر گراشيها به گراش؟ با آغاز فصل تابستان و تمام شدن مدرسهها، معمولاً گراشيها از هر جاي دنيا كه باشند به گراش ميآيند. از شهرهاي مختلف ايران، كشورهاي حوزهي خليج فارس، كشورهاي اروپايي، آمريكايي يا هر جاي ديگر. نميدانم اين گراش چيست كه همه را شيفتهي خود كرده؟ خيليها براي ديدوبازديد از اقوام و آشنايان، عروسي يا رفتن سفرهاي دستهجمعي با خانواده و آشنايان به گراش ميآيند و البته خيليها هم ميآيند و مجال سفر رفتن را از آنها ميگيرند. شايد هم به خاطر آبوهواي خوب و امكانات تفريحي عالي به اينجا ميآيند. فائزه بيستوسه ساله ساكن دبي است. ماهي يكبار به گراش ميآيد. وقتي دليل سفرهاي مكررش به گراش را پرسيدم، گفت: اگر در بهترين و پيشرفتهترين جا هم باشي، آخرش آنجايي را ميخواهي كه در آن متولد شدي و اقوام و آشنايان آنجا هستند. پسر سه سالهاش محمد هم فقط به خاطر اين كه اينجا يخمك هست، گراش را دوست دارد. ايمان بيست سال دارد و ساكن تهران است. با آغاز فصل تابستان به گراش آمده بود. وقتي دليلش را پرسيدم گفت: فرقي نميكند كه به گراش بيايم يا جاي ديگر مهم اين است كه خانواده و آشنايان را ببينم. محسن بيستونه ساله براي كار به كويت ميرود. ميگفت با آغاز تعطيلات هر طور كه شده بايد به گراش بيايم. دلم براي خانواده و صحراهاي گراش تنگ ميشود. عارفه سيونه سال دارد و در قم زندگي ميكند، تا فهميد ميخواهم درمورد گراش از او سؤال بپرسم بدون معطلي گفت: گراش يعني عشق، گراش يعني زندگي! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 9:58 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش خبرگزاري فارس از خنج، طي مراسمي با حضور مسئولان محلي اين شهرستان، كلنگ ساخت مركز بهداشت درماني مركز دهستان بيغرد در بخش مركزي خنج بهزمين زده شد. اين ساختمان در زميني بهوسعت 5 هزار و 950 مترمربع با 580 مترمربع زيربنا با صرف هزينه يك ميليارد و 700 ميليون ريال خودياري حاج نصرالله پروانيده يكي از نيكوكاران محلي مقيم دبي تامين و پرداخت شده است. براي اين مركز واحدهاي واكسيناسيون، مطب، تنظيم خانواده، آزمايشگاه، داروخانه و دندانپزشكي درنظر گرفته شده است. دهستان بيغرد با 8هزار نفر جمعيت در شرق خنج قرار دارد.
*بودجه امسال شهرستان خنج تصويب شد كميته برنامهريزي شهرستان خنج اعتبار 44ميليارد ريالي عمراني سال 88 را تصويب كرد. در اين جلسه فرماندار خنج با اشاره به كاهش اين اعتبارات در مقايسه با سال گذشته و با بيان اينكه شوراي استان دست فرمانداري را در توزيع اين اعتبارات در بين ادارات بسته است و امكان تغيير در آن وجود ندارد، خواستار همكاري با تصويب اين اعتبار شد. محمدرضا تدين در اين نشست گفت: امسال 44 ميليارد ريال اعتبار تملكات دارائي و دو درصد درآمد نفت و گاز براي اين شهرستان كه بالغ بر 44ميليارد ريال است، صرف ميشود. وي افزود: اين اعتبار در اجرا و تكميل 75 طرح عمراني در بخشهاي بهداشت و درمان، آموزش و پرورش، راه، كشاورزي و دامداري و خدمات شهري و رستائي مصرف خواهد شد. فرماندار خنج گفت: در اعتبار سال جاري ساخت و استقرار ادارات هواشناسي و تعاون كه از خواستههاي مردم و نياز شهرستان است، در نظر گرفته شده است.
*مسائل و مشكلات دهستان بيغرد بررسي شد فرماندار خنج و جمعي از مسئولان اين شهرستان با حضور در اجتماع مردم دهستان بيغرد در مسجد جامع اين دهستان، مسائل و مشكلات آنان از جمله مشكلات بهداشت و درمان، فرهنگي و ورزشي و بهسازي روستا را بررسي كردند. فرماندار خنج در اين اجتماع گفت: با مجوز احداث مركز بهداشت درماني موافقت شده و از محل اعتبارات سفر مقام معظم رهبري 100ميليون تومان براي احداث سالن ورزشي در اين دهستان تامين شده و طرح بهسازي روستاي بيغرد در برنامه بنياد مسكن قرار گرفته است كه به زودي كار آن آغاز ميشود. محمدرضا تدين افزود: ساخت مجتمع ورزشي در اين دهستان نيز از پيشرفت خوبي بر خوردار است و با مساعدت و همكاري شوراي اين دهستان و نيكوكاران و كمك دولت روشنائي اين ورزشگاه به زودي آغاز ميشود. وي اضافه كرد: برنامههاي خوبي براي پيشرفت و آباداني اين دهستان در حال اجرا است. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 11:6 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
مسعود غفوری، ابوالحسن حسینی، سید علی مجلسی، محمود غفوری صحبتنو: چند وقتي بود که دنبال بهانهای میگشتیم تا با حبیباله مهرابی يک مصاحبه مفصل داشته باشيم. فكر كردیم اکنون كه مدارس تعطيل شدهاند و تابستان شروع شده، بهترين فرصت است كه از او به عنوان يك كارشناس امور تحصیلی و يك مدیر موفق بخواهیم وضعيت تحصيلی دانشآموزان در گراش را و وضعيت مديريت شهر را ارزیابی کند. ولی خوشبختانه آقای مهرابی نخواست که به اين دو محور اکتفا کند و قول داد که سلسله بحثهای مهمی را مثلاً در مورد شورای شهر اول و محدودهی گراش و شهدای ده تن پی بگیریم. حبیب مهرابی در این موارد بسیار مطلع است و عقیده دارد «باید این مسائل را به مردم گفت.» ما قول مطالب بعدی را از او میگیریم و این مصاحبه را با محوریت آموزش و پرورش انجام میدهیم. این مصاحبه با همکاری مسعود غفوری، ابوالحسن حسینی، سید علی مجلسی، محمود غفوری در دفتر صحبتنو انجام شد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:15 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
توي مدارس خيلي از مديرها اعتقاد دارند كه مدارس قبلاً بهتر بودند و الآن دانشآموزان آنچنان شور و شوقي ندارند كه مديرها و معلمها را سر شوق بياورند. اين فقط یک نوستالژي است يا واقعيت دارد؟ نه. اصلا واقعيت ندارد. من معتقدم كه هر سالي خصوصيات منحصربهفرد خودش را دارد و برخورد ما هم هر سال به نسبت سال قبل بايد تفاوت داشته باشد. ما الآن از لحاظ سختافزار مشكل نداريم؛ بلکه از لحاظ نرمافزار و تئوري و نگرش و نظريهپردازي مشكل داريم. بايد نگرشمان نسبت به اداره كردن مدارس بهروز شود. امروز روی پاكت نمك تاريخ ميزنند. «هر چه بگندد نمكش ميزنند / واي به روزي كه بگندد نمك!» وقتي روي پاكت نمك تاريخ ميزنند، بر تفكر ما و انديشههاي ما و شناخت ما هم نسبت به دانشآموزان جديد تاريخ ميزنند. ما بايد بهروز شويم. بايد نگرشمان را تغيير دهيم تا اینطور قضاوت نكنيم. من معتقدم كه هر سالي خصوصيات منحصر به خودش را دارد. پس هر سال هم مديريت ما به نسبت سال قبل بايد متفاوت باشد. اگر متفاوت نباشد، برداشت همین میشود که شما فرمودید. پس اين تقصير دانشآموزان نيست. آنها به شيوهي خودشان بر اساس دوره و زمانه جلو ميروند. ما نبايد عقب بمانيم ... ما نبايد عقب بيفتيم از دانشآموزان. سواد عمومي بچههاي ما به مراتب خيلي بيشتر از چند سال قبل است، چون احساس نيازشان فراتر از قبل است. ما چون نميتوانيم نيازهاي روحي - رواني و حتي اجتماعي بچهها را برآورده كنيم، احساس ميكنيم كه بچهها در مقابل ما قد علم كردهاند. اين اشتباه است. ما هستيم كه بايد بر اساس سواد و توانايي و تحليل آنها تصميم بگيريم. الآن بچهي كلاس چهارم يا پنجم ابتدايي مثلاً در بحث نرمافزاري و استفاده از كامپيوتر خيلي از منِ مدير و معلم جلوتر است. او بهتر ميتواند به اطلاعات دسترسي پيدا كند. من اتفاقاً معتقدم كه بچههاي امروز خيلي فعالتر از دانشآموزان سنوات قبلاند. ما بر اساس تئوري ذهنيای كه خودمان داريم فكر ميكنيم دانشآموز آرام دانشآموز مستعدي است. اما هميشه دانشآموز آرام دانشآموز مستعدي نيست. خب شما فكر ميكنين كه شور و شوق كم نشده؟ نخير. نشده است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:12 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
اين ديد وجود دارد كه آقاي مهرابي يک مدير سختگير است و مديران سختگير هم معمولاً دوست دارند دانشآموزان آرام باشند. شما الآن ميفرماييد كه دانشآموز آرام را دوست نداريد. از طرف دیگر، همه شما را به عنوان يك مدير خوب ميشناسند و كمتر كسي است كه از زحمات شما تعريف نكند. نظر خودتان چيست؟ من ميخواهم نظر شما را بپرسم. پس بگذار من اول تعريفي از مديريتي كه به آن معتقدم بكنم. اولاً مديريت همانطور كه دانشمندان بزرگ ميفرمایند يعني توانايي انجام كار با كمك ديگران، و يا علم و هنر بهكارگيري اصول برنامهريزي و سازماندهي، ارتباطات، هدايت و كنترل فعاليتهاي افراد براي رسيدن به هدفهاي عالي و مشخص. يعني اینکه مدير بايد توانايي حل مشكل و انتخاب الگوهاي جايگزين در حداقل فرصت ممکن داشته باشد. شناخت تهدیدها و تبديل آن به فرصت كار مدير است. او باید با شناخت عميق نقطهضعفها آنها را به نقطه قوت تبدیل کند، و با انعطافپذيري و با توجه به جزييات بر مشكلات غلبه کند و در جهت هدايت و رهبري موثر سازمان يا مدرسه تحت مدیریتاش برنامهريزي کند. لازم است كه خدمت شما عرض بكنم كه اينجانب مدير سختگيري در دوران مديريتام نبودم، اما مدير قاطع و منظم و پاسخگو بودم و تا اين مدت هيچ وقت به انفعال نيفتادهام و هميشه سيال و به صورت پويا حركت ميكردم. بين مدير و مديريتكردن تفاوت قائلام و اصرار داشتم كه همكاران و خودم نظم در كار، نظم در حضور، نظم در اداره كلاس، و نظم در پاسخگويي به دانشآموزان و اولياي آنها داشته باشيم. اين امر امكانپذير نبود مگر اينكه افراد در كارهايشان داراي عدالت باشند. من در اصرار براي رسيدن به هدف متهم ميشدم به سختگيري، ولی سختگيري با اصرار بر فعاليت و انجام تكاليف و ارزيابي كردن و كنترل و هدايتكردن متفاوت است. همهي مديران سختكوش و صادق ما به اين مسئله واقفاند كه هم بايد قاطع بود و هم عشق داشت؛ هم نصيحت كرد هم محبت داشت؛ هم راه اعمال قانون و رعايت مقررات را جست و هم با شور و نشاط با دانشآموزان بود. فصلِ «بر» دانشآموز بودن گذشته است و شروع فصلي احساس ميشود كه «با» دانشآموز بودن جواب ميدهد. هر مديري با هر سلیقهاي باید با عمل خود دانشآموز را هدايت کند و با روشي كه بر اصول روانشناسي و شناخت تفاوتهاي فردي دانشآموزان استوار است در جهت نیل به هدف تلاش کند. پس شما ميگویید که این سختگیری نیست و قاطعيت است؟ بله. از نظر روانشناسي رشد، دانشآموزان در سطح راهنمايي و در سطح متوسطه، مدير جبون و ترسو نميپسندند. به دليل اينكه قدرت فيزيكي و بدني بچهها در حال رشد است، علاقمند به مديري هستند كه داراي ابهت باشد. اگر مديري در دبيرستان يا حتي مدارس راهنمايي داراي ابهت نباشد، اين مدير دچار مشكلات عديدهاي خواهد شد. و این يكي از نکات ظريف و كليدي در سپردن پست مديريت به افراد است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 12:11 توسط
|
|
||